فتح آندلس؛ آغاز گسترش اسلام در قاره اروپا
ارسال شده: یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۸, ۹:۵۹ ب.ظ
اشاره
نام آندلس را زياد شنيدهايم و اينكه مسلمانان در همان قرن اول اسلام دامنة فتوحات خود را تا به آنجا گسترانيده و پس از در نورديدن شمال آفريقا از مديترانه عبور كرده و از دروازه آندلس وارد قاره اروپا شدهاند.همچنين سقوط آندلس و شكست مسلمانان در اين منطقه نيز پيوسته يكي از درسهاو عبرتهاي تاريخ اسلام بوده است و بزرگان و نويسندگان اسلامي از اين درس تاريخي براي هشدار به مسلمانان بهرهگيري كردهاند.
مسلمانان اين كار عظيم را گام به گام و در شش مرحله و طي حدود هفتاد سالبه انجام رساندند، اين شش مرحله به صورت كاملاً مختصر بيان ميشود:
1 –مرحله اول: اين مرحله از اوايل فتح در ذيقعده سال 21 ه.ق (سپتامبر 642)آغاز ميشود و تا پايان استانداري معاويهبن حديج در اوايل سال 48 ه.قادامه مييابد. در اين مدت عمروبن عاص، «بَرقه» را فتح كرد و موفق شدحمايت قبيله بزرگ لواتر را به سود مسلمانان كسب كند و حتي بعضي از آنها رابه پذيرفتن اسلام متقاعد سازد. اين نخستين موفقيت اسلام در آن سوي مرزهاي غربي مصر بود.
2 – مرحله دوم: اين مرحله از سال 49 ه.ق آغاز ميشود وتا سال 62 ه.ق ادامه مييابد و دوران نخستين امارت عقبهبن نافع و امارتابوالمهاجر دينار را در برميگيرد.
3 – مرحله سوم: دورة نخست فرمانروايي عقبهبن نافع و طرحريزي قيروان از سال 49 تا 55 ه.ق.
4– مرحله چهارم: حمله بزرگ عقبهبن نافع در سال 60 ه.ق. در اين مرحله عقبهدست به حملهاي بزرگ زد و تا اقيانوس اطلس پيش رفت، اما به دلايلي كه مجالذكر آن در اين مقال نميباشد، ناچار به عقبنشيني شد و تا برقه يعني همانجايي كه چهل سال پيش عمروبن عاص فتح كرده بود، عقب نشست و بدينترتيب مسلمانان آفريقا را از دست دادند.
5 – مرحله پنجم: فرمانروايي زهيربنقيس و پايان دادن به مقامت برانس (69 تا 71 ه.ق). چهار سال پس از آن شكست،يعني در سال 69 ه.ق. مسلمانان به فرماندهي زهيربن قيس بلوي كه در اينسالها همچنان به انتظار رسيدن كمك در برقه به سر ميبرد، به آفريقابازگشتند.
6 – مرحله ششم: پايان دادن به مقاومت بُتر و يكسره كردن كارفتح مغرب (76 تا 85 ه.ق). عبدالملكبن مروان دريافت كه فتح كامل و پايدارآفريقا جز با اعزام لشكري بزرگ و كاملاً مجهز به سامان نميرسد. لذا سپاهيبزرگ و مجهز را كه شمار نفراتش به چهل هزار ميرسيد تحت فرماندهيحسانبننعمان قرار داد و اين فرمانده سپاه اسلام موفق شد كار فتح مغرب رابه پايان برساند.
فتح آندلس
هرچند برخي از مورخين بر اين باور بودند كه مسلمانان ازابتدا در انديشة فتح كامل آندلس و استقرار در آن نبودهاند و قصد آنها ازحمله كسب غنيمت و بازگشت به آفريقا بوده است، اما پيروزي قاطع و غيرمنتظره طارق در وادي لكه (گوادالت) آنها را به ادامة حمله و پيشروي تشويقو ترغيب كرده است.
شايد اين نظر در بدو امر درست جلوه كند، زيرا رفتن طارق به آندلس با اين شمار اندك نشان نميدهد كه وي قصد تصرف و فتح كامل آن را داشته است، بلكه حاكي از يك حركت صرفاً شناسايي است. اما اگر روشمعمول عربها و مسلمانان را در فتح مثلاً مصر و مغرب در نظر بياوريم،ملاحظه خواهيم كرد كه پيش فرستادن نيرويي كوچك براي فتح و فرستادن قواي كمكي به دنبال آن روشي بوده است كه عرب ها در جريان فتوحات از آن پيروي ميكردهاند: نخست شماري اندك ميفرستادند و آن گاه آماده ميشدند كه درصورت لزوم نيروهاي كمكي اعزام كنند. اين شيوه عملاً در جريان فتح آندلس پيش آمد؛ چرا كه بلافاصله از سوي موسيبن نصير، پنج هزار نفر نيروي كمكي براي طارق اعزام شد. بنابراين ميتوان چنين نتيجه گرفت كه فتح اندس صرفاًيك ماجراجويي نبود كه برحسب اتفاق با موفقيت و پيامدهاي مثبت همراه باشد،بلكه از همان آغاز يك حركت برنامهريزي شده بود كه براساس روش معمولمسلمانان در فتح سرزمينها انجام گرفت.
نحوة اجراي عمليات
موسيبن نصير با اشاره و راهنمايي خليفه وقت (وليدبن عبدالملك) ابتدا يكي از فرماندهان خود به نام «ابوزرعه طريفبن ملوك» رابا نيرويي كوچك به استعداد چهارصد پياده و سواره به وسيله چهار فروند كشتي روانه اسپانيا كرد و اين نيرو در جزيرهاي كوچك به نام «پالوماس» پياده شدند. در نزديكي اين جزيره بعدها شهري به نام طريف (Tarifa) ساخته شد.
اين اقدام نظامي در رمضان سال 91 ه.ق انجام گرفت. طريف و افرادش از اين نقطه خاك اسپانيا كه در واقع حكم سرپل را داشت، مبادرت به يك رشته حملات برقآسا به ساحل كردند و غنايم فراوان و اسراي بسياري به چنگ آوردند. سپس براي حمله نهايي، موسيبن نصير، طارقبن زياد - يكي از بهترين و لايقترين سپاهيان خود را انتخاب كرد؛ هرچند كه به نوشته مورخين وي در آن زمان سن وسال زيادي نداشته است. با توجه به اينكه مسلمانان بيش از چهار فروند كشتي در اختيار نداشتند، ولي موفق شدند پنهان از ديد دشمن در چند مرحله از تنگه جبلالطارق عبور كرده و در ساحل اسپانيا پياده شوند. منابع اسلامي اين عبور را در رجب سال 92 ه.ق دانستهاند، با اين حال ماه عبور دقيقاً معلوم نيست. مسلمانان در دامنة كوهي كه از آن تاريخ به بعد نام «جبلالطارق» رابه خود ميگيرد، تجمع كردند. طارق سعي كرد اين موضع را به خوبي استحكام بخشد تا درصورت بروز حادثهاي غير منتظره مسلمانان از آن به عنوان يك دژ وسنگر استفاده كنند. از اين مرحله به بعد سپاهيان اسلام تحت فرماندهي طارقبن زياد مناطق مختلف اسپانيا از جمله شهرهاي الجزيره الخضرا(الجسيرس)، گوادالت، سيدونيا، تولدو و كوردوبا را فتح كردند و تا سال 1031ميلادي (421 ه.ق) كه سلطنت هشام سوم آخرين خليفه اموي در آندلس پايانيافت،حكومت مسلمانان در اسپانيا به چندين حكومت مستقل كوچك تقسيم و بهمرور زمان كاملاً مضمحل شد.
پينوشتها:
1 – Iber، از اقوام قديمي كه در اروپاي غربي (اسپانيا، جنوب فرانسه و سواحل ليگوريا) سكونت داشتند.
2– Celet، قومي از نژاد هند و اروپايي كه مهاجرتهاي آنان به قبل از تاريخميرسد. نخست اروپاي مركزي و سپس فرانسه، اسپانيا و جزاير بريتانيا رااشغال كردند.
3 – Phoenica، كشوري باستاني معادل كشور كنوني لبنان و بخشي از مناطق همجوار در سوريه و فلسطين اشغالي.
4 – Cadix،شهري بندري در جنوب غربي شبه جزيرة اسپانيا در ساحل اقيانوس اطلس.
5 – Cartage.
6– Cantaber، مردمي در اسپانياي قديم كه در جوار خليج گاسكني (Gascogne)،خليجي در مناطق مرزي ميان اسپانيا و فرانسه كنوني (در اقيانوس اطلس)،ميزيستند.
7 – Visigoths،اقوامي ژرمن كه در قرن چهارم ميلادي در ايالتهاي دانوب سكني گزيدند و سرانجام در اسپانيا ساكن شدند.
8 – Pyrenees، رشته كوههايي ميان فرانسه و اسپانيا.
9 – Frances،قومي از نژاد ژرمن كه در قرن پنجم ميلادي، ناحية «گُل» (فرانسه فعلي) را متصرف شدند.
منابع:
1 – سپيدهدم آندلس، دكتر حسين مونس، ترجمة سيدرضا شيخي، چاپ مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ اول.
2 – تاريخ فتح آندلس، ابنقوطيه ابوبكر محمدبن عمر، ترجمه حميدرضا شيخي، چاپ آستان قدس رضوي، چاپ دوم،1378.
3 – غروب آفتاب در آندلس، طنطاوي، چاپ و نشر توسط دفتر انتشارات اسلامي
[External Link Removed for Guests]
نام آندلس را زياد شنيدهايم و اينكه مسلمانان در همان قرن اول اسلام دامنة فتوحات خود را تا به آنجا گسترانيده و پس از در نورديدن شمال آفريقا از مديترانه عبور كرده و از دروازه آندلس وارد قاره اروپا شدهاند.همچنين سقوط آندلس و شكست مسلمانان در اين منطقه نيز پيوسته يكي از درسهاو عبرتهاي تاريخ اسلام بوده است و بزرگان و نويسندگان اسلامي از اين درس تاريخي براي هشدار به مسلمانان بهرهگيري كردهاند.
مسلمانان اين كار عظيم را گام به گام و در شش مرحله و طي حدود هفتاد سالبه انجام رساندند، اين شش مرحله به صورت كاملاً مختصر بيان ميشود:
1 –مرحله اول: اين مرحله از اوايل فتح در ذيقعده سال 21 ه.ق (سپتامبر 642)آغاز ميشود و تا پايان استانداري معاويهبن حديج در اوايل سال 48 ه.قادامه مييابد. در اين مدت عمروبن عاص، «بَرقه» را فتح كرد و موفق شدحمايت قبيله بزرگ لواتر را به سود مسلمانان كسب كند و حتي بعضي از آنها رابه پذيرفتن اسلام متقاعد سازد. اين نخستين موفقيت اسلام در آن سوي مرزهاي غربي مصر بود.
2 – مرحله دوم: اين مرحله از سال 49 ه.ق آغاز ميشود وتا سال 62 ه.ق ادامه مييابد و دوران نخستين امارت عقبهبن نافع و امارتابوالمهاجر دينار را در برميگيرد.
3 – مرحله سوم: دورة نخست فرمانروايي عقبهبن نافع و طرحريزي قيروان از سال 49 تا 55 ه.ق.
4– مرحله چهارم: حمله بزرگ عقبهبن نافع در سال 60 ه.ق. در اين مرحله عقبهدست به حملهاي بزرگ زد و تا اقيانوس اطلس پيش رفت، اما به دلايلي كه مجالذكر آن در اين مقال نميباشد، ناچار به عقبنشيني شد و تا برقه يعني همانجايي كه چهل سال پيش عمروبن عاص فتح كرده بود، عقب نشست و بدينترتيب مسلمانان آفريقا را از دست دادند.
5 – مرحله پنجم: فرمانروايي زهيربنقيس و پايان دادن به مقامت برانس (69 تا 71 ه.ق). چهار سال پس از آن شكست،يعني در سال 69 ه.ق. مسلمانان به فرماندهي زهيربن قيس بلوي كه در اينسالها همچنان به انتظار رسيدن كمك در برقه به سر ميبرد، به آفريقابازگشتند.
6 – مرحله ششم: پايان دادن به مقاومت بُتر و يكسره كردن كارفتح مغرب (76 تا 85 ه.ق). عبدالملكبن مروان دريافت كه فتح كامل و پايدارآفريقا جز با اعزام لشكري بزرگ و كاملاً مجهز به سامان نميرسد. لذا سپاهيبزرگ و مجهز را كه شمار نفراتش به چهل هزار ميرسيد تحت فرماندهيحسانبننعمان قرار داد و اين فرمانده سپاه اسلام موفق شد كار فتح مغرب رابه پايان برساند.
فتح آندلس
هرچند برخي از مورخين بر اين باور بودند كه مسلمانان ازابتدا در انديشة فتح كامل آندلس و استقرار در آن نبودهاند و قصد آنها ازحمله كسب غنيمت و بازگشت به آفريقا بوده است، اما پيروزي قاطع و غيرمنتظره طارق در وادي لكه (گوادالت) آنها را به ادامة حمله و پيشروي تشويقو ترغيب كرده است.
شايد اين نظر در بدو امر درست جلوه كند، زيرا رفتن طارق به آندلس با اين شمار اندك نشان نميدهد كه وي قصد تصرف و فتح كامل آن را داشته است، بلكه حاكي از يك حركت صرفاً شناسايي است. اما اگر روشمعمول عربها و مسلمانان را در فتح مثلاً مصر و مغرب در نظر بياوريم،ملاحظه خواهيم كرد كه پيش فرستادن نيرويي كوچك براي فتح و فرستادن قواي كمكي به دنبال آن روشي بوده است كه عرب ها در جريان فتوحات از آن پيروي ميكردهاند: نخست شماري اندك ميفرستادند و آن گاه آماده ميشدند كه درصورت لزوم نيروهاي كمكي اعزام كنند. اين شيوه عملاً در جريان فتح آندلس پيش آمد؛ چرا كه بلافاصله از سوي موسيبن نصير، پنج هزار نفر نيروي كمكي براي طارق اعزام شد. بنابراين ميتوان چنين نتيجه گرفت كه فتح اندس صرفاًيك ماجراجويي نبود كه برحسب اتفاق با موفقيت و پيامدهاي مثبت همراه باشد،بلكه از همان آغاز يك حركت برنامهريزي شده بود كه براساس روش معمولمسلمانان در فتح سرزمينها انجام گرفت.
نحوة اجراي عمليات
موسيبن نصير با اشاره و راهنمايي خليفه وقت (وليدبن عبدالملك) ابتدا يكي از فرماندهان خود به نام «ابوزرعه طريفبن ملوك» رابا نيرويي كوچك به استعداد چهارصد پياده و سواره به وسيله چهار فروند كشتي روانه اسپانيا كرد و اين نيرو در جزيرهاي كوچك به نام «پالوماس» پياده شدند. در نزديكي اين جزيره بعدها شهري به نام طريف (Tarifa) ساخته شد.
اين اقدام نظامي در رمضان سال 91 ه.ق انجام گرفت. طريف و افرادش از اين نقطه خاك اسپانيا كه در واقع حكم سرپل را داشت، مبادرت به يك رشته حملات برقآسا به ساحل كردند و غنايم فراوان و اسراي بسياري به چنگ آوردند. سپس براي حمله نهايي، موسيبن نصير، طارقبن زياد - يكي از بهترين و لايقترين سپاهيان خود را انتخاب كرد؛ هرچند كه به نوشته مورخين وي در آن زمان سن وسال زيادي نداشته است. با توجه به اينكه مسلمانان بيش از چهار فروند كشتي در اختيار نداشتند، ولي موفق شدند پنهان از ديد دشمن در چند مرحله از تنگه جبلالطارق عبور كرده و در ساحل اسپانيا پياده شوند. منابع اسلامي اين عبور را در رجب سال 92 ه.ق دانستهاند، با اين حال ماه عبور دقيقاً معلوم نيست. مسلمانان در دامنة كوهي كه از آن تاريخ به بعد نام «جبلالطارق» رابه خود ميگيرد، تجمع كردند. طارق سعي كرد اين موضع را به خوبي استحكام بخشد تا درصورت بروز حادثهاي غير منتظره مسلمانان از آن به عنوان يك دژ وسنگر استفاده كنند. از اين مرحله به بعد سپاهيان اسلام تحت فرماندهي طارقبن زياد مناطق مختلف اسپانيا از جمله شهرهاي الجزيره الخضرا(الجسيرس)، گوادالت، سيدونيا، تولدو و كوردوبا را فتح كردند و تا سال 1031ميلادي (421 ه.ق) كه سلطنت هشام سوم آخرين خليفه اموي در آندلس پايانيافت،حكومت مسلمانان در اسپانيا به چندين حكومت مستقل كوچك تقسيم و بهمرور زمان كاملاً مضمحل شد.
پينوشتها:
1 – Iber، از اقوام قديمي كه در اروپاي غربي (اسپانيا، جنوب فرانسه و سواحل ليگوريا) سكونت داشتند.
2– Celet، قومي از نژاد هند و اروپايي كه مهاجرتهاي آنان به قبل از تاريخميرسد. نخست اروپاي مركزي و سپس فرانسه، اسپانيا و جزاير بريتانيا رااشغال كردند.
3 – Phoenica، كشوري باستاني معادل كشور كنوني لبنان و بخشي از مناطق همجوار در سوريه و فلسطين اشغالي.
4 – Cadix،شهري بندري در جنوب غربي شبه جزيرة اسپانيا در ساحل اقيانوس اطلس.
5 – Cartage.
6– Cantaber، مردمي در اسپانياي قديم كه در جوار خليج گاسكني (Gascogne)،خليجي در مناطق مرزي ميان اسپانيا و فرانسه كنوني (در اقيانوس اطلس)،ميزيستند.
7 – Visigoths،اقوامي ژرمن كه در قرن چهارم ميلادي در ايالتهاي دانوب سكني گزيدند و سرانجام در اسپانيا ساكن شدند.
8 – Pyrenees، رشته كوههايي ميان فرانسه و اسپانيا.
9 – Frances،قومي از نژاد ژرمن كه در قرن پنجم ميلادي، ناحية «گُل» (فرانسه فعلي) را متصرف شدند.
منابع:
1 – سپيدهدم آندلس، دكتر حسين مونس، ترجمة سيدرضا شيخي، چاپ مؤسسه چاپ و انتشارات آستان قدس رضوي، چاپ اول.
2 – تاريخ فتح آندلس، ابنقوطيه ابوبكر محمدبن عمر، ترجمه حميدرضا شيخي، چاپ آستان قدس رضوي، چاپ دوم،1378.
3 – غروب آفتاب در آندلس، طنطاوي، چاپ و نشر توسط دفتر انتشارات اسلامي
[External Link Removed for Guests]