شاهکار های آمریکا
ارسال شده: دوشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۸, ۱:۱۵ ب.ظ
[HIGHLIGHT=#e5b9b7] دوستان عزیز، هر کسی از شاهکارهای دولت آمریکا مطلبی دارد، می تواند در این تاپیک قرار دهد. امیدوارم بتوانیم چهره یکی از اصلی ترین مدعیان آزادی و دموکراسی در جهان را به خوبی روشن کنیم. [HIGHLIGHT=#e5b9b7] [HIGHLIGHT=#e5b9b7] ----------------------------------------------------------------------------- [HIGHLIGHT=#e5b9b7] [HIGHLIGHT=#e5b9b7] [HIGHLIGHT=#e5b9b7]بررسی مداخلات جهانی امریکا و پیامدهای آن در یک قرن اخیر
[HIGHLIGHT=#e5b9b7]بخش اول
مداخله آشكار از طريق پياده كردن نظاميان، تهديد و يا توسل به كودتاي نظامي و اقدام به براندازي به منظور سرنگون كردن دولتهاي ملي و مردمي كه حاضر نيستند به برنامهها و خواستههاي يکجانبه گرايانه تن دردهند و جايزگين كردن آنها توسط دولتهاي مجري منافع سرمايهداري، از جمله روشهايي است كه ايالات متحده امريکا، در يک قرن اخير و بويژه از اوايل دهه 50ميلادي جهت اجرا و پيشبرد منافع خود در كشورهاي جهان و خصوصاً جهان سوم به كار برده است .
اگرچه با توجه به شکل گيري اوليه سياست خارجي امريکا بر اساس انزواي سياسي و همچنين مشکلات داخلي در دو دهه اول قرن بيست ، اين کشور تا پايان جنگ جهاني اول در عرصه بين المللي حضور جدي پيدا نکرد و بیشتر به حوزه امریکای مرکزی و جنوبی معطوف بود، اما شالوده حضور ایالات متحده و حذف و تضعیف دیگر رقبا در عرصه بین المللی در همین زمان بنا نهاده شد . تنها درنيمه دوم قرن بيستم ايالات متحده آمريكا حدود 100 كودتاي نظامي و براندازي حکومتها را طراحي و رهبري کرده است و دهها بار بطور مستقيم دست به اشغال نظامي كشورها زده است و يا آنها را تهديد به مداخله نظامي كرده است. از جنگ جهاني دوم، كشورهاي زير سلطه، صحنه اصلي دخالتها و كودتاهاي نظامي يا شبه كودتا و ضد كودتا و استقرار ديكتاتوريهاي نظامي بودهاند و به سادگي ميتوان برآورد كرد كه كاربرد گسترده شيوههايي چون تهديد، كودتا، اشغال نظامي و غيره، تا چه اندازه به استقلال كشورها و به فرايند تصميمگيري دولتها صدمه و زيان وارد ميآورد.
بدون ترديد، دستگاهها و آژانسهاي مختلف جاسوسي آمريكا فعالانه در طرح و اجراي كودتاها و توطئهها، براي سرنگوني حکومتهای مردمي، فعالانه مشغولاند و مسئول كودتاهاي بيشمار در جهان هستند. البته در این راستا و براي دستيابي موفقيتآميز به اهداف ، امریکا از كمك و پشتيباني سياستمداران طرفدار سياست غرب استفادههاي زيادي برده است.
مداخلات امريکا در عرصه جهانی ، در دوران رياست جمهوري دموکراتها و جمهوريخواهها همواره وجود داشته است ، اما نوع آن در زمان تصدی دموکراتها از سیاسی به نظامی در دوران جمهوریخواهها متغییر بوده است .
لذا نگارنده سعي دارد با مرور روند مداخلات امريکا در کشورهاي جهان طي بازه زماني يک قرن گذشته که مقارن با رياست جمهوري 16 نفر از دو حزب دموکرات و جمهوريخواه نيز مي باشد ، به بررسي چگونگي اين مداخلات و تبعات آن در عرصه بين المللي بپردازد .
در اين راستا نگارنده 5 دوره زماني را مدنظر قرار مي دهد.
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]-- دوره اول : از ابتداي قرن بيستم تا پايان جنگ جهاني اول ( مداخله در امریکای مرکزی و جنوبی )
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]1901- 1909 Theodore Roosevelt از حزب جمهوريخواه
*در 12 فوريه 1901 روزولت طرح Platt Amendment را پايه ريزي كرد. اين طرح به امريكا اجازه مي داد نه تنها سياستهاي داخلي ، بلكه سياست خارجي و تمام قرارداد هاي بين المللي كوبا را ديكته كند. طبق اين طرح امريكا اجازه يافت كه گوانتانامو بي Guantanamo Bay)) را از كوبا به مبلغ 4000 دلار در ماه اجاره نمايد و در آنجا پايگاه نظامي ايجاد كند و تا كنون هم امريكا نيروي نظامي خود را در اين كشور حفظ كرده است .
* در سال 1903 نيروي دريايي امريكا در زمان انقلاب هندوراس وارد آن كشور شد.
*در سال 1904 ارتش امريكا با عنوان حمايت ازمنافع امريكا وارد جمهوري دومينيكن شد.
*در سال 1904 ، بعد از موفقيت در كوبا، روزولت سياست خارجي خود را بر پايه دكترين مونرو نهاد. بر اساس اين دكترين امريكا مي بايست " پليس بين المللي" در امريكاي مركزي باشد. ( كشورهاي امريكاي مركزي به Banana Republic معروف هستند)
* در سال 1907 ارتش امريكا وارد نيكاراگوئه شد تا “ Dollar Diplomacy” را در آن كشور ايجاد كند. در همين سال امريكا در خلال جنگ هندوراس با نيكاراگوئه ، دوباره وارد هندوراس شد.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]1909-1913 William H. Taft از حزب جمهوريخواه
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]
تفت سياستهاي خارجي روزولت را دنبال كرد و مجموعه اي از جنگها و دخالتهاي نظامي در كشور هاي امريكاي مركزي را تدارك ديد كه به " Banana Wars "شهرت يافت.
* در سال 1910 نيروي دريايي امريكا براي بار دوم نيكاراگوئه را اشغال كرد.
*در سال 1912 ، آمریکا خانواده سوموزا را در نيكاراگوئه به قدرت رساند كه تا سال 1979 با سركوب و اختناق حكومت كرد. اين سياست را روساي جمهور ديگر ، چه از حزب دمكرات و چه از حزب جمهوريخواه ، دنبال كردند. بطور مثال مي توان از دخالتهاي نظامي امريكا درهائيتي 1915، جمهوري دومنيكن در سال 1916 و پاناما در سال 1918 نام برد.
*در سال 1911 و در خلال جنگ داخلي هندوراس ، بار ديگر امريكا ارتش خود را به آن كشور فرستاد تا از منافع خود در آن كشور حفاظت كند.
*بين سالهاي 1912 تا 1933 ارتش امريكا ، نيكاراگوئه را در اشغال خود داشت و در جنگ داخلي 20 ساله آن كشور ، در پشتيباني از سوموزا، شركت داشت.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]1319-1921 Woodrow Wilson از حزب دموکرات
*در سال 1915، ایالات متحده به دخالت نظامی در هائیتی پرداخت .
*در سال 1916 ، ارتش امریکا وارد جمهوری دومنیکن شد .
*ویلسون عامل دخالت امریکا در جنگ جهانی اول بود و در7 دسامبر 1917 نیروهای امریکایی بطور محدود با امپراطوری اتریش ـ مجارستان وارد جنگ شدند .
*در سال 1918 ، امریکا قسمتهایی از پاناما راتصرف نمود .
« پس از پایان جنگ جهانی اول ، ویلسون در اعلامیه ای 14 ماده ای ، با عنوان (حق تعیین سرنوشت خود ، توسط ملتها ) برای تجزیه امپراتوریها ، مخصوصا امپراطوری اتریش ـ مجارستان تلاش کرد .( به گفته معاون ویلسون ، وی اعتقاد راسخی به حق تعیین سرنوشت برای ملتها نداشت و این اقدام در جهت تضعیف قدرت امپراتوریها در برابر قدرت امریکا بود.)
درمجوع دردوره یاد شده امريكا با اين دخالتها در واقع دو هدف اصلی را دنبال مي كرد. اول اعمال نفوذ سياسي و اقتصادي در كشور هاي امريكاي مركزي و جنوبی با حمايت از رژيمهاي وابسته به آنها و يا كنترل مستقيم توسط افراد دست نشانده خود. دوم ، از آنجائي كه امريكا فرصتها را در جهت به مستعمره گرفتن كشور هاي جهان سوم شرق و آفريقا از دست داده بود، همزمان با تلاش برای تجزیه و تضعیف امپراتوریهای اروپایی درپی ايجاد امپراطوري خود در قسمت غربي كره زمين بود. دكترين مونرو در واقع مانع نفوذ كشور هاي اروپايي به اين منطقه از جهان شد و دست ایالات متحده را در این حوزه بازگذاشت و باعث وابستگی سیاسی و اقتصادی کشورهای این منطقه شد که تا کنون نیز با آن دست به گریبان هستند . از طرفی ایالات متحده با تکیه بر سیاست انزوا درسال 1920 در جامع ملل که خود یکی از طراحان آن بود حضور نیافت و باعث بی اعتباری و خروج دیگر کشورها ی عضو در سالهای بعدی و نهایتاً انحلال جامعه ملل با آغاز جنگ جهانی دوم شد .»
مهدی علیخانی ـ کارشناس مسائل سیاسی
ادامه دارد ...
[External Link Removed for Guests]
[HIGHLIGHT=#e5b9b7]بخش اول
مداخله آشكار از طريق پياده كردن نظاميان، تهديد و يا توسل به كودتاي نظامي و اقدام به براندازي به منظور سرنگون كردن دولتهاي ملي و مردمي كه حاضر نيستند به برنامهها و خواستههاي يکجانبه گرايانه تن دردهند و جايزگين كردن آنها توسط دولتهاي مجري منافع سرمايهداري، از جمله روشهايي است كه ايالات متحده امريکا، در يک قرن اخير و بويژه از اوايل دهه 50ميلادي جهت اجرا و پيشبرد منافع خود در كشورهاي جهان و خصوصاً جهان سوم به كار برده است .
اگرچه با توجه به شکل گيري اوليه سياست خارجي امريکا بر اساس انزواي سياسي و همچنين مشکلات داخلي در دو دهه اول قرن بيست ، اين کشور تا پايان جنگ جهاني اول در عرصه بين المللي حضور جدي پيدا نکرد و بیشتر به حوزه امریکای مرکزی و جنوبی معطوف بود، اما شالوده حضور ایالات متحده و حذف و تضعیف دیگر رقبا در عرصه بین المللی در همین زمان بنا نهاده شد . تنها درنيمه دوم قرن بيستم ايالات متحده آمريكا حدود 100 كودتاي نظامي و براندازي حکومتها را طراحي و رهبري کرده است و دهها بار بطور مستقيم دست به اشغال نظامي كشورها زده است و يا آنها را تهديد به مداخله نظامي كرده است. از جنگ جهاني دوم، كشورهاي زير سلطه، صحنه اصلي دخالتها و كودتاهاي نظامي يا شبه كودتا و ضد كودتا و استقرار ديكتاتوريهاي نظامي بودهاند و به سادگي ميتوان برآورد كرد كه كاربرد گسترده شيوههايي چون تهديد، كودتا، اشغال نظامي و غيره، تا چه اندازه به استقلال كشورها و به فرايند تصميمگيري دولتها صدمه و زيان وارد ميآورد.
بدون ترديد، دستگاهها و آژانسهاي مختلف جاسوسي آمريكا فعالانه در طرح و اجراي كودتاها و توطئهها، براي سرنگوني حکومتهای مردمي، فعالانه مشغولاند و مسئول كودتاهاي بيشمار در جهان هستند. البته در این راستا و براي دستيابي موفقيتآميز به اهداف ، امریکا از كمك و پشتيباني سياستمداران طرفدار سياست غرب استفادههاي زيادي برده است.
مداخلات امريکا در عرصه جهانی ، در دوران رياست جمهوري دموکراتها و جمهوريخواهها همواره وجود داشته است ، اما نوع آن در زمان تصدی دموکراتها از سیاسی به نظامی در دوران جمهوریخواهها متغییر بوده است .
لذا نگارنده سعي دارد با مرور روند مداخلات امريکا در کشورهاي جهان طي بازه زماني يک قرن گذشته که مقارن با رياست جمهوري 16 نفر از دو حزب دموکرات و جمهوريخواه نيز مي باشد ، به بررسي چگونگي اين مداخلات و تبعات آن در عرصه بين المللي بپردازد .
در اين راستا نگارنده 5 دوره زماني را مدنظر قرار مي دهد.
[HIGHLIGHT=#c6d9f0]-- دوره اول : از ابتداي قرن بيستم تا پايان جنگ جهاني اول ( مداخله در امریکای مرکزی و جنوبی )
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]1901- 1909 Theodore Roosevelt از حزب جمهوريخواه
*در 12 فوريه 1901 روزولت طرح Platt Amendment را پايه ريزي كرد. اين طرح به امريكا اجازه مي داد نه تنها سياستهاي داخلي ، بلكه سياست خارجي و تمام قرارداد هاي بين المللي كوبا را ديكته كند. طبق اين طرح امريكا اجازه يافت كه گوانتانامو بي Guantanamo Bay)) را از كوبا به مبلغ 4000 دلار در ماه اجاره نمايد و در آنجا پايگاه نظامي ايجاد كند و تا كنون هم امريكا نيروي نظامي خود را در اين كشور حفظ كرده است .
* در سال 1903 نيروي دريايي امريكا در زمان انقلاب هندوراس وارد آن كشور شد.
*در سال 1904 ارتش امريكا با عنوان حمايت ازمنافع امريكا وارد جمهوري دومينيكن شد.
*در سال 1904 ، بعد از موفقيت در كوبا، روزولت سياست خارجي خود را بر پايه دكترين مونرو نهاد. بر اساس اين دكترين امريكا مي بايست " پليس بين المللي" در امريكاي مركزي باشد. ( كشورهاي امريكاي مركزي به Banana Republic معروف هستند)
* در سال 1907 ارتش امريكا وارد نيكاراگوئه شد تا “ Dollar Diplomacy” را در آن كشور ايجاد كند. در همين سال امريكا در خلال جنگ هندوراس با نيكاراگوئه ، دوباره وارد هندوراس شد.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]1909-1913 William H. Taft از حزب جمهوريخواه
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]
تفت سياستهاي خارجي روزولت را دنبال كرد و مجموعه اي از جنگها و دخالتهاي نظامي در كشور هاي امريكاي مركزي را تدارك ديد كه به " Banana Wars "شهرت يافت.
* در سال 1910 نيروي دريايي امريكا براي بار دوم نيكاراگوئه را اشغال كرد.
*در سال 1912 ، آمریکا خانواده سوموزا را در نيكاراگوئه به قدرت رساند كه تا سال 1979 با سركوب و اختناق حكومت كرد. اين سياست را روساي جمهور ديگر ، چه از حزب دمكرات و چه از حزب جمهوريخواه ، دنبال كردند. بطور مثال مي توان از دخالتهاي نظامي امريكا درهائيتي 1915، جمهوري دومنيكن در سال 1916 و پاناما در سال 1918 نام برد.
*در سال 1911 و در خلال جنگ داخلي هندوراس ، بار ديگر امريكا ارتش خود را به آن كشور فرستاد تا از منافع خود در آن كشور حفاظت كند.
*بين سالهاي 1912 تا 1933 ارتش امريكا ، نيكاراگوئه را در اشغال خود داشت و در جنگ داخلي 20 ساله آن كشور ، در پشتيباني از سوموزا، شركت داشت.
[HIGHLIGHT=#dbe5f1]1319-1921 Woodrow Wilson از حزب دموکرات
*در سال 1915، ایالات متحده به دخالت نظامی در هائیتی پرداخت .
*در سال 1916 ، ارتش امریکا وارد جمهوری دومنیکن شد .
*ویلسون عامل دخالت امریکا در جنگ جهانی اول بود و در7 دسامبر 1917 نیروهای امریکایی بطور محدود با امپراطوری اتریش ـ مجارستان وارد جنگ شدند .
*در سال 1918 ، امریکا قسمتهایی از پاناما راتصرف نمود .
« پس از پایان جنگ جهانی اول ، ویلسون در اعلامیه ای 14 ماده ای ، با عنوان (حق تعیین سرنوشت خود ، توسط ملتها ) برای تجزیه امپراتوریها ، مخصوصا امپراطوری اتریش ـ مجارستان تلاش کرد .( به گفته معاون ویلسون ، وی اعتقاد راسخی به حق تعیین سرنوشت برای ملتها نداشت و این اقدام در جهت تضعیف قدرت امپراتوریها در برابر قدرت امریکا بود.)
درمجوع دردوره یاد شده امريكا با اين دخالتها در واقع دو هدف اصلی را دنبال مي كرد. اول اعمال نفوذ سياسي و اقتصادي در كشور هاي امريكاي مركزي و جنوبی با حمايت از رژيمهاي وابسته به آنها و يا كنترل مستقيم توسط افراد دست نشانده خود. دوم ، از آنجائي كه امريكا فرصتها را در جهت به مستعمره گرفتن كشور هاي جهان سوم شرق و آفريقا از دست داده بود، همزمان با تلاش برای تجزیه و تضعیف امپراتوریهای اروپایی درپی ايجاد امپراطوري خود در قسمت غربي كره زمين بود. دكترين مونرو در واقع مانع نفوذ كشور هاي اروپايي به اين منطقه از جهان شد و دست ایالات متحده را در این حوزه بازگذاشت و باعث وابستگی سیاسی و اقتصادی کشورهای این منطقه شد که تا کنون نیز با آن دست به گریبان هستند . از طرفی ایالات متحده با تکیه بر سیاست انزوا درسال 1920 در جامع ملل که خود یکی از طراحان آن بود حضور نیافت و باعث بی اعتباری و خروج دیگر کشورها ی عضو در سالهای بعدی و نهایتاً انحلال جامعه ملل با آغاز جنگ جهانی دوم شد .»
مهدی علیخانی ـ کارشناس مسائل سیاسی
ادامه دارد ...
[External Link Removed for Guests]
