صفحه 1 از 1

یادگار عشق

ارسال شده: چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۶:۵۵ ب.ظ
توسط ganjineh
تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دلهایی که آنها را راندند ، تقدیمبه اشکهایی که غرورشان شکست . چه حسی است دوست داشتن کسی که تمام وجودترا فراگرفته و حال غروری که مانع از بیان احساس درونت شود ، امروز تمامهستی ام را باخته ام دیگر نه راهی برای برگشت دارم و نه بهانه ای برایماندن من مقصر بودم تمام احساساتش را نادیده گرفتم غرورش را خورد کردم باعشقش بازی کردم ، اما حال پشیمانم میخواهم دوباره برگردد امّا ....... کاشمی شد . رفته ، مرا از دل رانده ، دیگر جای در قلبش برای من نیست دیگرفراموش شده ام می نویسم تا بداند دوستش دارم .

.

.

.

امروززیباترین و قشنگترین خاطراتم را مرور می کنم امّا این بار با حسرت هرگاهبه گذشته فکر می کنم به وقتها و لحظاتی که قشنگترین حرفها را برایم می گفتبه زمانی که با قشنگترین جملات بازی میکردیم به لحظه ای که برای اولین باردیدمش ، به شبهای که تا صبح با یادش می خوابیدم ، به لحظه ای که میشماردمتا برگردد تا بتوانم دوباره ببینمش به رویاهای که درنیمه راه ماندن . حالامن خسته ..... نا امید ..... به آخر رسیده ..... همیشه دلم میخواست بهسفیدی برسم و به اوج امّا دارم از همون اوج پرت میشم پایین لحظۀ آخر............. سقوط از همۀ اندیشه هام ....... " پایان زندگی "