صفحه 1 از 1

شهيد محمد عبدي

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲ مهر ۱۳۸۸, ۵:۳۲ ب.ظ
توسط Takhrib Chi
وی قـبـرم بنویسید مسافر بوده است
بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده است
بنویسید زمـیــن کوچه سرگـردانی است
او دراین معبـر پر حادثـه عـابـر بوده است
مدح گویی و ثناخوانی اگر دینداری است
بنویسید در این مرحله کـافـر بـوده است
غـزل هـجـرت من را همه جـا بنویسـیـد
روی قـبـرم بنویسید مسافر بـوده است


درروز 27 ارديبهشت ماه سال 1355 محمد عبدي در جمع گرم خانواده چشم به جهانگشود. دوساله بود كه بر دوش پدر در تظاهرات شركت مي‌كرد، دوران شيرينكودكي را در روزهاي پرشور انقلاب گذراند. محمد هنوز به مدرسه نرفته بود كهدر حسينيه جماران به دستان نوازشگر و پر بركت امام خميني بوسه زد و ازهمان‌جا، گرماي نور ولايت را حس كرد. دوران ابتدائي و راهنمايي را با نشاطنوجواني طي كرد و در سال دوم راهنمايي رسماً به عضويت پايگاه مقاومت درآمدو نقش فعالي را در امور فرهنگي-علمي ايفا نمود. پس از فارغ‌التحصيلي محمدمشتاقانه شغل هدايت نوجوانان را در دست گرفته و در سمت امور پرورشي مدرسهقرار گرفت. عبدي درسال 1374 به عنوان مسئول روابط عمومي پايگاه شهيدضرغامي مشغول خدمت گشت. جاذبه‌هاي رفتاري و اخلاقي او درنزد نوجوانان ازوي معلمي آگاه و توانمند ساخته بود تا آنجا كه در سال 1376 به فرماندهيبسيج نوجوانان حوزه مقاومت 12 برگزيده شد و شرق تهران را ميدان عملياتتربيتي و پرورشي خويش قرار داد. محمد همزمان با فعاليت‌هاي فرهنگي درمنطقه در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و سپس در واحد تخريب سد كرخهسپاه پاسداران مشغول خدمت شد. در نهايت در مرداد ماه سال 1377 جامه سبزنيروي انتظامي را بر تن نمود و به شهرستان ايرانشهر از توابع استان سيستانو بلوچستان اعزام شد. محمد در واحد اطلاعات عمليات ايرانشهر تحول عظيمي راايجاد نمود و يك‌بار از ناحيه پا توسط اشرار مجروح گشت. عبدي كه گوهر نابوجودش را از ميان امواج پرتلاطم دنيا به ساحل يقين رسانده بود همچون ياسكبود علي (ع) از پيش، دوستان را از چگونگي شهادت خود مطلع كرد. سرانجاموعده‌اش تجلي يافت ودر ساعت 8 صبح روز جمعه 16 بهمن سال 1377 در يك عملياتتعقيب و گريز قاچاقچيان تيري به سينه اش اصابت نمود و راه آسمان را بر ويگشود. ذكر يا حسين آخرينش در قلب دشت "مسور" پيچيد و در آستانه ايامفاطميه محمد را ميهمان صديقه (س) نمود.


منبع: [External Link Removed for Guests]

Re: شهيد محمد عبدي

ارسال شده: یک‌شنبه ۵ مهر ۱۳۸۸, ۴:۳۱ ب.ظ
توسط jalalisadegh
با سلام ببخشید شما با این شهید چه نسبتی دارین؟

Re: شهيد محمد عبدي

ارسال شده: یک‌شنبه ۵ مهر ۱۳۸۸, ۶:۰۰ ب.ظ
توسط Takhrib Chi
سلام علیکم
نسبت خاصی ندارم یکی از شهدای مسجد هستند ولی دوست داشتم برادر یا دوستی مثل او داشتم


تصویر تصویر

Re: شهيد محمد عبدي

ارسال شده: دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۸, ۹:۰۹ ب.ظ
توسط jalalisadegh
موفق باشی
اسمتون رو می تونم بدونم؟

Re: شهيد محمد عبدي

ارسال شده: دوشنبه ۶ مهر ۱۳۸۸, ۹:۳۸ ب.ظ
توسط Fariborz
jalalisadegh عزيز هرگونه سئوالی که جنبه شخصی داشته باشد فقط بايد از طريق « پيغام خصوصی » مطرح گردد. موفق باشيد . :-)

Re: شهيد محمد عبدي

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۸, ۱:۱۱ ق.ظ
توسط Persian Cat
از اشعار شهید محمد عبدی :


  آبی تر از آنیم که بیرنگ بمیریم از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
ما آمده بودیم تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم
ما را بکش و مثله کن و خوب بسوزان لایق که نبودیم در این جنگ بمیریم
یک جرات پیدا شدن و شعر چکیدن بس بود که با آن غزل آهنگ بمیریم
پای طلب و شوق رسیدن همه حرف است بد خاطره ای نیست اگر لنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم شاید که خدا خواسته دل تنگ بمیریم
فرصت بده ای روح جنون تا غزل بعد در غیرت ما نیست که از سنگ بمیریم
هرگز نکنم شکوه و ناله نه گلایه الحق که در این دایره خونرنگ بمیریم