تاریخ آبادان
ارسال شده: جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱:۳۳ ق.ظ
سلام دوستان
این مطلب تقدیم به تمامی بچه های ابادانی انجمن
نکته ایی قابل توجه مدیران محترم:
من منبع میذارم منتها بعد از اینکه مطلب تاریخچه آبادان رو کامل کردم ولی اگر مدیران اصرار دارند منبع رو درج میکنم اما لطفا انحصار ش رو در اختیارم قرار بدن
قسمت اول
موقعيت جغرافيايي آبادان
حدود وسعت
در خصوص حدود و ثغور شهر آبادان از گذشتههاي دور ميان جغرافيدانان و مورخان اختلاف نظر بوده است. مطالعهي متون تاريخي، اين پديده جغرافيايي را براي خواننده روشن ميكند. اصطخري(درسال 340 هـ.ق)آنجا كه به ذكر مسافات ديار عرب مي رسد، مينويسد:«ازعبادان تا بحرين پانزده مرحله دارند، و از بحرين تا عمان يك ماهه راه، و از عمان تا مهره يك ماهه راه، و از رود تا حضرموت يك ماهه راه، و ازجده تا ساحل جحفه پنج مرحله، و از ساحل جحفه تا جار سه مرحله، و از جار تا ابله بيست مرحله، و از كوفه تا بصره دوازده مرحله، و از بصره تا عبادان دو مرحله، اين است گشت درياي محيط بر ديار عرب.»[1]
اسحاق بن حسين منجم در كتاب«آكام المرجان في ذكر المدائن المهشوره في كل مكان»كه يك متن جغرافيايي از سده چهارم هجري قمري است در ذكر شهر عبادان آورده است.
«عبادان در اهواز ودر اقليم چهارم قراردارد. فاصله آن از خط مغرب هفتاد و پنج درجه---چهارهزار و نهصد و پنجاه ميل—و از خط استوا سي و يك درجه-- دو هزار و دويست و سي و شش ميل—است.»[2]
ابن حوقل(در سال 367 ه-ق)قول اصطخري راتأييد مي كند و مي گويد:«اما گرد بر گرد جزيره العرب، از عبادان تا بحرين و هجر در حدود پانزده مرحله است»[3]
ابوعبيده در كتاب«مراصد الاطلاع» به سال700 هجري قمري در تشريح حد ناحيه سواد كه روستايي از روستاهاي عراق است مي نويسد«از حديثه الموص است تا عبادان طولا،و از غديب القادسيه تا حلوان عرضاً پس طولش 160 فرسخ است و طولش از طول عراق بيشتر است... و عرض عراق همان عرض سواد است بياختلاف و آن هشتاد فرسخ است.»[4]
حمد اله مستوفي در قرن هشتم هجري در كتاب «نزهه القلوب»در رابطه با طول و عرض عبادان بيان مي كند كه:«...و عبادان كه وراي آن عمارت نيست و در اين معني گفته اند مصراع ليس قريه وراء عبادان حديث بسيار وارد است او رااز ثغور شمارند كه سرحد مسلماني است باكفار هند...»[5]
وي در جاي ديگر ميگويد:«...از بصره تا عبادان دوازده فرسنگ و از آنجا دو فرسنگ ديگر خوشاب است...»[6]
در گذشته برخي از جغرافيدانان ابعاد جغرافيايي آبادان را به طور دقيق بيان ميكردند. براي نمونه ابن سرابيون در سال 290 هجري قمري موقعيت آبادان را در كتاب«عجايب الاقاليم السبعه»(عرض و طول جغرافيايي) را چنين مي نويسد:«شهر عبادان بركنار دريا، طول 75 درجه و 55 دقيقه و عرض آن 31 درجه است.»[7]
در بيان طول و عرض جغرافيايي آبادان اختلاف نظر بين جغرافيدانان مسلمان و يوناني وجود داشته است. برخي 30 درجه و 24 دقيقه عرض شمالي در حالي كه عدهاي ديگر 31 درجه و21 دقيقه عرض شمالي گفته اند و 48 درجه و 15 دقيقه طول شرقي، در حالي كه عده اي 48 درجه و 17 دقيقه طول شرقي بيان ميكنند. عدهاي نيز30 درجه و 22 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 15 دقيقه طول شرقي گفتهاند. بطلميوس طول آبادان را 75 درجه و ربع وعرض آن را 31 درجه دانسته است.[8]
در يك جمعبندي، شهر آبادان مركز شهرستان بين 30 درجه و22 دقيقه و 30 ثانيه عرض شمالي و48 درجه و 12 دقيقه و 30 ثانيه طول شرقي نسبت به نصفالنهار گرينويچ قرار گرفته و بلندي آن از سطح دريا 2 متر و فاصلهي هوايي آن تا تهران 666 كيلومتر است. فاصله زميني آن تا خرمشهر 15 كيلومتر، تا اهواز 115كيلومتر و تا تهران 1046 كيلومتر است.[9]
در بيان جايگاه آبادان و موقعيت آن، برخي از جغرافيدانان تاريخ رودخانهها را مبنا قرار داده و سپس وضعيت جغرافيايي آبادان را تشريح كردهاند. اصطخري به سال 340 هجري قمري به ذكر ديار عراق كه مي رسد بيان ميداردكه:«و شهرهاي كوچك است ...»[10]در جاي ديگر كه به ذكر حدود خوزستان ميرسد، مي نويسد:«شرقي حدود خوزستان حد پارس و سپاهان است ....و جانب غربي ناحيت واسط و جايگاهي كه آن را دورالراسبي خوانند. و حد شمالي آن حد صيمره و كرخه و لورتا به حدود جبال پيوندد از سپاهان ... و ليكن حد جنوبي از عبادان تا روستاي واسط مخروط ميشود، پس تنگتر آيد از آنچه در برابر اوست هم از حد عبادان تا دريا بر حد پارس تقويسي است كه در زاويه افتد، پس اين حد جنوبي به دريا رسد.»[11]
اين حوقل به سال 367 هجري قمري آبادان را هم برمبناي دريا و هم بر مبناي رودخانه تشريح حدودي ميكند. او مينويسد:
«اما عبادان قلعه كوچك آبادي بر كناره دريا و محل گرد آمدن آب دجله است و آن رباطي است كه جنگجويان از صفريه و قطريه به ديگر دزدان دريايي در آنجا مي باشند و در آنجا پيوسته مرز داراني مراقبت مي كنند. عبادان رود دجله را به عرض قطع مي كند و در ساحل همين دريا به مهرويان از سرزمين فارس مي رسد و در اين ميانه جاهايي است كه جز از راه آبي راهي بدانها نيست، زيرا آبهاي خوزستان به رود دورق و حصين مهدي و باسيان مي پيوندد و همگي به دريا ميريزند.»[12]
ياقوت حموي در سال 626 هجري قمري (1229 ميلادي)جايگاه آبادان را دقيقتر در رابط با رودخانه تشريح مي كند و بيان مي دارد كه:«ايرانيان آن را ميانرودان نامند، زيرا در ميان دو رود جاي گرفته است.»[13]
ابوالفداء به سال 721 هجري قمري در «تقويم البدان»موقعيت آبادان را در رابطه با رودها و دريا چنين بيان مي كند:«سپس دريا بر ساحل عمان امتداد يابد و به طرف شمال گذرد تا به عبادان رسد...».[14] و به ذكر رودخانه دجله كه مي رسد چنين مي گويد:«و به عبادان، مي رسد و در معرضي در طول هفتاد و پنج درجه و همان عرض سي و يك و نصف درجه، به دريا مي ريزد.»[15]
عدهاي ديگر از جغرافي دانان تاريخي موقعيت جغرافيايي آبادان را صرفاً بر مبناي دريا بيان كردهاند. اصطخري به سال340 هجري قمري اين موقعيت را چنين ميگويد:«و در خوزستان دريا نيست مگر اندك مايه از درياي پارس كه از ماهي رويان تا نزديك سليمانان برابر عبادان باشد.»[16] پس از اصطخري ، مسعودي (346 هجري قمري/ 957 ميلادي)در ذكر حدود نواحي سواد(عراق)مي نويسد:«حد آن از سوي مشرق جزيرهاي است كه به درياي پارسي پيوسته و به ميانرودان معروف است.»[17]
اسحاق بن حسين منجم در سده ي چهارم هجري قمري چنين مي گويد:«و عبادان بر كرانه درياي عراق واقع شده كه به درياي بزرگ اخضر پيوسته است.»[18] احمد مقدسي نيز آبادان را «شهري در محاصره دريا»[19] توصيف كرده است.
شهر آبادان از نظر دوري و نزديكي به دريا، در طي قرون متمادي شاهد تغييرهاي عمده اي بوده است. آبادان به طور نسبي هر سال از دريا فاصله مي گيرد و علت آن رسوباتي است كه جريان رودخانهاي بهمنشير و اروند رود با خود به طرف دريا برده و روز به روز بر فاصله شهر آبادان از دريا مي افزايد. ناصر خسرو قبادياني كه در سال 443 هجري قمري از آبادان ديدار كرده درباره فاصله دريا تا ديوارهاي آن مينويسد:
«...و عبادان بر كنار دريا نهاده است،چون جزيرهاي كه شط آنجا دو شاخ شده است، چنان كه از هيچ جانب به عبادان نتوان شد الا به آب گذر كنند و جانب جنوبي عبادان خود درياي محيط است كه چون مد باشد تا ديوار عبادان آب بگيرد و چون جزر شود كمتر از دو فرسنگ دور شود.»[20]
سه قرن بعد از ناصر خسرو، ابن بطوطه درسال 725 هجري قمري به آبادان مي آيد و مشاهداتش را اينگونه در «سفرنامه» خود مي نگارد:«عبادان قريه بزرگي است در زميني شور و فاقد عمارت و آبادي، عبادان معبدها و رباط ها و مسجدهاي متعدد دارد و فاصله آن تا ساحل دريا سه ميل است.»[21]
بنابراين با بررسي متون تاريخي و جغرافيايي در مي يابيم كه از قرن اول تا قرن پنجم، آبادان بر ساحل خيلجفارس واقع بوده است كه در دورهي بعد از آن سه ميل از دريا فاصله مي گيرد. امروزه فاصله آبادان تا دريا 50 كيلومتر از شماليترين نقطه خليج فارس دور شده است.[22]
قرارگرفتن آبادان در جوار دو رودخانه از يك طرف و خليجفارس از طرف ديگر باعث شده تا برخي را عقيده بر اين باشد كه آبادان زماني شبه جزيره بوده زيرا از سمت خرمشهر رودخانهاي وجود نداشته و گويا بين سالهاي 324 الي 372 هجري قمري عضدالدوله ديلمي نهر حفار يا فم عضدي (نهر عضدي)را گسترش داد وبه صورتي كه امروز شاهد آن هستيم درآورد. اين كه آبادان زماني احتمالاً شبه جزيره بوده سخني است كه مي توان پذيرفت. ليكن اين عقيده كه در نتيجهي حفر نهر به فرمان عضد الدوله ديلمي(324-372 هجري قمري/ 936 -982 ميلادي)شبه جزيره آبادان به صورت جزيره درآمده، جاي تأمل است، زيرا قرنها پيش از عضدالدوله، چندين جغرافيدان يوناني و از آن ميان «فيلوس تورگيوس» در سده 4 ميلادي از آبادان به عنوان جزيرهاي ياد ميكنند كه ميان دو رود محصور بوده است.[23]
منطقهاي با چنين ويژگيهايي بيشتر جزيره است تا شبه جزيره، شايد هم آبادان در گذشتهاي دور اندك پيوندي با خشكي داشته است. اين گفته ابوالفداء(732 هجري قمري/ 1322 ميلادي) كه عبادان بر درياي فارس است و اين درياگرد آن را گرفته، چنانكه جز اندكي از آن در خشكي نيست[24]مي تواند مؤيد فرض شبه جزيره بودن آن بوده باشد.
تعبير اعتماد السلطنه(1329 هجري قمري/ 1911 ميلادي)نيز آن جا كه مي گويد «وقتي به شبه جزيره عبادان مي رسي، دجله منشعب مي شود و عبادان به سبب ريختن اين دو شعبه دجله به دريا به اين وضع جزيره ميشود»[25]در خور توجه است. احمد كسروي نظريهي اتصال كارون به شط العرب در شمال جزيرهي آبادان را چنين بيان مي كند:
«اين نكته را هم بايد گفت كه در زمانهاي باستاني كارون با شط العرب در نياميخته، از جويي كه امروز به نام بهمنشير معروف است، يك سره به دريا مي ريخته، نمي دانيم كدام پادشاهي جويي ميانه دو رود براي آمد و شد و كشتيها پديد آورده كه حال امروزي پيدا شده و در همان زمانها بوده كه در شمال اين جوي در آنجا كه دو رود به هم ميپيوندند، آبادي پيدا شده كه به نام «بيان»معروف بوده. نيز آن جوي نوين را جوي بيان مي ناميدهاند. در قرنهاي نخستين اسلامي بيان يكي از شهرهاي خوزستان شمرده مي شد و ناچار به علت آمد و شد كشتيها تجارت مهمي داشته، يكي از كارهاي تاريخي عضدالدوله ديلمي اين است كه آن جوي بيان را كه براي آمد و شد كشتيهاي بزرگ گنجايش نمي داده، پهنتر و گودتر گردانيده، به نام خود«جوي عضدي»ناميد و پيداست كه از اين كار او رونق بيان بيشتر گرديد. گويا از همان زمان عضدالدوله و در نتيجه آن كار او بوده كه كارون از جوي ديرين خود(بهمنشير)بازگشته و بخش انبوه آب آن از راه جوي بيان به شط العرب ريخته است.»[26]
در هر صورت، پژوهشهاي جغرافيدانان نشان مي دهد كه در روزگاران قديم آبادان جزيره نبوده است. در واقع اين خشكي دلتايي بوده كه هر سال بر وسعت آن افزوده شده است. بعدها اين دلتا به صورت جزيره در آمده است.
حدود جغرافيايي امروز آبادان، از اين قرار است:«از شمال، شهرستان خرمشهر و رود كارون، از مشرق، رودخانه بهمنشير و اراضي مسطح باتلاقي، و از جنوب و مغرب، اروند رود(شط العرب). شهرستان آبادان به سبب محصور بودن بين رود كارون، شط العرب و رود بهمنشير جزيرهاي را تشكيل مي دهد...»[27]
شهرستان آبادان با مساحتي حدود 2796 كيلومتر مربع در جنوب غربي خوزستان و منتها اليه خليج فارس واقع است. درازي آن حدود 64 كيلومتر، پهناي آن بين 3 تا 20 كيلومتر و ارتفاع بالاترين نقطهي آن سه متر از سطح دريا است. اين شهرستان از جانب شمال به شهرستانهاي شادگان و خرمشهر، از شرق به شهرستان بندر ماهشهر و رودخانه بهمنشير، از جنوب به خليج فارس و از غرب به مرز ايران و عراق و اروند رود محدود است.
این مطلب تقدیم به تمامی بچه های ابادانی انجمن
نکته ایی قابل توجه مدیران محترم:
من منبع میذارم منتها بعد از اینکه مطلب تاریخچه آبادان رو کامل کردم ولی اگر مدیران اصرار دارند منبع رو درج میکنم اما لطفا انحصار ش رو در اختیارم قرار بدن
قسمت اول
موقعيت جغرافيايي آبادان
حدود وسعت
در خصوص حدود و ثغور شهر آبادان از گذشتههاي دور ميان جغرافيدانان و مورخان اختلاف نظر بوده است. مطالعهي متون تاريخي، اين پديده جغرافيايي را براي خواننده روشن ميكند. اصطخري(درسال 340 هـ.ق)آنجا كه به ذكر مسافات ديار عرب مي رسد، مينويسد:«ازعبادان تا بحرين پانزده مرحله دارند، و از بحرين تا عمان يك ماهه راه، و از عمان تا مهره يك ماهه راه، و از رود تا حضرموت يك ماهه راه، و ازجده تا ساحل جحفه پنج مرحله، و از ساحل جحفه تا جار سه مرحله، و از جار تا ابله بيست مرحله، و از كوفه تا بصره دوازده مرحله، و از بصره تا عبادان دو مرحله، اين است گشت درياي محيط بر ديار عرب.»[1]
اسحاق بن حسين منجم در كتاب«آكام المرجان في ذكر المدائن المهشوره في كل مكان»كه يك متن جغرافيايي از سده چهارم هجري قمري است در ذكر شهر عبادان آورده است.
«عبادان در اهواز ودر اقليم چهارم قراردارد. فاصله آن از خط مغرب هفتاد و پنج درجه---چهارهزار و نهصد و پنجاه ميل—و از خط استوا سي و يك درجه-- دو هزار و دويست و سي و شش ميل—است.»[2]
ابن حوقل(در سال 367 ه-ق)قول اصطخري راتأييد مي كند و مي گويد:«اما گرد بر گرد جزيره العرب، از عبادان تا بحرين و هجر در حدود پانزده مرحله است»[3]
ابوعبيده در كتاب«مراصد الاطلاع» به سال700 هجري قمري در تشريح حد ناحيه سواد كه روستايي از روستاهاي عراق است مي نويسد«از حديثه الموص است تا عبادان طولا،و از غديب القادسيه تا حلوان عرضاً پس طولش 160 فرسخ است و طولش از طول عراق بيشتر است... و عرض عراق همان عرض سواد است بياختلاف و آن هشتاد فرسخ است.»[4]
حمد اله مستوفي در قرن هشتم هجري در كتاب «نزهه القلوب»در رابطه با طول و عرض عبادان بيان مي كند كه:«...و عبادان كه وراي آن عمارت نيست و در اين معني گفته اند مصراع ليس قريه وراء عبادان حديث بسيار وارد است او رااز ثغور شمارند كه سرحد مسلماني است باكفار هند...»[5]
وي در جاي ديگر ميگويد:«...از بصره تا عبادان دوازده فرسنگ و از آنجا دو فرسنگ ديگر خوشاب است...»[6]
در گذشته برخي از جغرافيدانان ابعاد جغرافيايي آبادان را به طور دقيق بيان ميكردند. براي نمونه ابن سرابيون در سال 290 هجري قمري موقعيت آبادان را در كتاب«عجايب الاقاليم السبعه»(عرض و طول جغرافيايي) را چنين مي نويسد:«شهر عبادان بركنار دريا، طول 75 درجه و 55 دقيقه و عرض آن 31 درجه است.»[7]
در بيان طول و عرض جغرافيايي آبادان اختلاف نظر بين جغرافيدانان مسلمان و يوناني وجود داشته است. برخي 30 درجه و 24 دقيقه عرض شمالي در حالي كه عدهاي ديگر 31 درجه و21 دقيقه عرض شمالي گفته اند و 48 درجه و 15 دقيقه طول شرقي، در حالي كه عده اي 48 درجه و 17 دقيقه طول شرقي بيان ميكنند. عدهاي نيز30 درجه و 22 دقيقه عرض شمالي و 48 درجه و 15 دقيقه طول شرقي گفتهاند. بطلميوس طول آبادان را 75 درجه و ربع وعرض آن را 31 درجه دانسته است.[8]
در يك جمعبندي، شهر آبادان مركز شهرستان بين 30 درجه و22 دقيقه و 30 ثانيه عرض شمالي و48 درجه و 12 دقيقه و 30 ثانيه طول شرقي نسبت به نصفالنهار گرينويچ قرار گرفته و بلندي آن از سطح دريا 2 متر و فاصلهي هوايي آن تا تهران 666 كيلومتر است. فاصله زميني آن تا خرمشهر 15 كيلومتر، تا اهواز 115كيلومتر و تا تهران 1046 كيلومتر است.[9]
در بيان جايگاه آبادان و موقعيت آن، برخي از جغرافيدانان تاريخ رودخانهها را مبنا قرار داده و سپس وضعيت جغرافيايي آبادان را تشريح كردهاند. اصطخري به سال 340 هجري قمري به ذكر ديار عراق كه مي رسد بيان ميداردكه:«و شهرهاي كوچك است ...»[10]در جاي ديگر كه به ذكر حدود خوزستان ميرسد، مي نويسد:«شرقي حدود خوزستان حد پارس و سپاهان است ....و جانب غربي ناحيت واسط و جايگاهي كه آن را دورالراسبي خوانند. و حد شمالي آن حد صيمره و كرخه و لورتا به حدود جبال پيوندد از سپاهان ... و ليكن حد جنوبي از عبادان تا روستاي واسط مخروط ميشود، پس تنگتر آيد از آنچه در برابر اوست هم از حد عبادان تا دريا بر حد پارس تقويسي است كه در زاويه افتد، پس اين حد جنوبي به دريا رسد.»[11]
اين حوقل به سال 367 هجري قمري آبادان را هم برمبناي دريا و هم بر مبناي رودخانه تشريح حدودي ميكند. او مينويسد:
«اما عبادان قلعه كوچك آبادي بر كناره دريا و محل گرد آمدن آب دجله است و آن رباطي است كه جنگجويان از صفريه و قطريه به ديگر دزدان دريايي در آنجا مي باشند و در آنجا پيوسته مرز داراني مراقبت مي كنند. عبادان رود دجله را به عرض قطع مي كند و در ساحل همين دريا به مهرويان از سرزمين فارس مي رسد و در اين ميانه جاهايي است كه جز از راه آبي راهي بدانها نيست، زيرا آبهاي خوزستان به رود دورق و حصين مهدي و باسيان مي پيوندد و همگي به دريا ميريزند.»[12]
ياقوت حموي در سال 626 هجري قمري (1229 ميلادي)جايگاه آبادان را دقيقتر در رابط با رودخانه تشريح مي كند و بيان مي دارد كه:«ايرانيان آن را ميانرودان نامند، زيرا در ميان دو رود جاي گرفته است.»[13]
ابوالفداء به سال 721 هجري قمري در «تقويم البدان»موقعيت آبادان را در رابطه با رودها و دريا چنين بيان مي كند:«سپس دريا بر ساحل عمان امتداد يابد و به طرف شمال گذرد تا به عبادان رسد...».[14] و به ذكر رودخانه دجله كه مي رسد چنين مي گويد:«و به عبادان، مي رسد و در معرضي در طول هفتاد و پنج درجه و همان عرض سي و يك و نصف درجه، به دريا مي ريزد.»[15]
عدهاي ديگر از جغرافي دانان تاريخي موقعيت جغرافيايي آبادان را صرفاً بر مبناي دريا بيان كردهاند. اصطخري به سال340 هجري قمري اين موقعيت را چنين ميگويد:«و در خوزستان دريا نيست مگر اندك مايه از درياي پارس كه از ماهي رويان تا نزديك سليمانان برابر عبادان باشد.»[16] پس از اصطخري ، مسعودي (346 هجري قمري/ 957 ميلادي)در ذكر حدود نواحي سواد(عراق)مي نويسد:«حد آن از سوي مشرق جزيرهاي است كه به درياي پارسي پيوسته و به ميانرودان معروف است.»[17]
اسحاق بن حسين منجم در سده ي چهارم هجري قمري چنين مي گويد:«و عبادان بر كرانه درياي عراق واقع شده كه به درياي بزرگ اخضر پيوسته است.»[18] احمد مقدسي نيز آبادان را «شهري در محاصره دريا»[19] توصيف كرده است.
شهر آبادان از نظر دوري و نزديكي به دريا، در طي قرون متمادي شاهد تغييرهاي عمده اي بوده است. آبادان به طور نسبي هر سال از دريا فاصله مي گيرد و علت آن رسوباتي است كه جريان رودخانهاي بهمنشير و اروند رود با خود به طرف دريا برده و روز به روز بر فاصله شهر آبادان از دريا مي افزايد. ناصر خسرو قبادياني كه در سال 443 هجري قمري از آبادان ديدار كرده درباره فاصله دريا تا ديوارهاي آن مينويسد:
«...و عبادان بر كنار دريا نهاده است،چون جزيرهاي كه شط آنجا دو شاخ شده است، چنان كه از هيچ جانب به عبادان نتوان شد الا به آب گذر كنند و جانب جنوبي عبادان خود درياي محيط است كه چون مد باشد تا ديوار عبادان آب بگيرد و چون جزر شود كمتر از دو فرسنگ دور شود.»[20]
سه قرن بعد از ناصر خسرو، ابن بطوطه درسال 725 هجري قمري به آبادان مي آيد و مشاهداتش را اينگونه در «سفرنامه» خود مي نگارد:«عبادان قريه بزرگي است در زميني شور و فاقد عمارت و آبادي، عبادان معبدها و رباط ها و مسجدهاي متعدد دارد و فاصله آن تا ساحل دريا سه ميل است.»[21]
بنابراين با بررسي متون تاريخي و جغرافيايي در مي يابيم كه از قرن اول تا قرن پنجم، آبادان بر ساحل خيلجفارس واقع بوده است كه در دورهي بعد از آن سه ميل از دريا فاصله مي گيرد. امروزه فاصله آبادان تا دريا 50 كيلومتر از شماليترين نقطه خليج فارس دور شده است.[22]
قرارگرفتن آبادان در جوار دو رودخانه از يك طرف و خليجفارس از طرف ديگر باعث شده تا برخي را عقيده بر اين باشد كه آبادان زماني شبه جزيره بوده زيرا از سمت خرمشهر رودخانهاي وجود نداشته و گويا بين سالهاي 324 الي 372 هجري قمري عضدالدوله ديلمي نهر حفار يا فم عضدي (نهر عضدي)را گسترش داد وبه صورتي كه امروز شاهد آن هستيم درآورد. اين كه آبادان زماني احتمالاً شبه جزيره بوده سخني است كه مي توان پذيرفت. ليكن اين عقيده كه در نتيجهي حفر نهر به فرمان عضد الدوله ديلمي(324-372 هجري قمري/ 936 -982 ميلادي)شبه جزيره آبادان به صورت جزيره درآمده، جاي تأمل است، زيرا قرنها پيش از عضدالدوله، چندين جغرافيدان يوناني و از آن ميان «فيلوس تورگيوس» در سده 4 ميلادي از آبادان به عنوان جزيرهاي ياد ميكنند كه ميان دو رود محصور بوده است.[23]
منطقهاي با چنين ويژگيهايي بيشتر جزيره است تا شبه جزيره، شايد هم آبادان در گذشتهاي دور اندك پيوندي با خشكي داشته است. اين گفته ابوالفداء(732 هجري قمري/ 1322 ميلادي) كه عبادان بر درياي فارس است و اين درياگرد آن را گرفته، چنانكه جز اندكي از آن در خشكي نيست[24]مي تواند مؤيد فرض شبه جزيره بودن آن بوده باشد.
تعبير اعتماد السلطنه(1329 هجري قمري/ 1911 ميلادي)نيز آن جا كه مي گويد «وقتي به شبه جزيره عبادان مي رسي، دجله منشعب مي شود و عبادان به سبب ريختن اين دو شعبه دجله به دريا به اين وضع جزيره ميشود»[25]در خور توجه است. احمد كسروي نظريهي اتصال كارون به شط العرب در شمال جزيرهي آبادان را چنين بيان مي كند:
«اين نكته را هم بايد گفت كه در زمانهاي باستاني كارون با شط العرب در نياميخته، از جويي كه امروز به نام بهمنشير معروف است، يك سره به دريا مي ريخته، نمي دانيم كدام پادشاهي جويي ميانه دو رود براي آمد و شد و كشتيها پديد آورده كه حال امروزي پيدا شده و در همان زمانها بوده كه در شمال اين جوي در آنجا كه دو رود به هم ميپيوندند، آبادي پيدا شده كه به نام «بيان»معروف بوده. نيز آن جوي نوين را جوي بيان مي ناميدهاند. در قرنهاي نخستين اسلامي بيان يكي از شهرهاي خوزستان شمرده مي شد و ناچار به علت آمد و شد كشتيها تجارت مهمي داشته، يكي از كارهاي تاريخي عضدالدوله ديلمي اين است كه آن جوي بيان را كه براي آمد و شد كشتيهاي بزرگ گنجايش نمي داده، پهنتر و گودتر گردانيده، به نام خود«جوي عضدي»ناميد و پيداست كه از اين كار او رونق بيان بيشتر گرديد. گويا از همان زمان عضدالدوله و در نتيجه آن كار او بوده كه كارون از جوي ديرين خود(بهمنشير)بازگشته و بخش انبوه آب آن از راه جوي بيان به شط العرب ريخته است.»[26]
در هر صورت، پژوهشهاي جغرافيدانان نشان مي دهد كه در روزگاران قديم آبادان جزيره نبوده است. در واقع اين خشكي دلتايي بوده كه هر سال بر وسعت آن افزوده شده است. بعدها اين دلتا به صورت جزيره در آمده است.
حدود جغرافيايي امروز آبادان، از اين قرار است:«از شمال، شهرستان خرمشهر و رود كارون، از مشرق، رودخانه بهمنشير و اراضي مسطح باتلاقي، و از جنوب و مغرب، اروند رود(شط العرب). شهرستان آبادان به سبب محصور بودن بين رود كارون، شط العرب و رود بهمنشير جزيرهاي را تشكيل مي دهد...»[27]
شهرستان آبادان با مساحتي حدود 2796 كيلومتر مربع در جنوب غربي خوزستان و منتها اليه خليج فارس واقع است. درازي آن حدود 64 كيلومتر، پهناي آن بين 3 تا 20 كيلومتر و ارتفاع بالاترين نقطهي آن سه متر از سطح دريا است. اين شهرستان از جانب شمال به شهرستانهاي شادگان و خرمشهر، از شرق به شهرستان بندر ماهشهر و رودخانه بهمنشير، از جنوب به خليج فارس و از غرب به مرز ايران و عراق و اروند رود محدود است.
