تمام بيانيههاي آتشين با زبان سرخ مايليكهن
ارسال شده: دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸۸, ۶:۳۵ ب.ظ
محمد مايليكهن در بيانيهاي عليه امير قلعهنويي، فضاي فوتبال كشور رابار ديگر به فاز «تنش» وارد كرد. كاري نداريم كه حق، جاري شدن اين كلام برزبان او وجود دارد يا خير اما بدون آنكه بخواهيم موضعگيري خاصي كنيمادعاها و حرفهايي كه در 20 سال اخير بر زبان او آمده و فضاي جامعهمطبوعات را به التهاب كشانده با يكديگر مورد بررسي و مرور قرار ميدهيم.توجه كنيد:
1- پهلوان پنبهها را معرفي ميكنم
درسال 1368 مايليكهن كفشها را آويخت و بازنشسته شد اما راهي به كادرفنيپرسپوليس نيافت. در بهار سال 1369 او دلگير از علي پروين كه او را بهحداقل حقش نرسانده بود در نشريه پهلوان اين جمله را بر زبان آورد «به زوديپهلوان پنبهها را معرفي ميكنم»!
اشاره مايليكهن به علي پروين بود.داستان هم به اواخر دهه 50 و حوادثي برميگردد كه باعث شد پنج محمدپرسپوليس از تيم كناره بگيرند. علي پروين هم كه نميخواست پرونده روزهايتلخش رو بيايد بلافاصله مايليكهن را به عنوان دستيار خودش به پرسپوليسبرگرداند.
2- رفاقت با علي پروين مثل اتوبان يكطرفه است
درتابستان سال 1378 اين جمله معروف را مايليكهن در مصاحبه با يك روزنامهورزشي عنوان داشت. علت اختلاف معلوم نيست اما هر چه هست اينكه مسايل باديدارهاي پرسپوليس–شهرداري تبريز و پرسپوليس – سايپا در آن مقاطع يعنيتيمهاي برابر پرسپوليس كه هدايتشان با محمد مايليكهن بود، كاملابيارتباط به نظر ميرسيد، اتوبان يكطرفه رفاقت از آن روز به بعد واردادبيات فوتبال ايران شد.
3- در دنيا هيچ چيزي را به اندازه ميزشان دوست ندارند
دربهار سال 1383، دادكان او را از سرمربيگري تيم ملي فوتبال المپيك بركناركرد. بلافاصله او در مطبوعات و تلويزيون درباره دولت سابقش گفت: «بعضيهاميزشان را با تمام وجود چسبيدهاند و در دنيا هيچ چيزي را به اندازهميزشان دوست ندارند، از آن به بعد بود كه بين دادكان و مايليكهن شكرآب شد.
4- آقا قلدره فكر ميكند همه كاره فوتبال است
مخاطبجملات آتشين او بعد از علي پروين(دو بار) و محمد دادكان، اين بار علي داييبود. اين جمله او، جمله معروفي بود كه باعث شد نام او به عنوان «آقاقلدره» در فوتبال معروف شود.
5- و اين بار
«گروهبان قندلي هم نيست، چه رسد به ژنرال!»
*****
اگر مايليكهن به من گفته بود، جوابش را ميدادم
ناصر حجازي: سرمربــي تيمملــي نبايد اينگونه حرف بزند
نامناصر حجازي اين روزها كمتر در رسانههاي نوشتاري ديده ميشود. او در يكچرخش 180 درجهاي، ديگر نه بهراحتي مصاحبه ميكند و نه وارد دعوا وجنگها و كلكلهاي رسانهاي ميشود. با اين حال او مهر سكوت را شكسته وهرچند دست و پا شكسته و با اكراه جواب سوالات را ميدهد.
آقاي حجازي! اين روزها اصلا جواب روزنامهها و روزنامهنگاران را نميدهيد، مشكلي پيش آمده؟
نههيچ مشكلي وجود ندارد و با كسي هم مشكلي ندارم. تصميم گرفتم از اين به بعدفقط در تلويزيون و با رسانههاي خارجي مصاحبه كنم. با شبكههايي مثلدوبياسپورت مصاحبه ميكنم.
داريوش مصطفوي حرفهاي شما را در برنامه ورزش از نگاه دو تكذيب كرده است. گفته به شما قول مربيگري تيمملي را نداده بود.
مهم نيست. من در آن برنامه گفتم ماهي مرده نيستم كه در جريان آب شنا كنم.
امااو ادعاي شما مبني بر انتخاب شدن بهعنوان سرمربي تيمملي در زمان رياستخود و مسايلي از اين دست را رد و شما را به دروغگويي متهم كرده است.
جوابيبراي اين آقا ندارم. هرچه گفته و ميخواهد بگويد مهم نيست. مردم مابهخوبي همهچيز را ميفهمند و ميدانند كه چه كسي راست ميگويد و چه كسيدروغ.
پس جوابي براي مصطفوي نداريد.
خير، جوابي براي او ندارم.
راستي در جريان بيانيه تند و توهينآميز مايليكهن عليه قلعهنويي هستيد؟
بله، يك چيزهايي شنيدم.
نظر شما در اين رابطه چيست؟
بهمن ارتباطي ندارد كه وارد اين دعوا شوم. اين يك موضوع بين اين دو نفر است.اگر مايليكهن اين حرفها را به من زده بود آنوقت ميدانستم چه جوابي بهاو بدهم اما الان به من ارتباطي پيدا نميكند و ترجيح ميدهم حرفي هم نزنم.
اما قبول داريد لحن و ادبيات مايليكهن بسيار بد و در شان سرمربي تيمملي نبود؟
متاسفانهاين ادبياتي است كه در كل جامعه پذيرفته شده است و بارها در سطح عموم مردمديده ميشود. به هر حال مايليكهن نبايد به عنوان سرمربي يك كشور وجايگاهي كه دارد چنين حرفهايي ميزد.
*****
اگر قلعهنويي قدش كوتاه است، كار خداست
خداداد: مايليكهن فكركرده چون سرمربي تيم ملي است مــيتواند دركار خــدا هم دخالت كند
خدادادعزيزي فضاي فوتبال را خوشايند نميداند و حاضر است براي مقابله با دلاليسمدر معرفي مربيان دلال پيشقدم شود و همكاران دلالش را معرفي كند. خدادادكه از منتقدان دايي بود اكنون از او حمايت ميكند و در خصوص رفتارمايليكهن موضع ميگيرد.
فضاي دلالي در فوتبال ايران را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اميدوارممسوولان قضايي باقدرت با اين پديده برخورد كنند و آسان نگيرند. بنده خبردارم كه در ميان مربيان هم هستند افرادي كه سردمدار دلاليسم بازيكن هستندو نبايد يكطرفه به قضيه نگاه كرد و دنبال مقصر در بين اهالي مطبوعات گشت.مسوولان با يك پرسوجوي ساده به راحتي ميتوانند اسامي اين مربيان را كهدر ليگ هم مشغول هستند پيدا كرده و با آنها برخورد كنند.
در مورد انتقادات اخير نسبت به دايي فكر ميكنيد اين روند صحيح باشد؟
انتخابمايليكهن خوب بود اما در اين حال نبايد دايي را تخريب كرد. الان برخيكارشناسان با ژست آنچناني و با به كارگيري كلمات ثقيل مربيان جوان كشور رامورد بدترين نقدها قرار ميدهند. نميدانم، مگر همين افراد در زمان حضوردايي در تيم ملي از او تعريف نميكردند؟ اما حالا كه او رفته است، چرا اورا به اين شكل مورد نقد و بررسي قرار ميدهند؟ تيم ملي در مقابل عربستاندر بازي رفت و امارات خيلي بد ظاهر شد اما هيچ كس صحبتي نكرد. حالا همشروع كردهاند به تخريب قلعهنويي و حتما فردا هم نوبت من ميشود.
دليل رفتار اين كارشناسان چيست؟
اينكارشناسان از ما ميترسند و شايد جايگاه خود را در خطر ميبينند اما امثالمن، دايي، استيلي و پيرواني با كارنامهاي كه داريم در قبال اين نقدهاهيچگاه خراب نميشويم. الان مدعي هستند ابراهيمزاده مربي علمگراست وقلعهنويي تجربي است، حتي اگر اينگونه باشد چرا ابراهيمزاده مانندقلعهنويي مقام و افتخار نياورده است.
از متن بيانيه مايليكهن در خصوص قلعهنويي با خبر شديد؟
مناصلا رفتار و نوع بيان مايليكهن را تاييد نميكنم. درست است كه حاجيمايليكهن سرمربي تيم ملي شده است اما نبايد حالا كه به جايي رسيده همهحرمتها را زير پا بگذارد.
الفاظ به كار برده در اين بيانيه به نظر شما صحيح است؟
منمايليكهن را دوست دارم اما ميخواهم به حاجي بگويم كه اگر قلعهنويي قدشكوتاه است؛ خواست خدا بوده و از شما كه حاجي و معتقد هستيد بعيد استاينگونه در مورد افراد صحبت كنيد. متاسفانه از مايليكهن كه فردي مومن وباخداست اين الفاظ بعيد بود. ايشان فكر كرده چون سرمربي تيم ملي شدهميتواند در كار خدا هم دخالت كند؟ روي مايليكهن كه مكه رفته است حسابميكردم و فكر نميكردم يك آدم باخدا به شكل و قيافه مردم ايراد بگيرد.تازه مگر در اين فوتبال چند آدم رستم داريم كه اينگونه در مورد قلعهنوييصحبت ميكنيد؟
اين روش برخورد سرمربي تيم ملي به نظر شما حاشيهسازي نيست؟
منفقط ماندهام چرا هر بار قلعهنويي در آستانه كسب يك موفقيت قرار ميگيردعليه او جبهه ميگيرند. مطمئن باشيد خدا دماغ آنهايي كه سربالاست را بهزمين ميمالد. متاسفانه در فوتبال ما اين موضوع تبديل به فرهنگ شده كه هركس به قدرت ميرسد به دنبال تارومار كردن ديگران ميرود. مايليكهن حالاكه سرمربي تيم ملي شده فكر ميكند ميتواند عليه همه حرف بزند.
اين رفتار از سوي بزرگان فوتبال فكر ميكنيد چه عواقبي داشته باشد؟
چي بگم؟ خجالتآور است و ماندهام چرا اين مسايل اتفاق ميافتد. اجازه دهيد در موردش صحبت نكنم، چون هر چه بگويم بدتر مي
1- پهلوان پنبهها را معرفي ميكنم
درسال 1368 مايليكهن كفشها را آويخت و بازنشسته شد اما راهي به كادرفنيپرسپوليس نيافت. در بهار سال 1369 او دلگير از علي پروين كه او را بهحداقل حقش نرسانده بود در نشريه پهلوان اين جمله را بر زبان آورد «به زوديپهلوان پنبهها را معرفي ميكنم»!
اشاره مايليكهن به علي پروين بود.داستان هم به اواخر دهه 50 و حوادثي برميگردد كه باعث شد پنج محمدپرسپوليس از تيم كناره بگيرند. علي پروين هم كه نميخواست پرونده روزهايتلخش رو بيايد بلافاصله مايليكهن را به عنوان دستيار خودش به پرسپوليسبرگرداند.
2- رفاقت با علي پروين مثل اتوبان يكطرفه است
درتابستان سال 1378 اين جمله معروف را مايليكهن در مصاحبه با يك روزنامهورزشي عنوان داشت. علت اختلاف معلوم نيست اما هر چه هست اينكه مسايل باديدارهاي پرسپوليس–شهرداري تبريز و پرسپوليس – سايپا در آن مقاطع يعنيتيمهاي برابر پرسپوليس كه هدايتشان با محمد مايليكهن بود، كاملابيارتباط به نظر ميرسيد، اتوبان يكطرفه رفاقت از آن روز به بعد واردادبيات فوتبال ايران شد.
3- در دنيا هيچ چيزي را به اندازه ميزشان دوست ندارند
دربهار سال 1383، دادكان او را از سرمربيگري تيم ملي فوتبال المپيك بركناركرد. بلافاصله او در مطبوعات و تلويزيون درباره دولت سابقش گفت: «بعضيهاميزشان را با تمام وجود چسبيدهاند و در دنيا هيچ چيزي را به اندازهميزشان دوست ندارند، از آن به بعد بود كه بين دادكان و مايليكهن شكرآب شد.
4- آقا قلدره فكر ميكند همه كاره فوتبال است
مخاطبجملات آتشين او بعد از علي پروين(دو بار) و محمد دادكان، اين بار علي داييبود. اين جمله او، جمله معروفي بود كه باعث شد نام او به عنوان «آقاقلدره» در فوتبال معروف شود.
5- و اين بار
«گروهبان قندلي هم نيست، چه رسد به ژنرال!»
*****
اگر مايليكهن به من گفته بود، جوابش را ميدادم
ناصر حجازي: سرمربــي تيمملــي نبايد اينگونه حرف بزند
نامناصر حجازي اين روزها كمتر در رسانههاي نوشتاري ديده ميشود. او در يكچرخش 180 درجهاي، ديگر نه بهراحتي مصاحبه ميكند و نه وارد دعوا وجنگها و كلكلهاي رسانهاي ميشود. با اين حال او مهر سكوت را شكسته وهرچند دست و پا شكسته و با اكراه جواب سوالات را ميدهد.
آقاي حجازي! اين روزها اصلا جواب روزنامهها و روزنامهنگاران را نميدهيد، مشكلي پيش آمده؟
نههيچ مشكلي وجود ندارد و با كسي هم مشكلي ندارم. تصميم گرفتم از اين به بعدفقط در تلويزيون و با رسانههاي خارجي مصاحبه كنم. با شبكههايي مثلدوبياسپورت مصاحبه ميكنم.
داريوش مصطفوي حرفهاي شما را در برنامه ورزش از نگاه دو تكذيب كرده است. گفته به شما قول مربيگري تيمملي را نداده بود.
مهم نيست. من در آن برنامه گفتم ماهي مرده نيستم كه در جريان آب شنا كنم.
امااو ادعاي شما مبني بر انتخاب شدن بهعنوان سرمربي تيمملي در زمان رياستخود و مسايلي از اين دست را رد و شما را به دروغگويي متهم كرده است.
جوابيبراي اين آقا ندارم. هرچه گفته و ميخواهد بگويد مهم نيست. مردم مابهخوبي همهچيز را ميفهمند و ميدانند كه چه كسي راست ميگويد و چه كسيدروغ.
پس جوابي براي مصطفوي نداريد.
خير، جوابي براي او ندارم.
راستي در جريان بيانيه تند و توهينآميز مايليكهن عليه قلعهنويي هستيد؟
بله، يك چيزهايي شنيدم.
نظر شما در اين رابطه چيست؟
بهمن ارتباطي ندارد كه وارد اين دعوا شوم. اين يك موضوع بين اين دو نفر است.اگر مايليكهن اين حرفها را به من زده بود آنوقت ميدانستم چه جوابي بهاو بدهم اما الان به من ارتباطي پيدا نميكند و ترجيح ميدهم حرفي هم نزنم.
اما قبول داريد لحن و ادبيات مايليكهن بسيار بد و در شان سرمربي تيمملي نبود؟
متاسفانهاين ادبياتي است كه در كل جامعه پذيرفته شده است و بارها در سطح عموم مردمديده ميشود. به هر حال مايليكهن نبايد به عنوان سرمربي يك كشور وجايگاهي كه دارد چنين حرفهايي ميزد.
*****
اگر قلعهنويي قدش كوتاه است، كار خداست
خداداد: مايليكهن فكركرده چون سرمربي تيم ملي است مــيتواند دركار خــدا هم دخالت كند
خدادادعزيزي فضاي فوتبال را خوشايند نميداند و حاضر است براي مقابله با دلاليسمدر معرفي مربيان دلال پيشقدم شود و همكاران دلالش را معرفي كند. خدادادكه از منتقدان دايي بود اكنون از او حمايت ميكند و در خصوص رفتارمايليكهن موضع ميگيرد.
فضاي دلالي در فوتبال ايران را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
اميدوارممسوولان قضايي باقدرت با اين پديده برخورد كنند و آسان نگيرند. بنده خبردارم كه در ميان مربيان هم هستند افرادي كه سردمدار دلاليسم بازيكن هستندو نبايد يكطرفه به قضيه نگاه كرد و دنبال مقصر در بين اهالي مطبوعات گشت.مسوولان با يك پرسوجوي ساده به راحتي ميتوانند اسامي اين مربيان را كهدر ليگ هم مشغول هستند پيدا كرده و با آنها برخورد كنند.
در مورد انتقادات اخير نسبت به دايي فكر ميكنيد اين روند صحيح باشد؟
انتخابمايليكهن خوب بود اما در اين حال نبايد دايي را تخريب كرد. الان برخيكارشناسان با ژست آنچناني و با به كارگيري كلمات ثقيل مربيان جوان كشور رامورد بدترين نقدها قرار ميدهند. نميدانم، مگر همين افراد در زمان حضوردايي در تيم ملي از او تعريف نميكردند؟ اما حالا كه او رفته است، چرا اورا به اين شكل مورد نقد و بررسي قرار ميدهند؟ تيم ملي در مقابل عربستاندر بازي رفت و امارات خيلي بد ظاهر شد اما هيچ كس صحبتي نكرد. حالا همشروع كردهاند به تخريب قلعهنويي و حتما فردا هم نوبت من ميشود.
دليل رفتار اين كارشناسان چيست؟
اينكارشناسان از ما ميترسند و شايد جايگاه خود را در خطر ميبينند اما امثالمن، دايي، استيلي و پيرواني با كارنامهاي كه داريم در قبال اين نقدهاهيچگاه خراب نميشويم. الان مدعي هستند ابراهيمزاده مربي علمگراست وقلعهنويي تجربي است، حتي اگر اينگونه باشد چرا ابراهيمزاده مانندقلعهنويي مقام و افتخار نياورده است.
از متن بيانيه مايليكهن در خصوص قلعهنويي با خبر شديد؟
مناصلا رفتار و نوع بيان مايليكهن را تاييد نميكنم. درست است كه حاجيمايليكهن سرمربي تيم ملي شده است اما نبايد حالا كه به جايي رسيده همهحرمتها را زير پا بگذارد.
الفاظ به كار برده در اين بيانيه به نظر شما صحيح است؟
منمايليكهن را دوست دارم اما ميخواهم به حاجي بگويم كه اگر قلعهنويي قدشكوتاه است؛ خواست خدا بوده و از شما كه حاجي و معتقد هستيد بعيد استاينگونه در مورد افراد صحبت كنيد. متاسفانه از مايليكهن كه فردي مومن وباخداست اين الفاظ بعيد بود. ايشان فكر كرده چون سرمربي تيم ملي شدهميتواند در كار خدا هم دخالت كند؟ روي مايليكهن كه مكه رفته است حسابميكردم و فكر نميكردم يك آدم باخدا به شكل و قيافه مردم ايراد بگيرد.تازه مگر در اين فوتبال چند آدم رستم داريم كه اينگونه در مورد قلعهنوييصحبت ميكنيد؟
اين روش برخورد سرمربي تيم ملي به نظر شما حاشيهسازي نيست؟
منفقط ماندهام چرا هر بار قلعهنويي در آستانه كسب يك موفقيت قرار ميگيردعليه او جبهه ميگيرند. مطمئن باشيد خدا دماغ آنهايي كه سربالاست را بهزمين ميمالد. متاسفانه در فوتبال ما اين موضوع تبديل به فرهنگ شده كه هركس به قدرت ميرسد به دنبال تارومار كردن ديگران ميرود. مايليكهن حالاكه سرمربي تيم ملي شده فكر ميكند ميتواند عليه همه حرف بزند.
اين رفتار از سوي بزرگان فوتبال فكر ميكنيد چه عواقبي داشته باشد؟
چي بگم؟ خجالتآور است و ماندهام چرا اين مسايل اتفاق ميافتد. اجازه دهيد در موردش صحبت نكنم، چون هر چه بگويم بدتر مي