صفحه 1 از 1
نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۸:۲۰ ب.ظ
توسط absdostan
من تاپیکی در زمینه نیروی هوایی ندادم ولی با خواندن این مطلب در ویکی پدیا (با صدای گوینده ی رادیو و خبر
) دوباره غرور ملی در من شکوفا شد و زمینه ای برای احساس غرور کردن نسبت به نیروی هوایی کشورم شد [FONT=Tahoma,sans-serif] روز اول جنگ
نیروی هوایی عراق در بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ به پایگاههای نیروی هوایی ایران حمله کرد. حملات هوایی عراق به این صورت بود:
ساعت یک و چهل و پنج دقیقه بعد از ظهر توسط ۶ میگ به فرودگاه اهواز،
ساعت دو و دوازده دقیقه بعد از ظهر با سه میگ به فرودگاه مهرآباد تهران،
ساعت دو و چهل پنج دقیقه به فرودگاه همدان، با سه میگ به فرودگاه سنندج، با هشت میگ به فرودگاه تبریز و نیز با حمله چند میگ به اسلام آباد و کرمانشاه.
خلبانان نیروی هوایی ایران به فاصله دو ساعت پس از بمباران عراقیها، توانستند در ساعت ۴ بعد از ظهر روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با هواپیماهای اف-۴ به پایگاههایالرشید در جنوب بغداد و شعیبه در داخل خاک عراق و نزدیک مرز آن کشور حمله کنند و خسارات عمده به این دو پایگاه وارد آورند. فردای آن روز یعنی در روز یکم مهرماه ۱۳۵۹، خلبانان نیروی هوایی ایران به همراهی بنیصدر پس از خواندن دسته جمعی سرود «ای ایران» [۱۰][۳] در باشگاه افسران نیروی هوایی تهران با ۱۴۰ فروند هواپیمای بمبافکن به پرواز درآمدند و به پایگاههای هوایی و مراکز ارتباط و رادار نیروی هوایی عراق حمله نمودند. در آسمان نیز درگیریهایی بین هواپیماهای دفاع هوایی ایران و هواپیماهای عراقی به وقوع پیوست و چند هواپیمای میگ عراقی سرنگون شدند. عملیات روز یکم مهرماه، که در نیروی هوایی ایران عملیات کمان ۹۹ نام داشت و در آن ۲۰۰ پرواز در یک روز توسط خلبانان نیروی هوایی ایران انجام گردید، عملاً توان و برتری قدرت هوایی ایران را نشان داد.
در روز پنجشنبه و جمعه ۳ و ۴ مهر ۱۳۵۹، ۵۹ فروند هواپیمای نیروی هوایی ایران مواضع مهم نظامی و برخی تأسیسات نفتی عراق را منهدم کردند. در همین دو روز، ۴۱ فروند از میگهای عراقی توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شدند.
نیروی هوایی عراق به خاطر نگرانی از نابودی بیشتر هواپیماهایش در زمین، ناگزیر شد تعداد زیادی از هواپیماهای خود را به فرودگاه «الولید» نزدیک اردن منتقل کند تا از برد هواپیماهای شکاری نیروی هوایی ایران در امان باشند. هواپیماهای شناسایی نیروی هوایی ایران، این عملیات را تعقیب نمودند و خلبانان ایرانی توانستند با انجام عملیات سوخت گیری در هوا خود را به پایگاه «الولید» برسانند و در آنجا تعداد زیادی از هواپیماهای عراقی را در زمین منهدم نمایند. این حمله به حملهٔ H۳ در تاریخ نظامی ایران ثبت شدهاست.
عملیات اچ-۳، که از آن به عنوان حمله به اچ-۳ یاد میشود. یکی از بهترین عملیاتهای هوایی دنیا بود[۱].در این عملیات فانتومهای نیروی هوایی ارتش ایران در تاریخ ۴ آوريل ۱۹۸۱ (۱۵ فروردين ۱۳۶۰)[۲] پایگاه هوایی الولید را در غربی ترین نقطه عراق در مرز مشترک عراق و اردن بمب باران کردند و آنرا منهدم ساختند. در این عملیات بیش از ۴۸ هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب افکنهای روسی (میگ ۲۳، سوخو ۲۰، تییو ۱۶، تییو ۲۲) بودند [۳]از بین رفتند. نحوه ی عملیات پس از سوخت گیری در مرز ترکیه به انجا حمله شد
در ایامی که نیروی زمینی عراق به پیشروی خود در خاک ایران ادامه میداد و در فاصله دو ماه از شروع جنگ متجاوز از چهارده هزار کیلومتر مربع خاک ایران را تصرف کرده بود (شهرهای مرزی خرمشهر، سوسنگرد، بستان، مهران، دهلران، قصر شیرین،هویزه، نفت شهر، سومار، موسیان را به اشغال خود در آورد و شهرهای آبادان، اهواز، اندیمشک، دزفول، شوش و گیلان غرب را آماج توپخانه خود قرار میداد) نیروی هوایی ایران با برتری خود در آسمان، با پرواز در ارتفاع کم روی واحدهای تانک عراق عموماً با استفاده از جنگندههای اف-۴ و موشک هدایت شونده هوا به زمین ماوریک با شکار زره پوشهای عراقی توانست مانع سرعت پیشروی نیروی زمینی عراق که تا فاصله ۱۰ کیلومتری اندیمشک و ۲۰ کیلومتری اهواز رسیده بودند، بشود.
در این ایام، واحدهای مختلف نیروی زمینی ایران به دلیل از هم پاشیدگی با تأخیر توانستند خود را به جبهه جنوب برسانند. در هشتم و نهم آبان ۱۳۵۹، ارتش عراق با دو لشکر خود حمله گستردهای را برای تصرف پل نادری بر روی رودخانه کرخه انجام داد، مقاومت یگانهایی از لشکر ۲۱ حمزه (لشکر سابق گارد جاویدان) و یک گردان تانک از لشکر ۷۷ خراسان مانع از تصرف پل نادری شدند. در صورت تصرف پل نادری توسط عراق، این امر منجر به قطع جاده مهم اندیمشک - اهواز میشد و چنانچه خود را به ارتفاعات شمال منطقه میرساندند، کلیه ارتباطات جنوب قطع میشد و این مقدمهای بود برای سقوط آبادان و اهواز. مقاومت سرسختانه گردان ۴۴ پیاده نیروی زمینی ارتش در پنج کیلومتری آبادان در این مقطع نقش مهمی داشت.
همزمان با متوقف شدن پیشروی نیروی زمینی عراق و شکست نیروی دریایی عراق در ۷ آذر ۱۳۵۹ توسط نیروی دریایی ایران که منجر به بسته شدن راه آبی عراق به خلیج فارس شد، نیروی زمینی ارتش ایران با پشتیبانی نیروی هوایی و هلیکوپترهای هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی ایران) موفق به بازسازی، پیش بینیهای عملیاتی و طرحریزیهای لازم شد. بدین ترتیب، یگانهای پیاده و زرهی از یگانهای لشکر ۷۷ خراسان، لشکر ۲۱ حمزه مرکز، لشکر ۱۶ قزوین، گروه رزمی زرهی شیراز و تیپ خرم آباد و همدان و... به طور گسترده برای مرحله بیرون راندن نیروهای عراقی، در جبهه جنوب مستقر شدند.
در میان واحدهای نیروی زمینی ارتش ایران در هفته اول حمله عراق به ایران، تنها سرهنگ هوشنگ عطاریان در جبهه غرب کشور بود که با اتخاذ تاکتیک عملیاتی ضد حمله در روز هشتم از شروع جنگ توانست ارتش عراق را از خاک ایران بیرون نمایند،[۱۱] در گزارش جنگی جمهوری اسلامی در آن ایام آمدهاست:
“ بعد از ظهر امروز سرهنگ عطاریان قصر شیرین را باز پس ستاند و در جبهه غرب کشور ۸۰ تانک عراقی را نابود کردند و نیروهای ما رادیو و تلویزیون را باز پس گرفتند ”
در آن زمان، بارگیری و تخلیه کالا برای عراق از طریق بندر ام قصر که خارج از اروند رود است، انجام میگرفت. صدور نفت عراق از طریق دو سکوی عظیم نفتی به نامهای «البکر» و «الامیه» واقع در مصب اروندرود عملی میشد. در عملیات مروارید این سکوهای نفتی منهدم شدند و عملاً صدور نفت عراق از طریق دریا قطع گردید. بدین ترتیب، رفت و آمد کشتیهای نفت کش و تجاری برای کشور عراق که از این طریق انجام میگرفت و برای عراق در زمان جنگ نقش اساسی و تعیین کننده داشت، ناممکن شد. از آن سو، ۹۰ درصد از صادرات و واردات ایران که از طریق دریا بود با پیروزی نیروی دریایی ایران و سیادت دریایی ایران در خلیج فارس، امکانپذیر بود. دریادار بهرام افضلی فرمانده نیروی دریایی به هنگام شروع جنگ طراح این عملیات بود. دریادار افضلی چهار سال بعد محاکمه و اعدام شد.
جنگ ایران و عراق در آن زمان، یک جنگ کلاسیک تمام عیار بود و چگونگی بهره برداری از تجارب و دستآوردهای فنی و دانش نظامی نقش تعیین کننده داشت. به نقل از دانشنامه آزاد ، ویکی پدیا
Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱۱:۴۲ ب.ظ
توسط آريو برزن
درود بر ايران و ايرني كه دلاور مردانه در برابر هر دشمني مي ايستد
Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: پنجشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۸:۴۷ ق.ظ
توسط پارس3000
افضلي حتما همون كه براي شوروي جاسوسي مي كرد
Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: سهشنبه ۱ دی ۱۳۸۸, ۶:۲۱ ب.ظ
توسط 17 aban
خوبه بدونید بهترین خلبانارو تو همون روزهای سال اول جنگ از دست دادیم

Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸, ۵:۵۷ ب.ظ
توسط arashtabaie
absdostan نوشته شده:در میان واحدهای نیروی زمینی ارتش ایران در هفته اول حمله عراق به ایران، تنها سرهنگ هوشنگ عطاریان در جبهه غرب کشور بود که با اتخاذ تاکتیک عملیاتی ضد حمله در روز هشتم از شروع جنگ توانست ارتش عراق را از خاک ایران بیرون نمایند
سرهنگ هوشنگ عطاریان هم در همون زمان جنگ محاکمه و اعدام شد
پارس3000 نوشته شده:افضلي حتما همون كه براي شوروي جاسوسي مي كرد
افضلی به اتهام حمایت از کمونیسم و نه جاسوسی محاکمه و اعدام شد
Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۹, ۳:۵۵ ب.ظ
توسط SIROUS EBRAHIMI
پارس3000 نوشته شده:افضلي حتما همون كه براي شوروي جاسوسي مي كرد
افضلی به اتهام حمایت از کمونیسم و نه جاسوسی محاکمه و اعدام شد[/quote]
ایشان جزو شاخه نظامی حزب توده بوده که در ارتش نفوذ کرده بودند و بد نیست بدانید که موقعیت غرق ناوچه پیکان را به زیردریایی روسی داده بودند تا بتواند موشک هارپون آنرا برای بررسی فنی و تکنیکی به شوروی ببرند.
Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۳۲ ب.ظ
توسط Mohammad 1985
SIROUS EBRAHIMI نوشته شده:پارس3000 نوشته شده:افضلي حتما همون كه براي شوروي جاسوسي مي كرد
افضلی به اتهام حمایت از کمونیسم و نه جاسوسی محاکمه و اعدام شد
ایشان جزو شاخه نظامی حزب توده بوده که در ارتش نفوذ کرده بودند و بد نیست بدانید که موقعیت غرق ناوچه پیکان را به زیردریایی روسی داده بودند تا بتواند موشک هارپون آنرا برای بررسی فنی و تکنیکی به شوروی ببرند.[/quote]
شما اینو دقیقا از کجا می دونی ؟
Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۹, ۱:۴۱ ق.ظ
توسط tondar
Mohammad 1985 نوشته شده:SIROUS EBRAHIMI نوشته شده:پارس3000 نوشته شده:افضلي حتما همون كه براي شوروي جاسوسي مي كرد
افضلی به اتهام حمایت از کمونیسم و نه جاسوسی محاکمه و اعدام شد
ایشان جزو شاخه نظامی حزب توده بوده که در ارتش نفوذ کرده بودند و بد نیست بدانید که موقعیت غرق ناوچه پیکان را به زیردریایی روسی داده بودند تا بتواند موشک هارپون آنرا برای بررسی فنی و تکنیکی به شوروی ببرند.
شما اینو دقیقا از کجا می دونی ؟[/quote]
یادم است در زمان پخش محاکمه افضلی از تلویزیون یکی از موارد اتهامی وی ، انتقال موقعیت محل غرق یک ناو بود به شوروی برای دسترسی به موشکهای آن ناو بود البته چه ناوی بود را بخاطر ندارم که در آن محاکمه ایشان گریه کردند .
Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۹, ۶:۲۳ ق.ظ
توسط Mohammad Razzazan
دریادار بهرام افضلی همان طور که اشاره شد نقش موثری در عملیات غرور آفرین مروارید داشت ولی چند سال بعد شرایط به گونه ای رقم خورد که به اتهام جاسوسی برای شوروی در اردیبهشت 1362 در حالی که فرمانده نیروی دریایی بود دستگیر و در اسفند همان سال به جوخه اعدام سپرده شد. دریادار افضلی دارای درجه دکترا در مهندسی الکتروتکنیک از ایتالیا بود.
25 اتهام در دادگاه در زمینه جاسوسی برای شوروی علیه اشان مطرح شد که حجت الاسلام ری شهری که قاضی دادگاه سران حزب توده بود آن اتهامات را مشتی از خروار خواند. شامل:
1. گزارش فروش ده موشك به نیروی دریایی، كشتیهای عبوری و میزان تلفات؛
2. گزارش اختلافات داخلی در حاكمیت در زمان «ابوالحسن بنیصدر»؛
3. گزارش تفصیلی درباره تغییر محل قرارگاههای جنگی جمهوری اسلامی ایران در جنوب كشور؛
4. گزارش نتیجه سفر به لیبی و سلاحهایی كه بنا بوده است از جانب لیبی به ایران داده شود؛
5. گزارش دیدار با نخست وزیر؛
6. گزارش دیدارهای مكرر با رئیس جمهور؛
7. ارائه اطلاعاتی درباره جزیره خارك؛
8. گزارش آغاز طرح پرونده حزب توده در دادستانی انقلاب ارتش؛
9. گزارش آمار تلفات جنگ؛
10. ارائه آمار فروش نفت و ارقام ذخایر ارزی؛
11. گزارش تفصیلی درباره سمینار محرمانه سران نیروهای مسلح؛
12. گزارش ملاقات با وابسته سیاسی ایتالیا؛
13. ارائه اطلاعات نظامی مربوط به سلسه عملیات والفجر مقدماتی، والفجریك و والفجر دو، و نیز اشكالات پیش آمده در روند اقدامات عملیاتی نظامیایران
14. ارائه آمار نیروهای سپاه؛
البته دریادار افضلی تنها با حزب توده در ارتباط بود و اطلاعات ایشان از طریق حزب توده در اختیار شوروی قرار می گرفت.
منابع: ویکیپدیا و خاطرات حجت الاسلام ری شهری
Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: یکشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۹, ۷:۲۲ ب.ظ
توسط Shahbaz
قسمتهایی از خاطرات محمد ریشهری وزیر سابق اطلاعات
....
5- اكثریت قریب به اتفاق اعضای سازمان مخفی حزب توده در زمره نظامیان بودند و من لازم میدانستم از حیثیت نظامیان درمقدمه دادگاه دفاع كنم. بنابراین تاكید كردم كه شمار نظامیانی كه با حزب همكاری داشتند، اندك بوده است و به رغم تلاشهای بسیار حزب توده برای جذب افراد بیشتر از ارگانهای ارتش، در مجموع كمتر از 200 نفر را در تمامی ارگانهای نظامی و انتظامی - اعم از ژاندارمری، شهربانی و ارتش - جذب نموده كه ما آنها را به عنوان افراد نظامی و ارتش به رسمیت نمیشناسیم.
موضوع اتهامات علیه امنیت ملی از طریق جاسوسی و عضویت و فعالیت در تشكیلات مخفی با هدف براندازی بود.
بهرام افضلی در سالهای 1332-33با مسایل سیاسی آشنا شده و فعالیت خود را در ارتباط با سازمان جوانان حزب توده آغاز كرده بود. پس از مدتی در حین نوشتن شعار، دستگیر و اندك زمانی بعد آزاد شده بود. بعد از آزادی، او فعالیت سیاسی خود را قطع كرده و در پایان تحصیلات دوران متوسطه وارد ارتش شده بود و پس از پیروزی انقلاب اسلامی دوباره با حزب توده تماس گرفته و به عضویت تشكیلات درآمده بود. وی فعالیت خود را در شبكه مخفی نظامی تشكیلاتی با نام مستعار آرش و تحت مسوولیت جوادی (سیدمحمد معزز) و خسرو(محمدمهدی پرتوی) آغاز كرده بود. افضلی قرارهایی را اجرا و برخی جلسات تشكیلاتی را درمنزل خود و یكی از افراد تشكیلات مخفی همراه مسولان تشكیلاتی خود برگزار كرده بود. همچنین اطلاعات بسیاری را درباره مسایل مختلف سیاسی محرمانه و سری از طریق تماس با مقامات به دست میآورد و این اطلاعات را در اختیار جاسوسان شوروی سابق- مستقر در ایران- قرار میداد. در ضمن وی یك بار با كیانوری نیز دیدار كرده بود. افزون بر این، پرداخت ماهیانه 2000 تومان، حق عضویت و كمك مالی مستقل به مبلغ 20 هزار تومان و دادن كوپن نفت و بنزین به تشكیلات از جمله اتهامات او بود.
*اظهارات مسئول تشكیلات مخفی
پیش از آنكه افضلی از خود دفاع كند، از محمدمهدی پرتوی (خسرو) مسئول سازمان مخفی حزب خواستم كه در باره سازمان مخفی حزب، زمان تشكیل و اهداف آن صحبت كند.
پرتوی (با نام مستعار خسرو) اظهاركرد كه سابقه تشكیلات مخفی حزب به سالهای قبل از پیروز انقلاب بازمیگردد. بنا به گفتههایش، او از سال 1352 به اتفاق چندنفر- كه از زندان شاه آزاد شدهبودند- درجستوجوی راهی برای مبارزه با رژیم شاه از طریق رادیو پیك ایران با خط مشی حزب توده آشنا میشوند و درجهت شعارها و روشهای پیشنهادی حزب كه از طریق رادیو منتشر میشد، عمل میكنند. بدین ترتیب بتدریج گروهی به نام سازمان نوید پدید میآید و در سالهای پیش از انقلاب فعالیت خود را گسترش میدهد. مهمترین عرضه فعالیت این گروه ظاهراً انتشار نشریه مخفی نوید بوده است و در عین حال ارتباطات محدودی با مركزیت و رهبری حزب توده در خارج از كشور نیز داشتند كه عمدتاً برای گرفتن رهنمودهای سیاسی و تبادل اسناد ونشریات حزبی صورت میگرفت و این روال تا هنگام پیروزی انقلاب ادامه داشت.
از «پرتوی» خواستم كه مسئولان شاخههای نظامی را معرفی كند. «پرتوی» توضیح داد كه در اوایل سال 1359 دو شاخه مجزای نظامی به وجود آمد كه
شاخه اول تحت مسئولیت «شاهرخ جهانگیری» و شامل افراد ارتشی در نیروی هوایی و نیروی دریایی بود
شاخه دوم تحت مسئولیت «محمد معزز» و افراد وابسته به نیروی زمینی، شهربانی و ژاندارمری را شامل میشد.
او همچنین افزود كه علاوه بر این دو نفر، چند تن از كادرهای باسابقه تشكیلات نیز زیر مسئولیت آنها فعالیت میكردند.
*آغاز فعالیت افضلی در تشكیلات مخفی
من درباره زمان آغاز فعالیت «افضلی» در تشكیلات مخفی و نوع فعالیتهای او از «پرتوی» توضیح خواستم. «پرتوی» اظهار كرد كه او نخستین بار، در اواسط سال 1358 با واسطه «كیانوری» با افضلی ارتباط پیدا كرده و افضلی نیز این ارتباط را به «معزز» واگذار كرده است. تا اوایل سال 1359 «پرتوی» نیز یك یا دو بار با وی ملاقات میكند. سپس یك مرتبه، ترتیب ملاقات «افضلی» با «كیانوری» میبرد و «كیانوری» طی نیم ساعت، در اتومبیل درباره مسایلی نظیر حفظ موقعیت شغلی «افضلی»، ضرورت ارایه اخبار و اطلاعاتی از محیط كار و ارتباطات شخصی، و نیز شاید جذب افراد دیگری به حزب با «افضلی» صحبت میكند.
در ضمن، «پرتوی» تشریح كرد كه نسبت به عضویت «افضلی» در سالهای 32 و 1333 در سازمان جوانان حزب توده _ كه در كیفرخواست ذكر شده بود _ بیاطلاع بوده است. از اوایل سال 1359، پرتوی به طور مستقیم با افضلی در تماس بوده است ولی به علت دستگیری پرتوی این ارتباط مدتی متوقف واز دی ماه 59 با آزادی پرتوی دوباره برقرار میشود.
با توجه به مجموعه ابهاماتی كه در گفتههای كیانوری و پرتوی وجود داشت، از پرتوی خواستم كه به طور دقیق درباره نحوه ارتباط با افضلی با توجه به موقعیت شغلی او توضیح دهد.
پرتوی ابراز كرد كه پیش از آنكه افضلی به مرتبه ناخدا یكمی برسد، یكی از معاونین نیروی دریایی بود و به علت پایینتربودن منصبش ارتباط با او آسانتر بود. وی توضیح داد كه افضلی پیش از احراز پست فرماندهی با اتومبیل خود بر سر قرار حاضر میشد، پرتوی و معزز را در یك خیابان فرعی سوار كرده حدود نیم ساعت در خیابان گشت میزدند و اطلاعات ارائه میشد. پس از احراز منصب فرماندهی نیروی دریایی ارتش توسط افضلی در این ارتباطات وضع تازهای پدید آمد؛ زیرا رفت و آمدهای افضلی به وسیله اتومبیل ارتش و همراه با محافظین ارتش صورت میپذیرفت بنابراین افضلی ابتكاری نشان میدهد به این صورت كه وی با اتومبیل مخصوص و نگهبانان به خانه پدرزن یا خواهرزن خود میرود، سپس از آنجا خارج شده در یكی از كوچههای فرعی سوار بر اتومبیل معزز شده به خانه مورد نظر میآید. شب هنگام نیز در حوالی خانه اقوام یا خانه خود پیاده میشد.
در ادامه پرتوی اشاره كرد كه دیدارها به صورت هفتگی صورت میپذیرفت و در این جلسات درباره اطلاعات یا اخبار مختلف كسب شده در طول هفته به طور شفاهی توضیح داده میشد. پرتوی ادعا كرد كه سران تشكیلات مخفی از افضلی نمیخواستند كه اطلاعات خود را مكتوب سازد. او مجموعه اطلاعات دریافتی را درباره مسایل كاری او فعالیتها، مشكلات كاری، اطلاعات موجود در محیط نیروی دریایی، مسایل مربوط به خلیج فارس، مشكلات نظامی موجود در خلیج فارس، عبور كشتیها، فعالیتهای نظامی عراق در خلیج فارس و مسایل دیگری از قبیل گفتگوها و ارتباطاتی كه با مقامات مختلف جمهوری اسلامی به مقتضای كار افضلی برقرار میشد، عنوان كرد. پرتوی اطلاعات به دست آمده از ارتباطات افضلی با مقامات جمهوری اسلامی را دارای جنبه سیاسی و مشخص كننده دیدگاههای آن مقامات توصیف كرد كه برای حزب اهمیت داشت. همچنین وی افزود كه گاه اطلاعاتی از بولتنهای مختلف ادارات ذیربط به طور شفاهی داده میشد.
*اظهارات معزز
در اینجا معزز را خطاب قرار دادم و برنامه ارتباط او با افضلی را پرسیدم. معزز چنان كه پرتوی نیز اشاره كرده بود، گفت كه رابطه خود را با افضلی در سال 58 آغاز كرده است. من درباره نحوه تماس پرسش كردم و معزز پاسخ داد كه ارتباطش با افضلی به صورت قرار خیابانی یا در منزل افضلی بود.او اظهار داشت كه گاه به منزل افضلی رفته به مدت نیم ساعت تا یك ساعت رهنمودهای حزبی را به وی ابلاغ میكرد در مقابل افضلی نیز اطلاعات خود را به معزز ارائه میداد كه از طریق معزز به پرتوی میرسید.
پس از ارتباط چند ماهه معزز، پرتوی به طور مستقیم مسئولیت ارتباط را بر عهده میگیرد و پس از زندانی و آزادشدن پرتوی نیز- كه مقطع توقف تماس با افضلی بود- شرح ماوقع را مطابق اظهارات پرتوی تأیید میكند.
*اظهارات بهرام افضلی
پس از استماع گفتههای پرتوی، معزز و كیانوری، از افضلی درباره آغاز ارتباط با حزب نحوه فعالیتهایش و گفتههای دیگران درباره وی توضیح خواستم. ناخدا افضلی (با نام مستعار آرش) اظهارات سایرین را در باب تماس خود با حزب توده پس از پیروزی انقلاب اسلامی تأیید كرد. وی انگیزه اصلی خود را از پیوستن به تشكیلات مخفی حزب توده چنین عنوان كرد كه در رژیم گذشته با پوست و گوشت و استخوان خود فساد، ظلم، جور و محرومیت را در جامعه ایران احساس نموده برای خود چنین تحلیل كرده است كه برای فایق آمدن بر مشكلات و برای حركت جامعه ایران به سوی تعادل و قسط، وجود یك حزب چپ با انگیزههای خدمات اجتماعی یكسان برای افراد جامعه ضروری است؛ هرچند كه ماركسیستی هم نباشد. او وجود چنین حزبی را از این رو ضروری دانست تا با مطرح كردن فشارهای مردم، اعلام نقاط ضعف و ارائه راهكارهای برونرفت از مشكلات خدماتی را به جامعه ارائه بدهد. افضلی این انگیزه را به دوران نوجوانی خود و پایین بودن سطح خانواده خود مربوط دانست.
سپس او درباره سوابق خود گفت و ابراز داشت كه در دوران ملی شدن صنعت نفت همانطور كه سایر مردم با سیاست آشنا میشدند محصل سال اول و دوم دبیرستان بود. در این زمان باشعارهای ملی شدن نفت آشنا شد و به تدریج پس از كودتای 28مرداد سمپات سازمان جوانان حزب توده گشت. وی ظاهراً در جریان ماجرای 30تیر 1332 همراه یكی از اقوام خود به نام اكبر.خ در حال شعارنویسی دستگیر میشوند. افضلی پس از چند روز با ضمانت آشنایان و اقوام از بازداشت خارج میشود. وی اظهار كرد كه پدرش پس از آزادی وی از زندان او را به روستایی فرستاد. پس از بازگشت محل تحصیل او را از دبیرستان حكیم نظامی به دبیرستان رازی تغییر داد و بدین ترتیب تماسهای او با آشنایان حزبی قطع شد.
افضلی مدعی بود كه عقده حقارت شخصی و احساس او نسبت به رژیم گذشته او را پس از انقلاب به همكاری با حزب توده واداشت. پس از پیروزی انقلاب نیز ظاهرا با اكبر.خ پس از بیست و چند سال در منزل یكی از آشنایان ملاقات و پس از چند ماه اكبر.خ او را به همكاری با حزب دعوت میكند. افضلی فرصت میخواهد و به گفته خودش بنا به انگیزه اصلیاش جواب مساعد به اكبر.خ میدهد. افضلی چنین ادعا میكرد:
هدف من فقط خدمت بود و فكر میكردم كه به این طریق میتوانم به مملكتم به انقلاب و به مردم ایران خدمت بكنم.
او نسبت به وقایع درون حزب و مركزیت و نیز گذشته آن اظهار بیاطلاعی میكرد و اظهار میكرد كه نمیدانست نام اصلی خسرو، مهدی پرتوی و نام اصلی جوادی، محمد معزز بوده است. وی منظور خود را از ارائه اطلاعات به حزب در اختیار گذاشتن دادهها و اطلاعات صحیح عنوان كرد؛ به طوری كه حزب توده به كمك تحلیل سیاسی صحیح، اشتباه منافقین را مرتكب نشود و مانند آنها تعداد زیادی شهید و كشته - «كه بلاخره جوانان این مملكت بودند»- به جمهوری اسلامی تحمیل نشود.
....
*آخرین رهنمودهای حزب به افضلی
افضلی درباره آخرین رهنودهای حزب در سال آخر اظهار كرد كه سران تشكیلات مخفی از وی خواسته بودند با علمای قم تماس بگیرد تا دریابد كه در سطوح بالای جمهوری اسلامی چه تغییرات و تحولاتی در جریان است. او منظور حزب از این درخواست را چنین بیان كرد كه حزب قصد داشت متوجه شود كه در ایران گرایش به راست بیشتر حاكم است یا جمهوری اسلامی ایران به شعار «نه شرقی، نه غربی» پایبند خواهد بود؟ به گفته او حزب میخواست درباره موضوع نخست وزیری آقای عسگراولادی و تصمیماتی كه نظام در مورد حزب اتخاذ میكند مطلع شود. افضلی اظهار داشت كه باتوجه به اینكه در سطح بالای تصمیم گیری نظام، مسایل بسیار روشن و توسط شخص امام و دو سه نفر دیگر اخذ میشد به مطلب ارزشمندی دسترسی نیافته بود. همچنین ابراز داشت كه آلت دست و سوءاستفاده قرار گرفته است و خود را مقصر میداند و از مردم و رهبران ایران ریاست محترم دادگاه و از امام درخواست كرد كه به واسطه بیش از چهار سال خدمت به نظام جمهوری اسلامی از اشتباهتش چشم پوشی و بخشوده شود.
*طبقه بندی اطلاعات انتقال یافته از سوی افضلی
من برای چندمین بار از «افضلی» پرسیدم كه مسایل و اطلاعاتی كه از بولتنهای اداره دوم ارتش به دست میآورد، جنبه سری داشت یا خیر؟ او گفت: «خیلی محرمانه بود» در واقع او واژه «سری» را كه من مطرح كرده بودم، در معنای خاص طبقه بندی اطلاعات مورد پاسخگویی قرار داد؛ حال آنكه روشن بود كه منظور من محرمانگی اطلاعات در هر رده از طبقهبندی است.
من این ترفند كلامی او را تكرار كردم: «پس بولتنهای اداره دوم سری نیست؛ خیلی محرمانه است؟!»
او بار دیگر تكرار كرد: «بله، خیلی محرمانه است.»
من از آنجا كه به محتوای اطلاعات تبادل شده واقف بودم، پرسش بعدی را به محتوای یكی از این اطلاعات ربط دادم و اشاره وار از او درباره توصیهای كه به روسها درباره افغانها كرده بود، توضیح خواستم.
....
من برای چندمین بار از «افضلی» پرسیدم كه مسایل و اطلاعاتی كه از بولتنهای اداره دوم ارتش به دست میآورد، جنبه سری داشت یا خیر؟ او گفت: «خیلی محرمانه بود» در واقع او واژه «سری» را كه من مطرح كرده بودم، در معنای خاص طبقه بندی اطلاعات مورد پاسخگویی قرار داد؛ حال آنكه روشن بود كه منظور من محرمانگی اطلاعات در هر رده از طبقهبندی است. من این ترفند كلامی او را تكرار كردم: «پس بولتنهای اداره دوم سری نیست؛ خیلی محرمانه است؟!» او بار دیگر تكرار كرد: «بله، خیلی محرمانه است.» من از آنجا كه به محتوای اطلاعات تبادل شده واقف بودم، پرسش بعدی را به محتوای یكی از این اطلاعات ربط دادم و اشاره وار از او درباره توصیهای كه به روسها درباره افغانها كرده بود، توضیح خواستم.
افضلی در پاسخ گفت كه واحدهای نظامی افغانستان كه در نزدیكی مرز ایران قرار دارند، با یكدیگر در جنگ و گریزند و اداره دوم، اطلاعاتی را از طریق استراق سمع از این واحدها جمعآوری كرده بود كه در بولتن اداره دوم به محتوای این اطلاعات _ از جمله مشخصات گردانهای درگیر، محل زد و خوردها و آمار كشتهها، زخمیها و دستگیرشدگان افغان _ اشاره میشد و او مجموعه این اطلاعات را به حزب توده منتقل كرده بود. «افضلی» از طریق رابطین حزب توده به نیروهای شوروی توصیه كرده بود كه در صورت قرار دادن دستگاه ساكروفون روی ادوات مخابراتی، پیامها برای جمهوری اسلامی قابل دستیابی نخواهد بود.
من از «پرتوی» نیز دراین باره توضیح خواستم و او ماوقع را چنین توصیف كرد كه «افضلی» گفته بود، مجموعه اطلاعاتی در بولتن اداره دوم درباره حركت واحدهای مرزی نیروهای افغانستان، ارتش افغانستان و واحدهای نظامی جدیدالتاسیس وجود دارد كه مرتبط با مجاهدین افغان است و از طریق استراق سمع سیستم مخابراتی آنها به دست آمده است.
سپس «افضلی» توصیه میكند كه مسئله به اطلاع افغانها برسد. طبیعتاً منظور او رساندن اطلاع به افغانها توسط شوروی بود؛ زیرا اطلاعات مذكور به افغانهای متحد شوروی مربوط میشد.
در مقابل، «پرتوی» به منظور پنهان ساختن رابطه حزب با شوروی به «افضلی» اظهار میكند كه حزب تماسی با شوروی ندارد و در پاسخ لبخندی از «افضلی» دریافت میكند. پس از آن كه «پرتوی» توصیه «افضلی» را با «كیانوری» در میان میگذارد، «كیانوری» نمونهای از اطلاعات بولتن را كه از طریق استراق سمع حاصل شده بود، درخواست میكند و «افضلی» نیز چند مورد از اطلاعات را منتقل میكند تا اطمینان عوامل شوروی جلب شود.
در اینجا به مورد دیگری از اطلاعات تبادل شده كه در پرونده، مذكور بود ارجاع دادم و درباره نقشه برخی موشكها و ناو غرق شده حامل آنها از «افضلی» سوال كردم.
«افضلی» به انتقال اطلاعات ذكر شده به حزب اذعان داشت و گفت مطلبی كه قصد داشت به صورت خصوصی با من مطرح كند، همین موضوع بوده است. وی اظهار داشت كه اطلاعات انتقال یافته، اطلاعاتی است كه در نیروی دریایی وجود دارد و مدعی شد كه درباره ناو اطلاعات خاصی ارایه نداده است، اما در عین حال گفت موضوع را برای «پرتوی» بسط و درباره غرق شدن ناو مزبور و محل آن توضیح داده است و همچنین تصریح كرد كه محل غرق شدن ناو به گونهای بود كه در تیررس ایران و عراق _ هر دو _ قرار داشت و دسترسی هیچ یك از طرفین به آن ممكن نبود. او تاكید كرد كه عوامل شوروی میتوانند آن را از خلیج فارس خارج كرده به نقشه موشك دست یابند. البته وی مدعی بود كه اطلاعات انتقال یافته در اختیار عراقیها نیز بود تا اهمیت اطلاعات یاد شده را كمتر از ارزش واقعی آن جلوه دهد.
با توجه به تصریح «پرتوی» نسبت به اطلاع «افضلی» از ارتباط حزب با شوروی، من به ادعای «افضلی» اشاره كردم كه در دفاع پیشین خود گفته بود كه قصدی جز خدمت نداشته است.
من به وضوح از «افضلی» پرسیدم: «وقتی كه شما به دوستان حزبی خود توصیه میكنید كه بروند اطلاعات را برای استفاده عوامل به شوروی بگویند، به نظر شما جاسوسی برای شوروی خدمت به انقلاب به حساب میآید؟» «افضلی» طفره رفت و به مسئله پیشنهاد استعفای خود به رئیس جمهور اشاره كرد و این مسایل را مربوط به زمستان 1362 دانست.
من تكرار كردم: من عرض میكنم كه شما میدانستید؟ این عبارات خود شماست كه از آن استفاده میشود. شما نه تنها میدانستید كه رابطین حزب، جاسوس شوروی هستند، بلكه اطلاع داشتید كه منبع اطلاعاتی و جاسوس شوروی هستید. این از عبارات خودتان استخراج میشود. جواب حرفهای خودتان را بدهید! میفرمایید كه «من لااقل در مورد این دو مسئله توصیه كردم كه اطلاعات را به شوروی برسانید.»
«افضلی» مدعی شد كه فقط در این باره حدس میزد كه دوستان حزبی او از اطلاعات سوء استفاده كنند(!) و به همین سبب به جای آنكه به ایشان جواب بدهد، گفته است كه ناو در فاصله پنج شش مایلی نقطهای مشخص قرار دارد و روسها میتوانند به آنجا رفته، اطلاعات كاملتر را به دست آورند!
«افضلی» از ارائه پاسخهای روشن و واضح سرباز میزد و سوالات من را با عباراتی طفره آلود و مبهم پاسخ میداد. من بار دیگر پرسیدم كه پس شما میدانستید كه رابطین حزبیتان و خودتان جاسوس شوروی هستند و به رغم این آگاهی، اطلاعات را منتقل كردهاید؟ «افضلی» پاسخ داد كه در اوایل چنین اطلاعی نداشته است؛ اما در اواخر زمستان 1362 و مدت كمی پیش از بازداشت، این فكر به ذهن او خطور كرده است كه بداند چه میكند!
پرسش خود را تكرار كردم تا بالاخره قبول كند كه میدانسته اطلاعات به عوامل شوروی میرسد؟ او گفت حدس میزد و به عنوان «یك عضو ساده حزبی» گمان میكرد كه به هر حال دو حزب كمونیست در ایران و شوروی به طریقی با یكدیگر ارتباط دارند. سپس افزود كه به هر حال، فرض كنید حزب كمونیست ایتالیا با حزب كمونیست شوروی تماس سیاسی دارد و هر كس چنین ارتباطی را كتمان كند دروغ و غلو بزرگی را گفته است.
پس از آن پرتوی به اطلاعات مربوط به موشك غرق شده در خلیجفارس اشاره كرد. به گفته او، این موضوع ظاهراً از جمله مسایل درخواستی عوامل شوروی بوده است و از افضلی خواسته بودند اطلاعات درخواستی را تهیه كند. به ادعای پرتوی، افضلی ابتدا پاسخ میدهد كه چنین اسنادی وجود ندارد و گویا در جریان انقلاب از بین رفته یا از ایران خارج شده است. به هر صورت ظاهراً در مرحله نخست، افضلی وانمود میكند كه ارائه این اطلاعات ناممكن است، اما پس از مدتی اظهار میكند كه مسئله موشك حدوداً به یك و نیم تا دو سال قبل اواخر 1360 و اوایل 1361 باز میگردد و میتوان با مراجعه به محل غرق شدن ناو حامل موشك، مختصات دقیق موشك را به دست آورد. افضلی با توجه به اطلاعی كه از ارتباط حزب با شوروی داشته است، به پرتوی گفته بود: آنها كه امكانش را دارند برایشان كاری ندارند و میتوانند به راحتی بروند و مختصات موشك را بردارند.
پرتوی گفتههای افضلی را به كیانوری منتقل میكند و كیانوری پس از طرح مسئله با عوامل شوروی مختصات دقیق محل غرق شدن ناو را درخواست میكند. افضلی در پاسخ این درخواست مختصات دقیق آن نقطه را با گرید دریایی دقیق و مشخص در اختیار پرتوی قرار میدهد. البته پرتوی افزود كه بعدها به علت قرار داشتن منطقه مزبور در حوزه منطقه جنگی ایران و عراق، امكان دستیابی شوروی به مختصات موشك و ناو منتقی شد.
سپس پرتوی به اطلاعات مربوط به تحركات مرزی افغانستان اشاره كرد. نكته قابل توجه اطلاعات وی آن بود كه
افضلی پس از ارائه اطلاعات مستخرج از بولتن اداره دوم ارتش به پرتوی توصیه كرده بود كه هر چه زودتر اطلاعات به شوروی داده شود تا با قرار دادن صافیهای مخصوص امكان استراق سمع دستگاههای مخابراتی خود را از سوی جمهوری اسلامی از بین ببرند.
البته در ادامه هم افزود كه هیچ وقت به طور رسمی به ارتباط با شوروی اشاره نكرده و با وجود اطلاع طرفین به روی هم نیاورده بودند.
بدین ترتیب پس از طرح مسئله با كیانوری، پرتوی نمونههایی از اطلاعات اخذ شده از سوی جمهوری اسلامی را از افضلی میخواهد و افضلی نیز نمونه اطلاعات را به وی منتقل میكند و درباره نحوه جلوگیری از استراق سمع به پرتوی توضیح میدهد.
اظهارات تكاندهنده پرتوی تا حد زیادی امكان طفره رفتن و انكار را از افضلی میگرفت. رو به افضلی كردم و پرسیدم: با توجه به مسایلی كه ایشان مطرح كردند بالاخره شما قبول دارید كه برای شوروی جاسوسی میكردید یا نه؟
*
«افضلی» ابراز كرد كه آنچه را نوشته است و رئیس دادگاه به آن اشاره كرد، قبول دارد؛ اما درباره گزارش سمینار محرمانه نیروهای مسلح، فقط به «پرتوی» گفته بود كه اكثر معاونین وزارتخانه درباره جنگ صحبت كردهاند! همچنین افزود كه اطلاعات مربوط به سلسله عملیات والفجر یك و دو را پس از اتمام عملیات به «پرتوی»منتقل كرده است
*سؤالی در مورد كمك مالی به حزب
پرسش بعدی من از «افضلی» درباره كمكهای مالی او به حزب توده بود كه در پاسخ، كمكهای خود را در مراحل اولیه ماهیانه 500 تومان، و پس از آن ماهیانه 1000 تومان و در اواخر ماهیانه 2000 تومان ذكر كرد و این كمكها یك دهم درآمد او بوده است. همچنین اضافه كرد كه یك كمك فوقالعادهای 10 یا 20 هزار تومانی نیز به حزب كرده است كه از محل فروش زمین خود در قم به دست آورده بود و گفت: «برداشت من این بود كه چون آقایان كار و شغلی ندارند، باید به هر حال یك جوری مخارج آنها را تامین كرد!»
*آخرین دفاع افضلی
مطالب مبهمی برای دادگاه باقی نمانده بود و من از «افضلی» خواستم آخرین دفاع خود را مطرح كند. او خود را مقصر و مستوجب كیفر دانست و رای صادره از جانب دادگاه را قبول كرد. سپس افزود كه به مشیت خداوند معتقد است و از دادگاه استدعا كرد كه در صورت عدم صدور حكم اعدام، ندامت او و سابقه بیست ساله كاری و توانایی او را در تدریس دروس دانشكده فنی مدنظر قرار دهد. در پایان نیز از امام امت عذرخواهی نموده، تقاضا كرد كه وی را به عنوان یك فرزند مقصر عفو بفرماید.
[External Link Removed for Guests]
Re: نیروی هوایی در چند روز اول جنگ (حیفه از دستش بدی )
ارسال شده: دوشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۸۹, ۷:۳۰ ق.ظ
توسط F-14 Fan
جناب absdostan
با تشكر
ميشه لطفا لينك ( صدای گوینده ی رادیو و خبر ) را اينجا بگذاريد?