دليل كم شدن عشق پس از ازدواج !؟
ارسال شده: یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۸۸, ۹:۰۵ ب.ظ
حتماًهمهٔ شما زوجهائی را دیدهاید که حتی یک هفته پس از ازدواج شور و شوقسابق را ندارند. آنها که تصور میکردند زندگی رویائیشان پس از ازدواجتازه آغاز میشود، با تعجب شاهد پژمردن نهال عشقشان هستند. بیشتر اینزوجها آرزو میکنند که به دوران نامزدی برگردند. زمانیکه در آرزوی رسیدنبه یکدیگر بودند! زمانیکه صدای زنگ تلفن، ضربان قلبشان را بالا میبرد!همهٔ ما گاهی به نامزدهائی برخورد میکنیم که در پارکها و گردشگاههایعمومی در کنار هم قدم میزنند. اگر خودمان متأهل باشیم. شاید در دل بگوئیم”ای بابا! حال که کلهتان داغ است!! دو روز دیگر که ازدواج کردید، مشکلاتزندگی، عاشقی را از یادتان میبرد!!“
اما آنچه عشق را کمرنگ میکندمشکلات زندگی نیست بلکه این حقیقت است که انسان وقتی چیزی را با اطمینانکامل در تصاحب داشت دیگر نیازی به مصرف آن احساس نمیکند. یعنی وقتی شمااز داشتن همسر خود مطمئن باشید دیگر برای عشق ورزیدن به او عجله نمیکنید.شما با خود فکر میکنید: روزهای دیگری هم هست. بنابراین از آب دادن بهنهال عشق خود غافل میشوید!
آیا فراموش کردهاید که یک گل برای شکوفاشدن به آب و غذا نیاز دارد؟ چگونه توقع دارید که نهال عشق شما بدون آب وآفتاب دوام بیاورد؟!
بعد از ازدواج بیشتر زوجها مشغول امور زندگیروزمرهٔ خود میشوند. به سر کار میروند. یا در خانه میمانند و آشپزیمیکنند. گاهی هم به خرید یا میهمانی میروند به همین ترتیب روزها میگذردو از خواستههای یکدیگر بیاطلاع میمانند، نیازهای روحی همدیگر را فراموشمیکنند تا اینکه این غفلت فاصلهٔ زیادی بینشان میاندازد. گاهی سالهابه همین صورت میگذرد و آنها خود را با بچهها یا با شغلشان مشغولمیدارند و گاهی کاملاً از یکدیگر کنارهگیری کرده و به دنبال عشق جدیدیمیروند. آنچه آنها به آن نیاز دارند فرد جدیدی نیست بلکه عشق سابقشاناست. همان نهال عشقی که به دلیل بیتوجهی آنها، از گرسنگی و تشنگی در حالپژمردن است. نهالی که اگر آن را همینطور رها کنند به زودی ریشهاش همخشکیده خواهد شد و دیگر هرگز به زندگی باز نخواهد گشت. چه فایده که شخصجدیدی را پیدا کنیم؟ آن نهال جدید نیز به زودی به همین سرنوشت دچار خواهدشد مگر اینکه ما خودمان را تغییر بدهیم! بهتر است همین امروز به خودگوشزد کنید که شاید این آخرین روز داشتن همدیگر باشد... ممکن است کسی یاحتی مرگ و بیماری شما را از یکدیگر دور کند. ممکن است همین امروز کسیمحبوبتان را برباید آری، شاید کسی همین الان در کمین باشد! حالا به ضربانقلب خود گوش فرا دهید! درست است! دوباره مثل همان روزهای آشنائی است!آنوقت فکر اینکه فردا دیگر او را نخواهید داشت بر خود میلرزید!بنابراین در فرصت باقیمانده تا جای امکان عشق و محبت خود را به همسرتانارائه خواهید داد و اینچنین است که نهال عشق شما شکوفا خواهد شد. عشقهمچون گلی است که نیاز به توجه دارد. اگر آب و آفتاب را از آن دریغ کنیدپژمرده خواهد شد. اما آنچه بیشتر ما انجام میدهیم فقط کاشتن نهال عشقاست.
بعد از آن، بیاعتنا به نیازش آن را رها کرده و به دنبال کار خودمیرویم! غافل از اینکه روزی فرا خواهد رسید که در کمال حیرتِ خود واطرافیان، شاهد خشکیدن ریشههایش خواهیم بود. دیگران خواهند گفت: عجب!عاقبتِ این عشق افسانهای هم جدائی بود!! آیا این عشق هم دروغین بود؟!
اما اشکال از عشق ما نبود! فقط ما آبپاشها را فراموش کرده بودیم! ما پردهها را کشیده بودیم و نور به گلدانمان نمیتابید.
پس بیائید تا دیر نشده خورشید را به خانه دعوت کنیم...
از فصلنامه جهان گل
منبع : [External Link Removed for Guests]
اما آنچه عشق را کمرنگ میکندمشکلات زندگی نیست بلکه این حقیقت است که انسان وقتی چیزی را با اطمینانکامل در تصاحب داشت دیگر نیازی به مصرف آن احساس نمیکند. یعنی وقتی شمااز داشتن همسر خود مطمئن باشید دیگر برای عشق ورزیدن به او عجله نمیکنید.شما با خود فکر میکنید: روزهای دیگری هم هست. بنابراین از آب دادن بهنهال عشق خود غافل میشوید!
آیا فراموش کردهاید که یک گل برای شکوفاشدن به آب و غذا نیاز دارد؟ چگونه توقع دارید که نهال عشق شما بدون آب وآفتاب دوام بیاورد؟!
بعد از ازدواج بیشتر زوجها مشغول امور زندگیروزمرهٔ خود میشوند. به سر کار میروند. یا در خانه میمانند و آشپزیمیکنند. گاهی هم به خرید یا میهمانی میروند به همین ترتیب روزها میگذردو از خواستههای یکدیگر بیاطلاع میمانند، نیازهای روحی همدیگر را فراموشمیکنند تا اینکه این غفلت فاصلهٔ زیادی بینشان میاندازد. گاهی سالهابه همین صورت میگذرد و آنها خود را با بچهها یا با شغلشان مشغولمیدارند و گاهی کاملاً از یکدیگر کنارهگیری کرده و به دنبال عشق جدیدیمیروند. آنچه آنها به آن نیاز دارند فرد جدیدی نیست بلکه عشق سابقشاناست. همان نهال عشقی که به دلیل بیتوجهی آنها، از گرسنگی و تشنگی در حالپژمردن است. نهالی که اگر آن را همینطور رها کنند به زودی ریشهاش همخشکیده خواهد شد و دیگر هرگز به زندگی باز نخواهد گشت. چه فایده که شخصجدیدی را پیدا کنیم؟ آن نهال جدید نیز به زودی به همین سرنوشت دچار خواهدشد مگر اینکه ما خودمان را تغییر بدهیم! بهتر است همین امروز به خودگوشزد کنید که شاید این آخرین روز داشتن همدیگر باشد... ممکن است کسی یاحتی مرگ و بیماری شما را از یکدیگر دور کند. ممکن است همین امروز کسیمحبوبتان را برباید آری، شاید کسی همین الان در کمین باشد! حالا به ضربانقلب خود گوش فرا دهید! درست است! دوباره مثل همان روزهای آشنائی است!آنوقت فکر اینکه فردا دیگر او را نخواهید داشت بر خود میلرزید!بنابراین در فرصت باقیمانده تا جای امکان عشق و محبت خود را به همسرتانارائه خواهید داد و اینچنین است که نهال عشق شما شکوفا خواهد شد. عشقهمچون گلی است که نیاز به توجه دارد. اگر آب و آفتاب را از آن دریغ کنیدپژمرده خواهد شد. اما آنچه بیشتر ما انجام میدهیم فقط کاشتن نهال عشقاست.
بعد از آن، بیاعتنا به نیازش آن را رها کرده و به دنبال کار خودمیرویم! غافل از اینکه روزی فرا خواهد رسید که در کمال حیرتِ خود واطرافیان، شاهد خشکیدن ریشههایش خواهیم بود. دیگران خواهند گفت: عجب!عاقبتِ این عشق افسانهای هم جدائی بود!! آیا این عشق هم دروغین بود؟!
اما اشکال از عشق ما نبود! فقط ما آبپاشها را فراموش کرده بودیم! ما پردهها را کشیده بودیم و نور به گلدانمان نمیتابید.
پس بیائید تا دیر نشده خورشید را به خانه دعوت کنیم...
از فصلنامه جهان گل
منبع : [External Link Removed for Guests]