صفحه 1 از 1

خدایا کفر نمی‌گویم

ارسال شده: چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۳:۱۵ ب.ظ
توسط Seymon86
شعری زیبا و قابل تامل از دكتر علی شریعتی


خدایا کفر نمی‌گویم





پریشانم
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
به سوی ‌خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
می‌گویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟!
خداوندا!
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت از این بودن، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است!


برگرفته از
Persian-Star

Re: خدایا کفر نمی‌گویم

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱:۲۴ ق.ظ
توسط pedmehr
بسیار بسیار زیبا بود .... این شعر به کتاب خاصی تعلق داره ؟

Re: خدایا کفر نمی‌گویم

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۱:۳۳ ب.ظ
توسط pervis.ir
خدواند متعال بخاطر بالا بودن و بهترین بودن در هر چیزی از انتقاد شما ناراحت نمی شود بالاخره صاحب توست و با او درد دل کردی فقط شما نمیتوانی به بنده او انتقاد کنی وگرنه جا در جا محارب با امام زمان شناخته میشی و خونت مباح است . وای برما انسانها ی مغرورکه دیروز خودمان را فراموش کردیم

Re: خدایا کفر نمی‌گویم

ارسال شده: پنج‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۶:۲۷ ب.ظ
توسط Ribod
احسنت به شما که چنین شعری رو از دکتر شریعتی برگزیدی برای اینکه ما بخونیم و توش تامل کنیم.
جالبه این حرف دل من و شما و حتی دکتر شریعتی نیست ، حرف بی شماری انسان است. حتی جالب تر از اون اینه که توی قرآن هم گفته شده ، فرشتگان به خدا میگن ، خداوندا تو میخواهی مخلوقی بیافرینی که در زمین خون ها بریزد؟! یه چیز جالب تر از اون اینه که خدا انسان رو اشرف مخلوقات قرار داد ، علت ها زیاده برای بحث کردن که چرا انسان اشرف مخلوقات هستش... خیلی ها میگن بخاطر عقل هست ، اما من انکار میکنم ،... با تمام این اوصاف... انسان باز هم ناشکره... چرا؟! علتش هم مشخصه ، چون از اصول دین، عدل خداست... عدل!!! میخواهم به این نکته توجه کنید ، این عدلی که خدا این همه ازش صحبت کرده ، چرا ما نمی بینیم؟! خیلی ها این سوال رو از من پرسیدن...
میخوام جوابی که به اونا دادم رو اینجا هم بنویسم... اونا قانع شدن ، نمیدونم شاید شما هم با من هم عقیده باشید...
زندگی سراسر پستی و بلندی داره ، یک حد معین بین سختی و زیبایی... دقت کردید ، بعد از تلاش برای به دست آوردن یه چیزی به آرامش میرسید؟! دقت کردید خدا توی قران میگه ، بعد از هر سختی آسایش است... شاید خیلی ها بگن عدل بین انسان برقرار نیست... اما من میگم هر که بامش بیش برفش بیشتر... هر کسی که توان بیشتری داشته باشه ، سختی بیشتری میکشه و در عوض به همون اندازه چیزهایی رو درک میکنه که دیگرون عاجز هستند... بعضی وقت ها ارزش اون چیزهایی که داریم ظاهری نیست... باید باطنش رو درک کرد... وقتی همه ی این ها رو در نظر بگیریم ، میبینیم عدلی برقرار هستش که هیچ جوری شکسته نمیشه...
جناب شریعتی خیلی چیزها رو به یاد انسان های بی وفا می یاره... اما خدا باز تو قرآنش مثال قشنگی میزنه... میگه ای پیامبر... کافران را چه بترسانی چه نترسانی یکسان است... آن کس که خدا هدایتش کرد ، به حق هدایت شده ، و آن کس که هدایت نشد ، به حقیقت از ستمکاران است..