به جای عبارت ( امام علی ) بگویید « امیرالمومنین »
ارسال شده: جمعه ۱۹ تیر ۱۳۸۸, ۲:۳۰ ق.ظ
اميرالمومنين ،از واژه هايي است که نزد دانشمندان اهل سنت ،بدون آنکه به پيشينه تاريخي آن اعتنا شود.........................
پيامبر فرمود:
«در شب معراج به هر دري از درهاي بهشت نظر ميکردم، روي آن نوشته شده بود:
علي بن ابيطالب از هفتاد هزار سال پيش از خلقت آدم اميرالمؤمنين بوده است. » (بحارالانوار، ج 37، ص 339، حديث 81)
به نام خداوند امیر آفرین 

در اواخر سال دهم هجرت،یعنی بهار 632میلادی،پیامبر می توانست ماموریت خودرا درعربستان اجرا شده و تمام بداندلذا،با زنان خویش و جمع کثیری از مسلمانان به زیارت مکه رفت و این سفر رانویسندگان شرح حال رسمی پیامبر،حجة الوداع نامیده اند و جزئیات اعمالپیامبر را دراین چند روزه ،ثبت و ضبط کرده اندو مسلمانان تاامروز،آناعمال را سرمشق صحیح کامل حج می دانند.
گویا روز دوم یا سوم،پیامبر نطقیکرد و طبق وحی،سال راکه به دوازده ماه قمری تقسیم می شد و به مسلمانانتوصیه و تاکید کرد که احکام و اصول اسلام را رعایت کنند.
بنده حقیر به نوبه خود سعی خواهم نمود در یادداشت هایم کوچکترین مطلب غیر مستندی به خوانندگان ارائه ندهم
در نتیجه تب،که آن زمان در مدینه شیوع زیاد داشت،بیمار شد
به مسلمانانی که از تعیین اسامة جوان بهفرماندهی سپاه ناراضی بودند دستور اطاعت و فرمان برداری داد و خود دیگرنتوانست به نماز جماعت حاضر شود و پیش نمازی را به پدر زن و دوست قدیمیخود ابوبکر واگذاشت.
و خود دیگرنتوانست به نماز جماعت حاضر شود و پیش نمازی را به پدر زن و دوست قدیمیخود ابوبکر واگذاشت.

روز یکشنبه هفتم ژوئن،خواست وصیت کند ولی عمر از ترس آنکه مطالبی گفته و اسباب اختلال امور فراهم شود مصلحت ندید و مانع این امر شد.
هنگامی که پیامبر درگذشت اختلاف فرق و دستهها به قدری شدید شد که انحطاط قطعی مدینه را تهدید می نمود و لزوم یکرهبری مذهبی و حکومتی کاملن محسوس بود
ولی دستوری در باب جانشین پیامبر وطرز انتخاب وی وجود نداشت
و قرآن که از طرف پیامبر به عنوان دستور اجتماعیتعیین شده بود در این خصوص چیزی نمی گفت و معلوم نمی کرد که پس از پیامبرچه کسی باید رشته امور را در دست بگیرد

و فقط یک عمل و اقدام تهورآمیز می توانست دولت اسلام راازتجزیه و نیستی نجات دهد
به علاوه هنگام زندگانی پیامبر نیز،جمعی ازمهاجرین و یاران باوفایش باوی مشورت و درامور اظهار نظر می کردند.
در اینقسمت از همه مهمتر دسته ای بود که از دو نفر از پدر زن هایش یعنی ابوبکرو عمر و ابوعبیدة جراح تشکیل می شد
و در این جمع شخص شاخص عمر بود که طبقاخبار بلند قد و همواره تازیانه ای دردست داشت .
وی به جای آن که شخصن زمام امور را دردستگیرد کار را بر عهده ابوبکر،قدیمی ترین دوست پیامبر واگذاشت و خود پس ازمرگ ابوبکر یعنی دوسال بعد از رحلت رسول،رسمن بر مسند خلافت نشست
ابوبکر و عمر خود را جانشین پیامبر دانستندو عقیده داشتند که طبق قوانین و موازین شرع مطلقن امیرالمومنین اند،
(در مورد بحارالانوار و مولف آن علامه محمد باقر مجلسی،در پست بعدی توضیحات کاملی ارائه خواهم نمود.)

اختلاف شیعه و سنی بر سر حادثه غدیر یا عالم تر بودن حضرت علی نیست. بلکه همان مسئله پیش از انقلاب و پس از انقلاب ایران است.
در زمان تمام خلفا، حضرت علی به عنوان یک مرجع دینی قرار داشت حتی والاتر از خلیفه وقت! ایشان مانع حضور سیاسی حضرت در جامعه بودند نه حضور دینی.
اهل تسنن، معتقد هستند حضرت محمد علی را به عنوان رهبر دینی معرفی کرد نه رهبر جامعه و . . .
بحث اصلی و ریشه ای هم در لغت " ولی " نهفته است که البته باید اعتراف کرد به درستی اهل تسنن میگویند این لغت به معنای دوست (البته منظور فرد قابل اعتماد است) میباشد
و ما همواره علی را دوست خود (همان روحانیت حوزه نه سیاست) خواهیم دانست
حرف درسته درصورتیکه همه افراد جستجوگری باشند اما متاسفانه اکثر مردم اینگونه نیستند !! وقتی شبهه ای مطرح میشود ما وظیفه داریم حق را در ان مساله بیان کنیم و دیگر با خود افراد است که قبول کنند یا خیر. تا وقتی جامعه در اینگونه مسائل نیاز به روشنگری داشته باشد وظیفه خود میدانم درحد توانم از این مکتب حقه دفاع کنم. ذهن جستجوگر دارید اما نمیدانم چرا مسائل را مورد پژوهش قرار نمیدهید و نظر خود را بیان میکنید. ابتدا نمیخواستم جوابی بدهم چون در پست بالا همه چیز مثل روز اشکار است اما ترجیح دادم مطالبی دیگر را نیز عرض کنم تا مبادا کوتاهی در این قضیه انجام نداده باشم. باشید
نیازی نیست همه جهان بدانند شیعه کامل ترین است یا اهل سنت در مورد آن موضوع شرح داده شده (ولی و جایگاه آن در حکومت) اشتباه میکند، آنان که جستجوگر باشند خواهند یافت. ما نیز باید مساعدت کنیم، اما اینکه گرد و غبار کنیم راه و رسم جاهلی هست که بیشتر ریشه در نداشتن بینش درست نسبت به دین و مذهب دارد.

که آن ملعون در حال جمع مصحف(قرآن کریم) بود و حضرت علی قرآن خویش را به مسجد برد تا حواشی و شان نزول ها را به وی بدهد،چرا او قبول نکرد؟ این کار رهبر سیاسی است که قرآن را جمع کند یا رهبر دینی؟! ،در بعضی از مواقعی که خلفای ملعون در نکته ای می مانند و دیگر قدرت بافندگی شان جواب نمی داد از امیر المومنین مدد می جستند ولی این به این معنا نیست که حضور دینی امام کاملا پررنگ باشد ...Negar.int نوشته شده: ایشان مانع حضور سیاسی حضرت در جامعه بودند نه حضور دینی.
بحث ها و اخلافات بین شیعه و سنی مکتبی است،چطور می فرمائید اینگونه خطاست؟ بسیاری از مباحث بزرگ تاریخی مانند غدیر هر دو فرقه نظر یکسان دارند ولی از لحاظ مکتبی اختلاف نظر وجود دارد. باشید./ مهدیNegar.int نوشته شده:به نظر من امروزه بحث ها پیرامون شیعه و سنی اگر از حالت تاریخی خارج شده و حالت مکتبی به خود گیرد، خطاست
مگر اینکه جزء برادران اهل تسنن و از گروه متعصبشون باشید که حقیقت را نادیده می گیرند و با عناد به شیعه نگاه میکنند
وگرنه هیچ سنی ای نمیتواند معارف و ادله موجود در مکتب شیعه را مطالعه کند و به شیعه نگرود.
این افراد یک جنبه مثبتی که داشتند این بود که اهل تحقیق بودند نه مثل بعضی ها هر دلیلی را مخالف خود و اباء خود دیدند بگویند اینها همه دروغ است !!
بنده نیز با تحقیق مسلمان و شیعه شدم که در بالا شرح دادم. نه به موجب تولد در یک خانواده شیعه. این را از روی چه مدرکی میفرمایید ؟ چرا همه چیز را از روی ذهن خود ربط سازی میکنید ؟
پس جایگاه امام در جامعه چی میشه ؟
کسی همچین حرفی را زده ؟ اگه حضرت بالاتر بودند که پس باید جای خود خلیفه قرار میگرفتند !
اگر حرف شما درست باشد چرا نگفتند پس از من علی رهبر دینی باشد و عمر یا ابوبکر رهبر سیاسی !!!
هیچ جای تاریخ نداره همچین حرفی را.
تسامح و صلح طلبی به معنای آن نيست كه انسان درست و غلط را از هم تشخيص ندهد بلكه به معنای حفظ حقوق، عدالت و رعايت انصاف است.
تعصبات قبيلهای، مذهبی و دينی از جمله عوامل مهم در ايجاد اختلافات بين مذاهب شيعه و سنی است
متاسفم ، اگر شما کمی دامنه مطالعاتی خودتون را بالا ببرید دیگر غیر مستدل و از روی نظر شخصی خودتون حرف نمیزنید.
این به این معنا نیست که حضور دینی امام کاملا پررنگ باشد ...
تمام بحث ها و اخلافات بین شیعه و سنی مکتبی است،چطور می فرمائید اینگونه خطاست؟
در بسیاری از مباحث بزرگ تاریخی مانند غدیر هر دو فرقه نظر یکسان دارند ولی از لحاظ مکتبی اختلاف نظر وجود دارد.
Negar.int نوشته شده:
بحث اصلی و ریشه ای هم در لغت " ولی " نهفته است که البته باید اعتراف کرد به درستی اهل تسنن میگویند این لغت به معنای دوست (البته منظور فرد قابل اعتماد است) میباشد و ما همواره علی را دوست خود (همان روحانیت حوزه نه سیاست) خواهیم دانست بحث حکومت جداست.
