اصطلاحات جالب در جبهه
ارسال شده: چهارشنبه ۱ مهر ۱۳۸۸, ۸:۵۲ ب.ظ
اصطلاحات جالب در جبهه

الاغ هوایی
كنایه از هواپیمای C-130 كه معمولاً برای حمل بار از آنها استفاده میشد.
---------------------
پدربزرگ فشنگها
گلوله توپ ضد هوایی كه نسبت به فشنگ سایر سلاحها بزرگتر و سنگینتر بود. گویی آنها بچههای او بودند و ایشان پدربزرگ آنها!
---------------------
پشت به دشمن روبه میهن
بریدن ، فرار را بر قرار ترجیح دادن، عبارتی بود كه برای نیروهای بریدهیدشمن و ندرتاً خودی به كار میبردند و كنایه از ترسیدن و استقامت نكردننیرو ، موقع مقابله و كارزار است.
-------------------------------
پل صراط
پلهای چوبی، فلزی و سیمانی در مناطق عملیاتی؛ تعبیری بود متأثر از پل صراطقیامت، همان که در اخبار آمده از مو باریکتر و از شمشیر برندهتر است؛ مثل«هر که از پل بگذرد خندان بود» نیز در فرهنگ عمومی و اجتماعی جامعه اشارهبه همین پل دارد که میگویند معمولاً هر کس دارای عمل صالح است، از این پلبه سهولت میگذرد و در غیر این صورت به قعر جهنم و اسفل السافلین سقوطمیکند.
------------------------------
عشق حوری
کشته و مرده شهادت بودن؛ دیوانه رفتن به عملیات و پیوستن به دوست؛ کسی کهسر از پا نمیشناخت و همه کارهایش گواهی میداد که اهل این دنیا نیست و دیریا زود رفتنی است و طاقت ماندن و جنبه جدایی را ندارد.
---------------------------
« یک بار مصرف»، «کانال پر کن»، «عاشق خاکریز اول» هم میگفتند و همه،حکایت شجاعت و مظلومیت نیروهای مردمی است؛ این که به کام خطر میرفتند و درمیان آتش منزل میکردند، اهل هجرت و جهاد بودند و در این معرکه هیچ حدنمیشناختند و به اهداف از پیش تعیین شده عملیاتی نیز قانع نبودند و بههیچچیز جز عشق و ارتباط و انس با حضرتش نمیاندیشیدند و کسی ایشان را بهاسم نمیشناخت.
----------------------------
نمازشب خوان بودن؛ اهل تهجد؛ کسی که آب خوردن را بهانه میکرد برای نماز شبخواندن؛ وقتی بچهها به نمازشب خوانها میگفتند: تو را به خدا اگر برای نمازبلند شدی، مثل دیشب دست و پای ما را لگد نکنی، او حاشا میکرد و میگفت: من؟بلند شده بودم آب بخورم بابا، نماز شب کجا بود؟ ما را چه به این حرفها وبعد در جواب او میگفتند: پس نماز شب آب بدن را میکشد و ما نمیدانستیم؛?آدم بیدار کن.
----------------------------
تكمه ی تقوا
این اصطلاح به تكمهی آخر پیراهن یا فرنج برگهی سینه (از پایین به بالا) كهسینهی شخص را میپوشاند، و موجب حجاب بیشتری میگردید، گفته میشد، و به نوعیبه «تق _ وا» نیز معروف بود، زیرا تكمه با صدایی شبیه تق باز میشود !
-----------------------------
تك تیرانداز
این عبارت به شخصی كه حاضر جواب بود و در حرف از طرف مقابل وا نمیماند وهمه را در مقام سخن مات میكرد، گفته میشد . درست مثل تك تیراندازی كه یكتیر بیشتر نمیزند، اما درست و دقیق میزند، به همین خاطر میگفتند طرف تكتیرانداز خوبی است.
----------------------
تركش با معرفت
تركشی كه زوزهكشان میآمد و از بالای سر رد میشد و راه خودش را ادامه میدادو به كسی آسیب نمیرساند . در چنین مواقعی میگفتند: « عجب تركش با معرفتی،خبر میدهد و میرود و كاری به كار آدم ندارد .»

الاغ هوایی
كنایه از هواپیمای C-130 كه معمولاً برای حمل بار از آنها استفاده میشد.
---------------------
پدربزرگ فشنگها
گلوله توپ ضد هوایی كه نسبت به فشنگ سایر سلاحها بزرگتر و سنگینتر بود. گویی آنها بچههای او بودند و ایشان پدربزرگ آنها!
---------------------
پشت به دشمن روبه میهن
بریدن ، فرار را بر قرار ترجیح دادن، عبارتی بود كه برای نیروهای بریدهیدشمن و ندرتاً خودی به كار میبردند و كنایه از ترسیدن و استقامت نكردننیرو ، موقع مقابله و كارزار است.
-------------------------------
پل صراط
پلهای چوبی، فلزی و سیمانی در مناطق عملیاتی؛ تعبیری بود متأثر از پل صراطقیامت، همان که در اخبار آمده از مو باریکتر و از شمشیر برندهتر است؛ مثل«هر که از پل بگذرد خندان بود» نیز در فرهنگ عمومی و اجتماعی جامعه اشارهبه همین پل دارد که میگویند معمولاً هر کس دارای عمل صالح است، از این پلبه سهولت میگذرد و در غیر این صورت به قعر جهنم و اسفل السافلین سقوطمیکند.
------------------------------
عشق حوری
کشته و مرده شهادت بودن؛ دیوانه رفتن به عملیات و پیوستن به دوست؛ کسی کهسر از پا نمیشناخت و همه کارهایش گواهی میداد که اهل این دنیا نیست و دیریا زود رفتنی است و طاقت ماندن و جنبه جدایی را ندارد.
---------------------------
« یک بار مصرف»، «کانال پر کن»، «عاشق خاکریز اول» هم میگفتند و همه،حکایت شجاعت و مظلومیت نیروهای مردمی است؛ این که به کام خطر میرفتند و درمیان آتش منزل میکردند، اهل هجرت و جهاد بودند و در این معرکه هیچ حدنمیشناختند و به اهداف از پیش تعیین شده عملیاتی نیز قانع نبودند و بههیچچیز جز عشق و ارتباط و انس با حضرتش نمیاندیشیدند و کسی ایشان را بهاسم نمیشناخت.
----------------------------
نمازشب خوان بودن؛ اهل تهجد؛ کسی که آب خوردن را بهانه میکرد برای نماز شبخواندن؛ وقتی بچهها به نمازشب خوانها میگفتند: تو را به خدا اگر برای نمازبلند شدی، مثل دیشب دست و پای ما را لگد نکنی، او حاشا میکرد و میگفت: من؟بلند شده بودم آب بخورم بابا، نماز شب کجا بود؟ ما را چه به این حرفها وبعد در جواب او میگفتند: پس نماز شب آب بدن را میکشد و ما نمیدانستیم؛?آدم بیدار کن.
----------------------------
تكمه ی تقوا
این اصطلاح به تكمهی آخر پیراهن یا فرنج برگهی سینه (از پایین به بالا) كهسینهی شخص را میپوشاند، و موجب حجاب بیشتری میگردید، گفته میشد، و به نوعیبه «تق _ وا» نیز معروف بود، زیرا تكمه با صدایی شبیه تق باز میشود !
-----------------------------
تك تیرانداز
این عبارت به شخصی كه حاضر جواب بود و در حرف از طرف مقابل وا نمیماند وهمه را در مقام سخن مات میكرد، گفته میشد . درست مثل تك تیراندازی كه یكتیر بیشتر نمیزند، اما درست و دقیق میزند، به همین خاطر میگفتند طرف تكتیرانداز خوبی است.
----------------------
تركش با معرفت
تركشی كه زوزهكشان میآمد و از بالای سر رد میشد و راه خودش را ادامه میدادو به كسی آسیب نمیرساند . در چنین مواقعی میگفتند: « عجب تركش با معرفتی،خبر میدهد و میرود و كاری به كار آدم ندارد .»