نبرد نفتکش ها
ارسال شده: شنبه ۳ مرداد ۱۳۸۸, ۹:۳۹ ب.ظ
نفتكش ها چشم انداز جديدى را بهوجود آورد كه بيانگر تشديد درگيرى و مقدمه جنگ دريايى بود. بعد از آغازجنگ در سال ۱۳۵۹ جنگ نفتكش ها با ساختار كلى جنگ در خليج فارس چنان درآميخته بود كه تفكيك جنگ دريايى از روند كلى جنگ غير ممكن بود. نخستين بار عراق به ترمينال نفتىايران در جزيره خارك در ۲۴ سپتامبر ۱۹۸۰ ميلادى (۲ مهر ۱۳۵۹) حمله كرد وبيست روز بعد تعدادى از مخازن سوخت را در تهران مورد حمله قرار داد و قبلاز آن نيز ۱۵۰ مخزن ذخيره نفت را در آبادان به آتش كشيد. حمله به ميداننفتى نوروز كه يكى از ۳ ميدان نفتى مهرگان و نزديكترين حوزه نفتى فلاتقاره ايران به جبهه جنگ بود؛ نيز مورد اصابت موشك هاى دشمن واقع شد كه براثر تخريب لوله اصلى و نابودى كامل سكو باعث نشت روزانه ۲ تا ۲ هزار وپانصد بشكه نفت به آبهاى خليج فارس شد. تهاجمات عراق به سكوهاى نفتى،توليد پالايشگاه هاى آبادان، تهران، شيراز و كرمانشاه را به كمتراز نصفتقليل داد. در عين حال، آنچه «جنگ نفتكش ها» ناميده شد تأثير ويژه اى برآغاز جنگ در خليج فارس داشت.
تمايل عراق به گسترش جنگ با حمله به اهداف استراتژيك ايران در جزيره خاركو كشتى هاى در حال بارگيرى يا تردد به اين جزيره، نمايان شد.
جنگ نفتكش ها با عمليات رمضان و حمله عراق به جزيره خارك شروع و در تعييننتيجه نهايى جنگ ايران و عراق به عاملى تحريك كننده تبديل شد. بدين صورتكه پس از ناكامى نخست عراق در حمله به خارك در سال هاى ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ دورجديدى از حملات عراق از سال ۱۳۶۳ آغاز شد و آنچه مورد نظر عراق بود درواقع در سال ۱۳۶۵ تحقق يافت و پيامدهاى آن با اسكورت نفتكش ها در سال ۱۳۶۶آشكار گرديد و جنگ براثر گسترش و تشديد آن با مداخله قدرت هاى بزرگ در سال۱۳۶۷ به پايان رسيد. تا پايان سال ۶۲ همه تلاش هاى عراق بر اين موضوعمتمركز بود كه كارايى جزيره خارك را براى صدور نفت ايران مختل كند، ولىتعد د نقاط بارگيرى كه براى ۶/۵ ميليون بشكه در روز طراحى شده بود - وتأسيسات محافظت شده، به ايران اجازه مى داد از هدر رفتن نفت جلوگيرى كند وبلافاصله از يك نقطه بارگيرى به نقطه ديگر روى آورد. نقاط بارگيرى مورداصابت قرار گرفته نيز نسبتاً به راحتى تعمير مى شدند و اين امر تلاش عراقرا براى وارد آوردن آسيب بعدى براى اخلال يا توقف كامل صادرات نفت ايرانبا شكست همراه كرد. اما از سال ۱۳۶۳ به بعد تحولى در وضعيت منطقه ايجادشد؛ زيرا عراقى ها براى قطع صادرات نفت ايران حوزه عملياتى را تا منطقهشمال قطر گسترش دادند و به صورت آشكار از دولت فرانسه هواپيماى «سوپراتاندارد» و موشك هاى « اگزوست» دريافت كردند تا توان دريايى خود راافزايش دهند. پيش از اين، عراقى ها با موشك هاى ساحل به دريا يا باهواپيما و هلى كوپتر هاى معمولى به اهداف دريايى حمله مى كردند، اگر چهاين حملات دقيق نبود، اما عراقى ها با گرفتن موشك هاى ضد كشتى اگزوست، كهقيمت هر يك از آنها بيش از يك ميليون دلار بود، فعاليت گسترده اى را آغازكردند و در مجموع تا پايان جنگ از يكهزار و ۲۰۰ فروند موشك اگزوست استفادهكردند.
عراق براى تحقق اهداف خود در حمله به تأسيسات نفتى و نفتكش هاى ايران، بهسلاح هاى جديد و گسترش عمليات هوايى نياز داشت. به اين منظور، طارق عزيزدر پايان سال ۱۳۶۲ تقاضاى خريد پنج فروند هواپيماى «سوپر اتاندارد»، مجهزبه موشك هاى «اگزوست» را تسليم پاريس كرد. فرانسه اجازه داد خلبانان عراقىبه طور محرمانه در يك پايگاه هوايى فرانسه در حوالى شهر «برست» آموزشببينند. هواپيماى سوپر اتاندارد كه على رغم اعتراض هاى ايران به عراقتحويل داده شد، نيروى هوايى عراق را متحول كرد. به نوشته يكى از نشريه هاىآمريكايى، به نقل از منبع خود در وزارت دفاع فرانسه، حتى خلبانان فرانسوىنيروهاى عراقى را در جنگ نفتكش ها يارى دادند.
مرحله جديد حملات عراق در سال هاى ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ متعاقب روابط جديد عراق باآمريكا آغاز شد و در نتيجه عراق سطح استراتژى حمله به اهداف مهم خود راارتقا داد. در اين مرحله، تجهيزات ارسالى به عراق از نظر حجم و كيفيتتغييرات اساسى كرد. فرانسه به درخواست هاى جديد عراق براى دريافت ۲۴ فروندميراژ پاسخ مثبت داد. تحويل هواپيماهاى ميراژ اف-۱ توانايى نيروى هوايىعراق را براى هدف قرار دادن خطوط حمل و نقل دريايى و بويژه خطوط نفتىايران افزايش داد و همين امر باعث شد تا براى نخستين بار اين هواپيماها بهپالايشگاه اصفهان حمله و آن را بمباران كردند.
عراقى ها همچنين پالايشگاه نفت تبريز را در مرداد ۱۳۶۵ بمباران كردند.حملات عراق به جزيره لارك و سيرى در تابستان سال ۱۳۶۵ بيان كننده تحولاساسى در حملات هوايى عراق و استفاده از روش سوختگيرى در آسمان براى حملهبه اهداف در عمق خاك ايران بود.
در جنگ نفتكش ها در حالى كه در ۳ سال اول جنگ فقط به ۴۸ كشتى بازرگانىحمله شده بود، در سال ۱۳۶۳ به ۷۱ كشتى بازرگانى حمله شد و در سال هاى ۶۴ و۶۵ در مجموع بيش از ۱۲۰ هدف مورد حمله قرار گرفت.همچنين تلفات انسانى ناشىاز اين حملات در سال هاى ۶۳ تا ۶۵ به ۱۷۸ نفر رسيد.
عراق با حمله به نفتكش ها و تأسيسات نفتى، موجب كاهش صادرات ايران شد.
ايران در سال ۱۳۶۳ به ميزان ۱/۳۶ ميليون بشكه، سال ۶۴ به ميزان ۱/۸ميليون بشكه و در سال ۶۵ به ميزان ۱/۵ ميليون بشكه نفت در روز صادر كرد.در آمد نفتى ايران ۱۰/۹ ميليارد دلار در سال ۱۳۶۳ و ۱۲/۵۹ ميليارد دلاردر سال ۶۴ و ۶/۸۱ ميليارد دلار در سال ۶۵ بود.
در سال ۱۳۶۵ علاوه بر كاهش صدور نفت ايران، به دليل كاهش قيمت نفت عملاًدرآمد نفتى ايران، به كمترين ميزان در سال هاى جنگ رسيد. در نتيجه، ايرانعلاوه بر تحمل هزينه هاى بسيار، مجبور شد در قيمت نفت تخفيف هاى زيادىبدهد تا با امكان ادامه فروش ، همچنان از درآمدهاى نفتى برخوردار شود.
مقابله به مثل در جنگ نفتكش ها
سياست ايران درباره مردم عراق و تفكيك مردم از حكومت بعث و همچنين نقشتاريخى ثبات بخشى ايران در خليج فارس و نياز به امنيت در منطقه براى صدورنفت، موجب شد تا ابتدا در برابر حملات عراق به نفتكش ها و شهرها هيچواكنشى نشان ندهد، ولى ضرورت جلوگيرى از افزايش فشار عراق به ايران وبازداشتن آن كشور موجب شد تا سياست مقابله به مثل را اتخاذ كند.
سياست مقابله به مثل در خليج فارس از سال ۱۳۶۳ آغاز شد. چنانكه در سال هاى۶۱ و ۶۲ باوجود حملات عراق به خارك و نفتكش ها (دركل ۳۸ مورد) ايران هيچواكنشى از خود نشان نداد، تا اين كه از نيمه دوم سال ۱۳۶۲ با انتشار گزارشتحويل هواپيماى «سوپر اتاندارد» به عراق، نگرانى ايران افزايش يافت. در آنزمان نخست وزير وقت مهندس موسوى گفته بود: «اگر خليج فارس براى ايران ناامن شود، براى همه كشورها نا امن خواهد شد.» از اين رو ايران با هدفبازدارندگى، موضوع مسدود كردن تنگه هرمز را مطرح كرد.» امام راحل نيز خطاببه كشورهاى منطقه و كشورهايى كه از نفت استفاده مى كنند هشدار داد دولتايران با قدرت تنگه هرمز را مسدود مى كند، اما نظر به اين كه ماهيت سياستهاى آشوب طلبانه حزب بعث- به دليل نگرانى از شكست در جنگ- منشأ بحرانآفرينى در خليج فارس ارزيابى مى شد لذا از قرار گرفتن در مسير سياست هاىعراق اجتناب شد و به همين دليل ايران در تحليلى كه از اهداف و ماهيت سياستهاى عراق داشت به جاى مسدود كردن تنگه هرمز سياست جديدى را اتخاذ كرد و درارديبهشت ۶۳ نخستين مقابله به مثل ايران، حمله به نفتكش دشمنى بود. در اينمرحله از اقدام هاى دريايى و هوايى ارتش استفاده مى شد و طبق آمارهاىموجود در مجموع در سال۶۳ عراق به ۵۳ نفتكش ايرانى حمله كرد در حالى كهواكنش ايران حمله به ۱۸ نفتكش عراقى بود.
در تابستان سال۱۳۶۴ عراق موج جديدى از حملات گسترده را به خارك از سرگرفت؛ چنانكه شصت بار حمله هوايى در اين دوره شش ماهه به ثبت رسيد. با اينحملات، نگرانى هاى ايران تشديد شد؛ زيرا علاوه بر خساراتى كه متحمل شدهبود سياست مقابله به مثل تأثير چندانى نداشت. در اين مرحله عراق ۳۳ نفتكشو ايران ۱۴ نفتكش را مورد هدف قرار دادند. در نتيجه ايران بازرسى از كشتىها را در تنگه هرمز آغاز كرد.
ايران براى بار ديگر سياست هاى خود را براى دشمنان اعلام كرد: «روزى كه مانتوانيم از خليج فارس نفت صادر كنيم، خليج فارس براى هيچ كس نبايد آمادهصدور نفت باشد. اگر يك كشتى از ما زده شود، كشتى هاى ديگرى هم زده مى شود،حالا از هر كس مى خواهد باشد.»
در شهريور۱۳۶۴ فرمان امام (ره) براى تشكيل سه نيرو در سپاه نقطه عطفى درگسترش فعاليت هاى سپاه در منطقه خليج فارس بود تا با امكانات كم و با روشهاى جديد و كم هزينه سياست هاى مقابله به مثل را دنبال كند.
در سال۱۳۶۵ سپاه مقابله به مثل را آغاز كرد. در حالى كه عراق به ۶۶ نفتكشحمله كرد. ايران ۴۱ نفتكش را مورد حمله قرار داد. در واقع تعداد حملات درسال۶۴ فقط ۴۷ مورد بود ولى در سال بعد به يكصد و هفت مورد افزايش يافت.علاوه بر اين، سپاه در سال،۶۵با عمليات كربلاى،۳ اسكله العميه را تصرف وعراق را براى مدتى از اين پايگاه دريايى محروم كرد.
در همان سال به موازات حمله به نفتكش ها در مقايسه با سال قبل، قيمت نفتنيز به طور بى سابقه اى كاهش يافت، چنان كه از ۲۶دلار به ۶دلار رسيد.درآمد ارزى ايران در اين سال فقط شش ميليارد دلار بود كه بخش اعظم آن براىادامه جنگ استفاده مى شد.
حضور آمريكا در خليج فارس
موقعيت نظامى ايران پس از تصرف منطقه فاو، كويت را نگران كرد كه ايراننسبت به حمايت هاى آن كشور از عراق واكنش نشان دهد و در وضعيتى كه ايرانپيروزى جديدى در منطقه شرق بصره به دست آورد و عراق مرحله سوم جنگ نفتكشها را شروع كرده بود دولت كويت در تاريخ سيزده ژانويه۱۹۸۷م (۲۳ دى۱۳۶۵) ازسفارت آمريكا خواست تا نفتكش هاى كويت با نصب پرچم آمريكا از حمايت دريايىاين كشور برخوردار شوند. كويت به شوروى نيز درخواست مشابهى داد. ابتداايالات متحده واكنش خاصى نسبت به اين خواست نشان نداد، اما وقتى واشنگتندانست شوروى حاضر شده است پرچم خود را روى يازده كشتى كويتى نصب كند،بلافاصله پذيرفت آن يازده كشتى را زير پرچم خود محافظت كند. از اين رو درتاريخ ۲۱جولاى ۱۹۸۷ (۳۰ تير۱۳۶۶) نخستين پرچم آمريكا بر نفتكش هاى كويتىبرافراشته شد و نخستين كاروان (تحت اسكورت) براساس برنامه ريزى زمان بندىشده در ۲۲جولاى (۳۱تير ۶۶) وارد خليج فارس شد. برخورد نفتكش «بريجتون» بامين، پيش درآمد برخوردهاى ميان نيروهاى ايران و آمريكا بود، چنانكه درهشتم اكتبر (شانزده مهر۶۶) بالگردهاى آمريكايى به قايق هاى ايرانىتيراندازى كردند و متقابلاً ايران نيز اعلام كرد در تاريخ ۲۲نوامبر (اولآذر) به چهار فروند بالگرد آمريكا تيراندازى كرده است. آمريكا همچنينسكوهاى نفتى ايران را مورد تهاجم قرار داد.برخى از تحليلگران معتقدندحادثه كشتى «بريجتون» از لحاظ سياسى به ضرر آمريكا تمام شد و اگر ايراناقدام تلافى جويانه انجام مى داد اين ضرر بيشتر مى شد. در هر صورت درگيرىايران و آمريكا با حملات متقابل ادامه يافت. در اين مرحله، گرچه آمريكاهدفش اسكورت نفتكش ها و تأمين امنيت آمد و شد كشتى ها در خليج فارس بود،ولى آمارها نشان مى دهد دامنه درگيرى ها با گذشت زمان رو به افزايشگذاشت.در حالى كه در سال ۱۹۸۶م (۱۳۶۵) در مجموع به يكصد و يازده هدفدريايى حمله شد، ولى در سال۱۹۸۷م (۱۳۶۶) اين آمار به ۱۷۹ هدف افزايش يافت،كه از اين تعداد ۸۸هدف را عراق و ۹۱ هدف را ايران مورد حمله قرار داد درحالى كه اين آمار در سال قبل، ۶۶هدف از سوى عراق و ۴۵ هدف از سوى ايرانبود. علاوه بر اين، انفجار دفتر هواپيمايى «پان امريكن» در كويت و اصابتموشك به بندر الاحمدى كويت نشان داد، حضور آمريكا به دليل اهداف و ماهيتآن، ناامنى بيشترى را به دنبال دارد. بسيارى از ناظران و تحليلگران،رويارويى ايران و آمريكا را نشان دهنده فشار آمريكا و متحدانش براىواداشتن ايران به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ و ترك عمليات نظامى و ورود به مرحلهسياسى و ديپلماسى عنوان كردند.
سرانجام با تصويب قطعنامه۵۹۸ در تاريخ ۳۰تير ۱۳۶۶ در شوراى امنيت سازمانملل، روند درگيرى در منطقه خليج فارس در زمستان ۱۳۶۶ روبه كاهش گذاشت. يكىاز عوامل مهم در پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى ايران، تغيير استراتژى حمايتمستقيم از صدام، تحت پوشش حفظ صلح و امنيت بين المللى در خليج فارس وجلوگيرى از تبليغات جهانى برضد ايران وجنگ طلب دانستن اين كشور بود.
منابع:
منصورى لاريجانى، اسماعيل، تاريخ دفاع مقدس
دروديان، محمد، نقد و بررسى روند پايان جنگ
اسكندرى، محمد، جنگ تحميلى از ديدگاه حقوق بين الملل
منبع سایت ساجد
تمايل عراق به گسترش جنگ با حمله به اهداف استراتژيك ايران در جزيره خاركو كشتى هاى در حال بارگيرى يا تردد به اين جزيره، نمايان شد.
جنگ نفتكش ها با عمليات رمضان و حمله عراق به جزيره خارك شروع و در تعييننتيجه نهايى جنگ ايران و عراق به عاملى تحريك كننده تبديل شد. بدين صورتكه پس از ناكامى نخست عراق در حمله به خارك در سال هاى ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ دورجديدى از حملات عراق از سال ۱۳۶۳ آغاز شد و آنچه مورد نظر عراق بود درواقع در سال ۱۳۶۵ تحقق يافت و پيامدهاى آن با اسكورت نفتكش ها در سال ۱۳۶۶آشكار گرديد و جنگ براثر گسترش و تشديد آن با مداخله قدرت هاى بزرگ در سال۱۳۶۷ به پايان رسيد. تا پايان سال ۶۲ همه تلاش هاى عراق بر اين موضوعمتمركز بود كه كارايى جزيره خارك را براى صدور نفت ايران مختل كند، ولىتعد د نقاط بارگيرى كه براى ۶/۵ ميليون بشكه در روز طراحى شده بود - وتأسيسات محافظت شده، به ايران اجازه مى داد از هدر رفتن نفت جلوگيرى كند وبلافاصله از يك نقطه بارگيرى به نقطه ديگر روى آورد. نقاط بارگيرى مورداصابت قرار گرفته نيز نسبتاً به راحتى تعمير مى شدند و اين امر تلاش عراقرا براى وارد آوردن آسيب بعدى براى اخلال يا توقف كامل صادرات نفت ايرانبا شكست همراه كرد. اما از سال ۱۳۶۳ به بعد تحولى در وضعيت منطقه ايجادشد؛ زيرا عراقى ها براى قطع صادرات نفت ايران حوزه عملياتى را تا منطقهشمال قطر گسترش دادند و به صورت آشكار از دولت فرانسه هواپيماى «سوپراتاندارد» و موشك هاى « اگزوست» دريافت كردند تا توان دريايى خود راافزايش دهند. پيش از اين، عراقى ها با موشك هاى ساحل به دريا يا باهواپيما و هلى كوپتر هاى معمولى به اهداف دريايى حمله مى كردند، اگر چهاين حملات دقيق نبود، اما عراقى ها با گرفتن موشك هاى ضد كشتى اگزوست، كهقيمت هر يك از آنها بيش از يك ميليون دلار بود، فعاليت گسترده اى را آغازكردند و در مجموع تا پايان جنگ از يكهزار و ۲۰۰ فروند موشك اگزوست استفادهكردند.
عراق براى تحقق اهداف خود در حمله به تأسيسات نفتى و نفتكش هاى ايران، بهسلاح هاى جديد و گسترش عمليات هوايى نياز داشت. به اين منظور، طارق عزيزدر پايان سال ۱۳۶۲ تقاضاى خريد پنج فروند هواپيماى «سوپر اتاندارد»، مجهزبه موشك هاى «اگزوست» را تسليم پاريس كرد. فرانسه اجازه داد خلبانان عراقىبه طور محرمانه در يك پايگاه هوايى فرانسه در حوالى شهر «برست» آموزشببينند. هواپيماى سوپر اتاندارد كه على رغم اعتراض هاى ايران به عراقتحويل داده شد، نيروى هوايى عراق را متحول كرد. به نوشته يكى از نشريه هاىآمريكايى، به نقل از منبع خود در وزارت دفاع فرانسه، حتى خلبانان فرانسوىنيروهاى عراقى را در جنگ نفتكش ها يارى دادند.
مرحله جديد حملات عراق در سال هاى ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ متعاقب روابط جديد عراق باآمريكا آغاز شد و در نتيجه عراق سطح استراتژى حمله به اهداف مهم خود راارتقا داد. در اين مرحله، تجهيزات ارسالى به عراق از نظر حجم و كيفيتتغييرات اساسى كرد. فرانسه به درخواست هاى جديد عراق براى دريافت ۲۴ فروندميراژ پاسخ مثبت داد. تحويل هواپيماهاى ميراژ اف-۱ توانايى نيروى هوايىعراق را براى هدف قرار دادن خطوط حمل و نقل دريايى و بويژه خطوط نفتىايران افزايش داد و همين امر باعث شد تا براى نخستين بار اين هواپيماها بهپالايشگاه اصفهان حمله و آن را بمباران كردند.
عراقى ها همچنين پالايشگاه نفت تبريز را در مرداد ۱۳۶۵ بمباران كردند.حملات عراق به جزيره لارك و سيرى در تابستان سال ۱۳۶۵ بيان كننده تحولاساسى در حملات هوايى عراق و استفاده از روش سوختگيرى در آسمان براى حملهبه اهداف در عمق خاك ايران بود.
در جنگ نفتكش ها در حالى كه در ۳ سال اول جنگ فقط به ۴۸ كشتى بازرگانىحمله شده بود، در سال ۱۳۶۳ به ۷۱ كشتى بازرگانى حمله شد و در سال هاى ۶۴ و۶۵ در مجموع بيش از ۱۲۰ هدف مورد حمله قرار گرفت.همچنين تلفات انسانى ناشىاز اين حملات در سال هاى ۶۳ تا ۶۵ به ۱۷۸ نفر رسيد.
عراق با حمله به نفتكش ها و تأسيسات نفتى، موجب كاهش صادرات ايران شد.
ايران در سال ۱۳۶۳ به ميزان ۱/۳۶ ميليون بشكه، سال ۶۴ به ميزان ۱/۸ميليون بشكه و در سال ۶۵ به ميزان ۱/۵ ميليون بشكه نفت در روز صادر كرد.در آمد نفتى ايران ۱۰/۹ ميليارد دلار در سال ۱۳۶۳ و ۱۲/۵۹ ميليارد دلاردر سال ۶۴ و ۶/۸۱ ميليارد دلار در سال ۶۵ بود.
در سال ۱۳۶۵ علاوه بر كاهش صدور نفت ايران، به دليل كاهش قيمت نفت عملاًدرآمد نفتى ايران، به كمترين ميزان در سال هاى جنگ رسيد. در نتيجه، ايرانعلاوه بر تحمل هزينه هاى بسيار، مجبور شد در قيمت نفت تخفيف هاى زيادىبدهد تا با امكان ادامه فروش ، همچنان از درآمدهاى نفتى برخوردار شود.
مقابله به مثل در جنگ نفتكش ها
سياست ايران درباره مردم عراق و تفكيك مردم از حكومت بعث و همچنين نقشتاريخى ثبات بخشى ايران در خليج فارس و نياز به امنيت در منطقه براى صدورنفت، موجب شد تا ابتدا در برابر حملات عراق به نفتكش ها و شهرها هيچواكنشى نشان ندهد، ولى ضرورت جلوگيرى از افزايش فشار عراق به ايران وبازداشتن آن كشور موجب شد تا سياست مقابله به مثل را اتخاذ كند.
سياست مقابله به مثل در خليج فارس از سال ۱۳۶۳ آغاز شد. چنانكه در سال هاى۶۱ و ۶۲ باوجود حملات عراق به خارك و نفتكش ها (دركل ۳۸ مورد) ايران هيچواكنشى از خود نشان نداد، تا اين كه از نيمه دوم سال ۱۳۶۲ با انتشار گزارشتحويل هواپيماى «سوپر اتاندارد» به عراق، نگرانى ايران افزايش يافت. در آنزمان نخست وزير وقت مهندس موسوى گفته بود: «اگر خليج فارس براى ايران ناامن شود، براى همه كشورها نا امن خواهد شد.» از اين رو ايران با هدفبازدارندگى، موضوع مسدود كردن تنگه هرمز را مطرح كرد.» امام راحل نيز خطاببه كشورهاى منطقه و كشورهايى كه از نفت استفاده مى كنند هشدار داد دولتايران با قدرت تنگه هرمز را مسدود مى كند، اما نظر به اين كه ماهيت سياستهاى آشوب طلبانه حزب بعث- به دليل نگرانى از شكست در جنگ- منشأ بحرانآفرينى در خليج فارس ارزيابى مى شد لذا از قرار گرفتن در مسير سياست هاىعراق اجتناب شد و به همين دليل ايران در تحليلى كه از اهداف و ماهيت سياستهاى عراق داشت به جاى مسدود كردن تنگه هرمز سياست جديدى را اتخاذ كرد و درارديبهشت ۶۳ نخستين مقابله به مثل ايران، حمله به نفتكش دشمنى بود. در اينمرحله از اقدام هاى دريايى و هوايى ارتش استفاده مى شد و طبق آمارهاىموجود در مجموع در سال۶۳ عراق به ۵۳ نفتكش ايرانى حمله كرد در حالى كهواكنش ايران حمله به ۱۸ نفتكش عراقى بود.
در تابستان سال۱۳۶۴ عراق موج جديدى از حملات گسترده را به خارك از سرگرفت؛ چنانكه شصت بار حمله هوايى در اين دوره شش ماهه به ثبت رسيد. با اينحملات، نگرانى هاى ايران تشديد شد؛ زيرا علاوه بر خساراتى كه متحمل شدهبود سياست مقابله به مثل تأثير چندانى نداشت. در اين مرحله عراق ۳۳ نفتكشو ايران ۱۴ نفتكش را مورد هدف قرار دادند. در نتيجه ايران بازرسى از كشتىها را در تنگه هرمز آغاز كرد.
ايران براى بار ديگر سياست هاى خود را براى دشمنان اعلام كرد: «روزى كه مانتوانيم از خليج فارس نفت صادر كنيم، خليج فارس براى هيچ كس نبايد آمادهصدور نفت باشد. اگر يك كشتى از ما زده شود، كشتى هاى ديگرى هم زده مى شود،حالا از هر كس مى خواهد باشد.»
در شهريور۱۳۶۴ فرمان امام (ره) براى تشكيل سه نيرو در سپاه نقطه عطفى درگسترش فعاليت هاى سپاه در منطقه خليج فارس بود تا با امكانات كم و با روشهاى جديد و كم هزينه سياست هاى مقابله به مثل را دنبال كند.
در سال۱۳۶۵ سپاه مقابله به مثل را آغاز كرد. در حالى كه عراق به ۶۶ نفتكشحمله كرد. ايران ۴۱ نفتكش را مورد حمله قرار داد. در واقع تعداد حملات درسال۶۴ فقط ۴۷ مورد بود ولى در سال بعد به يكصد و هفت مورد افزايش يافت.علاوه بر اين، سپاه در سال،۶۵با عمليات كربلاى،۳ اسكله العميه را تصرف وعراق را براى مدتى از اين پايگاه دريايى محروم كرد.
در همان سال به موازات حمله به نفتكش ها در مقايسه با سال قبل، قيمت نفتنيز به طور بى سابقه اى كاهش يافت، چنان كه از ۲۶دلار به ۶دلار رسيد.درآمد ارزى ايران در اين سال فقط شش ميليارد دلار بود كه بخش اعظم آن براىادامه جنگ استفاده مى شد.
حضور آمريكا در خليج فارس
موقعيت نظامى ايران پس از تصرف منطقه فاو، كويت را نگران كرد كه ايراننسبت به حمايت هاى آن كشور از عراق واكنش نشان دهد و در وضعيتى كه ايرانپيروزى جديدى در منطقه شرق بصره به دست آورد و عراق مرحله سوم جنگ نفتكشها را شروع كرده بود دولت كويت در تاريخ سيزده ژانويه۱۹۸۷م (۲۳ دى۱۳۶۵) ازسفارت آمريكا خواست تا نفتكش هاى كويت با نصب پرچم آمريكا از حمايت دريايىاين كشور برخوردار شوند. كويت به شوروى نيز درخواست مشابهى داد. ابتداايالات متحده واكنش خاصى نسبت به اين خواست نشان نداد، اما وقتى واشنگتندانست شوروى حاضر شده است پرچم خود را روى يازده كشتى كويتى نصب كند،بلافاصله پذيرفت آن يازده كشتى را زير پرچم خود محافظت كند. از اين رو درتاريخ ۲۱جولاى ۱۹۸۷ (۳۰ تير۱۳۶۶) نخستين پرچم آمريكا بر نفتكش هاى كويتىبرافراشته شد و نخستين كاروان (تحت اسكورت) براساس برنامه ريزى زمان بندىشده در ۲۲جولاى (۳۱تير ۶۶) وارد خليج فارس شد. برخورد نفتكش «بريجتون» بامين، پيش درآمد برخوردهاى ميان نيروهاى ايران و آمريكا بود، چنانكه درهشتم اكتبر (شانزده مهر۶۶) بالگردهاى آمريكايى به قايق هاى ايرانىتيراندازى كردند و متقابلاً ايران نيز اعلام كرد در تاريخ ۲۲نوامبر (اولآذر) به چهار فروند بالگرد آمريكا تيراندازى كرده است. آمريكا همچنينسكوهاى نفتى ايران را مورد تهاجم قرار داد.برخى از تحليلگران معتقدندحادثه كشتى «بريجتون» از لحاظ سياسى به ضرر آمريكا تمام شد و اگر ايراناقدام تلافى جويانه انجام مى داد اين ضرر بيشتر مى شد. در هر صورت درگيرىايران و آمريكا با حملات متقابل ادامه يافت. در اين مرحله، گرچه آمريكاهدفش اسكورت نفتكش ها و تأمين امنيت آمد و شد كشتى ها در خليج فارس بود،ولى آمارها نشان مى دهد دامنه درگيرى ها با گذشت زمان رو به افزايشگذاشت.در حالى كه در سال ۱۹۸۶م (۱۳۶۵) در مجموع به يكصد و يازده هدفدريايى حمله شد، ولى در سال۱۹۸۷م (۱۳۶۶) اين آمار به ۱۷۹ هدف افزايش يافت،كه از اين تعداد ۸۸هدف را عراق و ۹۱ هدف را ايران مورد حمله قرار داد درحالى كه اين آمار در سال قبل، ۶۶هدف از سوى عراق و ۴۵ هدف از سوى ايرانبود. علاوه بر اين، انفجار دفتر هواپيمايى «پان امريكن» در كويت و اصابتموشك به بندر الاحمدى كويت نشان داد، حضور آمريكا به دليل اهداف و ماهيتآن، ناامنى بيشترى را به دنبال دارد. بسيارى از ناظران و تحليلگران،رويارويى ايران و آمريكا را نشان دهنده فشار آمريكا و متحدانش براىواداشتن ايران به پذيرش قطعنامه ۵۹۸ و ترك عمليات نظامى و ورود به مرحلهسياسى و ديپلماسى عنوان كردند.
سرانجام با تصويب قطعنامه۵۹۸ در تاريخ ۳۰تير ۱۳۶۶ در شوراى امنيت سازمانملل، روند درگيرى در منطقه خليج فارس در زمستان ۱۳۶۶ روبه كاهش گذاشت. يكىاز عوامل مهم در پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوى ايران، تغيير استراتژى حمايتمستقيم از صدام، تحت پوشش حفظ صلح و امنيت بين المللى در خليج فارس وجلوگيرى از تبليغات جهانى برضد ايران وجنگ طلب دانستن اين كشور بود.
منابع:
منصورى لاريجانى، اسماعيل، تاريخ دفاع مقدس
دروديان، محمد، نقد و بررسى روند پايان جنگ
اسكندرى، محمد، جنگ تحميلى از ديدگاه حقوق بين الملل
منبع سایت ساجد