مرگ کوروش
ارسال شده: یکشنبه ۵ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۱۴ ب.ظ
کوروش در آخرین نبرد خود به قصد سرکوب قوم ایرانیتبار [External Link Removed for Guests] که با حمله به نواحی مرزی ایران به قتل و غارت میپرداختند. به سمت شمال شرقی کشور حرکت کرد میان مرز ایران و سرزمین سکاها رودخانهای بود که لشگریان کورش باید از آن عبور میکردند. هنگامی که کورش به این رودخانه رسید، تهمرییش ملکه سکاها به او پیغام داد که برای جنگ دو راه پیش رو دارد. یا از رودخانه عبور کند و در سرزمین سکاها به نبرد بپردازند و یا اجازه دهند که لشگریان سکا از رود عبور کرده و در خاک ایران به جنگ بپردازند. کورش این دو پیشنهاد را با سرداران خود در میان گذاشت. بیشتر سرداران ایرانی او، جنگ در خاک ایران را برگزیدند، اما [External Link Removed for Guests] امپراتور سابق لیدیه که تا پایان عمر به عنوان یک مشاور به کورش وفادار ماند، جنگ در سرزمین سکاها را پیشنهاد کرد. استدالال او چنین بود که در صورت نبرد در خاک ایران، اگر لشگر کورش شکست بخورد تمامی سرزمین در خطر میافتد و اگر پیروز هم شود هیچ سرزمینی را فتح نکرده. در مقابل اگر در خاک سکاها به جنگ بپردازند، پیروزی ایرانیان با فتح این سرزمین همراه خواهد بود و شکست آنان نیز تنها یک شکست نظامی به شمار رفته و به سرزمین ایران آسیبی نمیرسد. کورش این استدلال را پذیرفت و از رودخانه عبور کرد. پیامد این نبرد کشته شدن کورش و شکست لشگریانش بود. پس از این شکست، لشگریان ایران با رهبری کمبوجیه، پسر ارشد کورش به ایران بازگشتند. طبق کتاب «[External Link Removed for Guests]» نوشته دکتر [External Link Removed for Guests] و از انتشارات امیر کبیر، کوروش در این جنگ کشته نشده و حتی پس از این نیز با [External Link Removed for Guests] جنگیدهاست. منابع تاریخی معتبر در کتاب یادشده معرفی شدهاست.کوروش پادشاه بزرگ و انسان دوست بود .
منبع: ویکی پدیا
کوروش پس از فتح بابل ، بر آن شد با توسل به نیروی نظامی اش که فوق
العاده نیرومند بود و تاکنون شکستی را تجربه نکرده بود، ماساژت را نیز مغلوب کند
.
ماساژت های متمدن در شمال غرب ایران (آذربایجان) در کرانه رود آراکس (آراز) در همسایگی قوم
ایسه دونر زندگی می کردند. ماساژت ها بسیار ماجراجو و جنگاور بودند. کوروش به
دلائل متعدد به سرزمین ماساژت ها لشکر کشی کرد او انگیزه های گوناگونی برای سرکوب
و قتل عام
این قوم داشته است. یکی پیشینه او بود. او باور داشت که بیش از یک انسان است. و
بیش از همه شانس با او بوده است و در همه جنگ ها با موفقیت به اهداف خود دست یافته
است . گفتی است که کوروش علیه هر ملتی اراده به لشکر کشی می کرد ، انصراف او از چنین
تصمیمی ناممکن بود و کسی نمی توانست او را از انجام این تصمیم باز دارد . حمله به
ماساژت ها زمانی صورت گرفت که فرمانروای ماساژتها فوت کرده
بود و همسر او که زنی به نام مومی ریس (تومروس) بود بر آنها حکومت می کرد به روایت
هرودوت کوروش فرستاده ای را نزد این زن فرستاد و از او خواستگاری کرد ، تومروس
گمان می کرد که کوروش از او خواستگاری نکرده است ، بلکه می خواهد سرزمین آذربایجان
را تصاحب کند و بر این اساس به کوروش پاسخ منفی داد. وقتی درخواست کوروش توسط
تومروس پذیرفته نشد ، علیه ماساژت ها لشکر کشی کرد. تومروس برای کوروش پیغام فرستاد
که به سرزمین خود باز گردد و فکر حمله به سرزمین آنها را از سر خود بیرون کند
.
کوروش پس از مذاکره با صاحب منصبان به این نتیچه رسید که در سرزمین ماساژت ها یعنی
سرزمین تومروس با آنان روبه رو شود. در جنگی که صورت گرفت پسر تومروس اسیر شد و
تومرس از کوروش درخواست کرد که پسرش را آزاد کند و لذا کوروش دستور آزادی پسر تومروس
را صادر کرد ، اما فرزند تومروس به محض باز شدن دستهایش خود کشی می کند تا مادرش را در وضعیتی قرارندهد که مجبور به پذیرش شرایط کوروش شود .
پس تومروس همه نیروهای جنگجوی و جنگاوران ماساژت راگرد آورد و
به مقابله با کوروش فرستاد. مانند این کشتار تاکنون در میان بربرها (غیریونانی) سابقه
نداشته است . جریان این کشتار به این صورت بود که نخست طرفین از دور با کمان به سوی
یکدیگر به نبرد پرداختند سپس کاملا به یکدیگر نزدیک شدند. با این که طرفین زمان درازی
با یکدیگر جنگیدند، هیچ کدام از طرفین فرار اختیار نکردند، در پایان این جنگ
ماساژت ها پیروز شدند. بخش عظیمی از سپاه پارسیان نابود شدند سپس در حین
این جنگ کوروش نیز کشته شد؛ پس از آن که بیست و نه سال پادشاه بود. تومروس مشکی را
پر ازخون انسان های کشته شده کرد و از میان اجساد کشته شدگان پارسی، جسد کوروش را توسط سگی که بروی جنازه اش پرسه کنان پارس میکرد، یافت و سر
اورا در این مشک فرو برد و با لحنی سرزنش آمیز چنین گفت: تو پسر مرا از من گرفتی، از
من که هنوز زنده ام و بر تو پیروز شدم .من دستور دادم که تو را با خون سیراب کنند
.
مرگ کوروش را طبق مدرکی که در دست است ؛ در سال 529 پیش از میلاد مسیح ذکر کرده اند گویا جسد او را به پاسارگاد بردند و به دخمه سپردند و مقبره او تا این زمان در آنجا برپاست
. تلاش و هوشیاری و مقاومت کوروش در طی حکومت سی ساله اش شالوده حکومتی را پی ریخت که
ایران در زمان خود یکی از بزرگترین مهدهای تمدن جهان باستان شد . روایاتی که در
مورد شخصیت، سیاست، جنایت، جهانگردی، لشکرکشی و فساد و ظلم کوروش با ملل مغلوب و مطیع نقل شده است، او را بصورت
چهره ای افسانه ای در تاریخ جهان باستان ثبت کرده است
.
لذا فقط در زمان رژیم پهلوی (رضا شاه و محمدرضا شاه ) حکومت ظالمانه هخامنشی، مقدس و مورد احترام خاص بود. نظری کوتاه به کتب، نشریات، فرم اسکناسها، اماکن و تغییر تاریخ از اسلامی به شاهنشاهی و... دوره پهلوی صحت مطلب فوق را میرساند.
منبع: وبلاگ تبریز شهر کهن تاریخ
روایتی هم در کوروش نامه گزنفون وجود دارد که کوروش بزرگ شبی خواب میبیند که مرگش نزدیک است سپس اخرین گفته های خود رو میگوید و میمیرد.
از دوستان عزیز خواهشمندم در این مورد و اینکه کدام روایت صحت دارد راهنمایی کنند.
با تشکر
منبع: ویکی پدیا
کوروش پس از فتح بابل ، بر آن شد با توسل به نیروی نظامی اش که فوق
العاده نیرومند بود و تاکنون شکستی را تجربه نکرده بود، ماساژت را نیز مغلوب کند
.
ماساژت های متمدن در شمال غرب ایران (آذربایجان) در کرانه رود آراکس (آراز) در همسایگی قوم
ایسه دونر زندگی می کردند. ماساژت ها بسیار ماجراجو و جنگاور بودند. کوروش به
دلائل متعدد به سرزمین ماساژت ها لشکر کشی کرد او انگیزه های گوناگونی برای سرکوب
و قتل عام
این قوم داشته است. یکی پیشینه او بود. او باور داشت که بیش از یک انسان است. و
بیش از همه شانس با او بوده است و در همه جنگ ها با موفقیت به اهداف خود دست یافته
است . گفتی است که کوروش علیه هر ملتی اراده به لشکر کشی می کرد ، انصراف او از چنین
تصمیمی ناممکن بود و کسی نمی توانست او را از انجام این تصمیم باز دارد . حمله به
ماساژت ها زمانی صورت گرفت که فرمانروای ماساژتها فوت کرده
بود و همسر او که زنی به نام مومی ریس (تومروس) بود بر آنها حکومت می کرد به روایت
هرودوت کوروش فرستاده ای را نزد این زن فرستاد و از او خواستگاری کرد ، تومروس
گمان می کرد که کوروش از او خواستگاری نکرده است ، بلکه می خواهد سرزمین آذربایجان
را تصاحب کند و بر این اساس به کوروش پاسخ منفی داد. وقتی درخواست کوروش توسط
تومروس پذیرفته نشد ، علیه ماساژت ها لشکر کشی کرد. تومروس برای کوروش پیغام فرستاد
که به سرزمین خود باز گردد و فکر حمله به سرزمین آنها را از سر خود بیرون کند
.
کوروش پس از مذاکره با صاحب منصبان به این نتیچه رسید که در سرزمین ماساژت ها یعنی
سرزمین تومروس با آنان روبه رو شود. در جنگی که صورت گرفت پسر تومروس اسیر شد و
تومرس از کوروش درخواست کرد که پسرش را آزاد کند و لذا کوروش دستور آزادی پسر تومروس
را صادر کرد ، اما فرزند تومروس به محض باز شدن دستهایش خود کشی می کند تا مادرش را در وضعیتی قرارندهد که مجبور به پذیرش شرایط کوروش شود .
پس تومروس همه نیروهای جنگجوی و جنگاوران ماساژت راگرد آورد و
به مقابله با کوروش فرستاد. مانند این کشتار تاکنون در میان بربرها (غیریونانی) سابقه
نداشته است . جریان این کشتار به این صورت بود که نخست طرفین از دور با کمان به سوی
یکدیگر به نبرد پرداختند سپس کاملا به یکدیگر نزدیک شدند. با این که طرفین زمان درازی
با یکدیگر جنگیدند، هیچ کدام از طرفین فرار اختیار نکردند، در پایان این جنگ
ماساژت ها پیروز شدند. بخش عظیمی از سپاه پارسیان نابود شدند سپس در حین
این جنگ کوروش نیز کشته شد؛ پس از آن که بیست و نه سال پادشاه بود. تومروس مشکی را
پر ازخون انسان های کشته شده کرد و از میان اجساد کشته شدگان پارسی، جسد کوروش را توسط سگی که بروی جنازه اش پرسه کنان پارس میکرد، یافت و سر
اورا در این مشک فرو برد و با لحنی سرزنش آمیز چنین گفت: تو پسر مرا از من گرفتی، از
من که هنوز زنده ام و بر تو پیروز شدم .من دستور دادم که تو را با خون سیراب کنند
.
مرگ کوروش را طبق مدرکی که در دست است ؛ در سال 529 پیش از میلاد مسیح ذکر کرده اند گویا جسد او را به پاسارگاد بردند و به دخمه سپردند و مقبره او تا این زمان در آنجا برپاست
. تلاش و هوشیاری و مقاومت کوروش در طی حکومت سی ساله اش شالوده حکومتی را پی ریخت که
ایران در زمان خود یکی از بزرگترین مهدهای تمدن جهان باستان شد . روایاتی که در
مورد شخصیت، سیاست، جنایت، جهانگردی، لشکرکشی و فساد و ظلم کوروش با ملل مغلوب و مطیع نقل شده است، او را بصورت
چهره ای افسانه ای در تاریخ جهان باستان ثبت کرده است
.
لذا فقط در زمان رژیم پهلوی (رضا شاه و محمدرضا شاه ) حکومت ظالمانه هخامنشی، مقدس و مورد احترام خاص بود. نظری کوتاه به کتب، نشریات، فرم اسکناسها، اماکن و تغییر تاریخ از اسلامی به شاهنشاهی و... دوره پهلوی صحت مطلب فوق را میرساند.
منبع: وبلاگ تبریز شهر کهن تاریخ
روایتی هم در کوروش نامه گزنفون وجود دارد که کوروش بزرگ شبی خواب میبیند که مرگش نزدیک است سپس اخرین گفته های خود رو میگوید و میمیرد.
از دوستان عزیز خواهشمندم در این مورد و اینکه کدام روایت صحت دارد راهنمایی کنند.
با تشکر
