گردن زدن یک یزدی در عربستان و قطع کامل روابط ایران عربستان
ارسال شده: جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱۲:۲۲ ق.ظ
خرده خرده خوف و وحشتی در ایرانی ها پیدا شد و به آنها گفته شد: تنها جایینروید. در وقت نماز عامه در مسجد نباشید. موقع نماز و طواف، احتیاط را ازدست ندهید. چون بعضی از عوام ایرانی بسا بود مهر می گذاردند. و البته اینکار مورث فتنه بود. و بالجمله دو روزی این همهمه و اضطراب بود.
عصرایران: در شرایطی که سعودی ها در عربستان ، عرصه را بر شیعیان تنگ کردهو آزار آنها را در دستور کار دارند ، مروری بر تاریخ نشان می دهد کهوهابیون از گذشته های دور نسبت به شیعیان و ایرانی ها ، بغض داشته و از هرفرصتی برای بروز کینه های جاهلی خود علیه ایرانیان و شیعیان ، استفاده میکرده اند و متاسفانه گذر زمان نیز در اصلاح رفتار آنان مؤثر نبوده است .
در همین باره کتاب«آهنگ حجاز» - معرفی شده توسط پایگاه اطلاه رسانی کتابخانه اسلام وایران -به موضوع گردن زدن یک ایرانی در عربستان به سال 1322 خورشیدی اشاره می کندکه منجر به قطع رابطه ایران و عربستان درآن دوران شده بود.
این اثر شرح حال خودنوشت آیت الله حاج سید فضل الله حجازی است که در سال 1347 شمسی درگذشته است.
بخشی از این کتاب تاریخی و ماجرای گردن زدن یک ایرانی در مکه را بخوانید:
13 ذی حجه یا 14 به قولعامه بعد از ظهر در مسجد الحرام بودیم. انقلابی در مردم مشاهده می شود.عرب ها شادی می کنند به یکدیگر بشارت می دهند: قتل العجمی، قتل العجمی میگویند. وقتی به ایرانی ها بر می خوردند دست بر گلو می گذارند و می گویند:کل عجمی یذبح. و تهدید به قتل می کنند.
به اتفاق بعضی از رفقااز باب ابراهیم خارج شده رو به طرف صفا می آییم. اما جمعیت زیاد همه در همو برهم نزدیک باب صفا مقابل شرطی خانه هنگام غریبی مشاهده می شود. میگویند.
ابوطالب پسر حسین یزدیایرانی که مسجد را نجس کرده الان گردنش را زدند و اینک شرطی ها دارند خاکبر خون او می ریزند. فقط ما چیزی که به چشم دیدیم همین خاک ریختن شرطی هارا دیدیم و بس. بلی چون شب شد پس از نماز مغرب و عشا در بازار صفا چند نفررا دیدم جنازه ای را به دوش کشیده می برند.
یکی از رفقا جزو مشعین است. از او پرسیدم: جنازه کیست؟ آهسته گفت: جنازه جوانی است که امروز بی تقصیر گردن زدند.
خرده خرده خوف و وحشتیدر ایرانی ها پیدا شد و به آنها گفته شد: تنها جایی نروید. در وقت نمازعامه در مسجد نباشید. موقع نماز و طواف، احتیاط را از دست ندهید. چون بعضیاز عوام ایرانی بسا بود مهر می گذاردند. و البته این کار مورث فتنه بود. وبالجمله دو روزی این همهمه و اضطراب بود.
آنگاه از طرف حکومتسعودی جلوگیری شد و عمده این فتنه مصری ها بودند. ولی آنچه در جریده امالقری که روزنامه رسمی مکه است و هفته یک مرتبه منتشر می شود چنین مرقومبود: ام القری، 990، الجمعه، 20 ذی حجه 1362 ص 3، بلاغ رسمی، رقم 82:جریمة منکرة: القت الشرطة القبض فی بیت الله الحرام فی یوم 12 ذی حجه 1362علی المدعو عبده طالب بن حسین الایرانی من المنتسبین الی الشیعة فی ایرانو هو متلبس باقذر الجرایم و اقبحها و هی حمل القاذورات و هو یلقیها فیالمطاف حول الکعبة المشرفة بقصد ایذاء الطائفین و اهانة هذا المکانالمقدس. و بعد اجراء التحقیق بشأنه و ثبوت هذا فقد صدر الحکم الشرعی بقتلهو قد نفذ حکم القتل فیه فی یوم السبت 14 ذی الحجة 1362).
(در این نوشته ، زائر ایرانی متهم شده که نجاستی با خود حمل می کرده و آن را در مسیر طواف حجاج می ریخته است!)
و لکن آنچه را پس ازتحقیق به دست آوردیم و از اشخاص موثق شنیدیم این بود که این شخص یعنی طالببن حسین از توابع یزد بوده و برای حج مشرف شده و ابدا در مقام تلویث مسجدو ایذاء طائفین نبوده بلکه فی الجمله امتلاء معده داشته و در روز 12 که ازمنی مراجعت کرده بعد از ظهر وارد مسجد الحرام شده برای طواف حج در بینطواف نظر به گرمی هوا و امتلاء مزاج، حالت استفراغی به او دست داده.
به ملاحظه این که مباداقی عارض شود و روی زمین مسجد بریزد، گوشه جامه احرام خود را مقابل دهانگرفته و در آن قی کرده و اطراف آن را گرفته که ببرد خارج از مسجد بریزد.قدری از آن گوشه جامه اش روی سنگ های مطاف(محل طواف) ریخته، شُرطی(پلیس)به گمان آن که اینها قاذورات(نجاست) است او را گرفته و چند مصری به اتفاقشرطی ها او را به شرطی خانه جلب نموده از آنجا نزد قاضی می فرستند. مصریها به ناحق شهادت می دهند و قاضی حکم قتل آن بی گناه را صادر نمود.
این واقعه به قطع روابط ایران و عربستان منجر شد و تنها از سال 1327 بود که دوباره روابط برقرار و باب حج مفتوح شد.
منبع :
[External Link Removed for Guests]