شهید محسن سیفی

در اين بخش شهداء و ايثارگران جنگ معرفي و درباره‌ي حماسه دفاع مقدس بحث ميشود

مدیران انجمن: moh-597, شوراي نظارت, مديران هوافضا

ارسال پست
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 629
تاریخ عضویت: جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸, ۹:۲۵ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1394 بار
سپاس‌های دریافتی: 2882 بار
تماس:

شهید محسن سیفی

پست توسط Takhrib Chi »

 بسم رب الشهدا والصدیقین
 
بارالـهــا نمی خـواهم که در بستــــر بمیـــرم یاریم کن تا به راحت در دل سنگر بمیرم

دوست دارم لاله باشم در گلستان شهیدان زنــــدگی از سر بگیرم در ره جانان بمیرم

دو روز مانده بود به عيد و همه در تكاپوي سال نو محسن ساك دستي كوچكش را بست كه برود. به خواهرش گفت: وصيت نامه ام را نوشته ام، به مادر چيزي نگو غصه مي خورد.
مادر سه بار لباس و كفش نو محسن را داخل ساكش گذاشت و او هر بار با عذري آن را از ساكش بيرون آورد و رفت!

برگشت!!

دوم خردادماه بود كه آمد، اشرار گلوله اي در سر او شليك كرده بودند.

  خادم الحسین(ع) بسیجی شهید محسن سیفی

(دوست و رفیق صمیمی شهید عبدی)
 
تاريخ تولد :9/6/1359 تاریخ شهادت : 2/3/1378

محل تولد :تهران /تهران طول مدت حیات :19

محل شهادت :دشت سمسور (ايرانشهر)
مزار شهید : قطعه ۵۰ بهشت زهرا(س)

در مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر

تصویر

 فقط برای حسین گریه کنید.. 
شهريورماه سال 1359 محسن در شهر تهران چشم به آسمان گشود از همان آغاز کودکي منظره اعزام رزمندگان به جبهه‌هاي حق عليه باطل در تاب ديدگانش نقش بست.صلابت گامهاي استوارشان دل کوچکش را مشتاق ايثار نمود در سن 12 سالگي در مراسم عزاداري اباعبدالله (ع) شرکت کرد و در پايگاههاي بسيج مشغول فعاليت فرهنگي – مذهبي شد.محسن علاقه بسياري به حضرت آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي داشت با شهادت دوستانش «محمد عبدي» و «ياوري» شوري عاشقانه او را به مناطق جنگي کشاند سيفي در اولين ديدار خود به همراه شهيد عبدي به عنوان فيلمبردار عازم مناطق جنوب شد او بار ديگر در شب تحويل سال 1378 جهت مبارزه با اشرار به همراه برادران نيروي انتظامي به منطقه رفت. سيفي سرانجام در تاريخ 2/3/1378 در سن 19 سالگي توسط اشرار به شهادت رسيد پيکر خون‌آلود محسن در دشت سمسور (ايرانشهر) بر خاک افتاد، تا گواهي بر صدق ارادتش به اباعبدالله (ع) باشد.
تصویر
مادر شهید
او هميشه خطاب به شهدا مي گفت خوشا به حال آنها كه رفتند و مي گفت من شهيد مي شوم و به من مي گويند شهيدسيفي!!

نامه‌اي به برادر

بسم الله الرحمن الرحيم امروز روز عرفه است و الان اين نامه را بار ديگر مي‌نويسم ساعت 2:30 نصف شب است دوست دارم يکبار ديگر به بهشت زهرا (س) بنشينم و سينه بزنم از همه چيز خسته شدم و همه چيز برايم تکراري است حال خاصي دارم دنبال يک چيز مي گردم ولي هنوز پيدايش نکرده‌ام امسال اينجا محرم شهرمرده‌هاست فقط از سه الي چهار مسجد صداي اذان و دعا مي‌آيد و ديگر هيچي اصلا از عزاداري خبري نيست ما اينجا براي خودمان يک هيئت سينه زني راه انداختيم و مدام هم محمد بابايي و مجتبي يوسفي خودمان هستند خلاصه به کرامت آقا امام حسين (ع) سينه زدن بچه‌هاي تهران را در ايرانشهر پيدا کرديم از فرماندار تا سرباز نوار نريمان گوش مي دهند و به خصوص مسئول منطقه خلاصه ما اينجا همه را با نوار امام رضاي (ع) سعيد حداديان، آشنا کرديم مرا دعا کنيد خدايا جواب من را بده دوست دارم سرم پيش آقا حسين (ع) بره از بچه‌ها طلب حلاليت کنيد دلم براي پارچه و ريسه زدن تنگ شده به بچه‌ها بگو يادش بخير از دو کوهه، شلمچه، اروندرود، هويزه، خرمشهر، آبادان خيلي دلم تنگ شده يادش بخير مشهد، گنبد طلا، سقاخونه، صحن گوهرشاد، خادمانش ... يادش بخير بهشت زهرا، مرقد امام، قم، جمکران ...وقتي که مرا داخل قبر مي‌گذارند از خاک تربت امام حسين (ع) روي دهانم بريزيد که من نمي‌توانم جواب بدهم، شايد اين کمکم کند و اما شب اول قبر نوار نريمان بگذاريد تا حال بيايم و به ذکر سينه‌زني که رسيدم خودم دستهايم را بالا مِي‌آورم و سرم را تکان مي دهم و مشغول سينه زدن مي‌شود به بچه‌ها بگو زيارت عاشورا را بخوانند ......

روي قبرم بنويسد حسيني بوده است
بنويسيد ز يــاران خــمـينـي بـوده است
بنويسيد که او جا مـانــده بود از قافله
سرپرست قافله ساقي عشقش بوده است
بنوسيد حسين بن علي (ع)‌ او را خــريـد
زان سبب راس تنش چون او پر از خون بوده است
بنوسيد زهــــرا (س) محسني ديگر خريد..
زیــن سـبـب او سـيد آل محمد بوده است
بنوسيد کعبه نيست جز سنگ و کلوخ
بنويسيد دلــش بيت‌الحرامش بـوده است


 فقط براي آقايم حسين (ع) گريه کنيد 
شعر از :شهید محسن سیفی

هر وقت براي حضرت زهرا(س) گريه مي كنيد اشك هايتان را به سينه بكشيد.
در وقت خواب وضو بگيريد و وقتي در رختخواب قرار گرفتيد سه مرتبه بگوييد يا زهرا(س). وقت صبح براي گرفتن وضو و اقامه نماز صبح هم ياد زهرا(س) از خاطرتان نرود.

قسمتی از توصیه های شهید به خانواده اش

وصيت‌نامه

يا الله جل جلاله الله يا محمد (ص)‌، يا علي (ع)، يا فاطمه (س) ،.... يا حجه (عج) و شما اي ولي ما يا روح‌الله و شما اي پيروان صادق آن شهيدان، خدايا چگونه اين وصيت‌نامه را بنويسم در حاليکه سراپا گناه و معصيت و سراپا تقصير و نافرماني هستم گرچه از رحمت و بخشش تو نااميد نيستم ولي ترسم از اين است که نيامرزيده از اين دنيا بروم مي‌ترسم رفتنم خالصانه نباشد پذيرفته درگهت نشوم يا رب العفو خدايا نميرم در حاليکه از من ناراضي باشي من مي‌خواهم به پاي تو خوني بشوم از زندگي هيچ نفهميدم حال بايد خوني مي‌شد و در رگهايم جريان مي‌يافت و سلولهايم (يارب، يا رب) مي‌گفت خدايا قبولم کن يا اباعبدالله شفاعت آه چقدر لذت‌بخش است انسان آماده باشد براي ديدار رويش ولي چه کنم تهيدستم خدايا قبولم کن :«اي عاشقان اباعبدالله بايستي شهادت را در آغوش گرفت گونه‌ها بايستي از حرارت شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند اهميت زياد به نماز و دعاها و مجالس اباعبدالله (ع) و شهداء بدهيد از همه کساني که از من رنجيده‌اند و حقي بر گردن من دارند طلب بخشش دارم و اميدوارم خداوند مرا گناهاني بسيار بيامرزد .... به ياد آقا امام حسين (ع) دوست دارم پيش محمد عبدي خاکم کنيد دوست دارم دومين نفر از شما باشم آقاجون قبولم کن......

منبع:http://shahidabdi.blogfa.com
تصویر تصویر
ای چشم من گریان نباش
اینگونه اشک افشان مباش
حیران و سرگردان نباش
در گردش گیتی ،رسد روزی ،به پایان هر غمی
دست نگارتصویر ما داغ دل را گذارد مرهمی.
http://www.centralclubs.com/topic-t78644.html
طلبه جوان دیگری در دفاع از ناموس مردم، چاقو خورد
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: شهید محسن سیفی

پست توسط SAMAN »

واقعه درگیری با اشرار چندین بار تکرار شده ما هم اینجا شهیدی داریم بنام شهید گندابی که سرباز نیروی انتظامی بودند. و درآخر روز خدمتشان با اشرار درگیر میشوند و به شهادت می رسند.
جناز این شهید به همراه چند شهید دیگر تا چندین روز در بیابانها می ماند.
شهید گندابی هم از بچه های بسیجی و واقعا" پاک بودند.


حتما عکس و تاریخ شهادت ایشان رو در این تاپیک پست میکنم.
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Super Moderator
Super Moderator
نمایه کاربر
پست: 3101
تاریخ عضویت: یک‌شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۸۵, ۴:۲۵ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 19718 بار
سپاس‌های دریافتی: 21369 بار

Re: شهید محسن سیفی

پست توسط SAMAN »

السلام علیک یا اباعبــــــــــدالله الحسین

شهید نــــــــــدری فرزند رشید لرستان
تاریخ شهادت: سال جاری
محل شهادت: منطقه شــــــــــــــا هو -
درگیری با گروهک پ ژ اگــــــــــــــــ

از بازگوی جزییات بیشتر معذوریم.

تصویری از شهید (در صورت تمایل کلیک کنید)

[External Link Removed for Guests]


شهید سید محمد رضای گندابی در خرداد ماه سال 80 در منطقه سیستان و بلوچستان به شهادت رسید. هنوز عکس ایشان به دستم نرسیده است.
پیام حکم قتل خود شنفتن مرا خوشتر بود, از یک تملق به نزد مردمان سفله گفتن!
Captain II
Captain II
نمایه کاربر
پست: 629
تاریخ عضویت: جمعه ۶ شهریور ۱۳۸۸, ۹:۲۵ ق.ظ
محل اقامت: تهران
سپاس‌های ارسالی: 1394 بار
سپاس‌های دریافتی: 2882 بار
تماس:

Re: شهید محسن سیفی

پست توسط Takhrib Chi »

ای آنکه ز دامن تو کوته دستم دیروز به پیشــانی پیمان بســتم
دیشب تا صبح با شهیدان بودم ای کاش به ان قافله می پیوستم
من بال و پر شهید را میبوسم پا تا به سر شهید را می بوسم
گر لحظه دیدار میســــر نشود دست پدر شهید را می بوسم
ای دوست به حنجر شهیدان صلوات بر قامت بی سر شهیدان صلوات
از دامن زن مرد به معراج رود بر دامن مادر شهیدان صلوات

تصویر
ای چشم من گریان نباش
اینگونه اشک افشان مباش
حیران و سرگردان نباش
در گردش گیتی ،رسد روزی ،به پایان هر غمی
دست نگارتصویر ما داغ دل را گذارد مرهمی.
http://www.centralclubs.com/topic-t78644.html
طلبه جوان دیگری در دفاع از ناموس مردم، چاقو خورد
ارسال پست

بازگشت به “حماسه دفاع مقدس”