وفات حضرت عبدالعظيم (ع)
ارسال شده: یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸, ۵:۱۲ ب.ظ
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]عبدالعظیمعلیه السّلام فرزند عبدالله بن علی، از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیهالسّلام است و نسبش با چهار واسطه به آن حضرت می رسد .
پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قیس .
ولادتبا سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سال 173 هجری قمری در شهر مقدّسمدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهارامام معصوم یعنی امام موسی كاظم علیه السّلام ، امام رضا علیه السّلام،امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده ،محضر مبارك امام رضا علیه السّلام ، امام محمّد تقی علیه السّلام و امامهادی علیه السّلام را درك كرده و احادیث فراوانی از آنان روایت كرده است .
اینفرزند حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آنجا كه از نوادگانحضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به حسنی شهرت یافته است .
حضرتعبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمهمعصومین علیهم السّلام و از چهره های بارز و محبوب و مورد اعتماد ، نزداهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود و در مسایل دین آگاه و بهمعارف مذهبی و احكام قرآن ، شناخت و معرفتی وافر داشت .
ستایشهایی كهائمه معصومین علیهم السّلام از وی به عمل آورده اند، نشان دهنده شخصیّتعلمی و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادی علیه السّلام گاهی اشخاصی راسؤال و مشكلی داشتند، راهنمایی می فرمودند كه از حضرت عبدالعظیم الحسنیعلیه السّلام بپرسند و او را از دوستان حقیقی خویش می شمردند و معرّفی میفرمودند .
در آثار علمای شیعه نیز، تعریفها و ستایشهای عظیمی درباره اوبه چشم می خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهیزكار، ثقه، دارایاعتقاد نیك و صفای باطن و به عنوان محدّثی عالیمقام و بزرگ یاد كرده اند؛در روایات متعدّدی نیز برای زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام ، ثوابیهمچون ثواب زیارت حضرت سیّد الشهداء، امام حسین علیه السّلام بیان شدهاست.
زمینه های مهاجرت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام از مدینه به ریو سكونت در غربت را باید در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر جستجو كرد؛خلفای عبّاسی نسبت به خاندان حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم وشیعیان ائمه علیه السّلام بسیار سختگیری می كردند، یكی از بدرفتارتریناین خلفاء متوكّل بود كه خصومت شدیدی با اهل بیت علیهم السّلام داشت، وتنها در دورت او چندین بار مزار حضرت امام حسین علیه السّلام را در كربلاتخریب و با خاك یكسان ساختند و از زیارت آن بزرگوار جلوگیری به عمل آوردند.
ساداتو علویّون در زمان او در بدترین وضع به سر می بردند .حضرت عبدالعظیم علیهالسّلام نیز از كینه و دشمنی خلفا در امان نبود و بارها تصمیم به قتل آنحضرت گرفتند و گزارشهای دروغ سخن چینان را بهانه این سختگیری ها قرار میدادند، در چینن دوران دشوار و سختی بود كه حضرت عبدالعظیم علیه السّلام بهخدمت حضرت امام هادی علیه السّلام رسید و عقاید دینی خود را بر آن حضرتعرضه كرد ، حضرت امام هادی علیه السّلام او را تأیید فرموده و فرمودند:تو از دوستان ما هستی .
دیدار حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سامرا باحضرت امام هادی علیه السّلام به خلیفه گزارش داده شد و دستور تعقیب ودستگیری وی صادر گشت، او نیز برای مصون ماندن از خطر، خود را از چشممأموران پنهان می كرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد می كردو شهر به شهر می گشت تا به ری رسید و آنجا را برای سكونت انتخاب كرد. علّتاین انتخاب به شرایط دینی و اجتماعی ری در آن دوره بر می گردد كه وقتیاسلام به شهرهای مختلف كشور ما وارد گشت و مسلمانان در شهرهای مختلف ایرانبه اسلام گرویدند، از همان سالها ری یكی از مراكز مهمّ سكونت مسلمانان شدو اعتبار و موقعیّت خاصّی پیدا كرد . زیرا سرزمینی حاصلخیز و پرنعمت بود،عمرسعد هم به طمع ریاست یافتن بر ری در حادثه جانسوز كربلا، حضرت حسین بنعلی علیه السّلام را به شهادت رساند. در ری هم اهل سنّت و هم از پیرواناهل بیت علیهم السّلام زندگی می كردند و قسمت جنوبی و جنوب غربی شهر ریبیشتر محلّ سكونت شیعیان بود .
حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به صورت یكمسافر ناشناس ، وارد ری شد و در محلّه ساربانان در كوی سكّه الموالی بهمنزل یكی از شیعیان رفت، مدّتی به همین صورت گذشت . او در زیرزمین آن خانهبه سر می برد و كمتر خارج می شد ، روزها را روزه می گرفت و شبها به عبادتو تهجّد می پرداخت، تعداد كمی از شیعیان او را می شناختند و از حضورش درری خبر داشتند و مخفیانه به زیارتش می شتافتند، امّا می كوشیدند كه اینخبر فاش نشود و خطری جانِ حضرت را تهدید نكند .
پس از مدّتی، افرادبیشتری حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را شناختند و خانه اش محلّ رفت و آمدشیعیان شد، نزد او می آمدند و از علوم و روایاتش بهره می گرفتند و عطرخاندان عصمت علیهم السّلام را از او می بوئیدند و او را یادگاری از امامانخویش می دانستند و پروانه وار گردِ شمعِ وجودش طواف می كردند .
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]حضرتعبدالعظیم علیه السّلام میان شیعیان شهرری بسیار ارجمند بود و پاسخگویی بهمسایل شرعی و حلّ مشكلات مذهبی آنان را برعهده داشت؛ این تأكید ، هم گویایمقام برجسته حضرت عبدالعظیم علیه السّلام است و هم می رساند كه وی از طرفحضرت امام هادی علیه السّلام در آن منطقه ، وكالت و نمایندگی داشته است؛مردم سخن او را سخن امام علیه السّلام می دانستند و در مسایل دینی و دنیوی، وجود او محور تجمّع شیعیان و تمركز هواداران اهل بیت علیهم السّلام بود.
روزهایپایانی عمر پربركت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با بیماری او همراه بود،آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل بیت درآستانه محرومیّت از وجود پربركت این سیّد كریم قرارگرفته بودند، اندوهمصیبتهای پیاپی مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاكمیت عبّاسیان برایشدردی جانكاه و مضاعف بود؛ در همان روزها یك رویای صادقانه حوادث آینده راترسیم كرد: یكی از شیعیان پاكدل ری، شبی درخواب حضرت رسول صلّی الله علیهوآله و سلّم را در خواب دید. حضرت پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله وسلّم به او فرمود: فردا یكی از فرزندانم در محلّه سكّه المولی چشم ازجهان فرو می بندد، شیعیان او را بردوش گرفته به باغ عبدالجبّار می برند ونزدیك درخت سیب به خاك می سپارند.
سحرگاه به باغ رفت تا آن باغ را ازصاحبش بخرد و افتخار دفن شدن یكی از فرزندان پیامبر صلّی الله علیه و آلهو سلّم را نصیب خویش سازد، عبدالجبّار كه خود نیز خوابی همانند خوابِ اورا دیده بود، به رمز و راز غیبی این دو خواب پی برد و برای اینكه در اینافتخار، بهره ای داشته باشد، محلّ آن درخت سیب و مجموعه باغ را وقف كرد تابزرگان و شیعیان در آنجا دفن شوند.
همان روز حضرت چشم از جهان فرو بست.خبر درگذشت این نواده رسول اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم دهان بهدهان گشت و مردم با خبر شدند و جامه های سیاه پوشیدند و بر در خانه حضرتعبدالعظیم الحسنی علیه السّلام گریان و مویه كنان گرد آمدند؛ پیكر مطهّراو را غسل دادند، به نقل برخی مورّخان در هنگام غسل، در جیب پیراهن اوكاغذی یافتند كه نام و نسب خود را در آن نوشته بود؛ بر پیكر او نمازخواندند، تابوت او را بردوش گرفتند و با جمعیّت انبوه عزادار به سوی باغعبدالجبّار تشییع كردند و پیكر مطهّرش را در كنار همان درخت سیب كه رسولخدا صلّی الله علیه وآله و سلّم به آن شخص اشاره كرده بود، دفن كردند تاپاره ای از عترت مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم در این باره به امانتبماند و نورافشانی كند و دلباختگان خاندان پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم از مزار این ولیّ خدا فیض ببرند.
منبع: [External Link Removed for Guests]
پدرش عبدالله نام داشت و مادرش فاطمه دختر عقبه بن قیس .
ولادتبا سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سال 173 هجری قمری در شهر مقدّسمدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با بركت او با دوران امامت چهارامام معصوم یعنی امام موسی كاظم علیه السّلام ، امام رضا علیه السّلام،امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده ،محضر مبارك امام رضا علیه السّلام ، امام محمّد تقی علیه السّلام و امامهادی علیه السّلام را درك كرده و احادیث فراوانی از آنان روایت كرده است .
اینفرزند حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آنجا كه از نوادگانحضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به حسنی شهرت یافته است .
حضرتعبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمهمعصومین علیهم السّلام و از چهره های بارز و محبوب و مورد اعتماد ، نزداهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود و در مسایل دین آگاه و بهمعارف مذهبی و احكام قرآن ، شناخت و معرفتی وافر داشت .
ستایشهایی كهائمه معصومین علیهم السّلام از وی به عمل آورده اند، نشان دهنده شخصیّتعلمی و مورد اعتماد اوست؛ حضرت امام هادی علیه السّلام گاهی اشخاصی راسؤال و مشكلی داشتند، راهنمایی می فرمودند كه از حضرت عبدالعظیم الحسنیعلیه السّلام بپرسند و او را از دوستان حقیقی خویش می شمردند و معرّفی میفرمودند .
در آثار علمای شیعه نیز، تعریفها و ستایشهای عظیمی درباره اوبه چشم می خورد، آنان از او به عنوان عابد، زاهد، پرهیزكار، ثقه، دارایاعتقاد نیك و صفای باطن و به عنوان محدّثی عالیمقام و بزرگ یاد كرده اند؛در روایات متعدّدی نیز برای زیارت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام ، ثوابیهمچون ثواب زیارت حضرت سیّد الشهداء، امام حسین علیه السّلام بیان شدهاست.
زمینه های مهاجرت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام از مدینه به ریو سكونت در غربت را باید در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن عصر جستجو كرد؛خلفای عبّاسی نسبت به خاندان حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم وشیعیان ائمه علیه السّلام بسیار سختگیری می كردند، یكی از بدرفتارتریناین خلفاء متوكّل بود كه خصومت شدیدی با اهل بیت علیهم السّلام داشت، وتنها در دورت او چندین بار مزار حضرت امام حسین علیه السّلام را در كربلاتخریب و با خاك یكسان ساختند و از زیارت آن بزرگوار جلوگیری به عمل آوردند.
ساداتو علویّون در زمان او در بدترین وضع به سر می بردند .حضرت عبدالعظیم علیهالسّلام نیز از كینه و دشمنی خلفا در امان نبود و بارها تصمیم به قتل آنحضرت گرفتند و گزارشهای دروغ سخن چینان را بهانه این سختگیری ها قرار میدادند، در چینن دوران دشوار و سختی بود كه حضرت عبدالعظیم علیه السّلام بهخدمت حضرت امام هادی علیه السّلام رسید و عقاید دینی خود را بر آن حضرتعرضه كرد ، حضرت امام هادی علیه السّلام او را تأیید فرموده و فرمودند:تو از دوستان ما هستی .
دیدار حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سامرا باحضرت امام هادی علیه السّلام به خلیفه گزارش داده شد و دستور تعقیب ودستگیری وی صادر گشت، او نیز برای مصون ماندن از خطر، خود را از چشممأموران پنهان می كرد و در شهرهای مختلف به صورت ناشناس رفت و آمد می كردو شهر به شهر می گشت تا به ری رسید و آنجا را برای سكونت انتخاب كرد. علّتاین انتخاب به شرایط دینی و اجتماعی ری در آن دوره بر می گردد كه وقتیاسلام به شهرهای مختلف كشور ما وارد گشت و مسلمانان در شهرهای مختلف ایرانبه اسلام گرویدند، از همان سالها ری یكی از مراكز مهمّ سكونت مسلمانان شدو اعتبار و موقعیّت خاصّی پیدا كرد . زیرا سرزمینی حاصلخیز و پرنعمت بود،عمرسعد هم به طمع ریاست یافتن بر ری در حادثه جانسوز كربلا، حضرت حسین بنعلی علیه السّلام را به شهادت رساند. در ری هم اهل سنّت و هم از پیرواناهل بیت علیهم السّلام زندگی می كردند و قسمت جنوبی و جنوب غربی شهر ریبیشتر محلّ سكونت شیعیان بود .
حضرت عبدالعظیم علیه السّلام به صورت یكمسافر ناشناس ، وارد ری شد و در محلّه ساربانان در كوی سكّه الموالی بهمنزل یكی از شیعیان رفت، مدّتی به همین صورت گذشت . او در زیرزمین آن خانهبه سر می برد و كمتر خارج می شد ، روزها را روزه می گرفت و شبها به عبادتو تهجّد می پرداخت، تعداد كمی از شیعیان او را می شناختند و از حضورش درری خبر داشتند و مخفیانه به زیارتش می شتافتند، امّا می كوشیدند كه اینخبر فاش نشود و خطری جانِ حضرت را تهدید نكند .
پس از مدّتی، افرادبیشتری حضرت عبدالعظیم علیه السّلام را شناختند و خانه اش محلّ رفت و آمدشیعیان شد، نزد او می آمدند و از علوم و روایاتش بهره می گرفتند و عطرخاندان عصمت علیهم السّلام را از او می بوئیدند و او را یادگاری از امامانخویش می دانستند و پروانه وار گردِ شمعِ وجودش طواف می كردند .
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]حضرتعبدالعظیم علیه السّلام میان شیعیان شهرری بسیار ارجمند بود و پاسخگویی بهمسایل شرعی و حلّ مشكلات مذهبی آنان را برعهده داشت؛ این تأكید ، هم گویایمقام برجسته حضرت عبدالعظیم علیه السّلام است و هم می رساند كه وی از طرفحضرت امام هادی علیه السّلام در آن منطقه ، وكالت و نمایندگی داشته است؛مردم سخن او را سخن امام علیه السّلام می دانستند و در مسایل دینی و دنیوی، وجود او محور تجمّع شیعیان و تمركز هواداران اهل بیت علیهم السّلام بود.
روزهایپایانی عمر پربركت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام با بیماری او همراه بود،آن قامت بلند ایمان و تلاش، به بستر افتاده بود و پیروان اهل بیت درآستانه محرومیّت از وجود پربركت این سیّد كریم قرارگرفته بودند، اندوهمصیبتهای پیاپی مردم و روزگار تلخ شیعیان در عصر حاكمیت عبّاسیان برایشدردی جانكاه و مضاعف بود؛ در همان روزها یك رویای صادقانه حوادث آینده راترسیم كرد: یكی از شیعیان پاكدل ری، شبی درخواب حضرت رسول صلّی الله علیهوآله و سلّم را در خواب دید. حضرت پیامبر اكرم صلّی الله علیه و آله وسلّم به او فرمود: فردا یكی از فرزندانم در محلّه سكّه المولی چشم ازجهان فرو می بندد، شیعیان او را بردوش گرفته به باغ عبدالجبّار می برند ونزدیك درخت سیب به خاك می سپارند.
سحرگاه به باغ رفت تا آن باغ را ازصاحبش بخرد و افتخار دفن شدن یكی از فرزندان پیامبر صلّی الله علیه و آلهو سلّم را نصیب خویش سازد، عبدالجبّار كه خود نیز خوابی همانند خوابِ اورا دیده بود، به رمز و راز غیبی این دو خواب پی برد و برای اینكه در اینافتخار، بهره ای داشته باشد، محلّ آن درخت سیب و مجموعه باغ را وقف كرد تابزرگان و شیعیان در آنجا دفن شوند.
همان روز حضرت چشم از جهان فرو بست.خبر درگذشت این نواده رسول اكرم صلّی الله علیه و آله و سلّم دهان بهدهان گشت و مردم با خبر شدند و جامه های سیاه پوشیدند و بر در خانه حضرتعبدالعظیم الحسنی علیه السّلام گریان و مویه كنان گرد آمدند؛ پیكر مطهّراو را غسل دادند، به نقل برخی مورّخان در هنگام غسل، در جیب پیراهن اوكاغذی یافتند كه نام و نسب خود را در آن نوشته بود؛ بر پیكر او نمازخواندند، تابوت او را بردوش گرفتند و با جمعیّت انبوه عزادار به سوی باغعبدالجبّار تشییع كردند و پیكر مطهّرش را در كنار همان درخت سیب كه رسولخدا صلّی الله علیه وآله و سلّم به آن شخص اشاره كرده بود، دفن كردند تاپاره ای از عترت مصطفی صلّی الله علیه و آله و سلّم در این باره به امانتبماند و نورافشانی كند و دلباختگان خاندان پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم از مزار این ولیّ خدا فیض ببرند.
منبع: [External Link Removed for Guests]