صفحه 1 از 4

روزنامک

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۶:۱۵ ب.ظ
توسط Mardaviz
  

مهمترين رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 5 مي



از دکتر نوشیروان کیهانی زاده

  درگذشت بهرام چوبين و نگاهي به کارهاي  
[External Link Removed for Guests]

مولف «تاريخ نوابغ نظامي» كه كتابي به زبان انگليسي است، روز درگذشت سپهبد بهرام مهران (بهرام چوبين) ژنرال معروف و نابغه نظامي قرن ششم ميلادي ايران را پنجم ماه مه سال 592 ميلادي ذكر كرده است. وي كه در «ري» به دنيا آمده بود در خراسان خاوري درگذشت.
به نوشته برخي از تاريخ نگاران، سامانيان که باعث احياء زبان فارسي و فرهنگ ايراني شدند از نسل بهرام چوبين بوده اند.
مخالفت بهرام چوبين با پادشاه شدن خسرو پرويز كه مآلا به پايان عمر امپراتوري ايران در عهد باستان انجاميد از فصول آموزنده تاريخ عمومي است.
خسرو پرويز هنوز پايه هاي سلطنتش را استوار نكرده بود كه با ضديت ژنرال بهرام چوبين رو به رو شد زيرا كه بهرام شنيده بود خسرو پرويز بر ضد پدرش كودتا كرده بود. خسرو پرويز چون ياراي ايستادگي در برابر ژنرال بهرام را نداشت 23 نوامبر سال 589 ميلادي به قسطنطنيه فرار كرد تا از موريس امپراتور روم شرقي كمك بخواهد.
موريس كه در انتظار چنين فرصتي بود يك سپاه كامل در اختيار خسرو دوم قرار داد و خسرو با كمك اين سپاه و هواداران داخلي اش در نبرد سال 591 ميلادي پيروز شد و بر تخت نشست، بهرام به خراسات رفت و بعدا در همانجا درگذشت.
مورخان تاريخ جنگها، جنگ بلخ در سال 588 را كه فاتح آن بهرام چوبين بود، نبردي بي سابقه توصيف كرده اند زيرا در آن، نوعي موشك بكار رفت و به علاوه، يك سپاه كوچك از لحاظ شمار افراد، يك ارتش بسيار بزرگ را شكست داده بود. به نوشته اين مورخان،
28 نوامبر سال 588 ميلادي در بلخ، ارتش ايران به فرماندهي ژنرال بهرام مهران در جنگ با خاقان «شابه» امپراتور سرزمين هاي شمال غربي چين كه به خراسان بزرگتر دست اندازي كرده بود از سلاح تازه اي که در آن نفت خام بکار رفته بود استفاده کرد.
خاقان شابه (خاقان = خان خانها ـ امپراتور، اين واژه با تلفظ خاگان هنوز در مغولستان بكار مي رود) زماني از لشکر کشي ايران آگاه شد که بهرام تنها چهار روز تا بلخ فاصله داشت، و چون شنيد كه بهرام با كمتر از 13 هزار نفر آمده است چندان نگران نشد و با تمامي مردان قادر به حمل سلاح خود که مورخان يکصد تا سيصد هزار تن گزارش کرده اند به مقابله با بهرام شتافت.
در روز نبرد، بهرام به واحدهاي آتشبار (نفت اندازان) توصيه کرد که حمله را با پرتاب پيکانهاي شعله ور آغاز کنند و ادامه دهند تا آرايش سپاهيان خاقان بر هم خورد و قادر به تنظيم آن هم نباشند و به سواران کماندار (اسواران) گفت که همزمان با حمله نفت اندازان، با تير چشم فيلها را هدف قرار دهند، و در اين جريان، خود با دو هزار سوار زبده قرارگاه خاقان را مورد حمله قرار داد. خاقان که انتظار حمله مستقيم به مقر خود را نداشت دست به فرار زد که کشته شد، سپاه عظيم او متلاشي گرديد و پسر وي نيز بعدا به اسارت درآمد و جنگ فقط يک روز طول کشيد که از شگفتي هاي تاريخ نظامي جهان است.
مورخان نظامي درباره نفت اندازهاي ژنرال بهرام چنين نوشته اند: بهرام در زماني که از سوي شاه ايران حاکم چارك شمال غربي بود (يك چهارم قلمرو ايران، از ري تا مرز شمالي گرجستان و داغستان کنوني شامل ارمنستان، آذربايگان و کردستان. در آن زمان، ايران به چهار ابر استان تقسيم شده بود كه هركدام را چارك نوشته اند) هنگام بازديد از محل فوران نفت خام در ناحيه بادکوب (باکو) در ساحل جنوبي غربي درياي مازندران و آگاهي از قدرت اشتعال اين ماده، تصميم گرفت که از آن نوعي سلاح براي واحدهاي رزمي ساخته شود و اين کار به مهندسان ارتش واگذار شد. ظرف مدتي کوتاهتر از يک سال، پيکاني ساخته شد که بي شباهت به راکت هاي امروز نبود و اين پيکان حامل گوي دوکي شکل آغشته به نفت خام بود که از روي تخته اي که بر پشت قاطر قرارداشت با كشيدن زه پرتاب مي شد. طرز پرتاب آن بي شباهت به کمان نبود. دستگاه، از يک زه (روده خشك شده) و چوب گز (نوعي درخت مناطق خشک) ساخته شده بود که آن را بر تخته اي سوار مي كردند و داراي يک ضامن بود و پنج مردخدمه آن را تشکيل مي دادند که دو نفر از آنان کمانکش بودند، نفر سوم نشانه گيري مي کرد و فرمانده اين آتشبار بود، مرد چهارم مامور شعله ورساختن قسمت آغشته به نفت خام (پيکان) بود و مهمات رساني مي کرد و نفر پنجم مواظب قاطر بود و از هر واحد آتشبار، هشت نيزه دار مراقبت مي کردند كه ضمن عمليات مورد حمله قرار نگيرد.
اين مورخان در اين باره كه چرا بهرام با 12 تا13 هزار مرد به جنگ يك ارتش يكصد تا سيصد هزارنفري شتافت چنين نوشته اند:
«هرمز» شاه وقت از دودمان ساسانيان، وقتي شنيد كه خاقان «شابه» وارد اراضي ايران در شمالشرقي خراسان (تاجيکستان فعلي و شمال افغانستان امروز) شده، بلخ را مرکز خود قرار داده و عازم تصرف کابل و بادغيس است ژنرالهاي ايران را به تشکيل جلسه اي در شهر تيسفون (مدائن، نزديک بغداد) پايتخت آن زمان ايران فراخواند و تصميم خود را به اخراج فوري خاقان از قلمرو ايران به آنان اطلاع داد و خواست که ترتيب کار را بدهند. هرمز گفت که طبق آخرين اطلاعي که به ارتشتاران سالار (ژنرال اول ارتش ايران) رسيده، «خاقان شابه» داراي 300 هزار مرد مسلح و چند واحد فيل جنگي است.
ژنرالها پس از تبادل نظر، بهرام چوبين را براي انجام اين کار خطير برگزيدند و او ماموريت را پذيرفت. بهرام از ميان ارتش پانصد هزار نفري «آماده» ايران، حدود 12 هزار مرد جنگديده 30 تا 40 ساله (ميانسال) را برگزيد که اضافه وزن نداشتند و ميهندوستي آنان قبلا به ثبوت رسيده بود و بيش از سايرين قادر به تحمل سختي بودند و در جنگ سواره و پياده تجربه داشتند. وي به هر سرباز سه اسب اختصاص داد و با تدارکات کافي عزم بيرون راندن زردها را از خاک وطن کرد.
بهرام به جاي انتخاب راه معمولي، از تيسفون به اهواز رفت و سپس از طريق يزد و کوير خود را به خراسان رساند به گونه اي که خاقان متوجه نشده بود. بهرام که در جنگ اعتقاد به روحيه سرباز بيش از هر ابزار ديگر داشت، ضمن راه هر دو روز يک بار سربازان را جمع مي کرد و براي آنان از اهميت وطندوستي و رسالتي که هر فرد در اين زمينه دارد سخن مي گفت و آنان را اميد ايرانيان مي خواند ـ مردماني که مي خواهند آسوده و در آرامش و با فرهنگ خود زيست کنند. بهرام بالاخره با همين سپاه ارتش خاقان را شكست داد.
و اما درباره درگيري ژنرال بهرام مهران با خسرو پرويز:
هنگامي که بهرام سرگرم پس راندن خاقانيان به آن سوي کوههاي پامير، و ايجاد استحکامات در مرز سين کيانگ و كاشغرستان امروز بود، شنيد که در پايتخت، پسر شاه (خسرو پرويز) بر ضد پدرش کودتا کرده است که برق آسا خود را به تيسفون در ساحل دجله رساند. خسرو پرويز فرار کرد و به امپراتور روم پناهنده شد و بهرام تا تعيين شاه بعدي زمام امور را به دست گرفت که پرويز فراري با دريافت کمک از امپراتور وقت روم به جنگ او آمد. در آستانه نبرد، قسمتي از ارتش ايران به پرويز پيوستند که بهرام پس از چند زد و خورد مختصر، خروج از صحنه سياست را بر ادامه برادرکشي و قتل ايراني به دست ايراني که امري ناپذيرفتني بود ترجيح داد و به خراسان بازگشت و تا پايان عمر در همانجا باقي ماند.




 ، زنده كردن زبان پارسي و بعد؛  

به نوشته روزشمارتاريخ جهان، امير اسماعيل ساماني در ماه مه سال 900 ميلادي در شهر بخارا به خواست سران لشكرش كه اصرار داشتند به بغداد حمله كنند و به خلافت عباسيان پايان دهند پاسخ رد داد. شاه ساماني براي توجيه پاسخ خود، در يك اجتماع عمومي (اصطلاحا: بارعام) گفت كه بزرگترين برنامه ما بايد احياء زبان فارسي و فرهنگ نياكان باشد نه وسعت بخشيدن به قلمرو. اگر پيش از رسيدن به اين هدف كه واجب محض است، دست به لشكركشي به نقاط دوردست زنيم از هدف اصلي (احياء فرهنگ ملي) دور خواهيم شد. به علاوه ما با حمله نظامي به بغداد، دشمنان تازه براي خود خواهيم ساخت كه فعلا و در آغاز كار، به مصلحت ما نيست.



  بد وهابيون نجد نسبت به حجاج  

پنجم ماه مه سال 1820 (دوران سلطنت فتحعلي شاه قاجار)، دولت وقت ايران تصميم گرفت كه در مورد سوء رفتار مقامات عثماني در حجاز با حجاج ايراني و نيز آسيبي كه اين حجاج در طول راه (به سبب شيعه بودن) از وهابيون نجد مي ديدند به دولت عثماني در استانبول و به حكمران مصر در قاهره اعتراض كند، زيرا كه مقامات عثماني در حجاز زير نظر پاشاي مصر بودند كه دست نشانده دولت عثماني بود. گزارش هاي بعدي نشان مي دهد كه تذكر دولت ايران به پاشاي مصر تاثير بيشتري بخشيده بود تا اعتراض به دولت عثماني.
تقريبا يك قرن بعد، وهابيون بر حجاز نيز مسلط شدند و بر نجد و حجاز و مناطق اطراف آنها نام كشور سعودي گذاردند و انگلستان كه جانشين عثماني در منطقه شده بود، بالاخره بر استقلال كشور سعودي صحه گذارد
.



  احتياطي در تهران در پي شورش زنان اصفهان و قتل شهردار اين  

در اين روز در سال 1290 خورشيدي دولت در تهران دست به تدابير احتياطي وسيعي زد تا ماجراي اصفهان در پايتخت تکرار نشود. اخبار رويداد اصفهان در تهران پيچيده و به گوش همگان رسيده بود و حساسيت هايي مشاهده مي شد.
زنان اصفهان در اعتراض به كمبود نان و خواروبار دست به اعتراض خشونت آميز زده بودند، به شهرداري و ادارات دولتي حمله برده بودند كه ضمن آن خرابي هايي به بار آمده بود و شهردار اصفهان نيز كشته شده بود.

ماموران مسلح در اصفهان براي پايان دادن به اين اعتراض به تيراندازي متوسل شده بودند.




  160 کارمند  

15 ارديبهشت سال 1358 (5 مه 1979) صدها کارمند سازمان اطلاعات و امنيت ايران (ساواک) که براي اعتراض نسبت به دستمزد عقب افتاده خود مقابل ساختمان نخست وزيري اجتماع کرده بودند دستگير شدند و با چند اتوبوس به زندان قصر انتقال يافتند. عده کارمندان ساواک که به اين ترتيب به زندان منتقل شدند 160 تن گزارش شده بود. آنان مي گفتند که کارمند دفتري هستند و اگر از شکنجه گران و پرونده سازان بودند که چنين علني براي دريافت دستمزد و اعتراض به اخراج، اجتماع نمي کردند. دستگيرشدگان همچنين مي گفتند که انتظار نداشتند آنان را از مقابل ساختماني که مهدي بازرگان در آن مشغول بکار است و شهرت به منطقي بودن و مردمي بودن دارد دستگير کنند. پس از پيروزي انقلاب، ساواک را منحل کرده بودند و سازماني وجود نداشت که مواجب کارمندانش را بپردازد. بعدا وزارت اطلاعات بر جاي ساواک نشست.



[External Link Removed for Guests]



تماس با مولف: nhistorian@cox.net

«از ارسال پست در این تاپیک خودداری فرمایید»

Re: روزنامک

ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۸:۲۵ ب.ظ
توسط Mardaviz
  رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 6  

«دکتر نوشیروان کیهانی زاده»

  نيروهاي دولتي از سالارالدوله و كشته شدن يپرم  

شانزدهم ارديبهشت سال ۱۲۹۱ هجري خورشيدي در زد و خورد نيروهاي دولتي با افراد مسلح سالارالدوله پسر مظفرالدين شاه كه ادعاي سلطنت داشت در نزديكي همدان، نيروهاي دولتي شكست خوردند و با برجاي گذاردن مقدار زيادي اسلحه و مهمات فراركردند.
در پي اين شكست، از تهران يپرم خان رئيس نظميه (پليس) كه از مجاهدان مشروطيت بود و در شكست دادن محمدعلي شاه مشاركت فعال كرده بود، با افرادش عازم جنگ با مدعيان سلطنت شد.
یپرم خان
[External Link Removed for Guests]
پيرم 29 ارديبهشت در نبرد با هواداران مسلح سالارالدوله كشته شد. سالارالدوله سال ها در مناطق غرب ايران با نيروهاي دولتي زد و خورد مي كرد و تا شهر ساوه هم پيشروي كرده بود كه بالاخره شكست خورد. يپرم از ارامنه بود.

سالارالدوله
[External Link Removed for Guests]

  53 تن رهبران جنبش كمونيستي ايران، و ريشه  


ارديبهشت سال ۱۳۱۶، ماهي بود كه رضاشاه به خفه كردن جنبش كمونيستي ايران در نطفه، كمر بسته بود و شانزدهم اين (روزي چون ديروز) دكتر تقي اراني، دكتر بهرامي، عباس آذري و ضياء الحوتي دستگير شدند.
سه روز بعد عبدالصمد كامبخش قزويني نيز بازداشت شد و شمار دستگير شدگان تا ۲۳ ارديبهشت به ۵۳ تن رسيد.
از نوشته مورخان تاريخ عقايد درباره اين موضوع چنين بر مي آيد: قدرت هاي اروپايي (غرب) كه از ديرزمان مشاوران تاريخ، روانشناسي، جامعه شناسي، اقتصاد و حتي زبان شناسي داشته اند؛ پيش از هرگونه اقدام در خاورميانه كه در آنجا منافع بسيار دارند و درعين حال بر سر اين منافع رقيب يكديگرند، از نظر اين مشاوران دانشمند خود بهره گرفته اند. بر پايه همين روال (كه جورج بوش درمورد عراق آن را رعايت نكرد و به درد سر افتاد)، پس از بلشويك (توده اي) شدن روسيه، انگلستان در ايران به ملي گرايي توجه كرد. تجربه تاريخ نشان داده است كه در ايران، جمع شدن ملي گرايي و مذهب گرايي در يك و يا چند دولتمرد، منجر به توليد قدرتي شگرف شده است ـ قدرتي كه نتيجه اش نيرومند شدن كشور بوده است (مثال: ساسانيان، بوئيان، صفويان و ...). بنابراين، هرقدر كه رضاشاه به سوي ملي گرايي گام بر مي داشت، سعي مي شد كه به همين نسبت از سران مذهب دور شود و احيانا با آنان درگيري پيدا كند تا تاريخ تكرار نشود و به صورت اردشير ساساني در نيايد. از سال 1315 كه در ايران چپها و اين بار به نام «كمونيست» سربلند كردند، باتوجه به اين كه عدالت خواهي در خون ايرانيان است (و به همين دليل هم شيعه هستند كه «عدل» از اصول اين مذهب است) و مزدك باني سوسياليسم از اين كشور برخاسته بود، همان قدرت خارجي كوشيد كه رضاشاه و دولتش را برضد كمونيستها برانگيزاند تا اتحاد چپ و ملي با هم جمع نشوند و ايران قويتر نگردد، و قلع و قمع كمونيست ها در ايران در ماه مه 1927 به همين دليل بود. اين سه تجربه؛ اين قاعده كلي را درقبال ايران به دست قدرت هاي برتر جهاني داده است كه نبايد بگذارند كه ايران دولتمرد تواما «مذهبي ـ ملي گرا ـ چپگرا» داشته باشد و يا دست كم داشتن دو صفت از اين سه خصلت.

تنها پس از شهريور 1320 و تبعيد رضاشاه بود كه جنبش كمونيستي ايران (در سايه قدرت مسكو كه نيروي نظامي در ايران داشت) احياء و حزب توده تاسيس شود و تا بهمن ماه ۱۳۲۷ (رويداد «احتمالا ساختگي» تيراندازي به شاه در دانشگاه تهران) فعاليت آزاد (اصطلاحا قانوني) داشته باشد. در طول حکومت دکتر مصدق، فعاليت حزب توده عملا آزاد بود و عناصر اين حزب در جريان انقلاب سال 1357 هجري خورشيدي و تا دو سه سال پس از آن هم فعاليت تقريبا آزاد داشتند.


  اعتصاب معلمان، علي اميني نخست وزير  

در پي اعتصاب و تظاهرات خياباني معلمان تهران و كناره گيري شريف امامي از نخست وزيري، شانزدهم ارديبهشت 1340 دكتر علي اميني مأمور تشكيل كابينه شد و ضمن نطقي كشور را در وضع بد اقتصادي و در آستانه ورشكستگي مالي توصيف كرد كه تحت تأثير اين اظهارات بهاي زمين و خانه ظرف چند روز به كمتر از نصف قيمت سابق پايين آمد.
برخي مدعي شده بودند كه تظاهرات معلمان به اشاره آمريكا صورت گرفته بود تا با تغيير كابينه، اصلاحاتي كه از شاه خواسته شده بود عملي شود. دولت آمريكا مي خواست كه با انجام يك رشته اصلاحات در ايران، بهانه تبليغات از دست كمونيستها و شوروي خارج شود.



  هویدا و موضوع استقلال  

طبق سندی که در سال 1387 انتشار یافت، امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت در جلسه غیر علنی سران حزب ایران نوین که 16 اردیبهشت 1350 (ماه مه 1971) برگزار شده بود در پاسخ به برخی از شرکت کنندگان درجلسه که درباره «بحرین» و عدم رضایت عمومی ایرانیان از جدا شدن آن از خاک وطن پرسیده بودند تنها به گفتن این جملات بسنده کرده بود: "بحرین به مثابه یکی از دختران ما بود که این دختر شوهر کرد و رفت و چون عضوی از خانواده ما بوده باید بمانند بزرگ هرخانواده از او پشتیبانی کنیم و خواهیم کرد!.".
اعتراض ایرانیان به تصمیم شاه که پس از سالها حمایت از خواست ملت که بحرین گوشه ای از وطن است که دولت لندن آن را به گروگان گرفته بود و امضای قانون استان چهاردهم شدن این مجمع الجزایر ناگهان (و تحت فشار واشنگتن) در یک مصاحبه عمومی مطبوعاتی در هند گفت که وضعیت بحرین در یک رفراندم روشن شود ولی این رفراندم تنها در بحرین برگزار شد! نه در سراسر ایران، هیچگاه ترک نشده است و بعدا که امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت برغم اعتراض ملت و استیضاح نمایندگان پارلمانی حزب پان ایرانیست موضوع جداشدن بحرین را به مجلس داد شریک این جرم شاه شد که عملی خلاف قانون اساسی و سوگندی بود و هردو قبلا یادکرده بودند که حافظ حدود و ثغور ایران باشند. این دو اختیار تجزیه کردن وطن را نداشتند. پس از پیروزی انقلاب، یکی از اتهامات وارده به امیر عباس هویدا همین موافقت با تجزیه وطن بود که در بهار 1358 محاکمه و اعدام شد. این اتهام در پرونده شاه باقی بود که در تابستان 1359 در مصر درگذشت. از آن زمان هیچیک از مقامات کشور جدایی بحرین را لفظا تایید نکرده است. از آغاز قرن 21 و هزاره سوم و بویژه پس از پیشرفت در فعالیت های اتمی ایران و سر ازخواب برداشتن ناسیونالیسم ایرانی، سخن گفتن از استقلال بحرین در برابر ایرانیان دل شیر می خواهد.

نتیجه حمایت از تجزیه طلب
[External Link Removed for Guests]



[External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۲۶ ب.ظ
توسط Mardaviz
مهمترين رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 7 مي

دکتر نوشیروان کیهانی زاده



استراتژي رومي: درسي هميشگي براي همه قدرت ها و دولتها - ترس امپراتوري روم از ناسيوناليسم ايراني
اردشیرپاپکان
[External Link Removed for Guests]

شكست هاي نظامي سنگين سال هاي ۲۳۸، ۲۴۴ و ۲۶۰ ميلادي از ايران (زمان اردشير ساساني و پسرش شاپور) و از دست دادن دو امپراتور در اين جنگ ها و تعهد پرداخت باج و خراج به ايران، دعاوي بانو «زنوبيا» در مصر و مناطق شرقي آن، حمله فرانك ها از آلمان به فرانسه (كشور گل) و اسپانيا، تعرض گت ها و وندال ها به حواشي شمال شرقي ايتاليا و شورش طوايف ساكن الجزاير امروز، امپراتوري روم را از آغاز بهار سال 261 ميلادي در بدترين وضعيت خود قرار داده بود.
اين فشارهاي نظامي و مقاومت ها، در رم و شهرهاي شبه جزيره ايتاليا منجر به گراني مواد ضروري، بي نظمي هاي اجتماعي و كميابي خواروبار شده بود. در اواخر آوريل سال ۲۶۱ ميلادي بزرگان امپراتوري روم هنگامي كه خود را با روحيه خود مختاري ارتش ها چهارگانه اين كشور كه هر كدام درصدد معرفي يك نامزد امپراتوري به سنا و نيز پيدايش فئوداليسم به علت خريد اراضي خرده مالكين از سوي توانگران و خشم ملي رو به رو ديدند احساس خطر كردند، اختلافات فيمابين را كنار گذاردند و در نشستي كه ششم و هفتم ماه مه سال ۲۶۱ ميلادي در «رم» تشكيل دادند دولت ساسانيان را خطر اول و مسبب همه اين دشواري ها تشخيص دادند، زيرا كه سياست كلي ساسانيان بر اين اصل قرار گرفته بود كه روميان قدم به آسيا نگذارند و نيز به آنان اجازه تاخت و تاز در مصر، سوريه و سواحل غربي آسياي صغير (تركيه امروز) را ندهند. اين نشست، خطر دوم را پيدايش فئوداليسم و ثروتمندتر شدن ثروتمندان دانست كه فئودال ها و ثروتمندان در هر شكل ذاتاً مخالف نظام حكومتي جمهوري هستند. بزرگان روم همچنين علل شكست هاي نظامي سه دهه گذشته از ايران را، در جنگيدن همزمان در چند جبهه تشخيص دادند و اين تصميم ها را كه صورتجلسه آن باقي مانده است اتخاذ كردند:


ـ تضعيف ناسيوناليسم ايراني و حتي المقدور نه با جنگ، بلكه با بازي هاي ديپلماتيك و ظاهرا دوستانه، و از درون (با ايجاد چنددستگي و اختلاف ميان بزرگان و ژنرالها)، به گونه اي كه دولت ساسانيان از توسعه طلبي و دفاع از شرق دست بردارد و به آنچه كه دارد قانع باشد.
ـ محدود كردن مالكيت اراضي كشاورزي و بازخريد اراضي كشاورزان از فئودالهاي نوخاسته و فروش آنها به اقساط طويل المدت به صاحبان قديم و لغو اسناد معاملات اراضي كشاورزي سالهاي اخير. به علاوه، بستن ماليات سنگين بر ثروت و درآمدهاي ناشي از معاملات (به زبان امروز: كپيتال گين = سود حاصله از سرمايه و خريد و فروش دارايي ها «امروزه سهام، خانه و زمين، ارز و طلا، مسكوك، اشياء عتيقه و هنري).
ـ ممنوع كردن جنگ همزمان در بيش از يك جبهه. هر جنگ تازه بايد پس از پايان گرفتن كامل جنگ جاري (درجريان) صورت گيرد.


با اجراي اين سه تصميم كه در تاريخ عمومي؛ «استراتژي رومي» عنوان گرفته است و بايد درس و پند براي هر قدرت جهاني و هر دولت باشد، روميان در دو مورد آخر موفق بودند، ولي هيچگاه نتوانستند ناسيوناليسم ايراني را تضعيف كنند كه به قول «هگل» ابدي و در ذات آرين هاست، و بمانند آتشفشان گهگاه دچار شعله پراكني، انفجار و طغيان مي شود (ايستادگي تاريخي افغانها كه آرين هستند در دو قرن گذشته در برابر انگليسيها و روسها و اينك «ناتو» نمونه كوچكي از آن است و اين ايستادگي پيش از رسيدن به نتيجه، پايان نخواهد يافت).
با اين كه اين استراتژي در كتابهاي تاريخ عمومي و دروس «استراتژي و پاليسي» آمده است، هيتلر و پيش از او ناپلئون - هيچكدام - از تصميم سوم كه نتيجه يك تجربه گران بود استفاده نكردند، در چند جبهه همزمان جنگيدند، شكست خوردند و نابود شدند.



مصدق: استعمار به آساني ريشه كن نخواهد شد؛ مگر ...

دكتر مصدق نخست وزير وقت در مصاحبه اي كه هفتم ماه مه سال 1952 (ارديبهشت 1331) در رسانه هاي آمريكا انتشار يافت گفته بود: استعمار اروپايي بر ساير ملل كه از قرن پانزدهم آغاز شده به اين آساني ريشه كن نخواهد شد. ما، ايرانيان، نخستين سنگ بناي اين مبارزه را قرار داده ايم. ما به درخت كهن استعمار، توفان وار، تكان شديد وارد ساخته ايم. هرچند سادگي است اگر تصور رود كه با اين يك تكان، اين درخت تنومند ريشه كن خواهد شد. به همانگونه كه استعمارگران هر وقت كه لازم باشد براي حفظ منافع خود با يكديگر متحد مي شوند، ما استعمار زدگان هم اگر بخواهيم موفق شويم بايد گرد هم آييم و يكپارچه عمل كنيم و بدانيم كه استعمارگران نمي خواهند ما را متحد ببينند و با تمام نيرو و توان و توسل به انواع نيرنگ مي كوشند مانع همصدايي و يكدلي ملل استعمار زده شوند و ما هنگامي موفق خواهيم شد، كه به اين حقيقت پي ببريم. ملل استعمارزده تا روشن و آگاه نشوند نخواهند توانست سرنوشت خود را به دست گيرند. در درجه اول ، ما بايد مطبوعاتي داشته باشيم كه نيت آنها خدمت به مردم و دفاع از حقوق آنان و روشن ساختن ايشان از حقايق باشد و ....
اين مصاحبه كه طولاني بود به مناسبت پايان يكمين سال حكومت دكتر مصدق، در آخرين روز آوريل ۱۹۵۲ در تهران با خبرنگاران آمريكايي انجام شده بود.

[External Link Removed for Guests]


[External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۴:۵۳ ب.ظ
توسط Mardaviz
   
  رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 8  

دکتر نوشیروان کیهانی زاده

آبراه خشايارشا در يونان - دليل ديگري بر جعلي بودن مضمون فيلم «300»
[External Link Removed for Guests]
هشتم ماه مه سال ۲۰۰۱ گروه باستان شناسان انگليسي، ايتاليايي و يوناني اعلام كردند كه آبراه خشايارشا را كه در سال ۴۸۰ پيش از ميلاد در خاك يونان ساخته شده بود كشف كرده اند. (كساني كه خبر اين كشف و جزئيات اين اقدام خشايارشا را در رسانه هاي غرب ديده بودند متوجه شده اند كه مضمون فيلم «300» ساخت سال 2006 جعلي ونادرست بوده است. در حمله نهايي به نيروهاي لئونيداس پادشاه اسپارت در ترموپيل در همان سال و پيش از ساخته شدن اين آبراه، هزار مرد پكتيايي از ارتش ايران شركت داشتند. اين مردان از ايالت كوهستاني پكتياي ايران خاوري بودند كه جمعيت زيادي نداشت و امروز هم كه در افغانستان واقع شده است به علت كوهستاني بودن كم جمعيت است. به علاوه، بكار بردن دهها هزار نيرو در تنگه ترموپيل، امكان پذير نبوده است و مغاير فرضيه هاي نظامي ژنرال كلازويتس آلماني است).
خشايارشا در جريان لشكركشي خود به اروپا، براي تسهيل عبور كشتي هاي نظامي ايران از يك سوي شبه جزيره به سوي ديگر آن، آن آبراه را ساخته بود كه به مروز زمان در زير خاك پنهان شده بود. باستانشناساني كه اين آبراه را كشف كرده اند گفته اند كه مهارت مهندسان آن زمان در ساختن اين آبراه دست كمي از امروز نداشته است.
عرض آبراه در قسمت زيرين كمتر از بالا بوده و دو كشتي به راحتي از كنار هم مي توانستند عبور كنند. طول اين آبراه 1600 متر و عرض آن در بالا 34 متر بوده است



علي اميني، اصلاحات و انحلال مجلس
[External Link Removed for Guests]
در اين روز در سال 1340 شاه به درخواست دكتر علي اميني نخست وزير وقت كه تازه اين سمت را به دست آورده بود دوره وقت مجلس را منحل كرد. دكتر اميني در سخنراني هايش گفته بود كه آن دوره مجلس را به دلايلي قبول ندارد و وعده انتخابات آزاد را داده بود. وي در همين روز تشكيل اجتماعات در ميدان جلاليه (پارك لاله امروز) را آزاد اعلام داشت.
گفته شده است كه دكتر اميني از سوي حزب دمكرات آمريكا كه از سي ام دي ماه سال پيش (20 ژانويه 1961) قدرت را در اين كشور به دست گرفته بود براي انجام برخي اصلاحات پشتيباني مي شد. جان اف كندي رئيس جمهور وقت آمريكا گفته بود كه پيشرفت دمكراسي و انجام اصلاحات پروگرسيو در كشورهاي متحد آمريكا، منطق اين دوستي را توجيه مي كند. به علاوه، اصلاحات اجتماعي باعث مي شود كه تبليغات كمونيستها در اين ممالك خنثي شود.
برخي ادعا كرده اند كه به ابتكار آمريكايي ها (ازجمله راه اندازي تظاهرات معلمان شهر تهران)، زمينه براي روي كار آمدن دكتر اميني در ايران فراهم آمده بود. دكتر اميني سالها پيش از آن، در طول اقامت خود در واشنگتن به عنوان سفير ايران با رجال آمريكايي دوستي برقرار كرده بود. اصلاحات دكتر اميني بعدا انقلاب سفيد نام گرفت و پس از كنار رفتن او از نخست وزيري، شاه اين اصلاحات را به حساب خود گذارد و «انقلاب شاه و ملت» عنوان داد. علي اميني كه درجريان انقلاب سال 1357 دوباره فعال شده بود اخيرا در پاريس درگذشت.



تيرباران شدن 21 مقام نظام سابق - اعدام وزير ارشاد كه به مطبوعات پول مي داد، روزنامه نگاران را ممنوع القلم و اخبار دولتي را ديكته مي كرد

اعدام وزير ارشاد كه به مطبوعات پول مي داد، روزنامه نگاران را ممنوع القلم و اخبار دولتي را ديكته مي كرد.
[External Link Removed for Guests]
18ارديبهشت سال 1358، هجده تن ديگر از مقامات نظام سابق كشور به حكم دادگاه انقلاب تيرباران شدند. دادگاه انقلاب اين عده را هم مفسد في الارض تشخيص داده بود. در ميان اعدام شدگان، دو وزير و يك رئيس سابق مجلس ديده مي شدند. جواد سعيد قبلا رئيس مجلس و غلامرضا كيانپور و محمدرضا عاملي تهرامي وزيران پيشين اطلاعات و جهانگردي (ارشاد) بودند. كيانپور مدتي هم استاندار و زماني وزير دادگستري بود!. يكي از اتهامات او ممنوع القلم كردن چند روزنامه نگار در طول وزارت خود (وزارت ارشاد) بود. كيانپور در دفاع از خود گفت كه به اشاره ساواك و يا شخص هويدا چنين كرده بود كه به او گفته شد ممنوع القلم كردن روزنامه نگار حتي براي يك روز، بايد با حكم دادگاه باشد و او با اين عمل حقوق روزنامه نگاري را نقض و مردم را از خواندن نوشته هاي آنان محروم كرده بود. دكتر عاملي تهراني در دفاع از خود گفت كه بسياري از اشتباهات كيانپور را جبران كرد و برغم مخالفت ساواك، به روزنامه نگاران حرفه اي پروانه انتشار روزنامه داد زيرا كه مي دانست در ساواك براي آنان پرونده سازي شده بود و دليل محكمي بر اثبات درستي گزارش هاي ساواك وجود نداشت. به دكتر عاملي گفته شد كه اشتباه او يكي اين بود كه در اوج انقلاب و پس از ممنوع شدن افراد از همكاري با دولت و عضويت در كابينه، سمت وزارت را قبول كرده و با اين عمل، به انقلاب «نه» گفته بود و ....
دادستان انقلاب اسلامي متن كيفرخواست اعدام براي غلامرضا كيانپور را جهت اطلاع عمومي منتشر ساخت كه در صفحه 11 شماره 15848(مورخ 18 ارديبهشت 1358) روزنامه اطلاعات به چاپ رسيده است.
طبق اين كيفرخواست، كيانپور متولد شهر ساري متهم بود كه در طول تصدي وزارت اطلاعات و جهانگردي (ارشاد) با استفاده از وجوه دولتي به برخي از جرايد كمك مالي مي كرد (كه هرگونه كمك مالي به جرايد عمومي جز مجلات تخصصي و نشريات رسمي احزاب، عملي بر خلاف اصول ژورناليسم حرفه اي است و عرفا ممنوع است)، اطلاعات و اخبار مميزي شده (تنظيم مطابق سياست دولت) در اختيار آنها جهت انتشار مي گذاشت، و اين اخبار سانسوري پس از تنظيم دولتي و تكثير آنها در خبرگزاري پارس و يا دفتر ويژه اطلاع رساني در وزارت ارشاد در اختيار جرايد قرار مي گرفت و يا اين كه تلفني به ميز سردبيري در تحريريه آنها (و به فردي مورد اعتماد دولت در آن ميز) ديكته مي شد و به اين ترتيب به ملت گزارش خلاف واقع مي داد.
دركيفرخواست آمده بود كه كيانپور زماني مديركل سازمان برنامه بود، مدتي معاون وزارت اقتصاد، گاهي استاندار استانها، سپس وزير اطلاعات و جهانگردي و آنگاه وزير دادگستري بود (يعني كارشناس همه امور از اقتصاد تا ژورناليسم و كشورداري و كار قضاوت!!). طبق کيفرخواست، وي در طول تصدي اين مشاعل قراردادهاي متعدد اقتصادي باجهانخواران امضاء كرده و بر وابستگي ايران به آنها افزوده بود.
در اين كيفر افزوده شده بود که كيانپور در طول تصدي وزارت دادگستري، هركس را كه صداي اعتراضش بلند مي شد توسط بازپرسان و دادستانهاي مطبع و دست نشانده اش بازداشت مي كرد و تحت تعقيب قرار مي داد و با اين كار، ايران را به صورت يك زندان بزرگ درآورده بود كه در آن ابتدايي ترين حقوق طبيعي و شناخته شده در اعلاميه حقوق بشر و قانون اساسي همان نظام ناديده گرفته مي شد و ....
دادستان سپس تقاضاي اعدام كيانپور و مصادره اموال او را كرده بود.


از: [External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۸:۰۵ ب.ظ
توسط Mardaviz
   
  رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 9  

دکتر نوشیروان کیهانی زاده

درسي از تاريخ ايران براي همه اعصار و همه ملل

در ماه مه سال 570 ميلادي ژنرال «وهرز ديلمي» فرمانده نيروهاي اعزامي ايران به يمن، پس از ايراد نطقي براي افرادش، دستور داد كه كشتي هاي نيرو بر را آتش بزنند و غرق كنند تا سربازان خيال عقب نشيني و بازگشت را به ذهن خود نياورند. اين نيرو به درخواست سران قبايل يمن، به دستور شاه وقت دولت ساساني ايران، «خسرو انوشيروان» از طريق خليج فارس به يمن فرستاده شده بود تا ارتش اشغالگر حبشه را از آنجا براند. سپهبد «وهرز» پس از پياده شدن در يمن متوجه شد كه شمار نيروي حبشي اشغالگر (ابرهه) بيش از سه برابر سربازان اوست. وي پس از كسب اطلاع از شمار نيروي حبشي ها خطاب به سربازان خود گفت: ما به اينجا آمده ايم تا متجاوز را بشكنيم و برانيم. ما براي شكست خوردن، به اسارت درآمدن، شكنجه و تحقير شدن و به صورت برده در بازار به فروش رفتن نيامده ايم. براي يك سرباز، مردن در ميدان نبرد به مراتب بهتر از اسارت و تحقير و عمري بردگي است. نياكان ما اين را مي دانستند كه تسليم شدن سرباز ايراني را منع اكيد كرده اند. براي احترام به اين قانون مقدس نياكان، من دستور مي دهم كه همين امروز كشتي هايي را كه با آنها آمده ايم آتش بزنند تا در برابرمان تنها دو راه داشته باشيم: پيروزي و يا مرگ. ما از حمايت مردم يمن برخوردار هستيم كه امتيازي است بزرگ. ما با تاكتيك تازه اي وارد جنگ مي شويم كه آن را طرح كرده ام و اين تاكتيك با آن چه كه شما تجربه كرده ايد تفاوت دارد. از فيلهاي جنگي نظاميان حبشي نهراسيد؛ فيل از شتر مي ترسد و ما با دوانيدن گله شتر به سوي فيلها، آنها را فراري مي دهيم و سپس پياده حبشه را ازجاي بر مي كنيم و به دريا مي ريزيم.
در جنگ يمن نيروهاي اعزامي ايران پيروز شدند ، سپاه ابرهه با كشته شدن پسر او ، مسروق ، فراري شد و يمن تا زمان گسترش اسلام در جزيرة العرب تحت الحمايه ايران بود.


لغو كاپيتالاسيون در ايران

نهم ماه مه سال ۱۹۲۷ (۱۹ ارديبهشت ۱۳۰۶) كاپيتالاسيون (تسليم و در اصطلاح قضايي به مفهوم قضاوت كنسولي) در ايران لغو شد و از 19 ارديبهشت 1307 (درست يك سال بعد) حتي در مورد كشورهاي كاملة الوداد هم بلا اثر گرديد.
اين امتياز را دولت قاجاريه به پاره اي ازدولتها داده بود و به اين ترتيب قسمتي از حاكميت ملي را واگذار كرده بود. رسيدگي به جرائم محلي و مجازات متخّلف تكليف يك دولت حاكم مسئول در برابر اتباع كشور است و از تكليف نمي توان گذشت و آن را واگذار كرد.
كاپيتالاسيون از دهه 1340 به صورت محدود در مورد پاره اي از اتباع آمريكا در ايران برغم مخالفت ها و اعتراض هاي فراوان بار ديگر به اجرا در آمده بود.


ريختن آب به آسياب دشمن با انتشار خبر مجعول

يك مقام دولت دكتر مصدق در اين روز از ارديبهشت 1331 خبر 15 ارديبهشت روزنامه اطلاعات را كه به نقل از يك خبرگزاري عرب! (کدام خبرگزاري؟) نوشته بود كه دولت درصدد برآمده كنگره رجال با تجربه (قديمي) را براي بحث درباره مسائل كشور (عمدتا نفت) برگذار كند تا راه حل ارائه كنند بي اساس، و آن را نوعي «خط دادن» از سوي محافل وابسته به استعمار خواند.
وي گفت كه برخي محافل با هدف «قرار دادن نقشه هاي امپرياليستها» در ذهن برخي مقامات و آماده سازي مردم به قبول آن، از سوي منابع مجهول به جعل خبر مي پردازند كه يك اقدام ضد ملي و ريختن آب به آسياب دشمن است و ....


اعدام هفت تن ديگر به جرم همكاران با حکومت پهلوي، ازجمله حبيب القانيان

نوزدهم ارديبهشت 1358 هفت تن ديگر از جمله يك وزير اطلاعات و جهانگردي (ارشاد) پيشين كه ازسوي قاضي شرع دادگاه انقلاب مفسد في الارض شناخته شده بودند تيرباران شدند.

در ميان اين اعدام شدگان حبيب القانيان رئيس يك انجمن يهوديان ايران و نيز رحيم علي خرم (صاحب پارك تفريحي در غرب تهران) ديده مي شدند. در كيفرخواست القانيان آمده بود كه طبق گزارش، وي در نزديكي تل اويو در اسرائيل زمين براي خود خريداري كرده بود و در نشستي در اسرائيل، به مقامات اين كشور ازجمله موشه دايان و آباابان وزيران دفاع و خارجه قول جمع آوري پول بيشتري از يهوديان ايراني جهت كمك مالي به اسرائيل داده بود و ....
[SIZE=85]حبیب الله اقانیان

[External Link Removed for Guests]
سپهبد سعادتمند (گيلاني) معاون و سپس وزير اطلاعات و جهانگردي (ارشاد) در اواسط دهه 1340 خورشيدي يكي ديگر از اعدام شدگان 19 ارديبهشت بود. وي كه قبل از اين مشاغل، سخنگوي سازمانهاي نظامي بود متهم به اعمال اختناق و نيز كوشش در تحكيم و تثبيت رژيم پهلوي از طريق همكاري با آن دولت شده بود و به گونه اي اوامر رژيم وقت را بدون چون و چرا اطاعت مي كرد كه به تيمسار «به چشم = بله چشم» معروف شده بود!.
سعادتمند درآخرین روزهای حیات
[External Link Removed for Guests]
يکي از اتهامات اعدام شده ديگر، دکتر محمد بقايي يزدي، اين بود که با نامزد کردن خود براي عضويت در مجلس (پارلمان) سعي در تثبيت رژيم سلطنتي (پهلوي) کرده بود. در دادگاه گفته شد که دکتر بقايي يزدي يک زمان رئيس بهداري ساواک بود و بعدا نماينده مجلس شده بود. 



از: [External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۳۹ ب.ظ
توسط Mardaviz
   
  رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 10  

دکترنوشیروان کیهانی زاده

جنگ ساوه

وقوع جنگ ساوه ميان سلطان سنجر سلجوقي و برادرزاده اش سلطان محمود را دهم ماه مه 1119 نوشته اند كه در اين نبرد، نيروهاي سنجر (پادشاه سلجوقي وقت) پيروز شدند. با وجود اين، سنجر سلطان محمود را بخشيد، ولي از اختيارات او كه حاكم مناطقي از ري تا موصل و ازجمله شهر بغداد بود كاست و بهروز را كه توسط سلطان محمود سلجوقي از سمت كلانتر بغداد بركنار شده بود به اين مقام بازگردانيد كه نوعي تحقير سلطان محمود تلقي شد ولي واكنش نشان نداد. قلمرو سلجوقيان به ويژه در زمان سنجر توسط اميرزادگان خودمختار اداره مي شد كه با وجود همزمان بودن دوران آنان با جنگهاي صليبي در آسياي غربي، دائما با هم سر ستيز داشتند و برسر يكديگر مي تاختند و قتل و كشتار به راه مي انداختند.

جشن و شادي در ايران به خاطر لغو كاپيتولاسيون

بيستم ارديبهشت سال ۱۳۰۷، ايرانيان نخستين سالگرد لغو كاپيتولاسيون را در سراسر كشور جشن گرفتند. كاپيتولاسيون يك ضعف بزرگ ايران در اواخر سلطنت قاجارها بود كه از فرط ضعف نظامي، شعور سياسي و بي خبري از قضاوت تاريخ حاضر شده بودند اجازه دهند كه اتباع قدرت هاي بزرگ وقت در صورت ارتكاب جرم (حتي سوء قصد نسبت به جان شاه قاجار، مثال: محمدعلي شاه) در سفارتخانه هاي مربوط محاكمه شوند. كاپيتولاسيون به صورتي ديگر در اوايل دهه 1340 به ايران بازگشت ولي تنها نظاميان آمريكايي در ايران را شامل مي شد. دستگاه تبليغات دولت وقت براي هموار ساختن راه تجديد اين نوع كاپيتولاسيون، تامدتي روزنامه ها را تشويق مي كرد كه تصادفات رانندگي نظاميان آمريكايي در ايران (عمدتا مستشار نظامي) را بزرگ كنند و همين امر باعث توجيه احياء كاپيتولاسيون شد كه با وجود مخالفت هايي که با آن شد، سرانجام به تصويب مجلس رسيد.

دكتر مصدق و املاك پهلوي - ريشه حرص مال دنيا زدن رضا شاه

19 ارديبهشت۱۳۳۲ دكتر مصدق شاه را وادار كرد كه اداره امور املاك پهلوي را به دولت واگذار كند. اين املاك را رضا شاه تملك كرده بود كه پس از تبعيدش، بسياري از مالكان قبلي آنها اعلام كرده بودند كه از ترس و از روي اجبار املاك خود را به مبلغي ناچيز به رضاشاه فروخته و يا اينکه به او هديه بودند. دولت وقت (پس از شهريور 1320) براي رسيدگي به اين شکايات و استرداد املاک يک دادگاه ويژه اختصاص داده بود که سالها سرگرم بکار بود. ضعف عمده رضا شاه همين افزودن بر ثروت شخصي بود كه بدون ترس از قضاوت تاريخ به اين كار ادامه مي داد. برخي از پژوهشگران گفته اند که چون رضا شاه در دوران نوجواني و جواني مزه فقر را چشيده بود، پس از رسيدن به قدرت حرص مال دنيا مي زد!.
پس از براندازي 28 امرداد، آن اقدام دكتر مصدق كان لم يكن اعلام شد.


ايجاد خانه هاي انصاف و شوراهاي داوري در ايران

در اين روز در سال ۱۳۴۴قانون تشكيل خانه هاي انصاف در روستاها و قصبات به منظور رسيدگي به حل اختلافات قضايي روستائيان كشور و رفع نياز آنان از مراجعه به مراكز قضايي در شهرها از تصويب گذشت. متعاقب آن قانون ايجاد شوراهاي داوري براي انجام همين امور در شهرها (اختلافات جزيي مردم كه وقت دادگاهها را مي گرفت) نيز به تصويب رسيد. اين نهادها كه تا حدي مشابه دادگاه هاي مردمي (خلق) در شوروي و چين ـ البته با اختياراتي كمتر ـ بودند پرونده هاي دادگستري و تراكم كار در آنجا را كاهش دادندكه قبلا باعث نارضائي مردم مخصوصا از تاخير در رسيدگي به اختلافات كوچك مثلا موجر و مستاجر شده بود. خانه هاي انصاف به خوبي كار خود را انجام مي دادند، ولي در شهرها ايرادهاي متعدد به شوراهاي داوري وارد مي شد زيرا كه به جاي افراد بي نظر و خيرخواه افرادي وارد برخي از اين شوراها شده بودند كه قبلا به علت شركت در جمع آوري آراء انتخاباتي براي اين و آن براي خود شهرت معتمد محل ساخته بودند و دست به سوء استفاده مي زدند. همين افراد بودند كه اتحاديه ساز و ... هم شده بودند و بنابراين، نفوذپذير بودند و احكامشان مورد اعتراض بود و با اين كه برايشان مشاور قضايي و مدير دفتر از طرف دادگستري تعيين و اعزام شده بود، اين ايرادها برطرف نشد و بسياري از ناراضيان همين شوراها به انقلاب پيوستند.
در خانه هاي انصاف، تصميمات برپايه كدخدامنشي و حصول سازش گرفته مي شد.
در آمريكا و برخي كشورهاي ديگر، اين مسائل (اختلافات كوچك) پس از تسليم دادخواست، در دادگاههاي عمومي (جنرال كورتز) رسيدگي و در همان روز دادرسي، حكم صادر مي شود. اين كشورها با سپردن امور قضايي به غير قاضي مخالفند كه قضات نيز در آنجا انتخابي هستند، ولي وكيلان طرفين حق دارند قضيه را در خارج از دادگاه از طريق مذاكره فيصله دهند و جريان را بعدا به اطلاع قاضي برسانند.


از: [External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۶:۰۲ ب.ظ
توسط Mardaviz
   
  رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 11  

دکترنوشیروان کیهانی زاده

مازندراني ها براي ايستادگي در برابر عرب، براي خود رهبر انتخاب کردن

درماه مه سال665 ميلادي مردم مازندران با هدف ايستادگي بهتر در برابر حملات نظامي اعراب به اين استان ايران، شاپور باونديان(بانديان شاپور) از وابستگان خاندان اسپهبدان را به رياست خود (حكومت مازندران) برگزيدند. اين خانواده تا 65 سال بعد بر مازندران حكومت كرد.
در دوران حكومت ساسانيان، بيشتر افسران ارتش ايران از ميان مازندراني ها كه در ايراندوستي، دلاوري و ايستادگي زبانزد بوده اند انتخاب مي شدند و خانواده سپهبدان بيشترين افسران را به ارتش ايران عهد ساسانيان (اوج ناسيوناليسم ايراني) تحويل داده بود.
پارسياني كه در همان قرون به هند مهاجرت كردند عمدتا از مازندران بوده اند كه همچنان به ايراني بودن و نياكان خود مباهات مي كنند و فرهنگ و منش آنان را محفوظ داشته و آن را در سراسر جهان تبليغ كرده اند.


اعتراض دكتر مصدق به راي محكمه تجديد نظر نظامي
[External Link Removed for Guests]
محكمه تجديدنظر نظامي تهران ۲۱ ارديبهشت سال ۱۳۳۳ دكتر مصدق كه همچنان خود را نخست وزير قانوني ايران و دولت وقت را رژيم كودتا و دست نشانده خارجي معرفي مي كرد به سه سال زندان محكوم ساخت. دكتر مصدق كه از آغاز هم اين محاكمه را خلاف قانون و نا صالح اعلام داشته بود و گفته بود كه جاي محاكمه اعضاي كابينه ديوان عالي كشور است؛ نه محكمه نظامي به اين حكم هم اعتراض كرد. دستگاه دادستاني نظامي براي دكتر مصدق تقاضاي مجازات اعدام كرده بود.

روزي كه خسرو روزبه اعدام شد
[External Link Removed for Guests]
21 ارديبهشت سال ۱۳۳۷ به حكم محكمه نظامي و تأييد شاه، «خسرو روزبه» سرگرد كمونيست و از اعجوبه هاي تاريخ معاصر ايران اعدام شد.
وي در تيرماه ۱۳۳۶ سالها پس از فرار و ادامه فعاليت به صورت زير زميني، در خانه اي در خيابان سيروس جنوبي (محله بازارچه اسماعيل بزاز) به دام مأموران افتاده بود. با وجود اين، دست به فرار زد ولي در جريان فرار، هنگام بالا رفتن از تير برق هدف گلوله قرار گرفت، مجروح و دستگير شد و مدتها در زندان تحت درمان بود. سرگرد روزبه قبلا هم بارها دستگير و از دست مأموران فرار كرده بود.
عمليات خارق العاده او سالها نقل محافل بود به گونه اي که او را مشهور خاص و عام ساخته است. وي در عين حال يك رياضيدان و نابغه نظامي بود و تاليف او درباره خمپاره و توپ سالها كتاب درسي مدارس نظامي بود. خسرو به ماركسيسم و تساوي مردم وفاداري خاص داشت ولي بارها اصرار كرده بود كه كمونيسم را در ايران «مزدكيسم» بنويسند زيرا كه ايرانيان نخستين فرضيه پردازان آن بودند. وي در طول محاكمات خود گفته بود كه اين شاه (پهلوي دوم)، آن چنان بي شعور و ترسو است كه سرانجام ايران را به چاه خواهد انداخت.


واژه هاي فارسي در زبان سواحيلي (افريقا)

«زبان شناسي آفريقاي سياهپوست» عنوان كتابي است كه دانشگاه دولتي ويسكانسين در ماه مه سال ۲۰۰۱ چاپ كرده است.
مؤلفان اين كتاب؛ زبان «سواحيلي» راكه در كشورهاي سومالي، كنيا، تانزانيا، اگاندا، زنگبار، رواندا، بروندي، مالي، زامبيا، شمال موزامبيك و شرق كنگو به آن تكلم مي كنند، فراگيرترين زبان در آفريقاي سياهپوست اعلام كرده و در بخشي از اين كتاب نوشته اند كه تعدد واژه هاي فارسي در اين زبان دور دست آفريقايي نشانه نفوذ ايرانيان، مخصوصا مردم جنوب ايران در طول زمان در آفريقاي شرقي است كه تمدن خود را هم در اين مناطق ترويج كرده اند. مؤلفان به طور مثال چندين واژه رايج فارسي در زبان سواحيلي را مطرح كرده اند از جمله بابا، بي بي (مادر بزرگ ـ لقب براي بانوان از خانواده هاي مهم)، كا كا (برادر - متداول در كرمان و فارس)، بابو (پدربزرگ)، انبه، زيوا (زيبا)، چاي، شها (شاه كه در آفريقاي شرقي به كدخداي ده اطلاق مي شود)، گاري(اتومبيل)، ديواني (اداره دولتي ـ كارمند دولت) و استفاده از پسوند تصغير «و» كه در كرمان و جنوب ايران رايج است مثل: دفترو (دفترچه كه از واژه «ديپتر» فارسي ساساني گرفته شده)، احمدو (احمد كوچك) ، قلمو (قلم) و....


از: [External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۶:۵۴ ب.ظ
توسط Mardaviz
   
  رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 12  

دکترنوشیروان کیهانی زاده

«صلح رومي» برضد امپراتوري ايران، و طرز مصرف آن در دوران معاصر (قرن 21)

طبق پيوستي كه بر تاريخ روم تاليف «ليوي» مورخ اين كشور در سده يكم پيش از ميلاد نوشته شده است، "اگوستوس" امپراتور روم 12 ماه مه سال 23 پيش از ميلاد (اين تاريخ بعدا پس از تبديل و احتساب تقويم ها به دست آمده است) اعلام كرد كه دولت روم يك دولت تجاوزگر نيست و جنگهايي را كه به آن دست مي زده است به منظور تامين صلح بوده و «آزاديبخش» بايد بشمار آيند! و دستور داد كه رويدادنگاران ارتش روم كه وقايع روزانه فعاليتهاي نظامي را ثبت مي كردند و «وقعه» مي خواندند از آن پس اين نكته را از نظر دورندارند و وقايع را طوري ننويسند كه نشان دهد روميان تجاوزگر و توسعه طلب بوده اند، ما دولت تيسفون (اشكانيان و به نوشته روميان، پارتيان) نيستيم كه از سلطه گري دست بر نمي دارد و.... از آن پس، عبارت صلح رومي (پاكس رومانا) وارد تاريخ شد و مورخان عهد امپراتوري اين كشور تجاوزات، جنگها و اشغالگري هاي روم را «خدمت و فداكاري به خاطر صلح ـ وظيفه جهاني!» مي نوشتند.
پس از شكست هاي نظامي شديد سال هاي ۲۳۸، ۲۴۴ و ۲۶۰ ميلادي از ايران (زمان اردشير ساساني و پسرش شاپور) و از دست دادن دو امپراتور در اين جنگ هاو تعهد پرداخت باج و خراج به ايران، سران روم در نشست چند هفته اي ماههاي آوريل و مه سال261 ميلادي كه در آن استراتژي و پاليسي روم تنظيم شد بارديگر «صلح رومي» و دفاع از آزادي ساير ملل، به ويژه ملل كوچك به ميان آمد . به موجب اين سياست،جنگ و تعرض هم البته اگر از جانب روم (ايتاليا) باشد نوعي صلح است!. همين استدلال و حرفي كه ابرقدرتهاي قرن بيستم و تنها ابرقدرت امروز مي زند. در مقدمه استراتژي مصوب در مه سال 261 كه سند آن موجود است دولت ساسانيان و ناسيوناليسم ايراني خطر اول براي روم و مسبب همه دشواري هاي اين امپراتوري اعلام شده بود؛ زيرا كه سياست كلي ساسانيان بر اين اصل قرار گرفته بود كه روميان قدم به آسيا نگذارند و اجازه تاخت و تاز به آنها در سوريه و سواحل غربي آسياي صغير «تركيه امروز» و حتي مصر داده نشود.
سه دهه پس از نشست سال 261 ، امپراتور وقت روم برپايه اين پاليسي، در پيامي به مناسبت آغاز پادشاهي نرسي پسر شاپور يكم شاه ساساني ايران به او نوشت که اين كشور سر جنگ ندارد و جنگهاي روم با كشورهاي ديگر بخاطر برقراري يك صلح پايدار است! كه نرسي نهم ژانويه سال 293 ميلادي به او پاسخ داد: تا تعبير از صلح، چنين باشد كه رومي ها گفته اند، صلحي وجود نخواهد داشت.
«تاريخ»، مصرف عبارت «صلح رومي» را كه ادامه دارد در هر زمان به طرز و گونه اي ثبت كرده است و در دو دهه اخير تحت عناوين «برقراري دمكراسي، جلوگيري از گسترش سلاحهاي كشتار جمعي، ريشه كني تروريسم و ...». پاسخي را كه «نرسي» شاه ساساني ايران در سال 293 ميلادي (1714 سال پيش در ماه ژانويه) به امپراتور روم داد، نهم ماه مه 2007 (چهار روز پيش) از دهان ولاديمير پوتين رهبر روسيه شنيده شد كه گفت: رفتار آمريكا، امروز به گونه اي است كه هيتلر در اواخر دهه 1930 در پيش داشت و به جنگ جهاني دوم منجر شد و ترديد نيست كه رفتار امروز به جنگ جهاني سوم، و ....

پوتين در مراسم نهم مه 2007 (روز پيروزي که غرب هشتم مه آن را برگزار مي کند)، گفت که آمريکا روش دولت نازي آلمان پيش از جنگ جهاني دوم را در پيش گرفته است
[External Link Removed for Guests]
اهميت پرچم ايران باستان در ميدان جنگ و براي سرباز ايراني

تئودوسيوس دوم امپراتور روم ۱۲ مه سال ۴۲۰ ميلادي(1587 سال پيش در روزي چون ديروز) در آخرين ديدار خود با افسران واحدهاي ارتش اين كشور كه عازم جنگ با ايران بودند به آنان توصيه كرد كه پس از رو به رو شدن دو ارتش و آغاز زد و خورد، بهترين هنگ رومي را مأمور تصرف پرچم ايران كنند و تأكيد كرد كه با تصرف پرچم، سربازان ايران روحيه خود را از دست خواهند داد كه عاملي است مهم به سود ما. مورخ ارتش روم كه در اين جلسه حضور داشت و نيز ناظر صحنه هاي اين جنگ ايران و روم بود كه دو سال طول كشيد نوشته است كه در جريان جنگ، نيروهاي رومي بارها كوشيدند تا پرچم ايران را به دست آورند، ولي موفق نشدند. اين مورخ سپس به توصيف اين پرچم و روش محافظت از آن پرداخته و نوشته است: ابعاد پرچم ايران (درفش كاويان) هفت متر در پنج متر است (اندازه ها بعدا به نظام متريك محاسبه شده است)، بر بالاي آن نقش يادآوري اهورا مزدا (فروهر) قرار دارد، علامت برجسته پرچم با نخ هاي سيم و زر و گوهرهاي گرانبها (ياقوت و ...) دوخته شده و اين گوهرها به گونه اي قرار گرفته اند كه اشعه آفتاب را تا مسافتي دور منعكس مي كنند. اين پرچم در جريان جنگ روي يك تپه يا زمين مرتفع قرار داده مي شود و سه رديف سرباز نيزه دار بلند قامت دايره وار از آن محافظت مي كنند.
جنگي كه از آن ياد شد در سال ۴۲۲ ميلادي با امضاي يك پيمان صلح ميان دو ابر قدرت وقت پايان گرفت. بايد دانست كه پرچم ملي ايران باستان تنها يك بار تصرف شد و آن در جريان جنگ قادسيه در سال 637 ميلادي بود


نخستين توطئه براي ترور مصدق
22ارديبهشت سال ۱۳۳۰ دكتر مصدق نخست وزير به طور غير منتظره فاش كرد كه اطلاع يافته است براي از ميان برداشتن او توطئه شده و نقشه قتل وي طرح و آماده گرديده و بنابراين در مجلس متحصن خواهد شد تا اگر خون او را بريزند در خانه ملت جان داده باشد.

ضمناً در همين روز از سوي دكتر مصدق؛ مهندس مهدي بازرگان، مهندس حسيبي، دكتر عبدالحسين علي آبادي، محمدعلي وارسته و محمدبيات تعيين شدند تا به خوزستان بروند و از شركت نفت انگلستان خلع يد به عمل آورند.

از: [External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۸:۴۷ ب.ظ
توسط Mardaviz
   
  رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 13  
دکترنوشیروان کیهانی زاده

قتل بزرگمهر - اهميت انديشه، دانش و تجربه براي يک ملت

مورخان اروپايي ماه مه سال 590 ميلادي را به دلايل متعدد آغاز پايان كاردودمان ساسانيان ايران نوشته اند كه يكي از اين دلايل؛ كنار گذاشتن، بازداشت و احيانا قتل مديران مجرب و ايراندوست كشوري و لشكري بود. در اين ماه «بزرگمهر» وزير معروف و باتدبير خسرو انوشيروان نيز به دستور خسرو پرويز كشته شد و ايرانيان از داشتن يك مدير شايسته، مدبر، انديشمند و ميهندوست عاري شدند.
يك سال پس از قتل بزرگمهر، خسرو پرويز به توصيه دلسوزان ايران كه سپهبد بهرام چوبين را ببخشد و اين نابغه نظامي را از دست ندهد اعتناء نكرد و در سال 594 هم نقشه قتل سپهبد بستام (بيستام ، امروزه : بسطام) ساساني را كشيد كه فرار كرد و در غربت درگذشت. در عهد خسرو پروير بسياري از ژنرالهاي برجسته ايران در جنگهاي غير ضروري او كشته و يا قرباني سوء ظن وي شدند و جان باختند . مديران اداري شايسته هم از گزند او در امان نماندند، بنابراين ديگر شخصيتي باقي نمانده بود كه امپراتوري كهنسال ما را با تدبير و نيرو حفظ كند و ظرف چند دهه از هم گسيخت.
در كتاب «مديريت در ايران باستان» تاليف «تاراپور» آمده است كه از زمان تاسيس ايران واحد به دست كوروش بزرگ، رسم بود كه از مديران شايسته (نظامي و اداري) و مردان انديشه و دانش تا پايان عمر استفاده مي كردند و در مورد مديران امور كه گردانندگان چرخهاي امپراتوري بودند؛ زماني از كارشان (به صورت مدير و مقام) و زماني ديگر از تجربه و مغز آنان (به صورت مشاور و اندرزگو). اين رسم پسنديده پس از سلطه عرب و تا حمله مغول كم و بيش رعايت مي شد و امويان و عباسيان روش ها و تجربيات مديريت امپراتوري ايرانيان را بكار بستند و موفق بودند. ايلخانان مغول و اميرزادگان تيموري هم اين روش را تا حدي دنبال مي كردند ولي با اندك سعايتي، مدير ايراني را منهدم و يا از صحنه بيرون مي انداختند و به همين دليل دركار خود موفق نبودند و دولتي مستعجل داشتند. صفويه، جز شاه عباس يكم، معتقد به نقش تجربه و مغز (انديشه و دانش) نبود كه افشاريه و به ويژه زنديه بازگشت به اصل (دوران امپراتوري باستاني) كردند.
در عصر قاجاريه، تنها امير كبير را با بزرگمهر قابل مقايسه دانسته اند.
در كشورهاي پيشرفته، از دير زمان وزيران، مديران و ژنرالهاي اين كشور را پس از اتمام دوره و يا در زمان بازنشستگي به عنوان مشاور، استاد و اندرزگو بكار مي گيرند. حتي رسانه هاي اين ممالك هنگام ضرورت نظر آنان را درباره «موضوع روز» مي پرسند و راهنمايي هايشان را منتشر مي سازند و روي اين نظرات بحث طولاني مي كنند تا جامعه به بيراهه نيافتد.


شمس الوزراء

مسعود غزنوي 13 مه 1032 ميلادي احمد عبدالصمد شيرازي را به وزارت خود برگزيد و به او لقب «شمس الوزراء» داد. قبلا احمد حس ميمندي وزير مسعود غزنوي بود كه درگذشته بود. محمود غزنوي پدر مسعود احمد حسن ميمندي را به زندان انداخته بود كه مسعود از او اعاده حيثيت كرد و به وزارت برداشت.
احمد عبدالصمد شيرازي چند بار به مسعود توصيه كرده بود كه به طوايف سلجوقي امتياز ندهد و گفته بود كه اين طوايف بگرفتن مرتع و چراگاه در ماوراءالنهر (ورارود) اكتفا نخواهند كرد و پس از استقرار درآنجا، در صدد كسب قدرت سياسي بر خواهند آمد كه مسعود توجه نكرده بود؛ زيرا كه گمان مي كرد احمد به دليل پارسي بودن احساس ضد تركمانان دارد، و هنگامي پي به درستي توصيه وزير خود برد كه سلجوقيان از جيحون (آمو دريا) گذشته و در صدد جنگ با او برآمده بودند. آن زمان، ديگر خيلي دير بود و سلجوقيان با وارد آوردن دو شكست به مسعود غزنوي، قدرت را در ايران خاوري به دست گرفتند و سپس به سوي مركز و غرب ايران پيش تاختند و خود را به مديترانه هم رسانيدند.با وجود اين، وطن ما آسيبي را كه از مغولان ديد از سلجوقيان نديده بود.


خروش و اعتراض ايرانيان به پرواز دو هواپيماي انگليسي بر فراز جزيره ايراني «تنب»

در پي انتشار خبر پرواز دو هواپيماي انگليسي بر فراز جزيره ايراني «تنب مار» كه بيست و دوم ارديبهشت 1332 در صفحات اول روزنامه هاي تهران به چاپ رسيده بود مقامات دولت وقت، احزاب و مردم دست به اعتراض زده و روزنامه ها سرمقاله هاي خود را به محكوم كردن اقدام انگلستان اختصاص داده بودند. روزنامه اطلاعات حتي به تفسير واژه پارسي تنب( از مصدر تنبيدن و تنبانيدن به مفهوم آوار ، انباشته بودن ، روي هم ريخته شدن اشياء ) پرداخته بود كه به دليل در هم ريختگي خاك و نيز انبوه مارها در اين جزيره، آن را از قديم الايام چنين ناميده اند و .... اين خروش ايرانيان غرب را به انديشه فرو برد.
دو هواپيماي انگليسي ظاهرا به حمايت از ادعاي حاكم راس الخيمه كه خود انگليسي ها محرك او بودند تا دولت مصدق را با مسئله تازه اي درگير سازند از بحرين به پرواز درآمده بودند. يك روز پيش از آن هم يك ناوچه نظامي انگلستان به جزيره تنب نزديك شده بود كه در پي اين رويداد واحدهاي هوايي و دريايي ايران و لشكرهاي خوزستان، فارس و كرمان به حالت آماده باش كامل درآمدند و به لشكر اصفهان و تيپ كرمانشاه دستور لغو مرخصي ها داده شده بود.


از: [External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱:۳۸ ق.ظ
توسط Mardaviz
   
  رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 14  
دکترنوشیروان کیهانی زاده

روزي كه غازان خان مغول درگذشت - ريشه هاي فساد اداري ايران

غازان خان ايلخان مغول كه 9 سال بر ايران حكومت كرد يازدهم ماه مه سال 1304 ميلادي (شوال 703) در نزديكي قزوين درگذشت و در شنب غازان در تبريز در گوري كه از پيش ساخته بود و عمارت و گنبدي بلند و مستحكم دارد مدفون شد. غازان پسر ارغون خان، با اين كه مادرش مسيحي و پدرش بودايي بود مسلمان شده و نام محمود بر خود نهاده بود. برادر او اولجايتو (محمد خدابنده) نيز با او مسلمان شده بود. غازان نخستين ايلخان مغول بود كه در سال 1292 ميلادي به اسلام گرويده بود. وي پس از نشستن برجاي پدر، رفتاري بسيار سخت با مسيحيان، بودائيان و پيروان اديان ديگر در پيش گرفته بود و چون سني بود نسبت به شيعيان هم بدرفتاري مي كرد. با وجود اين، به خاطر زر و زمين به جنگ سلطان مسلمان مصر و سوريه كه در اسلامخواهي مشهور عالم بود شتافت ولي پس از چند نبرد، سرانجام در جنگ «مرج الصفر» از مصريان شكست خورد و با دادن تلفات سنگين عقب نشيني كرد. اندوه اين شكست وي را كه به تبريز، مركز حكومتش رفته بود بيمار كرد. با وجود اين بيماري، غازان خان برنامه ديدارهاي خود از چند نقطه ازجمله ساوه و ري را انجام داد لكن در بازگشت به سوي تبريز در نزديكي قزوين درگذشت.

در دوران سلطه ايلخانان بر ايران كه هشت دهه طول كشيد رشوه، فساد مالي و اداري، ظلم به ضعفاء، تبعيض، دسيسه، توطئه و قتل چنان دستگاه حكومت را فرا گرفته بود كه قرن ها براي اين ملت به ارث باقي مانده بود. امور دولتي و قضايي از حساب و كتاب خارج شده بود و چون ايلخانان جز سه چهارتاي آخري بر زبان فارسي مسلط نبودند ارسال عريضه و دادخواست هم سودي نداشت.در آن دوران، ندانمكاري حد و مرز نداشت. غازان خان در آغاز كار تلاش بسيار كرد تا به وضعيت سر و سامان دهد كه كوشش او به سبب عمق فساد مالي و اداري در سازمانهاي اداري (ديواني) و لشكري و قضايي، پيشرفتي نداشت و حتي بروات ايلخان هم نكول مي شد. در سال آخر، غازان خان نيز به خيل بذل و بخشش كنندگان از بيت المال پيوست و خزانه تهي شد. كار فساد مالي به جايي كشيده بود كه يك خريد كوچك دولتي را چند بار به حساب خزانه مي گذاشتند. همين دوران كوتاه، ايران را چنان به عقب برد كه ديگر نتوانست كمر راست كند و به حالت عادي بازگردد.


احمد خان دراني پنجاب را ضميمه قلمرو خود ساخت
[External Link Removed for Guests]
احمد خان دراني كه قبلا از ژنرالهاي ارتش ايران بود و پس از قتل نادر شاه در جريان كودتاي دهم ژوئن سال 1747 قوچان، به قندهار باز گشته و دعوي استقلال و پادشاهي كرده بود 14 مه 1757 (ده سال بعد) پنجاب را ضميمه قلمرو خود اعلام داشت. وي 28 ژانويه اين سال دهلي را تصرف كرده بود. احمد خان در مارس 1739 در جريان تصرف دهلي توسط نادر شاه از افسران سپاه ايران در اين جنگ بود.
افغانها كه وارث خاور امپراتوري ايران هستند همواره داعيه بيشتر نقاط غرب رود سند را داشته اند و ....


حکم اعدام شاه، فرح و .....
[External Link Removed for Guests]
بيست و چهارم ارديبهشت 1358 (14 مه 1979) شيخ صادق خلخالي رئيس وقت دادگاههاي انقلاب در يك مصاحبه مطبوعاتي كه در صفحات اول روزنامه ها انتشار يافته بود گفته بود كه حكم اعدام شاه، فرح، اشرف، غلامرضا، فرح ديبا، شريف امامي، اردشير زاهدي، شعبان جعفري، سپهبد اويسي و پاليزبان را صادر كرده و هر ايراني كه اينها را بكشد عامل اجراي حكم دادگاه محسوب خواهد شد. وي در همين مصاحبه گفته بود كه هويدا پيشنهاد يك ميليون دلار رشوه داده بود تا اعدام او دو ماه به تاخير افتد تا بتواند توصيه هايش را بنويسد و به دولت وقت اندرز بدهد.

از: [External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: جمعه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۳:۴۰ ب.ظ
توسط Mardaviz
   رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 15  

دکترنوشیروان کیهانی زاده

فرانسه در تلاش براي عقد قرارداد دوستي با ايران عهد صفويان
پانزدهم مه 1665 يك هيات فرانسوي مركب از پنج نفر كه از سوي لويي چهاردهم پادشاه وقت فرانسه جهت عقد يك قرارداد مودت با شاه عباس دوم به اصفهان فرستاده شده بود وارد اين شهر شد كه پايتخت ايران بود. اين هيات در آن زمان موفق به امضاي قرارداد مورد نظر نشد، سال بعد شاه عباس دوم در 35 سالگي درگذشت و چنين قراردادي ميان ايران و فرانسه در زمان شاه سلطان حسين بسته شد.
طبق اين قرارداد كه از جالبترين معاهدات قرون جديد است، دولت فرانسه متعهد شد در كشورهاي ديگر از اتباع ايران حمايت كند و كشتي هاي فرانسوي محموله تجار و نيز مسافران ايراني را در رسانيدن به مقصد، بر اتباع ساير كشورها مقدم بدارند.
[SIZE=85]لویی چهاردهم

[External Link Removed for Guests]
لويي چهاردهم معروف به لويي بزرگ دهها سال و تا 1715 بر فرانسه سلطنت کرد و سلطنت شاه سلطان حسين از سال 1694 ميلادي تا 1722 ادامه داشت. 

تظاهرات ميهني ايرانيان برضد وثوق الدوله
وثوق الدوله
[External Link Removed for Guests]
25 ارديبهشت سال 1296خورشيدي (89 سال پيش در روزي چون امروز) در ميدان تاريخي بهارستان بر ضد وثوق الدوله رئيس الوزراء وقت تظاهرات وسيعي انجام شد كه به زد و خورد تظاهركنندگان و ماموران مسلح دولت انجاميد. اين، خشونت بارترين تظاهرات چهل روزه بر ضد وثوق الوله بود. اعتراض و تظاهرات مردم از زماني آغاز شده بود كه تهراني ها متوجه شده بودند، وثوق الدوله رئيس الوزراء وقت، ايجاد واحد نظامي انگليسي «اس . پي . آر» مركب از افراد محلي و افسران انگليسي اعزامي از هند را در منطقه تحت نفوذ انگلستان در ايران برسميت شناخته است. در آن زمان، انگليسي ها كرمان را مركز اين نيرو قرار داده بودند. طبق موافقتنامه سن پترز بورگ، انگلستان و روسيه ميهن ما را ميان خود به دومنطقه نفوذ و يك ناحيه بي طرف حايل قسمت كرده بودند كه جنوب و شرق ايران سهم انگلستان شده بود. وثوق الدوله اوايل فروردين بر اقدام انگلستان داير بر ايجاد اس.پي.آر كه «ژنرال پرسي سايكس» مجري آن بود صحه گذارده بود و مردم كرمان و فارس از لحظه تسليم شدن وثوق الدوله به خواست انگليسي ها تظاهرات بر ضد او را آغاز كرده بودند و تهراني ها بعدا. در آن زمان همه تلاش انگلستان آن بود كه روسها به مرزهاي هند نزديك نشوند و بصره را كه در مركز «جهان نفت» و كليد ورود به شبه جزيره عربستان بود از دست ندهد. تغيير نقشه هاي جغرافيايي و نقل و انتقال اراضي در غرب رود سند و ضميمه كردن هرچه بيشتر از اين اراضي به هندوستان خود به منظور جلوگيري از دستيابي احتمالي روس ها به آبهاي اقيانوس هند بود كه دولت مسكو اواخر قرن بيستم با اشتباهات سياسي و يا خيانت گورباچف، همان قسمت هايي را هم كه تزارها در قرن نوزدهم از آسياي ميانه و خراسان بزرگتر ضميمه قلمرو خود ساخته بودند از دست داد!.  

از: [External Link Removed for Guests]

Re: روزنامک

ارسال شده: شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۹:۴۸ ب.ظ
توسط Mardaviz
   
  رويدادهاي ايران در طول تاريخ در اين روز 16  
دکترنوشیروان کیهانی زاده

نخستين جنگ خياباني تاريخ بشر در «شهر ري»

«كاليس تنيس» تاريخنگار رسمي اسكندر كه در حمله به آسيا با او بود شرح جنگ شهر ري را كه به صورت خانه به خانه صورت گرفت برنگاشته است كه با تطبيق تقويمها 16(يا 17) ماه مه سال 330 پيش از ميلاد آغاز شده بود و مورخان نظامي از آن به عنوان نخستين جنگ خياباني بشر، به مفهوم امروز، نام برده اند. طبق گزارش «كاليس تنيس»، در آن روز (دو هزار و 337 سال پيش در اين روز) در داخل شهر ري ميان نيروهاي اسكندر و واحدهاي نظامي در حال عقب نشيني ايران نبردي خونين و كوچه به كوچه آغاز شد كه سه روز طول كشيد. نيروهاي اسكندر پس از پيروزي در جنگ گائوگاملا (محلي نزديك به اربيل واقع در شمال عراق امروز) به تعقيب سربازان ايران ادامه داده و پس از چند برخورد كوتاه از جمله نبرد همدان، به ري رسيده بودند. نيروهاي محلي در ارگ شهر دست به مقاومت زدند و سربازاني كه در جريان عقب نشيني بودند در كوچه ها و خانه هاي شهر با اسكندريان به زد و خورد پرداختند. با اين كه در اين جنگ خياباني برنده و بازنده مشخص نبود، نيروهاي ايران در سومين شب، ناگهان دست به عقب نشيني و خروج از شهر زدند و عازم شهر صد دروازه (دامغان) شدند. پس از اين عقب نشيني كه تعجب آور بود، ارگ شهر هم سقوط كرد. داريوش سوم شاه وقت كه با اين سربازان از اربيل (اربلا) عقب نشيني كرده بود، ميان راه، به صلاحديد افسران ارتش و تاييد يك شاهزاده هخامنشي كشته شد تا احيانا به دست اسكندر نيافتد و شكنجه و تحقير نشود.
مورخان، شكست ايران از اسكندر مقدوني را به حساب شخصيت ضعيف، دو دلي و قاطع نبودن داريوش سوم نوشته اند. بررسي تاريخ طولاني وطن نشان مي دهد كه هرگونه شكست نظامي و تغيير حكومت در زمان زمامداران ضعيفي چون داريوش سوم، يزدگرد سوم ، شاه سلطان حسين و ... صورت گرفته است.


ناامني در خراسان
خراسان (خراسان بزرگتر) در ماه مه سال 961 ميلادي دچار ناامني شديد شده بود. سبب اين ناامني افتادن عبدالملك ساماني، پادشاه وقت از اسب بود كه منجر به مرگ او شده بود. عبدالملك كه هفت سال سلطنت كرده بود به امير رشيد (دلاور) شهرت داشت. مورخان نوشته اند كه ناامني خراسان به تحريك البتكين صورت گرفته بود كه عبدالملك او را جاه و مقام، سپهسالاري و حكومت هرات داده بود. البتكين كه از مهاجران ترك بود پس از كسب مقام، داعيه استقلال داشت كه بركنار شده بود. وي از درگذشت عبدالملك سوء استفاده كرده و در خراسان دست به تحريك زده بود. عبدالملك همانند ساير اميران ساماني براي احياء و ارتقاء زبان فارسي و فرهنگ ايراني سعي بليغ كرده بود. پس از فوت او، منصور برادرش پادشاه شد.

آيت الله خميني: اصحاب مطبوعات بايد خودشان روزنامه ها را اصلاح كنند
(نيمه ماه مه 1979) در قم، آية الله خميني خطاب به گروهي از كاركنان روزنامه كيهان گفت كه اصحاب مطبوعات بايد خودشان روزنامه ها را اصلاح كنند و در مسير خواست و آرزوهاي ملت قرار دهند و آن چه را كه ملت مي خواهد و مي طلبد منعكس سازند. وي افزود: انقلاب دست چپاولگران را قطع كرد و مطبوعات نبايد كاري كنند كه به بازگشت آن وضعيت كمك شود.
در آن سال، از لحظه انتشار اين مطلب در رسانه ها، روزنامه نگاران خواهان سپرده شدن امور مطبوعات كه طبق اصول ـ قوه چهارم يك دمكراسي بشمار مي آيند و جدا از سه قوه ديگر بايد باشند ـ به سنديكا و اتحاديه هاي صنفي شدند. با وجود اين، هنوز امور مطبوعات در چارچوب وزارت ارشاد قرار دارد و از ميان اعضاي هيات نظارت بر آنها، تنها يك عضو منتخب مديران نشريات است و بقيه از سوي سه قوه و موسسات ديگر معرفي مي شوند. تهران اينك (ماه مه 2007) بيش از 30 روزنامه يوميه دارد كه روزنامه نگاران حرفه اي ناشران هيچكدام از آنها نيستند (ديده نشده است كه در دهه هاي 1980 و 1990 و تا سال 2007 پروانه نشر روزنامه به روزنامه نگاران حرفه اي قديمي داده شده باشد!). اين روزنامه ها كه تيراژ بسياري از آنها به نسبت جمعيت تهران و ايران كم است از كمكهاي دولتي برخوردار هستند (ادامه حياتشان بستگي به اين كمكها دارد) و مطالب تقريبا مشابهي را منتشر مي كنند (زيرا كه توسط منابع و خبرگزاري هاي معيني تغذيه مي شوند).


از: [External Link Removed for Guests]