کتیبه پنجم داریوش شاه در شوش
ارسال شده: جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸, ۸:۴۳ ب.ظ
کتیبه پنجم داریوش شاه در شوش
[FONT=Times New Roman]
رضا مرادی غیاث آبادی ازداریوشبزرگ، کتیبههای فراوانی در شهر شوش به دست آمده است که بر رویسنگهایمرمرین، پاستونها، لوحهای گلین و یا بر آجر نگاشته شدهاند.بیشتر اینکتیبهها، مانند دیگر نبشتههای هخامنشی به سه خط و زبان فارسیباستان،عیلامی و بابلی هستند. متن زیر گزارش فارسیِ یکی از مهمترینکتیبههایداریوش بزرگ، یعنی کتیبه پنجم او در شوش ( DSe )استکه در آن اندیشههای داریوش در زمینه صلحجویی و همبستگیسرزمینها،آبادانی و سامان شهرها، پاسداشت ناتوانان، پایندگی میهن و بسانکات مهمدیگر آمده است. این کتیبه کوتاه، همراه با نویسه اصلی میخیِفارسیِباستان، آوانوشت و برخی توضیحات از سوی این نگارنده در دست چاپ استوترجمان آسانخوانِ آن در اینجا منتشر میشود.
[FONT=Times New Roman]بند 1 [FONT=Times New Roman] خدایبزرگاست اهورامزدا؛ که بیافرید این زمین را؛ که بیافرید آن آسمان را؛کهبیافرید آدمی را؛ که بیافرید از برای آدمی شادی را؛ که داریوش را شاهیفراداد. یک شاه از بسیاران، یک فرمانروا از بسیاران.
[FONT=Times New Roman]بند 2 [FONT=Times New Roman] منداریوش، شاه بزرگ، شاهانْ شاه، شاه سرزمینهایی با گوناگون مردمان، شاهدراین زمین بزرگ، پهناور و دورکرانه. پسر ویشتاسپ، یک هخامنشی، یک پارسی،پسرپارسی، یک آریایی، آریاییتبار.
[FONT=Times New Roman]بند 3 [FONT=Times New Roman] گویدداریوش شاه: بخواست اهورامزدا، این است سرزمینهایی که جز از پارسدارم.آنانرا فرمان راندم. مرا خراج گذاردند. آنچه گفتِ من به آنان بود،چنانکردند. قانون من آنانرا پایید: ماد، خوزیه، پارت، هرات، بلخ، سغد،خوارزم،سیستان، آراخوزی، ثَتَهگوش، مَکا، گندارَه، هند، سکاییانِهومنوش،سکاییانِ تیز خود، بابل، آشور، اّرَبیه (عربیه)، مصر، ارمنیه،کاپادوکیه،اسپارت، یونانیان این سوی دریا و آن سوی دریا، اسکودر، حبشیان،کاریان.
[FONT=Times New Roman]بند 4 [FONT=Times New Roman]گویدداریوش شاه: بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمینهابهدیگری بر میتاختند و یکی دیگری را فرو میکوبید. من بخواست اهورامزداچنانکردم که یکدیگر را نکوبند. هر کدام در ماندگاه خود هستند. از اینقانون منبیمناکند که: زورمند، ناتوان را نمیکوبد و نابود نمیکند.
[FONT=Times New Roman]بند 5 [FONT=Times New Roman] گویدداریوش شاه: بخواست اهورامزدا، بسا کارها که نابسامانیده شده بود؛ منآنرابسامانیدم. گذر زمان، باروی شهر . . . را برافکنده بود و بازساختنشده بود؛من بنیان باروی دیگری برآوردم. چنان که مانَد تا آیندهها.
[FONT=Times New Roman]بند 6 [FONT=Times New Roman]گوید داریوش شاه: اهورامزدا و دیگر بغان، بپایند مرا و نوشتارهای مرا وخانه/ میهن مرا.
[FONT=Times New Roman]
رضا مرادی غیاث آبادی ازداریوشبزرگ، کتیبههای فراوانی در شهر شوش به دست آمده است که بر رویسنگهایمرمرین، پاستونها، لوحهای گلین و یا بر آجر نگاشته شدهاند.بیشتر اینکتیبهها، مانند دیگر نبشتههای هخامنشی به سه خط و زبان فارسیباستان،عیلامی و بابلی هستند. متن زیر گزارش فارسیِ یکی از مهمترینکتیبههایداریوش بزرگ، یعنی کتیبه پنجم او در شوش ( DSe )استکه در آن اندیشههای داریوش در زمینه صلحجویی و همبستگیسرزمینها،آبادانی و سامان شهرها، پاسداشت ناتوانان، پایندگی میهن و بسانکات مهمدیگر آمده است. این کتیبه کوتاه، همراه با نویسه اصلی میخیِفارسیِباستان، آوانوشت و برخی توضیحات از سوی این نگارنده در دست چاپ استوترجمان آسانخوانِ آن در اینجا منتشر میشود.
[FONT=Times New Roman]بند 1 [FONT=Times New Roman] خدایبزرگاست اهورامزدا؛ که بیافرید این زمین را؛ که بیافرید آن آسمان را؛کهبیافرید آدمی را؛ که بیافرید از برای آدمی شادی را؛ که داریوش را شاهیفراداد. یک شاه از بسیاران، یک فرمانروا از بسیاران.
[FONT=Times New Roman]بند 2 [FONT=Times New Roman] منداریوش، شاه بزرگ، شاهانْ شاه، شاه سرزمینهایی با گوناگون مردمان، شاهدراین زمین بزرگ، پهناور و دورکرانه. پسر ویشتاسپ، یک هخامنشی، یک پارسی،پسرپارسی، یک آریایی، آریاییتبار.
[FONT=Times New Roman]بند 3 [FONT=Times New Roman] گویدداریوش شاه: بخواست اهورامزدا، این است سرزمینهایی که جز از پارسدارم.آنانرا فرمان راندم. مرا خراج گذاردند. آنچه گفتِ من به آنان بود،چنانکردند. قانون من آنانرا پایید: ماد، خوزیه، پارت، هرات، بلخ، سغد،خوارزم،سیستان، آراخوزی، ثَتَهگوش، مَکا، گندارَه، هند، سکاییانِهومنوش،سکاییانِ تیز خود، بابل، آشور، اّرَبیه (عربیه)، مصر، ارمنیه،کاپادوکیه،اسپارت، یونانیان این سوی دریا و آن سوی دریا، اسکودر، حبشیان،کاریان.
[FONT=Times New Roman]بند 4 [FONT=Times New Roman]گویدداریوش شاه: بسا بد کرداری شده بود، من به نیکی گردانیدم. سرزمینهابهدیگری بر میتاختند و یکی دیگری را فرو میکوبید. من بخواست اهورامزداچنانکردم که یکدیگر را نکوبند. هر کدام در ماندگاه خود هستند. از اینقانون منبیمناکند که: زورمند، ناتوان را نمیکوبد و نابود نمیکند.
[FONT=Times New Roman]بند 5 [FONT=Times New Roman] گویدداریوش شاه: بخواست اهورامزدا، بسا کارها که نابسامانیده شده بود؛ منآنرابسامانیدم. گذر زمان، باروی شهر . . . را برافکنده بود و بازساختنشده بود؛من بنیان باروی دیگری برآوردم. چنان که مانَد تا آیندهها.
[FONT=Times New Roman]بند 6 [FONT=Times New Roman]گوید داریوش شاه: اهورامزدا و دیگر بغان، بپایند مرا و نوشتارهای مرا وخانه/ میهن مرا.