ارتش ایران در زمان ساسانیان
ارسال شده: یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۸, ۱۰:۳۹ ب.ظ
[FONT=Times New Roman]ارتش ایران در زمان ساسانیان
[External Link Removed for Guests]
راجع به ارتش ايران در عصر ساسانيان اطلاعات بيشتري به ما رسيده و گذشته ازنوشتههاي مورخان معروف رومي، مانند پروكپ، آميين مارسلن و ژوستن و غيره مورخين ارمني و يهودي و بالاخره تاريخ نويسان دورهي اسلامي هم در اين موضوع مطالب سودمندي براي ما به يادگار گذاشتهاند. از همه بالاتر در شاهنامه فردوسي راجع به جنگها و فتوحات و قلعهگيريهاي دوران ساساني اطلاعات به نسبت مفصلي وجود دارد و با بررسي دقيق آنها معلوم مي شود كه مدركهاي خوبي در اختيار فردوسي بوده است، زيرا اغلب رويدادها و حتي ميدانهاي نبرد و عهدنامههايي كه في مابين بسته شده و همچنين اسامي قلعهها و شرح محاصره و فتح آنها و اسامي سرداران و امپراطوران رومي با تفاوت مختصري از حيث املاء و تلفظ آنها در شاهنامه پيدا مي شود و شايد اين اسامي به همين صورت به فردوسي رسيده يا اين كه در نسخههاي متعددي كه بعدها از روي نسخهي اصلي شاهنامه نوشته اند اين انحرافهاي جزوي حاصل شده باشد.
[External Link Removed for Guests]
چون روميها طي تجربههاي جنگ با اشكانيان پي برده بودند كه ايرانيان در امر محاصره و قلعهگيري مهارتي ندارند و در ضمن از تاخت و تاز و حركتهاي سريع و غافل گيريها و حملههاي برق آساي سواران ايران بستوه آمده بودند، از اين رو به رزمهاي قلعهايي متوسل شدند و از دير زماني در داخل بين النهرين و به خصوص قسمت شمالي و شرقي آن نزديك به ساحل دجله به ايجاد دژها و استحكامهاي تدافعي پرداختند. قلعههاي معروف آنها در بين النهرين از شمال به جنوب عبارت بود از: امد، دارا، نصيبين، بزآبد، سنگارا و هاترا. به علاوه براي حفاظت خود از زحمت سواره ايران اغلب رشته قلعههاي را نزديك هم ميساختند كه با نقبها يا راههاي زيرزميني به هم مربوط ميشدند و يك نوع خط دفاعي محكمي براي جلوگيري از تجاوز سوارهاي ايران به حدود فرات و انطاكيه تشكيل ميدادند. دراثر همين عمليات روميها بود كه در سازمان و تركيبات و اسلحه و وسايل و شيوه هاي رزمي ارتش ساساني به ضرورت تحولاتي پيدا شد كه شايان ذكر است.
در آغاز اين دوره اردشير پاپكان سرسلسله دودمان ساساني ارتش ايران را از حالت چريكي خارج كرد و به صورت منظم و دايمي درآورد. به گفته مورخان از زمان اين پادشاه پادگانهاي ثابتي در ايران به وجود آمد كه نگاهداري آنها به خرج دولت و جيرهي و مواجب سربازان از خزانهي شاه پرداخت مي شد. «ارتشتاران» يا نظاميان ايران در اين دوره مقام دوم را بين طبقههاي چهارگانهي جامعه داشتند و سازمانهاي مربوط به اداره كردن امور ارتش در درجه اول اهميت شناخته شده است.
[FONT=Times New Roman]اسپورگان
نظر به وسعت مملكت و لزوم داشتن نيروي واكنش سريع براي مقابله با ارتشهاي رومي در طرف مغرب و جلوگيري از تهاجم طايفههاي وحشي آسياي مركزي در سمت مشرق در زمان ساسانيان، هم مانند دوره اشكانيان، رسته ی اصلي ارتش ايران قسمت سواره بود، ولي از لحاظ آموزشها و سازمان و تجهيزات، با سوارهاي پارث تفاوت كلي داشته است.
پادشاهان ساساني به تعليم و تربيت سواران توجه خاصي داشتند و متخصصاني به نام «اندرزبد اسپوراگان» مأمور پادگانهاي مختلف ميكردند كه فنون سواري و طرز به كلر گيري اسلحه و شيوههاي رزمي اين رسته را به افسران و افراد بياموزند. در تربيت و نگاهداري و طرز پرورش اسبها هم مراقبت بودند و به بهبود نژاد و تخم آنها توجه مخصوصي مي شده است. براي معالجهي اسبها بيطاران مجربي بنام «ستور پزشك» وجود داشتند كه به همه پادگانها سركشي مي نمودند و اسبهاي بيمار را درمان ميكردند.
در موقع جنگ بر ميزان عليق اسبها ميافزودند تا در اثرسختيهاي جنگ بهزودي از پا در نيايند. سواره دورهي ساساني بيشتر سنگين اسلحه و استعداد تعرضي آن بهحدي بوده كه اغلب لژيونهاي رومي را به سرعت و به حال سواره مورد حمله قرار ميدادند. سوار سنگين اسلحه سراپا غرق آهن و پولاد ميشد و اسلحهي هجومي او عبارت از يك نيزه بلند و محكم و گاهي تيروكمان و اغلب شمشير و تبرزين بود. اسلحهي دفاعي او عبارت از يك سپر كوچك، زره و كلاه خود كه صورت و پشت گردن را حفظ ميكرد، به علاوه زانوبند و بازوبند آهنين هم داشته است. اين سوارها روي اسب خودشان برگستواني چرمي ميكشيدند.
[External Link Removed for Guests]
آميين مارسلن سوارنظام ايران را در نبرد «مرنگا» كه بين ژولين امپراتور روم و شاپور بزرگ ساساني رخ داده اين طور ميستايد:
« ستون معظمي كه بهسركردگي مهران فرمانده كل سواران ايران به طرف ما ميآمد يكپارچه از آهن و پولاد بود، قطعات آهن كه سراپاي آنها را ميپوشانيد طوري به هم جفت شده بود كه نفرات براحتي مي توانستند اعضا بدن را به حركت درآورند. كلاه خود آنها تمام سر و صورت و حتي پشت گردن را حفظ ميكرد، فقط در مقابل چشمها و دهان شكافهاي كوچكي وجود داشت كه براي ديدن و نفس كشيدن بود. به جز اين شكافها از جاي ديگري سلاح دشمن به اين رويينتنان كارگر نميشد.
سواران نيزهدار طوري در خانهي زين محكم جا گرفته بودند، مثل اينكه آنها را با زنجير به پشت اسب بسته باشند. پشت سر آنها صفوف تيراندازان كمانها را به دست گرفته بودند. همين كه تيرهاي ايشان ازچلهي كمان رها ميشد مرگ را تا مسافت دوري با خود ميكشانيد. در عقب سر پيادهها فيلهاي جنگي ديده مي شد كه رؤيت هيمنهي آنها با خرطومهاي دراز و دندانهاي بلندشان حقيقه وحشت آور بود».
[External Link Removed for Guests]
از سواره سبك اسلحهي دوره پيشين (اشكاني) در اين زمان كمتر اسم برده ميشود و از روي روايتهاي تاريخي اين طور معلوم است كه انجام كار اين قسمت سوار در ارتش ساساني اغلب به عهدهي سوارهاي چالاك و سبكبار عرب بوده است (اكتشافات، عمليات تأخيري و ايذايي و غافلگيري). قسمت ممتاز سواره در اين دوره همان واحدهاي گارد سلطنتي است كه بنام «جاويدان» و «جان اسپار» معروف بوده است.
از بين سواران چريكي كه سلاطين دست نشاندهي ايران براي خدمت دولت سوق ميدادند ديلميها، چولهاي گرگان، گيلكها و به به ویژه ارمنیان در رشادت و سواركاري شهرت بسزايي داشتهاند.
[FONT=Times New Roman]پايگان
نخبهي پياده ايران در اين دوره عبارت از تيراندازاني است كه در فن خود سرآمد آن عصر بشمار ميآمدند و همواره مايهي هراس و وحشت روميان بودند.بنا به روايتهاي بيشتر مورخان رومي سرعت و مهارت تيراندازان ايران بهحدي بوده كه با هر تيري يك سرباز رومي را از پا در ميآوردند و كمتر اتفاق مي افتاد تيرشان به خطا برود. تيراندازان ايراني در اين دوره سپرهاي بزرگ و مشبكي داشتند و اين سپرها را مانند ديواري در جلو خود قرار داده با كمال مهارت از ميان شبكه آنها تيراندازي ميكردند.
در غالب نبردها ديده مي شود كه سربازان رشيد رومي جرأت مقابله با سربازان ايراني را داشتهاند كه مطمئن مي شدند كه ديگر تيري در تركش آنها باقي نمانده است.
عمل تيراندازان در موقع عقب نشيني بيشتر خطرناك مي شد و بين روميان ضرب المثل شده بود كه: «از ايرانيان به خصوص در موقع عقب نشيني آنها بايد حذر كرد».
ديگر واحدهاي پياده، به شمشير و نيزه و بعضي به زوبين مسلح بودند و اينها را پشت سر تيراندازان قرار مي دادند.
[External Link Removed for Guests]
[FONT=Times New Roman]فيل سواران
رستهي تازهايي كه در زمان ساسانيان به وجود آمد، رستهي فيل سواران است كه در واقع جانشين گردونههاي دورهي هخامنشيان واز اسلاف ارابههاي جنگي امروزه محسوب ميشوند، به خصوص كه مشاهدهي هيمنهي فيلها باعث هراس و واهمهي روميان ميشد. آميين مارسلن دربند اول كتاب 19 خود آشكارا به اين موضوع اشاره ميكند: «ديدن فيلهاي جنگي ايرانيان قلبها را از كار ميانداخت و صداي اين حيوان مهيب و بوي او نيزموجب وحشت و رم كردن اسبهاي ما ميشد». تعداد فيلهايي كه ارتش ساساني در نبرد با روميان به كار ميبرد، بنا به گفته مورخاني كه خود در اين نبردها شركت داشتهاند، از دويست تا به هفتصد زنجير ميرسيده است. از قرار معلوم تا اواخر دورهي ساسانيان نيز از وجود فيلها استفاده ميشده زيرا در نبرد قادسيه وجود فيلها در اردوي ايران ابتدا باعث هراس و هزيمت اعراب شده است.
[External Link Removed for Guests]
دورهي ساساني ارتش ايران به اندازهايي پاي بند حضور فيلها بوده كه بعضي اوقات در رزمهاي كوهستاني هم فيلها را همراه ميبردند و براي اين منظور قبل از وقت راههاي كوهستاني را هموار ميكردند. بنا به روايتهاي مورخان رومي در موقع محاصرهي شهرها و قلعههاي مهم از وجود فيلها استفاده ميكردند.
[FONT=Times New Roman]شغلهاي لشكري
بزرگترين شغل نظامي در دوران ساساني شغل «اران اسپهبد» است كه صاحب اين شغل در واقع فرماندهي كل قوا را داشته و از لحاظ سياست نيز اقدام به مذاكرهي صلح و انعقاد عهدنامههاي نظامي به عهده او بوده است. اران اسپهبد عضو اول شوراي سلطنتي بوده و بعد از شاه مقام اول را داشته است.
نكته شايان ذكر اين است كه چون اغلب سلاطين ساساني د رموقع جنگ خود عهدهدار فرماندهي مي شدند از اين رو وظايف اين شخص را خودشان به عهده ميگرفتند، به طوري كه در زمان انوشيروان ضمن اصلاحاتي كه درارتش انجام شد شغل «اران سپهبد» ملغي و تمام كشور به چهار منطقهي نظامي تقسيم و براي فرماندهي قواي مقيم هر منطقه يي يك اسپهبد تعيين گرديد.
يكي از امتيازات اسپهبد اين بود كه درموقع ورود او به اردوگاه به احترام وي طبل و كرنا نواخته ميشد. بنا بر گفته بعضي ازمورخان پس از شغل «اران سپهبد» فرماندهي كل سواران مقام دوم را در سلسله مراتب داشته است. شغل رياست كل ذخاير و تسليحات ارتش به «انبارك بد» محول بود و اين شخص در سلسله مراتب مقام سوم را حائز بوده است. شغل «ارك بد» كه نظير فرماندهي دژبان بوده از مشاغل مهم لشكري محسوب مي شده و اغلب به افراد خانواده سلطنتي محول مي گرديده است.
فرماندهي سوار «اسپورگان سالار» و فرماندهي پياده «پايگان سالار» و فرماندهي تيراندازان را «تيربد» ميگفتند.
رياست گارد سلطنتي ، به عنوان « پشتيكبان سالار » نيز از مشاغل مهم نظامي بوده است. مورخين رومي به شغل ديگري در ارتش دوره ساساني اشاره مي كنند كه عبارت از «سپاه دادور» است و در واقع نظير شغل «قاضي عسكر» بوده است.
اسلحه و تجهيزات سپاه ايران در عصر ساسانيان در مخازن مخصوص نگهداري مي شده كه آنها را به نام «انبارك» و « گنج » ميخواندند. مأمورين اين مخازن مسئول حسن نگهداري و مرمت آنها بودند و به محض صدور فرمان حركت يك قسمتي موظف بودند ك اسلحه و تجهيزات ضروري افراد آن قسمت را بدون عيب و نقص تحويل دهند و بعد از خاتمه عمليات پس بگيرند و در انبار قرار بدهند.
[FONT=Times New Roman]واحدها ي ارتش
گرچه راجع به سازمان دقيق و قطعي واحدهاي ارتش اطلاعات صحيح و اطمينان بخشي در دست نيست، ولي از خبرها و روايتهاي مورخان اين طور برميآيد كه بزرگترين واحد ارتش را «گُند» و فرماندهي آن را «گند سالار» ميخواندند و هر گندي مركب از چند «درفش» و هر درفشي شامل چند «وشت» بوده است. چون هر درفشي داراي پرچم مخصوص به خود بوده شايد نظير فوج قديم يا هنگ امروزه محسوب مي شده است.
[FONT=Times New Roman]درفش كاوياني
صرف نظر از پرچمهاي گوناكوني كه در ارتش دوران ساساني معمول بوده، بزرگترين پرچم ملي و لشكري ايران در آن دوره درفش كاوياني معروف است كه به گفتهي تمام مورخان در نزد ايرانيان احترامي به سزا داشته و آن را شعار مليت و مبشر فتح و ظفر ميدانستند و روي آنرا با ديبا و پرنيان پوشانيده بودند. در نتيجه اين تزيينها، عرض وطول پرده اين پرچم به قدري زياد شده بود كه در اواخر دوره ساسانيان به 15 پا در 22 پا (5 تا 7 متر) ميرسيده ريشههاي پرده آن به رنگ سرخ و زرد و بنفش بوده است. فردوسي در توصيف آن مي گويد:
[FONT=Times New Roman]چو آن پوست بر نيزه برديد كي
به نيكي يكي اختر افكند پي
بياراست آنرا به ديباي روم
زگوهر بر و پيكر از زر بوم
بزد بر سر خويش چون گرد ماه
يكي زال فرخ بيفكند شاه
فروهشت زو سرخ و زرد و بنفش
همي خواندينش كاوياني درفش
از آن پس هر آنكس كه بگرفت
گاه بشاهي بسر بر نهادي كلاه
بر آن بي بها چرم آهنگران
بر آويختي نو به نو گوهران
زديباي پر مايه و پرنيان
بر آنگونه گشت اختر كاويان
[External Link Removed for Guests]
در جنگهاي بزرگ اغلب ديده ميشود كه درفش كاوياني را با ارتش حركت ميداده اند چنانكه فردوسي در «شاهنامه» خود چندين مورد باين نكته اشاره مي كند.
شاهنشاهان ساساني اين پرچم را به كسي جز فرماندهي كل قوا نميسپردند و پس از خاتمه عمليات و بازگشت قسمتها اين پرچم به گنجداران مخصوص كه عهده دار حفاظت آن بودند تحويل مي گرديد و در خزانهي سلطنتي نگهداري ميشد.
[FONT=Times New Roman]شوراي نظامي
بر طبق روايتهاي مورخان رومي شاهنشاهان ساساني براي اعلام جنگ و اقدام به لشكركشي پيشتر شورايي مركب از فرماندهان و بزرگان كشور تشكيل ميدادند و لزوم اقدام به جنگ را در آن شورا مطرح مي كردند و با توجه به وضعيت خودي و دشمن و رعايت صلاح مملكت و مقتضيات وقت تصميم لازم گرفته ميشد. جلسه شورا بنا به اهميت موضوع ممكن بود چند روز به طول انجامد. چنان كه در موقع تجاوز ژوستينين امپراطور روم به مرزهاي ايران و حملههايي كه نسبت به منذرين نعمان، سلطان حيره و تحت الحمايه ايران، شده بود بنا به روايات صريح پروكپ، انوشيروان قبل از اقدام به جنگ امر به تشكيل شوراي نظامي داد، چنانكه فردوسي هم به اين موضوع اشاره مي كند:
همه موبدان و ردان را بخواند وزان نامه چندي سخنها براند
سه روز اندر آن بود با راي زن چو با پهلوانان لشكر شكن
چهارم بدان راست شد راي شد كه آرد سوي جنگ قيصر سپاه
از اين رو بهخوبي معلوم ميشود كه جلسههاي شوراي نظامي ممكن بود چند روز ادامه داشته باشد.
[FONT=Times New Roman]قلعه داري و قلعه گيري
برخلاف تاكتيك دوره اشكانيان كه اغلب به صورت مبارزه از مسافت دور و جنگ و گريز و مانورهاي احاطهايي پر وسعتي انجام مي شد، در دوره ساسانيان بر اثر تجربههاي طولاني در جنگهاي ايران و روم حمله از نزديك و رزم تن به تن و اتخاذ آرايشهاي جنگي منظمي معمول شده بود كه بنا به گفتهي آميين مارسلن و پروكپ ايرانيان از اين حيث با روميان برابري ميكردند و حتي اغلب بر آنها برتري داشتند. از طرف ديگر ارتش ساساني در قلعهداري و قلعهگيري و فنون محاصره هم مهارت كاملي پيدا كرده بود.
به طور كلي بايد در نظر داشت كه در آغاز كار ساسانيان امر مهندسي در ايران رونق زيادي نداشته چنانكه مي بينيم در موقع اسارت والرين امپراطور روم به دست شاپور اول شاهنشاه ايران از وي تقاضا كرده كه جمعي از مهندسين رومي را به ايران جلب كند و آنها را وادار به ساختن سد (شادروان) شوشتر كند. والرين به خواسته شاپور عمل كرد و سد شوشتر و كانالهاي زير شهر توسط مهندسين رومي ساخته شد و شايد به همين مناسبت بعدها به «بند قيصري» شهرت پيدا كرده است.
اما بعدها ديده مي شود كه براي محاصره دژها و استحكامها روميان، انواع ادوات و اسبابهاي معمول آن دوره را مانند منجنيق، برجك متحرك، كله قوچ و غيره به كار ميبردند و براي خالي كردن پي حصارها و زير برجها چوب بست ميزدند. در موقع محاصره قلعههاي مستحكم رومي كه دور آنها خندقهاي عميقي داشته اغلب از راه حفر دالانهاي زيرزميني خود را به نزديكي خندق مي رسانيدند و آن را پر مي كردند و همچنين از راه نقب به زير برجهاي قلعه نفوذ مييافتند و برجها را منفجر و خراب ميكردند؛ گاهي در پيرامون دژها تپههاي مرتفعي برپا ميكردند كه بر برج و باروي قلعه مشرف ميشد و از فراز آن مدافعان را تيرباران مي كردند.
در اغلب وقتها با منجنيق سنگهاي بزرگي را به داخل قلعه پرتاب مي كردند يا «قاروره» حاوي مواد سوزان ميانداختند. ايرانيان در قلعهداري ورزيده و ماهر بودند و با ريختن سرب آب كرده و مواد قيراندود از بالاي برجها آلات محاصره دشمن را از كار ميانداختند و كله قوچها را با كمند گرفته به بالا مي كشيدند يا از حركت باز ميداشتند. دربارهي به كارگيري مواد قيراندود و سوزان آميين مارسلن مي گويد: ژولين تصميم گرفت كه از «نهر ملك» كشتي هاي خود را از رودخانه فرات به رودخانه دجله بياورد و قسمتي از پياده نظام رومي را با كشتيها به ساحل ايران فرستاد كه پياده شده سر پلي تشكيل بدهند. ايرانيان با پرتاب مواد سوزان روي كشتيها آنها را آتش زدند و مانع از پياده شدن افراد گرديدند. در جاي ديگر مي گويد ايرانيان براي جلوگيري از سوختن كله قوچهاي خودشان به روي آن روپوش چرمي كشيده بودند.
[FONT=Times New Roman]انضباط
در ارتش دوره ساساني انضباط خيلي محكمي برقرار بود و براي جرمهاي مهم نظامي: (خيانت به شاه، تمرد از اوامر فرماندهان، سركشي، فرار) مجازاتهاي شديد اعمال ميشد. يكي از وظايف مهم افسران حفظ اسرار نظامي بوده است چنان كه آميين مارسلن در بند 23 كتاب 31 خود به آن اشاره ميكند:
« كليه اطلاعاتي كه بهوسيله ديده وران و پناهندگان به اردوي ما مي رسيد مخالف يكديگر بود، زيرا در ايران از نقشههاي جنگ و نيات فرماندهي جز افسران ارشد احدي اطلاع پيدا نميكرد و از آنها هم كوچكترين مطلبي نميتوانستيم به دست آوريم، براي اين كه حفظ اسرار نظامي را از فرايض مذهبي خود ميدانستند و به هيچ قيمتي ابراز نمي داشتند».
[FONT=Times New Roman]بازديد و پرداخت مواجب
در موقع پرداخت مواجب هم بايستي لشكريان از سان بگذرند و فقط به كساني حقوق مي دادند كه در اسلحه و تجهيزات آنها عيب و نقصي ديده نميشد. هيچ كس و هيچ مقامي از اين قاعده مستثني نبود. چنان كه بابك موقع پرداخت حقوق افسران به شخص شاه مواجب نداد، براي اين كه هنگام بازديد معلوم شد انوشيروان دو زه يدكي كمان خود را فراموش كرده است و او مجبور شد به قصر سلطنتي برگشته و دو زه يدكي خود را بردارد و بياورد و پس از آن حقوق دريافت دارد.
در خورد و خوراك سربازان هم كمال مراقبت مي شده و غذاي زمان جنگ آنان مقوي تر از زمان صلح و مركب از نان و گوشت و شير بوده و براي كساني كه از غذاي سرباز ميدزديدند شديدترين مجازات را به كار مي بردند.
به علاوه از انتشار اخبار و پارهايي اظهارات كه ممكن بود باعث بدبيني و توليد يأس و تزلزل روحيه سربازان بشود به شدت جلوگيري مي كردند و در موقع جنگ اين موضوع از وظايف حتمي فرماندهان بود.
خلاصه در پرتو رشادت و فداكاري و انضباط محكم همين ارتش بود كه شاهنشاهان ساساني توانستند امپراطوران معروف رومي را با قشونهاي معظم آنها شكست بدهند، از جمله: امپراطور والرين در زمان شاپور اول و امپراطور كنستانتين و ژولين در زمان شاپور بزرگ و امپراطور آنتاستاسيوس در زمان قباد و امپراطور ژوستينين در زمان انوشيروان .
از:انجمن،دی.وی.پی
[FONT=Times New Roman]كتابي درباره سواركاران برگزيده ساساني
نويسنده: پژمان اكبرزاده
ساسانيان، آخرين امپراتوري ايران پيش از حمله اعراب، تاثيري فراوان بر فنون نظامي در دوره خود نهادند. «سواره نظام» مهمترين عنصر سيستم تاكتيك هاي نظامي ارتش ساساني بود كه مورد اقتباس رومي ها، اعراب و تركان قرار گرفت. شيوه نبرد، اسلحه سازي، مداليون، لباس هاي درباري آنها، فرهنگ رومي- بيزانسي و قرون وسطاي اروپا را تحت تاثير قرار داد.
كاوه فرخ، استاد دانشگاه بريتيش كلمبيا در كانادا، در پژوهشي كه درباره سواركاران برگزيده دوره ساساني به انجام رسانده كوشيده است تا نشان دهد چگونه قدرت و تمدني كه بسيار اندك مورد مطالعه و توجه جهان قرار گرفته در گسترش و شكل دادن سنت سواركاري در دنياي غرب نقش داشته است.
كتاب «سواركاران برگزيده ساساني: ۶۴۲-۲۲۴ ميلادي»
(Sassanian Elite Cavalry:AD 224-642) كه به تازگي توسط انتشارات اوسپري (Osprey) در آمريكا و به زبان انگليسي انتشار يافته در هفت بخش اصلي به بررسي «اصالت سواران»، «سازمان ارتش ساسانيان و اصلاحات»، «اسلحه سواران»، «جامه ها، نشان ها و هزينه هاي ارتش»، «لشكرهاي پشتيبان و كمكي»، «آرايش نظامي و تاكتيك هاي سواران» و «سواران در نبرد» مي پردازد. كتاب علاوه بر در بر داشتن بيش از سي عكس از مناطق باستاني مرتبط با موضوع در ايران و روم (از عكاسان و مجموعه هاي گوناگون)، چندين نمودار و هشت نقاشي از بزرگان ساساني را نيز درخود دارد. نقاشي ها اثر آنگوس مك برايد (Angus McBride)، از نامدارترين نقاشان كتاب هاي تاريخي در جهان است و نشان دهنده رويدادهايي مانند شكست و زانو زدن والريانوس در برابر شاپور يكم، آموزش سواران و مراسم اعطاي درجه به بهرام چوبين هستند. انتشارت اوسپري در همين زمينه، كتابي ديگري نيز با عنوان «ارتش ايران» The Persian Army به چاپ رسانده است.
كاوه فرخ كه اين كتاب نتيجه هجده سال پژوهش او درباره سواركاران ساساني است، در يك خانواده ايراني در يونان متولد شد و در سال ۱۳۶۲/ ۱۹۸۳ به كانادا مهاجرت كرد. وي دانش آموخته دوره دكتراي دانشگاه بريتيش كلمبيا در رشته زبان پارسي است و تا كنون نوشتارهاي متعددي درباره جنبه هاي گوناگون تاريخ ايران به زبان انگليسي منتشر ساخته است.
از:شرق