يوم الهدم
ارسال شده: یکشنبه ۵ مهر ۱۳۸۸, ۵:۴۶ ب.ظ
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]درهشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ، وهابيان به سرکردگيعبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعانشهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني را بيرون کردند و بهتخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور ....
به گزارش شیعه آنلاین به نقلاز شیعه نیوز، تا به حال نام يوم الهدم را شنيدهايد؟ يوم الهدم يعني روزويران کردن ... در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ،وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصرهو جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني رابيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيمفرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبرام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدرپيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبورديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود وروي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق –عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حملهآنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينههجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنندو پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه وآله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .طبق نقل تاريخي آن ها دراين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدوديکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس وياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامينبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکهالعربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلايمعلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري ازمردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و درماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور بارويشهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازارو خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهرخارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعودبرداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چونبه نظر آنها جنگ با کفار بود)عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي دربارهحمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليهالسلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهراتديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس وفرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آنها يافتند، غارت كردند و نزديكظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا راكشته بودند."جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد فيتاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانههاي مجد و شكوه و عظكتوهابيت ياد كرده است!اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آنها نبودند كهوهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشتهاند، مكه مكرمه وطائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتحطائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كهمشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانهها كسي باقي نماند، بهدكانها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجودبودند، كشتند. كتابها را كه در ميان آنها تعدادي مصحف شريف و نسخههايياز صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندندو آنها را پيمال كردند.سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهابشگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه ومدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!ميدانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:"وي - محمد بن عبدالوهاب – ازصلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي ميكرد و از شنيدن آن ناراحتميشد. صلوات فرستنده را اذيت ميكرد و به سختترين وجه مجازات مينمود.حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشيداشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتلرسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله رابه آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خودتفسير كند."محمد بن عبدالوهاب به نوبهي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميهحنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري ميزيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبينقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم ميدانست! براي ذات مقدس خداونددست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف درسفرنامهي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كهمردم را موعظه ميكرد و ميگفت: خداوند به آسمان دنيا ميآيد، همان گونهكه من اكنون فرود ميآيم! سپس يك پله از منبر پائين ميآمد!"عقايد اوآنچنان سخيف و بيمقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و دررد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.اين قطرهاي كوچك از مرداباعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوراندانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زدهاند و بهشبهات گوناگون آنان پاسخ دادهاند. يكي از شبهات آنان مسألهي بناء برقبور است. آنها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام ميدانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبههي مذكور بدهيم.نخست آنكه: اين شبههي آنان را صريح آيهي 21 سوره كهف دفع مينمايد، كهدر خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه ميخواستند ياد اصحاب كهف راگرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد برروي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دورانفتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله ميتوانبه قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كهخليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقادپيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي ازبين بردن اين قبور به عمل نياورد…اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندانطولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآنها را درخيابانها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و سايرخلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگياين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!
به گزارش شیعه آنلاین به نقلاز شیعه نیوز، تا به حال نام يوم الهدم را شنيدهايد؟ يوم الهدم يعني روزويران کردن ... در هشتم شوال سال 1344 هجري قمري پس از اشغال مکه ،وهابيان به سرکردگي عبدالعزيزبن سعود روي به مدينه آوردند و پس از محاصرهو جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورين عثماني رابيرون کردند و به تخريب قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم چنين قبر ابراهيمفرزند پيامبر اکرم – صلي الله عليه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبرام البنين مادر حضرت اباالفضل العباس – عليه السلام – و قبر عبدالله پدرپيامبر و اسماعيل فرزند امام صادق – عليه السلام – و بسياري قبورديگرپرداختند . ضريح فولادي ائمه بقيع را که در اصفهان ساخته شده بود وروي قبور حضرات معصومين امام مجتبي ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق –عليهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما اين اولين حملهآنان به مدينه نبود . آنان در سال 1221 هجري نيز يک بار ديگر به مدينههجوم برده ، پس از يک سال و نيم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنندو پس از تصرف اقدام به غارت اشياي گرانبهاي حرم پيامبر – صلي الله عليه وآله و سلم – و تخريب و غارت قبرستان بقيع نمودند .طبق نقل تاريخي آن ها دراين حمله چهر صندوق مملو از جواهرات مرصع به الماس و ياقوت گرانبها و حدوديکصد قبضه شمشير با غلاف هاي مطلا به طلاي خالص و تزيين شده به الماس وياقوت و ... به يغما بردند . و اين نيز نخستين حمله آنان به مقدسات اسلامينبود . صلاح الدين مختار نويسنده و مورخ وهابي در کتاب "تاريخ امملکهالعربيه السعوديه کما عرفت" بخشي از افتخارات وهابيت در حمله به کربلايمعلي را چينن شرح مي دهد : در سال 1216 اميرسعود در رأس نيروهاي بسياري ازمردم نجد و حبوب و حجاز و تهامه و نواحي ديگر به قصد عراق حرکت نمود و درماه ذي القعده به شهر کربلا رسيد و آن را محاصره کرد . سپاه مذکور بارويشهر را خراب کردند و به زور وارد شهر شدند . بيشترمردم را در کوچه و بازارو خانه ها به قتل رسانيدند و نزديک ظهر با اموال و غنائم فراوان از شهرخارج شدند ، سپس در محلي به نام ابيض گرد آمدند . خمس اموالرا خود سعودبرداشت و بقيه را به هر پياده يک سهم و به هر سوار دو سهم قسمت کرد .(چونبه نظر آنها جنگ با کفار بود)عثمان بن بشر از ديگر مورخان وهابي دربارهحمله به كربلا چنين مي نويسد: "… گنبد روي قبر (يعني قبر امام حسين عليهالسلام) را ويران ساختند و صندوق روي قبر را كه زمرد و ياقوت و جواهراتديگر در آن نشانده بودند، برگرفتند و آنچه در شهر از مال و سلاح و لباس وفرش و طلا و نقره و قرآن هاي نفيس و جز آنها يافتند، غارت كردند و نزديكظهر از شهر بيرون رفتند در حالي كه قريب به 2000 تن از اهالي كربلا راكشته بودند."جالب اين جاست كه مورخ مزبور نام كتاب خود را "عنوان المجد فيتاريخ نجد" گذاشته و از اين وقايع به عنوان نشانههاي مجد و شكوه و عظكتوهابيت ياد كرده است!اما اين فقط شيعيان و اماكن مقدسه آنها نبودند كهوهابيان آثار مجد و شكوه خود را در آن به نمايش گذاشتهاند، مكه مكرمه وطائف نيز از حملات آنان در امام نماند. "جميل صدقي زهاوي" در خصوص فتحطائف مي نويسد: "طفل شيرخواره را بر روي سينه مادرس سر بريدند، جمعي را كهمشغول فراگيري قرآن بودند كشتند، چون در خانهها كسي باقي نماند، بهدكانها و مساجد رفتند و هر كس بود، حتي گروهي را كه در حال ركوع و سجودبودند، كشتند. كتابها را كه در ميان آنها تعدادي مصحف شريف و نسخههايياز صحيح بخاري و مسلم و ديگر كتب فقه و حديث بود، در كوچه و بازارافكندندو آنها را پيمال كردند.سرزدن اين قبيل امور از پيروان محمد بن عبدالوهابشگفت نيست! تابعان كسي كه همه مسلمانان را كافر و مشرك مي دانست و مكه ومدينه را قبل از آنكه به دست وهابيان بيافتد، دارالحرب و دارالكفر!ميدانست. در كتاب "الدررالسنيه" مي خوانيم:"وي - محمد بن عبدالوهاب – ازصلوات بر پيامبر صلي الله عليه و اله نهي ميكرد و از شنيدن آن ناراحتميشد. صلوات فرستنده را اذيت ميكرد و به سختترين وجه مجازات مينمود.حتي او دستور داد مرد نابيناي متديني را كه مؤذن بود و صوت خوشيداشت، چون به حرف او گوش نداده، بر پيامبر صلوات فرستاده بود، به قتلرسانند. بسياري از كتب مربوط به صلوات بر پيامبر صلي الله عليه و آله رابه آتش كشيد و به هريك از پيروانش اجازه مي داد قرآن را مطابق فهم خودتفسير كند."محمد بن عبدالوهاب به نوبهي خود در اعتقادات پيرو"ابن تيميهحنبلي" است، كه در قرن هشتم هجري ميزيسته است، از ابن تيميه عقايد جالبينقل شده است. از جمله اينكه او خدا را جسم ميدانست! براي ذات مقدس خداونددست و پا و چشم و زبان و دهان قائل بود! ابن بطوطه جهانگرد معروف درسفرنامهي حود مي گويد: "ابن تيميه را بر منبر مسجد جامع دمشق ديدم كهمردم را موعظه ميكرد و ميگفت: خداوند به آسمان دنيا ميآيد، همان گونهكه من اكنون فرود ميآيم! سپس يك پله از منبر پائين ميآمد!"عقايد اوآنچنان سخيف و بيمقدار بود كه خود اهل سنت وي را به زندان افكندند و دررد او كتب متعددي را به رشته تحرير درآوردند.اين قطرهاي كوچك از مرداباعتقادات و عملكرد وهابيان در طول اين ساليان است. در طول اين دوراندانشمندان زيادي چه شيعه و چه سني به نقد عقايد وهابيت دست زدهاند و بهشبهات گوناگون آنان پاسخ دادهاند. يكي از شبهات آنان مسألهي بناء برقبور است. آنها ساختن بنا اعم از مسجد يا غير آن را بر قبر حرام ميدانند. در اين نوشتار سعي مي كنيم پاسخي مناسب به شبههي مذكور بدهيم.نخست آنكه: اين شبههي آنان را صريح آيهي 21 سوره كهف دفع مينمايد، كهدر خصوص ماجراي اصحاب كهف از قول مومناني كه ميخواستند ياد اصحاب كهف راگرامي دارند مي فرمايد: لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا (بي ترديد برروي قبور آنان مسجدي بنا مي كنيم) دوم آنكه: هنگام ظهور اسلام و در دورانفتوحان اسلامي بناهايي بر قبور انبياء گذشته وجود داشت. از جمله ميتوانبه قبر حضرت داوود و حضرت موسي در بيت المقدس اشاره نمود. جالب اينجاست كهخليفه دوم كه طبق نظر اين آقايان از صحابه است و معصوم، خود براي انعقادپيمان صلح به بيت المقدس رفت و پس از تسلط بر آن شهر، اقدامي در راستاي ازبين بردن اين قبور به عمل نياورد…اما به راستي قومي كه در تاريخ نه چندانطولاني خود، چنان كه از زبان مورخين خودشان شنيديم قرآنها را درخيابانها لگد مال ساختند و در قتل عام پيروان علي عليه السلام و سايرخلفا فرقي نگذاشتند و مجد خود را در غارت و قتل جستجو مي كردند، شايستگياين را دارند كه مخاطب يك استدلال قرآني و يا حتي تاريخي قرار گيرند؟!