آداب ولادت کودک
ارسال شده: یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸۸, ۵:۲۱ ب.ظ
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]به هنگام ولادت كودك اين آداب را رعايت كنيد
معصوم(عليه السلام) به نقل صاحب مكارم الاخلاق فرمود : هفت خصلت به وقت ولادتكودك سنت است :مقدم ترين آنها نامگذارى است، تراشيدن سر، صدقه دادن به وزنموى تراشيده شده، عقيقه، آغشته كردن سر كودك به زعفران، پاك نمودن او بهختنه، خوراندن عقيقه به همسايگان.امام صادق (عليه السلام) عقيقه كردن رامستحب بسيار مؤكّد دانسته، تا جائى كه نسبت به آن لفظ واجب را استعمالكرده است.اَلْعَقيقَةُ واجِبَةٌ. از حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) دررابطه با ختنه سئوال شد، فرمودند : ختنه در روز هفتم ولادت كودك از سنتاست.
شير مادر
شير دادن مادر به طفل به مدت دو سال مسئله اى استكه در كتاب خدا قرآن مجيد مطرح است.وَ الوالداتُ يُرضِعنَ اولادهنَّحَولينِ كاملينِ . . . وَ فصاله فى عامَينِ. آرى، روزى كودك در سينه مادراست، و مادر به خاطر جهات شخصى، يا خيالات خام، يا حفظ بعضى از امور جسمىحق ندارد طفل را از روزى خدا داده محروم كند، و او را به شير خشك، و بهشير حيوان و امورى از اين قبيل حواله دهد.بايد دانست بهترين عامل براىوادار كردن پستان به ترشح شير مكيدن طفل است، و هيچ داروئى بهتر از مكيدنطفل نمى تواند پستان را به ترشح وادارد.از شروع مكيدن ترشح شير كم كم منظممى شود، و حالت عمومى مادر رو به بهبود مى رود.شيرى كه از پستان زن ترشحمى شود شامل 6/1 گرم درصد مواد آلبومينوئيدى، 4% مواد چربى و 8/3 گرم درصدقند و اندكى املاح و ويتامين است، كه اين تركيب در هيچ ماده اى در جهانيافت نمى شود، تنها سينه مادر است كه به اراده حق توان ساختن چنين غذائىرا براى مهمان تازهوارد دارد!تركيب شير حيوانات اندكى با اين تركيب فرقدارد، بدين معنى در حيواناتى كه رشدشان سريعتر است مانند گوساله مقدار،آلبومينوئيد شيرشان بيشتر است و بالعكس.در ماههاى مختلف شيردادن تركيباتشير زن هميشه در تغيير است، به قسمى كه قند و چربى آن روز به روز رو بهنقصان است و اما مواد آلبومينوئيدى آن رو به ترقّى است.مكيدن طفل علاوه براينكه او را سير مى كند و وسيله ادامه حياتش مى شود، سبب ازدياد ترشح و بهكار انداختن غدد پستان نيز مى گردد.تعداد دفعات شير دادن در پانزده روزاول تولد هفت مرتبه در روز است كه از ساعت 6 صبح شروع و به فاصله سه ساعتيك دفعه تا 12 شب ادامه مى يابد و طفل در پانزده روز اول زندگى از ساعت 12شب تا 6 صبح را بايد استراحت كند، پس از پانزده روز لازم است تعداد دفعاتشير دادن را به شش مرتبه در روز تقليل داد، يعنى ساعت 9 شب بچه را از شيرگرفت و وادار به خواب كرد، تا هم مادر استراحت كند و هم دستگاه گوارش كودكبتواند خود را براى گوارش بعدى آماده كند.مادر در هر دفعه شير خوردن طفلبايد دقت كند كودك خود را خوب سير كند، و اين امر با اندكى حوصله و صبرقابل اجرا است، پس از سير شدن طفل، او را به پهلوى راست بخواباند و بهدنبال كار روزمره خود برود.كودكى كه پس از هر بار شير خوردن به راحتى مىخوابد و بى تابى نمى كند، و به خصوص با آزمايش وزن 25 تا 30 گرم بر وزنشافزوده مى شود، كودك سالمى است و از داشتن چنين فرزندى بايد كاملاً خوشحالبود. رسول خدا با كثرت كار، توجهى مخصوص به وضع شير فرزندان داشت، به خانهفاطمه زهرا (عليها السلام) مى آمد، انگشت سبابه به دهان حسين (عليهالسلام) مى گذاشت، با مكيدن او اشتهاى او را امتحان مى كرد تا اگر اشتهاىصادق است مادر به او شير بدهد، اگركاذب است محض گريه و ناآرامى براى ساكتكردن طفل به او شير ندهد، زيراشير روى شير بيمارى تخمه مى آورد،و دستگاهگوارش كودك را تنبل،و در نتيجه در تمام وجود طفل اثر منفى مى گذارد، و اورا خمود، سست و ضعيف بار مى آورد.رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:لَيْسَ لِلصَّبِىِّ لَبَنٌ خَيْرٌ مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ. براى كودك شيرىبهتر از شير مادر نيست.اين جمله قرنهاقبل، از رسول گرامى اسلامصادرشده،حقيقتى است كه دانشمندان بزرگ تازه به آن پى برده اند، درتحقيقاتدانشمندان غرب، غربى كه اكثر خانواده هايش كودك خودرابه شيرخوارگاه مىسپارند، تاباشير مصنوعى بزرگ شود آمده:كه شيرى و غذائى براى كودك بهتر وسودمندتر از شير مادر نيست.اگر مادر شير نداشته باشد، كه كم اتفاق مىافتد، روايات تأكيد فراوان دارند، در انتخاب دايه كمال دقت را به خرجدهيد، كه شير در جسم و جان و فكر كودك، فوق العاده مؤثر است.در رواياتآمده كه از انتخاب دايه بدكاره، روانى، احمق، كم ديد، يهوديه، نصرانيه،مجوسيه، مشروبخوار بپرهيزيد، كه وضع اينان از طريق شير به كودك منتقل مىشود. امانكته بسيار مهم درمسئله شيردادن ثواب آن است كه انسان راشگفت زدهمى كند.رسول حق در پاسخ سخن امّ سلمه كه گفت مردان تمام خير را مى برند،زنان بيچاره چه كنند ؟ فرمود :ايام حاملگى ثوابش ثواب روزه و عبادت شبانه،و جهاد با مال و جان در راه خدا است، زائيدن به اندازه اى بهره الهى داردكه احدى را قدرت آگاهى بر آن نيست اما شير دادن : به هر مرتبه كه طفل سينهمادر را مى مكد، معادل ثواب آزاد كردن يك برده از اولاد حضرت اسماعيل درنامه عمل زن شيرده نوشته مى شود، و چون از شير دادن فارغ شود فرشته اىكريم بر پهلوى زن مى زند و مى گويد : عملت را از سر بگير، كه آمرزيده شدهاى!! مادران لازم است به نكته اى كه در شيردادن، امام صادق (عليه السلام)به آن توجه داده اند عنايت كنند، حضرت به زنى به نام ام اسحاق فرمودند :لاتُرْضِعيهِ مِنْ ثَدْي واحِد وَ اَرْضِعيهِ مِنْ كِلَيْهِما يَكُونُاَحَدُهُما طَعاماً وَ الاْخَرُ شَراباً.از يك پستان شير مده، از هر دوپستان كودك را تغذيه كن، كه يكى براى او غذا و ديگرى به منزله نوشيدنى است!
نامگذارى
گروهىتصور مى كنند نامگذارى امرى عادى و معمولى است، و به هر نامى كه بخواهندمانعى ندارد كودك را نامگذارى كنند، ولى اينطور نيست، نامگذارى امرى بسيارمهم، و داراى اثر در مشاعر كودك، و آينده اوست، به همين خاطر باب مفصّلىدر روايات اختصاص به اين معنا پيدا كرده.امام هفتم (عليه السلام) فرمود:اَوَّلُ ما يَبِرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ اَنْ يُسَمِّيَهُ بِاِسْم حَسَن،فَلْيُحْسِنْ اَحَدُكُمْ اِسْمَ وَلَدِهِ. اول نيكى مرد نسبت به فرزندشاين است كه او را به نام نيك نامگذارى كند، بر هر كدام از شما لازم استبراى فرزندش نام نيك انتخاب كند.رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:نامهاى خود را نيـكو انتخاب كنيد، كه روز قيامت به همان نامها خوانده مىشويد. راوى مى گويد خدمت حضرت صادق (عليه السلام) رسيدم كنار گهواره موسىبن جعفر بود، نشستم تا حضرت از برخوردش با كودك فارغ شد، مرا خواست، بهحضرت سلام كردم، جواب داد، سپس سر من فرياد كشيد و فرمود : الآن برو ونامى كه براى فرزندت ديروز انتخاب كردى عوض كن.همانا اسمى است كه حضرت حقآن را دشمن دارد، واقعيتى بود، براى من دخترى متولد شده بود كه نامش راحميرا گذارده بودم، به دستور حضرت برگشتم و نام او را تغيير دادمحضرت صادق(عليه السلام) از پدرانش روايت مى كند :اِنَّ رَسُولَ اللّهِ كانَيُغَيِّرُ الاَْسْماءَ الْقَبيحَةَ فِى الرِّجالِ وَ الْبُلْدانِ. همانارسول خدا اسماء زشت انسانها و شهرها را تغيير مى دادند.حضرت باقر (عليهالسلام) فرمود :اَصْدَقُ الاَْسْماءِ ما سُمِّىَ بِالعُبُودِيَّةِ وَاَفْضَلُها اَسْماءُ الاَْنْبِياءِ. صادق ترين نامها، نامهائى است كه بوىبندگى حق دارد، و برترين نامها براى فرزندان شما نام انبياء است.موسى بنجعفر (عليهما السلام) فرمود :لا يَدْخُلُ الْفَقْرُ بَيْتاً فيهِ اَسْمُمُحَمَّد اَوْ اَحْمَدَ اَوْ عَلِىٍّ اَوِ الحَسَنِ اَوِ الحُسَيْنِ اَوْجَعْفَر اَوْ طالِب اَوْ عَبْدِاللّهِ اَوْ فاطِمَةَ مِنَ النِّساءِ. درخانه اى كه نام پسران، محمد يا احمد يا على يا حسن و حسين و جعفر و طالب وعبداللّه و نام دختران فاطمه باشد، فقر داخل نمى گردد.اگر نامى غير از نامانبياء يا امامان يا مادران انبياء و ائمه به روى فرزندان شماست، براى جلبرضاى حق و خوشنودى انبياء و امامان عوض كنيد، مبادا كه در قيامت فرزندانشما به خاطر نامهاى زشتى كه يادآور زشتى هاى قهرمانان گناه و آلودگى استدارند، از شما شكايت كنند.
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][1]-بحار، ج 13، ص 21.
[2]-ميزان الحكمة، ج 3، ص 56 ـ 58.
[3]-همان مدرك.
[4]-همان مدرك.
[5]-همان مدرك.
[6]-ميزان الحكمة، ج 3، ص 59 ـ 62.
[7]-همان مدرك.
[8]-همان مدرك.
[9]-همان مدرك.
[10]-ميزان الحكمة، ج 3، ص 63.
[11]-انعام/162.
[12]-وسائل، ج 20، ص 168.
[13]-اين تعبير لطيف درباره زن كه نشانگر عنايت و رحمت خاص خدا به اوست، در روايت بسيار مهمّى در
جلد 20 1.htmوسائل، ص 13، چاپ آل البيت در رابطه با ازدواج آدم و حوا آمده.
[14]-وسائل، ج 20، ص 163، چاپ آل البيت.
[15]-آل عمران/57.
[16]-لقمان/11.
[17]-ميزان الحكمة، ج 5، ص 596.
[18]-ميزان الحكمة، ج 5، ص 595 ـ 596.
[19]-همان مدرك.
[20]-ميزان الحكمة، ج 5، ص 599 ـ 600.
[21]-همان مدرك.
[22]-توبه/71.
[23]-بقره/180.
[24]-بقره/201.
[25]-بحار، ج 71، ص 383.
[26]-ميزان الحكمة، ج 9، ص 277 ـ 278.
[27]-همان مدرك.
[28]-همان مدرك.
[29]-بقره/168 ـ 169.
[30]-بحار، ج 5، ص 147.
[31]-ميزان الحكمة، ج 4، ص 123.
[32]-بحار، ج 103، ص 7 ـ 9 ; ميزان الحكمة، ج 4، ص 119.
[33]-همان مدرك.
[34]-همان مدرك.
[35]-همان مدرك.
[36]-همان مدرك.
[37]-بحار، ج 78، ص 339.
[38]-وسائل، ج 12، ص 11.
[39]-بحار، ج 103، ص 7.
[40]-بحار، ج 103، ص 2.
[41]-ميزان الحكمة، ج 4، ص 119.
[42]-نهج البلاغه، خطبه 91.
[43]-بحار، ج 77، ص 389.
[44]-ميزان الحكمة، ج 4، ص 117.
[45]-بحار، ج 74، ص 395.
[46]-بحار، ج 75، ص 172.
[47]-بحار، ج 69، ص 407.
[48]-بحار، ج 74، ص 81.
[49]-بحار، ج 71، ص 396.
[50]-بحار، ج 78، ص 60.
[51]-بحار، ج 76، ص 60.
[52]-بحار، ج 66، ص 15.
[53]-بحار، ج 103 ، ص 21.
[54]-بحار، ج 103، ص 11.
[55]-ميزان الحكمة، ج 9، ص 308.
[56]-بحار، ج 7، ص 197.
[57]-بحار، ج 103، ص 6.
[58]-بقره/222.
[59]-ميزان الحكمة، ج اول، ص 540 ـ 541.
[60]-همان مدرك.
[61]-همان مدرك.
[62]-همان مدرك.
[63]- همان مدرك.
[64]-بحار، ج 6، ص 35 ـ 36.
[65]-همان مدرك.
[66]-برگرفته اى مختصر از مقاله اى مفصل در الميزان، ج 2، ص 247 ـ 250.
[67]-ملك/10.
[68]-بحار، ج 1، ص 131.
[69]-ميزان الحكمة، ج 6، ص 419.
[70]-همان مدرك.
[71]-غرر الحكم، باب عقل.
[72]-بحار، ج 77، ص 158.
[73]-كافى، ج 1، ص 26.
[74]-بحار، ج 77، ص 147.
[75]-بحار، ج 78، ص 141.
[76]-بحار، ج 74، ص 189.
[77]-ميزان الحكمة، ج 2، ص 63.
[78]-همان مدرك.
[79]-همان مدرك.
[80]-بحار، ج 92، ص 17.
[81]-ميزان الحكمة، ج 8، ص 67 ـ 69.
[82]-همان مدرك.
[83]-همان مدرك.
[84]-نهج البلاغه، خطبه 176.
[85]-بحار، ج 92، ص 19.
[86]-همان مدرك، ص 189.
[87]-نهج البلاغه، خطبه 147.
[88]-خلاصه اى از آيات نبوت در قرآن مجيد.
[89]-طه/132.
[90]-مريم/55.
[91]-ابراهيم/40.
[92]-بحار، ج 77، ص 77.
[93]-بحار، ج 69، ص 406.
[94]-بحار، ج 82، ص 209.
[95]-عنكبوت/45.
[96]-مدّثر/43 ـ بحار، ج 83، ص 9 ـ 19.
[97]-وسائل، چاپ آل البيت، ج 16، ص 338.
[98]-تحريم/6.
[99]-بقره/174.
[100]-نساء/10.
[101]-تكوير/6.
[102]-ابراهيم/48.
[103]-تحريم/ 6.
[104]-اعلى/13.
[105]-نجم/ 14 ـ 15.
[106]-آل عمران/133.
[107]-بحار، ج 21، ص 361.
[108]-نساء/19.
[109]-بقره/228.
[110]-احزاب/50.
[111]-وسائل، ج 20، ص 180، چاپ آل البيت.
[112]-بحار، ج 103، ص 249.
[113]- حجر/92 ـ 93.
[114]-صافات/24.
[115]-اسرا/36.
[116]-لقمان/14.
[117]-احقاف/15.
[118]-راهنماى مادر/6.
[119]-بحار، ج 101، ص 106.
[120]-بحار، ج 101، ص 106 ـ 107.
[121]-بحار، ج 101، ص 116.
[122]-وسائل، ج 21، ص 409.
[123]-وسائل، ج 21، ص 407.
[124]-وسائل، ج 21، ص 411 ـ 413.
[125]-همان مدرك.
[126]-وسائل، ج 21، ص 439.
[127]-بقره/233.
[128]-لقمان/14.
[129]-راهنماى مادر/30.
[130]-بحار، ج 103، ص 323.
[131]-بحار، ج 103، باب رضاع; وسائل، ج 15، باب رضاع.
[132]-وسائل آل البيت، ج 21، ص 451.
[133]-وسائل، ج 21، ص 389.
[134]-همان مدرك.
[135]-وسائل، ج 21، ص 389.
[136]-وسائل، ج 21، ص 390 ـ 391.
[137]-همان مدرك.
[138]-وسائل، ج 21، ص 396.
از کتاب نظام خانواده در اسلام استاد حسین انصاریان
معصوم(عليه السلام) به نقل صاحب مكارم الاخلاق فرمود : هفت خصلت به وقت ولادتكودك سنت است :مقدم ترين آنها نامگذارى است، تراشيدن سر، صدقه دادن به وزنموى تراشيده شده، عقيقه، آغشته كردن سر كودك به زعفران، پاك نمودن او بهختنه، خوراندن عقيقه به همسايگان.امام صادق (عليه السلام) عقيقه كردن رامستحب بسيار مؤكّد دانسته، تا جائى كه نسبت به آن لفظ واجب را استعمالكرده است.اَلْعَقيقَةُ واجِبَةٌ. از حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) دررابطه با ختنه سئوال شد، فرمودند : ختنه در روز هفتم ولادت كودك از سنتاست.
شير مادر
شير دادن مادر به طفل به مدت دو سال مسئله اى استكه در كتاب خدا قرآن مجيد مطرح است.وَ الوالداتُ يُرضِعنَ اولادهنَّحَولينِ كاملينِ . . . وَ فصاله فى عامَينِ. آرى، روزى كودك در سينه مادراست، و مادر به خاطر جهات شخصى، يا خيالات خام، يا حفظ بعضى از امور جسمىحق ندارد طفل را از روزى خدا داده محروم كند، و او را به شير خشك، و بهشير حيوان و امورى از اين قبيل حواله دهد.بايد دانست بهترين عامل براىوادار كردن پستان به ترشح شير مكيدن طفل است، و هيچ داروئى بهتر از مكيدنطفل نمى تواند پستان را به ترشح وادارد.از شروع مكيدن ترشح شير كم كم منظممى شود، و حالت عمومى مادر رو به بهبود مى رود.شيرى كه از پستان زن ترشحمى شود شامل 6/1 گرم درصد مواد آلبومينوئيدى، 4% مواد چربى و 8/3 گرم درصدقند و اندكى املاح و ويتامين است، كه اين تركيب در هيچ ماده اى در جهانيافت نمى شود، تنها سينه مادر است كه به اراده حق توان ساختن چنين غذائىرا براى مهمان تازهوارد دارد!تركيب شير حيوانات اندكى با اين تركيب فرقدارد، بدين معنى در حيواناتى كه رشدشان سريعتر است مانند گوساله مقدار،آلبومينوئيد شيرشان بيشتر است و بالعكس.در ماههاى مختلف شيردادن تركيباتشير زن هميشه در تغيير است، به قسمى كه قند و چربى آن روز به روز رو بهنقصان است و اما مواد آلبومينوئيدى آن رو به ترقّى است.مكيدن طفل علاوه براينكه او را سير مى كند و وسيله ادامه حياتش مى شود، سبب ازدياد ترشح و بهكار انداختن غدد پستان نيز مى گردد.تعداد دفعات شير دادن در پانزده روزاول تولد هفت مرتبه در روز است كه از ساعت 6 صبح شروع و به فاصله سه ساعتيك دفعه تا 12 شب ادامه مى يابد و طفل در پانزده روز اول زندگى از ساعت 12شب تا 6 صبح را بايد استراحت كند، پس از پانزده روز لازم است تعداد دفعاتشير دادن را به شش مرتبه در روز تقليل داد، يعنى ساعت 9 شب بچه را از شيرگرفت و وادار به خواب كرد، تا هم مادر استراحت كند و هم دستگاه گوارش كودكبتواند خود را براى گوارش بعدى آماده كند.مادر در هر دفعه شير خوردن طفلبايد دقت كند كودك خود را خوب سير كند، و اين امر با اندكى حوصله و صبرقابل اجرا است، پس از سير شدن طفل، او را به پهلوى راست بخواباند و بهدنبال كار روزمره خود برود.كودكى كه پس از هر بار شير خوردن به راحتى مىخوابد و بى تابى نمى كند، و به خصوص با آزمايش وزن 25 تا 30 گرم بر وزنشافزوده مى شود، كودك سالمى است و از داشتن چنين فرزندى بايد كاملاً خوشحالبود. رسول خدا با كثرت كار، توجهى مخصوص به وضع شير فرزندان داشت، به خانهفاطمه زهرا (عليها السلام) مى آمد، انگشت سبابه به دهان حسين (عليهالسلام) مى گذاشت، با مكيدن او اشتهاى او را امتحان مى كرد تا اگر اشتهاىصادق است مادر به او شير بدهد، اگركاذب است محض گريه و ناآرامى براى ساكتكردن طفل به او شير ندهد، زيراشير روى شير بيمارى تخمه مى آورد،و دستگاهگوارش كودك را تنبل،و در نتيجه در تمام وجود طفل اثر منفى مى گذارد، و اورا خمود، سست و ضعيف بار مى آورد.رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:لَيْسَ لِلصَّبِىِّ لَبَنٌ خَيْرٌ مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ. براى كودك شيرىبهتر از شير مادر نيست.اين جمله قرنهاقبل، از رسول گرامى اسلامصادرشده،حقيقتى است كه دانشمندان بزرگ تازه به آن پى برده اند، درتحقيقاتدانشمندان غرب، غربى كه اكثر خانواده هايش كودك خودرابه شيرخوارگاه مىسپارند، تاباشير مصنوعى بزرگ شود آمده:كه شيرى و غذائى براى كودك بهتر وسودمندتر از شير مادر نيست.اگر مادر شير نداشته باشد، كه كم اتفاق مىافتد، روايات تأكيد فراوان دارند، در انتخاب دايه كمال دقت را به خرجدهيد، كه شير در جسم و جان و فكر كودك، فوق العاده مؤثر است.در رواياتآمده كه از انتخاب دايه بدكاره، روانى، احمق، كم ديد، يهوديه، نصرانيه،مجوسيه، مشروبخوار بپرهيزيد، كه وضع اينان از طريق شير به كودك منتقل مىشود. امانكته بسيار مهم درمسئله شيردادن ثواب آن است كه انسان راشگفت زدهمى كند.رسول حق در پاسخ سخن امّ سلمه كه گفت مردان تمام خير را مى برند،زنان بيچاره چه كنند ؟ فرمود :ايام حاملگى ثوابش ثواب روزه و عبادت شبانه،و جهاد با مال و جان در راه خدا است، زائيدن به اندازه اى بهره الهى داردكه احدى را قدرت آگاهى بر آن نيست اما شير دادن : به هر مرتبه كه طفل سينهمادر را مى مكد، معادل ثواب آزاد كردن يك برده از اولاد حضرت اسماعيل درنامه عمل زن شيرده نوشته مى شود، و چون از شير دادن فارغ شود فرشته اىكريم بر پهلوى زن مى زند و مى گويد : عملت را از سر بگير، كه آمرزيده شدهاى!! مادران لازم است به نكته اى كه در شيردادن، امام صادق (عليه السلام)به آن توجه داده اند عنايت كنند، حضرت به زنى به نام ام اسحاق فرمودند :لاتُرْضِعيهِ مِنْ ثَدْي واحِد وَ اَرْضِعيهِ مِنْ كِلَيْهِما يَكُونُاَحَدُهُما طَعاماً وَ الاْخَرُ شَراباً.از يك پستان شير مده، از هر دوپستان كودك را تغذيه كن، كه يكى براى او غذا و ديگرى به منزله نوشيدنى است!
نامگذارى
گروهىتصور مى كنند نامگذارى امرى عادى و معمولى است، و به هر نامى كه بخواهندمانعى ندارد كودك را نامگذارى كنند، ولى اينطور نيست، نامگذارى امرى بسيارمهم، و داراى اثر در مشاعر كودك، و آينده اوست، به همين خاطر باب مفصّلىدر روايات اختصاص به اين معنا پيدا كرده.امام هفتم (عليه السلام) فرمود:اَوَّلُ ما يَبِرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ اَنْ يُسَمِّيَهُ بِاِسْم حَسَن،فَلْيُحْسِنْ اَحَدُكُمْ اِسْمَ وَلَدِهِ. اول نيكى مرد نسبت به فرزندشاين است كه او را به نام نيك نامگذارى كند، بر هر كدام از شما لازم استبراى فرزندش نام نيك انتخاب كند.رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:نامهاى خود را نيـكو انتخاب كنيد، كه روز قيامت به همان نامها خوانده مىشويد. راوى مى گويد خدمت حضرت صادق (عليه السلام) رسيدم كنار گهواره موسىبن جعفر بود، نشستم تا حضرت از برخوردش با كودك فارغ شد، مرا خواست، بهحضرت سلام كردم، جواب داد، سپس سر من فرياد كشيد و فرمود : الآن برو ونامى كه براى فرزندت ديروز انتخاب كردى عوض كن.همانا اسمى است كه حضرت حقآن را دشمن دارد، واقعيتى بود، براى من دخترى متولد شده بود كه نامش راحميرا گذارده بودم، به دستور حضرت برگشتم و نام او را تغيير دادمحضرت صادق(عليه السلام) از پدرانش روايت مى كند :اِنَّ رَسُولَ اللّهِ كانَيُغَيِّرُ الاَْسْماءَ الْقَبيحَةَ فِى الرِّجالِ وَ الْبُلْدانِ. همانارسول خدا اسماء زشت انسانها و شهرها را تغيير مى دادند.حضرت باقر (عليهالسلام) فرمود :اَصْدَقُ الاَْسْماءِ ما سُمِّىَ بِالعُبُودِيَّةِ وَاَفْضَلُها اَسْماءُ الاَْنْبِياءِ. صادق ترين نامها، نامهائى است كه بوىبندگى حق دارد، و برترين نامها براى فرزندان شما نام انبياء است.موسى بنجعفر (عليهما السلام) فرمود :لا يَدْخُلُ الْفَقْرُ بَيْتاً فيهِ اَسْمُمُحَمَّد اَوْ اَحْمَدَ اَوْ عَلِىٍّ اَوِ الحَسَنِ اَوِ الحُسَيْنِ اَوْجَعْفَر اَوْ طالِب اَوْ عَبْدِاللّهِ اَوْ فاطِمَةَ مِنَ النِّساءِ. درخانه اى كه نام پسران، محمد يا احمد يا على يا حسن و حسين و جعفر و طالب وعبداللّه و نام دختران فاطمه باشد، فقر داخل نمى گردد.اگر نامى غير از نامانبياء يا امامان يا مادران انبياء و ائمه به روى فرزندان شماست، براى جلبرضاى حق و خوشنودى انبياء و امامان عوض كنيد، مبادا كه در قيامت فرزندانشما به خاطر نامهاى زشتى كه يادآور زشتى هاى قهرمانان گناه و آلودگى استدارند، از شما شكايت كنند.
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif][1]-بحار، ج 13، ص 21.
[2]-ميزان الحكمة، ج 3، ص 56 ـ 58.
[3]-همان مدرك.
[4]-همان مدرك.
[5]-همان مدرك.
[6]-ميزان الحكمة، ج 3، ص 59 ـ 62.
[7]-همان مدرك.
[8]-همان مدرك.
[9]-همان مدرك.
[10]-ميزان الحكمة، ج 3، ص 63.
[11]-انعام/162.
[12]-وسائل، ج 20، ص 168.
[13]-اين تعبير لطيف درباره زن كه نشانگر عنايت و رحمت خاص خدا به اوست، در روايت بسيار مهمّى در
جلد 20 1.htmوسائل، ص 13، چاپ آل البيت در رابطه با ازدواج آدم و حوا آمده.
[14]-وسائل، ج 20، ص 163، چاپ آل البيت.
[15]-آل عمران/57.
[16]-لقمان/11.
[17]-ميزان الحكمة، ج 5، ص 596.
[18]-ميزان الحكمة، ج 5، ص 595 ـ 596.
[19]-همان مدرك.
[20]-ميزان الحكمة، ج 5، ص 599 ـ 600.
[21]-همان مدرك.
[22]-توبه/71.
[23]-بقره/180.
[24]-بقره/201.
[25]-بحار، ج 71، ص 383.
[26]-ميزان الحكمة، ج 9، ص 277 ـ 278.
[27]-همان مدرك.
[28]-همان مدرك.
[29]-بقره/168 ـ 169.
[30]-بحار، ج 5، ص 147.
[31]-ميزان الحكمة، ج 4، ص 123.
[32]-بحار، ج 103، ص 7 ـ 9 ; ميزان الحكمة، ج 4، ص 119.
[33]-همان مدرك.
[34]-همان مدرك.
[35]-همان مدرك.
[36]-همان مدرك.
[37]-بحار، ج 78، ص 339.
[38]-وسائل، ج 12، ص 11.
[39]-بحار، ج 103، ص 7.
[40]-بحار، ج 103، ص 2.
[41]-ميزان الحكمة، ج 4، ص 119.
[42]-نهج البلاغه، خطبه 91.
[43]-بحار، ج 77، ص 389.
[44]-ميزان الحكمة، ج 4، ص 117.
[45]-بحار، ج 74، ص 395.
[46]-بحار، ج 75، ص 172.
[47]-بحار، ج 69، ص 407.
[48]-بحار، ج 74، ص 81.
[49]-بحار، ج 71، ص 396.
[50]-بحار، ج 78، ص 60.
[51]-بحار، ج 76، ص 60.
[52]-بحار، ج 66، ص 15.
[53]-بحار، ج 103 ، ص 21.
[54]-بحار، ج 103، ص 11.
[55]-ميزان الحكمة، ج 9، ص 308.
[56]-بحار، ج 7، ص 197.
[57]-بحار، ج 103، ص 6.
[58]-بقره/222.
[59]-ميزان الحكمة، ج اول، ص 540 ـ 541.
[60]-همان مدرك.
[61]-همان مدرك.
[62]-همان مدرك.
[63]- همان مدرك.
[64]-بحار، ج 6، ص 35 ـ 36.
[65]-همان مدرك.
[66]-برگرفته اى مختصر از مقاله اى مفصل در الميزان، ج 2، ص 247 ـ 250.
[67]-ملك/10.
[68]-بحار، ج 1، ص 131.
[69]-ميزان الحكمة، ج 6، ص 419.
[70]-همان مدرك.
[71]-غرر الحكم، باب عقل.
[72]-بحار، ج 77، ص 158.
[73]-كافى، ج 1، ص 26.
[74]-بحار، ج 77، ص 147.
[75]-بحار، ج 78، ص 141.
[76]-بحار، ج 74، ص 189.
[77]-ميزان الحكمة، ج 2، ص 63.
[78]-همان مدرك.
[79]-همان مدرك.
[80]-بحار، ج 92، ص 17.
[81]-ميزان الحكمة، ج 8، ص 67 ـ 69.
[82]-همان مدرك.
[83]-همان مدرك.
[84]-نهج البلاغه، خطبه 176.
[85]-بحار، ج 92، ص 19.
[86]-همان مدرك، ص 189.
[87]-نهج البلاغه، خطبه 147.
[88]-خلاصه اى از آيات نبوت در قرآن مجيد.
[89]-طه/132.
[90]-مريم/55.
[91]-ابراهيم/40.
[92]-بحار، ج 77، ص 77.
[93]-بحار، ج 69، ص 406.
[94]-بحار، ج 82، ص 209.
[95]-عنكبوت/45.
[96]-مدّثر/43 ـ بحار، ج 83، ص 9 ـ 19.
[97]-وسائل، چاپ آل البيت، ج 16، ص 338.
[98]-تحريم/6.
[99]-بقره/174.
[100]-نساء/10.
[101]-تكوير/6.
[102]-ابراهيم/48.
[103]-تحريم/ 6.
[104]-اعلى/13.
[105]-نجم/ 14 ـ 15.
[106]-آل عمران/133.
[107]-بحار، ج 21، ص 361.
[108]-نساء/19.
[109]-بقره/228.
[110]-احزاب/50.
[111]-وسائل، ج 20، ص 180، چاپ آل البيت.
[112]-بحار، ج 103، ص 249.
[113]- حجر/92 ـ 93.
[114]-صافات/24.
[115]-اسرا/36.
[116]-لقمان/14.
[117]-احقاف/15.
[118]-راهنماى مادر/6.
[119]-بحار، ج 101، ص 106.
[120]-بحار، ج 101، ص 106 ـ 107.
[121]-بحار، ج 101، ص 116.
[122]-وسائل، ج 21، ص 409.
[123]-وسائل، ج 21، ص 407.
[124]-وسائل، ج 21، ص 411 ـ 413.
[125]-همان مدرك.
[126]-وسائل، ج 21، ص 439.
[127]-بقره/233.
[128]-لقمان/14.
[129]-راهنماى مادر/30.
[130]-بحار، ج 103، ص 323.
[131]-بحار، ج 103، باب رضاع; وسائل، ج 15، باب رضاع.
[132]-وسائل آل البيت، ج 21، ص 451.
[133]-وسائل، ج 21، ص 389.
[134]-همان مدرك.
[135]-وسائل، ج 21، ص 389.
[136]-وسائل، ج 21، ص 390 ـ 391.
[137]-همان مدرك.
[138]-وسائل، ج 21، ص 396.
از کتاب نظام خانواده در اسلام استاد حسین انصاریان