زندگينامه هوندا
ارسال شده: دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸, ۸:۰۳ ب.ظ

[COLOR=#NaNNaNNaN]صوراین که یک پسر آهنگر فقیر که با صداهای کوبنده پتک بر سندان بزرگ شده بودصاحب شرکت هوندا موتور شود و بتواند یکی از ثروتمندان شرکت خودروسازی ژاپنتبدیل گردد کمی سخت به نظر میرسد، خصوصا این که او هیچ تحصیلات عالیهایهم نداشت.
سوئی چیرو هوندا، پسر آهنگر فقیری در روستای کوچک کومیو بوداین روستا در ۲۷۰ کیلومتری جنوب غربی توکیو قرار داشت. پدرش در کنار کارآهنگری دوچرخه هم تعمیر میکرد. او پیش از ورود به مدرسه در تعمیر دوچرخهبه پدرش کمک میکرد.
هنگامی که هوندا به یک آگهی کوچک استخدامشاگرد در یکی از مجلات تجاری برخورد بلافاصله دست از تحصیل کشید و چسبیدبه کار، به آن پاسخ داد. مدتی به عنوان شاگرد گاراژ پذیرفته شد اما درنهایت مجبور به پرستاری از کودک صاحب گاراژ شد. او برای این کار ماهی یکدلار و ۲۵ سنت حقوق میگرفت. هوندا که ناراحت و خسته شده بود به خانهبازگشت اما فقط ۶ ماه در آنجا ماند و دوباره به توکیو برگشت. این مرتبه بهعنوان مکانیک خودرو ۶ سال در توکیو ماند و در ۲۲ سالگی به زادگاهش بازگشتتا خودش به تعمیر خودرو بپردازد. علاقه هوندا به خودرو او را به سویخودروهای مسابقه سوق داد و در سال ۱۹۳۶ توانست میانگین رکورد سرعت جدیدیخلق کند. متاسفانه او دچار یک سانحه شدید شد و تعدادی از استخوانهایش ازجمله مچ هر دو دستش شکسته شد. همسرش که نگران سلامت هوندا بود از او خواستکه به مسابقه با اتومبیل پایان دهد. هوندا بدون رفتن به سراغ مسابقه تصمیمگرفت تمام انرژی خود را صرف کارش نماید و در سال ۱۹۳۷ به سراغ تولید رینگپیستون رفت و شرکت صنایع سنگین توکای سیکی را تاسیس کرد او هنوز هم ازنداشتن تحصیلات رسمی رنج میبرد و به همین دلیل در دانشکده فناوری هاماتسوثبتنام کرد.
ترک تحصیل
هوندا دانشجویی ضعیف بود. نیاز او بهکار انجام دادن تکالیفش را دشوار ساخته بود. او تمایل نداشت به مباحثمهندسی گوش کند که ربطی به رینگ پیستون نداشتند. لذا یادداشت برنمیداشت ودر امتحانات کتبی شرکت نمیکرد. وقتی مسوولان دانشکده به او هشدار دادندکه اگر در امتحانات شرکت نکند به او دیپلم نخواهند داد، هوندا پاسخ داد:علاقهای به این گونه مدارک ندارم آنها به درد من نمیخورند. نمرههای منبه خوبی نمرههای دیگران نیست و من در امتحانات نهایی شرکت نخواهم کرد.
اومیگوید: مدیر دانشکده مرا صدا کرد و گفت که باید آنجا را ترک کنم. من بهاو گفتم که دیپلم نمیخواهم، برای من ارزش این مدرک کمتر از بلیت سینماست.حداقل بلیت ورود شما به سینما را تضمین میکند اما دیپلم تضمینکننده هیچچیزی نیست. او تحصیلش را رها کرد و به شبکه جوانان ژاپن پیوست تا شانس خودرا در آنجا بیازماید.
البته هوندا برای تحصیلات دیگران احترام قائلبود. فقط میانه خوبی با معلومات کلاسیک و بدون تجربه نداشت. او سالهانسبت به گاکو باتسو یا سیستم تشکیل شبکهای در ژاپن موسوم به «پسران خوبقدیمی» احساس تحقیر شدهای داشت. این سیستم بیشتر از آنکه روی تواناییاشخاص و لیاقتشان در کار تکیه کند، روی مدرسهای که از آن فارغالتحصیلمیشدند، تکیه میکرد.
هنگامی که هوندا طرز ساختن رینگ پیستون رابه درستی فرا گرفت، شرکت او رشد کرد و ظرف دو سال، برنده یک قرارداد باشرکت تویوتا، بزرگترین سازنده اتومبیل در ژاپن شد. در ایام جنگ جهانی دوم،بمبهای آتشزا به کارخانه پیستون سازی او آسیب سختی وارد ساختند و زمانیکه جنگ به پایان رسید، زلزله آنچه را که از این کسب و کار بر جای ماندهبود منهدم ساخت.
هوندا، در اکتبر سال ۱۹۴۶ موسسه تحقیقات فنی هوندارا بنیان گذارد. اینجا، شرکتی کوچک با نامی دهان پرکن بود که شاملبنیانگذار و تنی چند از دستیارانش میشد. هوندا دو سال در این شرکت بهتعمیر موتور اشتغال داشت.
سپس در سال ۱۹۴۸، شرکت خود را تجدیدسازمان داد و نام آن را به شرکت هونداموتور با مسوولیت محدود تغییر داد.او ۵۰۰ موتور کوچک مازاد زمان جنگ را به قیمت تقریبا ۳۲ دلار خریداری کرد.این موتورها، موتورهایی کوچک و بنزینی بودند که در زمان جنگ از آنها برایبه کار انداختن ژنراتور برق استفاده میشد. اینها موتورهای دوهنگامه تکسیلندر و کوچکی بودند که میشد برای تامین نیروی کمکی در دوچرخههاآمادهان کرد.
از طرف دیگر، بنزین در ژاپن مثل بیشتر کالاها، کمیابو گران بود؛ از این رو، سوئی چیرو هوندا شروع به ساختن ترکیب ارزان قیمتیاز روغن سقز و بنزین نمود که ترکیبی خاص خودش بود.
البته قابلپیش بینی بود که مشتریان او سوخت جدید را از این شرکت تازه کار خواهندخرید، اما این کسب تازه چندان رونقی نگرفت. سال نخست، کل فروش ناخالص شرکتبالغ بر ۵۵۰۰۰ دلار شد که سودی را نشان نمیداد.
زمانی که موجودی موتورهای مازاد کم کم ته کشید، مخترع سختکوش، تصمیم گرفت که خود دست به کار ساختن موتور شود.

شرکت صمیمانه
هنگامیکه به خاطر موفقیت شرکت، جشنی برپا شد که یکی از مدعوین فرآورده تازه رایک رویا توصیف کرد. با این کلام او، موتور رسما «دریم تایپ دی» نام گرفت.با موفقیتی که این مدل تازه کسب کرد، شرکت از کامیابی ناگهانی و کوتاهیبرخوردار شد. کارخانه کوچک هوندا، نیروی کار خود را به ۷۰ نفر و میزانتولید ماهانهاش را تا پایان سال ۱۹۴۹ به یکصد واحد افزایش داد. فروش اینموتورها میتوانست حتی بالاتر از این تعداد هم باشد. اما توزیعکنندهانحصاری هوندا، تصمیم گرفته بود که بطور ساختگی فروش ماهانه را به ۸۰ واحدمحدود سازد. این پخشکننده با پایین نگه داشتن عرضه نسبت به تقاضامیتوانست سود بیشتری را نصیب خود سازد اما این کار اصلا به سود هوندانبود. هنگامی این وقفه شدید میتوانست تبدیل به پیشرفت گردد که بر اثروجود رقابت، موتور دوهنگامه هوندا جهش میکرد و به یک موتور آرامتر ونیرومندتر چهارهنگامه مبدل میشد، این شرکت سختکوش از دو جهت بابلاتکلیفی روبهرو بود. از یک سو ساخت فرآوردهای رشد نایافته و ناقص و ازدیگر سو سر و کله زدن با توزیعکنندهای که در خدمت سود شخصی خویش بود.هوندا شدیدا به کار تخصصی مدیریت نیازمند بود و این تخصص با آمدن تاکه ئوفوجی ساوا تامین شد.
تاکه ئو فوجی ساوا، که ۴ سال از هوندا جوانتربود، پسر یک پیمانکار کوچک بود. فوجی ساوا چون هوندا، تحصیلات رسمی خود رادر سالهای پایین زندگی ترک گفت. او تنها دوره اول دبیرستان را به پایانبرد، زیرا کسالت و بیماری پدرش، وی را ناچار ساخت برای تامین زندگیخانواده خویش مدرسه را ترک گوید.
او در سال ۱۹۲۹، کاری برای خود پیدا کرد و آن، زدن آدرس روی پاکت و ارسال کارت پستال بود. مزد این کار، چند سکه ناچیز در روز بود.
بعداز یک سال که این کار را ادامه داد، به عنوان داوطلب وارد خدمت ارتشسلطنتی شد. او میتوانست به خاطر اینکه داوطلبانه وارد ارتش شده است،تنها یک سال پس از خدمت مرخص شود. فوجی ساوا برای شغل بهتری واجد شرایطنبود. پس از بازگشت از خدمت، بار دیگر به شغل پیشین روی آورد و کارچسباندن آدرس روی پاکتها را شروع کرد.
فوجی ساوا تا سال ۱۹۳۴ بهاین کار ادامه داد و در این سال یک تاجر ساده آهن در توکیو، موسوم بهمیتسوا شوکائی او را به سمت منشی فروش به خدمت گرفت. در ابتدای کار، درآمدماهانه فوجی ساوا ۱۵ ین یعنی نزدیک یک سوم درآمد شغل پیشین وی بود. اما درپایان دومین سال خدمتش، فروشنده ارشد شرکت شد و ماهانه ۱۵۰ ین حقوقمیگرفت.
در جولای سال ۱۹۳۷، ژاپن به چین یورش برد و این نشانهآغاز جنگ میان این دو کشور بود و هنگامی که مالک شرکت میتسوا شوکائی واردخدمت نظام شد، فوجی ساوا که بیست و هفت ساله بود، مسوولیت شرکت را بر عهدهگرفت.
جنگ باعث شد تا تقاضا برای فولاد افزایش یابد و با راهبریفوجی ساوا منافع شرکت رشد پیدا کند. در سال ۱۹۳۹، درست پیش از شروع جنگجهانی دوم، فوجی ساوا موسسه تحقیقات ماشین ابزرا ژاپن را تاسیس کرد. اینشرکت سود خود را از راه ساخت، برش و تراش ابزارهای لازم برای کوششهایمربوط به جنگ چین و ژاپن تامین میکرد. با پاداشی که رئیس فوجی ساوا، پساز بازگشت از جنگ به او داد، وی به مردی تقریبا ثروتمند مبدل شد.
اولین نسل موتورها
هنگامیکه تقاضا برای موتورهای هوندا افزایش یافت او واقعا در بازاریابی تجربهاینداشت؛ چرا که شخصا به هدفهای فنی کارش علاقهمند بود، اما با درک اینحقیقت که فرآوردههای او باید به فروش برسند، با توزیعکنندهای واردمعامله شد تا تمام موتورهای بازسازی شده را خریداری کند.
این خریدار به نوبه خود موتورها را در بستهبندیهایی به عنوان کیت تبدیل موتورسیکلت برای فروش به بازار عرضه کرد.
هونداکه اینک از بار مسوولیت بازاریابی آسوده خاطر شده بود میتوانست به تجربهو آزمایش با موتورها ادامه دهد. او سخت بر این باور بود که اگر ژاپن بایدبه صورت یک کشور بزرگ صنعتی ساخته شود این رستگاری از راه دستیابی بهتکنولوژی پیشرفته فراهم میآید.
هوندا در سال ۱۹۴۹ مبلغ ۳۸ هزاردلار از طریق سرمایهدارانی که خواهان سرمایهگذاری بودند پول فراهم ساختو آن را صرف تکمیل موتور دو سیلندر ۵۰سانتیمتر مکعبی سبک وزنی کرد کهقادر بود ۳ اسب بخار نیرو تولید کند. موتورسیکلت تازه نه تنها قدرتش بیشاز موتورسیکلت پیشین بود بلکه قاب و بدنه فلزی نشاندار آن نیز عالیتر