پروژه سیاسی حمله به قطبی کلید خورد؟!
ارسال شده: دوشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱۱:۰۱ ب.ظ
پرده سوم بحران در فوتبال ایران این بار با حمله همزمان دو برنامه تلویزیونی و یک سایت سیاسی به افشین قطبی در جو کاملا ملتهب شکستهای پی در پی ملی و باشگاهی شروع شد.
با بالا گرفتن جریان بیانیههای ریز و درشت محمد مایلیکهن و درگیری قدیمی و مزمن وی با تماشاگران استقلال و پس از آن به کار بردن الفاظ عجیب و توهینآمیز به سرمربی آبیپوشان، سازمان تربیتبدنی و حامیان سیاسی مایلیکهن مجبور به برکناری گزینه خود شدند.
گرچه فدراسیون فوتبال در این میان تنها به عنوان تدارکاتچی و رئیس آن به مانند ماشین امضای دستورات سازمان ورزش است، اما کاسه کوزههای برکناری مایلیکهن بر سر فدراسیون شکسته شد.
این در حالی است که در جلسه صبح سهشنبه هفته گذشته، در کمیته تیمهای ملی، رایگیری به نفع سرهنگ یاوری سرمربی سابق راهآهن انجام شده بود، اما در کمال تعجب صبح چهارشنبه افشین قطبی برخلاف نظر کمیته تیمهای ملی و فدراسیون فوتبال روی صندلی هدایت تیم ملی فوتبال ایران نشست.
آمدن قطبی از یک جهت با توجه به ادبیات متشخص و رفتار متین وی که در میان هواداران فوتبال و اهالی مطبوعات ارزش خاصی دارد، در این برهه زمانی بسیار ارزشمند است. قطبی با تجربه بازیهای سیاسی در ورزش که در پرسپولیس برای او اجرا شد، حالا تجربه خوبی برای مقابله با جنگهای زرگری دو ماه آینده دارد.
حاضر نشدن وی در برنامه «ورزش و مردم» شبکه یک و «ورزش از نگاه دو» شبکه دو، نه ربطی به کلاس گذاشتن دارد نه دستوری در مورد عدم حضور در مصاحبههای تلویزیونی بود! بلکه افشین قطبی هم به مانند دیگر دوره دیدههای فوتبالی بیرون از ایران، قبل از هر کاری از مصاحبه و پوشش رسانهای فراری است و این عادت جالب وی در مدت حضور موفقش در پرسپولیس هم به خوبی دیده شد.
در این میان متلکهایی که مجری «ورزش و مردم» نثار وی کرد، از یک هماهنگی جالب برای حمله به قطبی حکایت داشت که بعدازظهر جمعه با مصاحبه خداداد عزیزی مربی محروم لیگ برتری که شامل حمله تند او به قطبی بود رنگ واقعیت به خود گرفت و با اظهارات گزارشگر «ورزش از نگاه دو» برای ایجاد فضا علیه قطبی که هنوز از راه نرسیده به اوج خود رسید.
همزمان یک سایت سیاسی هم با حمله شدید به قطبی و هماهنگی موضوعی جالب با مصاحبه خداداد به صورت رسمی جنگ رسانهای و مقابله سیاسی با وی را به مرحله جدیتری وارد کرد.
اما باید هشیاری قطبی را در همین قدم اول را ستایش کرد که خیلی بیشتر از چهرههای حسرت به دل و متنفذ سیاست، با موضوعات انحرافی و دردسرهای رسانهای برخورد حرفهای را پیش میگیرد.
آمدن مرتضی محصص تئوریسین فوتبال کشورمان و مدرس فیفا در تیم قطبی و درخواست آمدن یک بدنساز از هلند و یک دستیار ایرانی، از برنامه ذهنی افشین برای تیم ملی خبر میدهد. حسن پیشبینی مجازی قطبی برای تیم ملی همان قدر ارزش دارد که دست کم نشان میدهد وی از حالا میداند برای چه آمده و چه میخواهد!
این سوال مهم و فلسفی در فوتبال ما کمتر مورد توجه قرار گرفته و با روحیه کاذب رفتن برای قهرمانی که حتی در جام جهانی قبل هم برخی تلاش میکردند بیجهت به تیم ملی کشورمان تزریق کنند، حالا تبدیل به نگاهی منطقی برای بقا در فوتبال روز جهان شده است.
باختهای پی در پی تیمهای پر ادعای ایرانی که در طول 8 ماه گذشته هیچ برنامهریزی مدونی برای لیگ قهرمانان نداشتند، نشان از ضعف شدید بدنه مدیریتی و علمی فوتبال ما دارد و بر همین اساس خیلی از منتقدان فصلی تیم ملی حالا به بعد باید موتورهای تازه گرم شده انتقاد خود را خاموش کنند.
نمونه آشکار این منتقدهای فصلی خداداد عزیزی است که هر از چند گاهی وکیل مدافع تیم ملی میشود و با بهانهتراشی و بازیهای سیاسی که موجب محرومیت وی از فعالیت در فوتبال کشور شد، مصالح فوتبال ملی را به بازی میگیرد.
اگر از بچهبازی آماتوری که وی در تابستان سال 80 و پیش از مسابقههای مقدماتی جام جهانی 2002 از خودش بروز داد و باعث و بانی اصلی راه افتادن حاشیههای سیاسی علیه بلاژویچ و تیم ملی شد به راحتی گذشت کنیم، اظهارات عجیب وی علیه افشین قطبی و متهم کردن وی به ایرانی نبودن و دیگر مسایل بیارزش بیان شده، مرحله دوم بحرانسازی برای تیم ملی فوتبال بوده که مشخص است توسط گروهی بیرون از فوتبال هدایت شده و هیچ چیز جز منافع گروهی خودشان برای آنها ارزشی ندارد.
از سوی دیگر جهتگیری یک سایت سیاسی ورزشی در ماههای اخیر که تمام توان آن جنگهای سیاسی با مدیران سازمان تربیتبدنی است، نشان میدهد. بازهم رقابتهای انتخاباتی وارد حوزه فوتبال شده و سیاستمداران با کمک ظاهری ورزشی به جان مصلحت فوتبال ملی افتادهاند.
با رفتن مایلیکهن که به دلیل رفتارهای به قول خودش غیرآدمیزادی او سر زد، ناامیدی در میان علاقهمندان فوتبال به اوج خود رسید. چون فرشته نجات تیم ملی کشوری که میخواهد با آرامش تیم خود را از بحران خارج کند، نباید خودش قداره به دست این سو و آن سوی معرکه فوتبال گرد و خاک به پا کند!
از سوی دیگر حالا با آمدن افشین قطبی ایرانیالاصل، بهانهتراشیها برای کلید زدن مرحله دوم بحرانسازی در فوتبال ملی شروع شده و در این میان فدراسیون فوتبال با مدیریت ضعیف آن و بدنه ناتوان روابط عمومی و رسانهای سازمان تربیتبدنی توانایی مقابله با جو موجود را ندارند.
باید توجه داشت که اگر در مقابل کسانی مانند خداداد عزیزی که فقط خلاف آب شنا کردن را بلد بوده یا رسانههای سیاسی که از فوتبال به نیت اهداف حزبی خود بهره میبرند، مقابله نشود، بلایی به سر فوتبال ملی ما خواهد آمد که نتیجه آن بیش از 4 سال و یک دوره جام جهانی است.
اتفاقات رخ داده در یک ماه گذشته تیم ملی ایران نشان میدهد متاسفانه برخی کشتینشینان وقتی به حال غرق شدن میروند، حاضرند همه فوتبال و همه ارزشها را به خلاف شهرت و نامشان به زیر کشیده و با خود به قعر بکشند!
البته این مردم هستند که با حمایت و هشیاری خود میتوانند ضامن موفقیت نماینده ملی کشورمان باشند و تلاش تخریبگران را خنثی کنند.
منبع:اینده نیوز
با بالا گرفتن جریان بیانیههای ریز و درشت محمد مایلیکهن و درگیری قدیمی و مزمن وی با تماشاگران استقلال و پس از آن به کار بردن الفاظ عجیب و توهینآمیز به سرمربی آبیپوشان، سازمان تربیتبدنی و حامیان سیاسی مایلیکهن مجبور به برکناری گزینه خود شدند.
گرچه فدراسیون فوتبال در این میان تنها به عنوان تدارکاتچی و رئیس آن به مانند ماشین امضای دستورات سازمان ورزش است، اما کاسه کوزههای برکناری مایلیکهن بر سر فدراسیون شکسته شد.
این در حالی است که در جلسه صبح سهشنبه هفته گذشته، در کمیته تیمهای ملی، رایگیری به نفع سرهنگ یاوری سرمربی سابق راهآهن انجام شده بود، اما در کمال تعجب صبح چهارشنبه افشین قطبی برخلاف نظر کمیته تیمهای ملی و فدراسیون فوتبال روی صندلی هدایت تیم ملی فوتبال ایران نشست.
آمدن قطبی از یک جهت با توجه به ادبیات متشخص و رفتار متین وی که در میان هواداران فوتبال و اهالی مطبوعات ارزش خاصی دارد، در این برهه زمانی بسیار ارزشمند است. قطبی با تجربه بازیهای سیاسی در ورزش که در پرسپولیس برای او اجرا شد، حالا تجربه خوبی برای مقابله با جنگهای زرگری دو ماه آینده دارد.
حاضر نشدن وی در برنامه «ورزش و مردم» شبکه یک و «ورزش از نگاه دو» شبکه دو، نه ربطی به کلاس گذاشتن دارد نه دستوری در مورد عدم حضور در مصاحبههای تلویزیونی بود! بلکه افشین قطبی هم به مانند دیگر دوره دیدههای فوتبالی بیرون از ایران، قبل از هر کاری از مصاحبه و پوشش رسانهای فراری است و این عادت جالب وی در مدت حضور موفقش در پرسپولیس هم به خوبی دیده شد.
در این میان متلکهایی که مجری «ورزش و مردم» نثار وی کرد، از یک هماهنگی جالب برای حمله به قطبی حکایت داشت که بعدازظهر جمعه با مصاحبه خداداد عزیزی مربی محروم لیگ برتری که شامل حمله تند او به قطبی بود رنگ واقعیت به خود گرفت و با اظهارات گزارشگر «ورزش از نگاه دو» برای ایجاد فضا علیه قطبی که هنوز از راه نرسیده به اوج خود رسید.
همزمان یک سایت سیاسی هم با حمله شدید به قطبی و هماهنگی موضوعی جالب با مصاحبه خداداد به صورت رسمی جنگ رسانهای و مقابله سیاسی با وی را به مرحله جدیتری وارد کرد.
اما باید هشیاری قطبی را در همین قدم اول را ستایش کرد که خیلی بیشتر از چهرههای حسرت به دل و متنفذ سیاست، با موضوعات انحرافی و دردسرهای رسانهای برخورد حرفهای را پیش میگیرد.
آمدن مرتضی محصص تئوریسین فوتبال کشورمان و مدرس فیفا در تیم قطبی و درخواست آمدن یک بدنساز از هلند و یک دستیار ایرانی، از برنامه ذهنی افشین برای تیم ملی خبر میدهد. حسن پیشبینی مجازی قطبی برای تیم ملی همان قدر ارزش دارد که دست کم نشان میدهد وی از حالا میداند برای چه آمده و چه میخواهد!
این سوال مهم و فلسفی در فوتبال ما کمتر مورد توجه قرار گرفته و با روحیه کاذب رفتن برای قهرمانی که حتی در جام جهانی قبل هم برخی تلاش میکردند بیجهت به تیم ملی کشورمان تزریق کنند، حالا تبدیل به نگاهی منطقی برای بقا در فوتبال روز جهان شده است.
باختهای پی در پی تیمهای پر ادعای ایرانی که در طول 8 ماه گذشته هیچ برنامهریزی مدونی برای لیگ قهرمانان نداشتند، نشان از ضعف شدید بدنه مدیریتی و علمی فوتبال ما دارد و بر همین اساس خیلی از منتقدان فصلی تیم ملی حالا به بعد باید موتورهای تازه گرم شده انتقاد خود را خاموش کنند.
نمونه آشکار این منتقدهای فصلی خداداد عزیزی است که هر از چند گاهی وکیل مدافع تیم ملی میشود و با بهانهتراشی و بازیهای سیاسی که موجب محرومیت وی از فعالیت در فوتبال کشور شد، مصالح فوتبال ملی را به بازی میگیرد.
اگر از بچهبازی آماتوری که وی در تابستان سال 80 و پیش از مسابقههای مقدماتی جام جهانی 2002 از خودش بروز داد و باعث و بانی اصلی راه افتادن حاشیههای سیاسی علیه بلاژویچ و تیم ملی شد به راحتی گذشت کنیم، اظهارات عجیب وی علیه افشین قطبی و متهم کردن وی به ایرانی نبودن و دیگر مسایل بیارزش بیان شده، مرحله دوم بحرانسازی برای تیم ملی فوتبال بوده که مشخص است توسط گروهی بیرون از فوتبال هدایت شده و هیچ چیز جز منافع گروهی خودشان برای آنها ارزشی ندارد.
از سوی دیگر جهتگیری یک سایت سیاسی ورزشی در ماههای اخیر که تمام توان آن جنگهای سیاسی با مدیران سازمان تربیتبدنی است، نشان میدهد. بازهم رقابتهای انتخاباتی وارد حوزه فوتبال شده و سیاستمداران با کمک ظاهری ورزشی به جان مصلحت فوتبال ملی افتادهاند.
با رفتن مایلیکهن که به دلیل رفتارهای به قول خودش غیرآدمیزادی او سر زد، ناامیدی در میان علاقهمندان فوتبال به اوج خود رسید. چون فرشته نجات تیم ملی کشوری که میخواهد با آرامش تیم خود را از بحران خارج کند، نباید خودش قداره به دست این سو و آن سوی معرکه فوتبال گرد و خاک به پا کند!
از سوی دیگر حالا با آمدن افشین قطبی ایرانیالاصل، بهانهتراشیها برای کلید زدن مرحله دوم بحرانسازی در فوتبال ملی شروع شده و در این میان فدراسیون فوتبال با مدیریت ضعیف آن و بدنه ناتوان روابط عمومی و رسانهای سازمان تربیتبدنی توانایی مقابله با جو موجود را ندارند.
باید توجه داشت که اگر در مقابل کسانی مانند خداداد عزیزی که فقط خلاف آب شنا کردن را بلد بوده یا رسانههای سیاسی که از فوتبال به نیت اهداف حزبی خود بهره میبرند، مقابله نشود، بلایی به سر فوتبال ملی ما خواهد آمد که نتیجه آن بیش از 4 سال و یک دوره جام جهانی است.
اتفاقات رخ داده در یک ماه گذشته تیم ملی ایران نشان میدهد متاسفانه برخی کشتینشینان وقتی به حال غرق شدن میروند، حاضرند همه فوتبال و همه ارزشها را به خلاف شهرت و نامشان به زیر کشیده و با خود به قعر بکشند!
البته این مردم هستند که با حمایت و هشیاری خود میتوانند ضامن موفقیت نماینده ملی کشورمان باشند و تلاش تخریبگران را خنثی کنند.
منبع:اینده نیوز