صفحه 1 از 1
طاووس، وفادارترین زن حرمسرای 1000 نفری فتحعلی شاه
ارسال شده: سهشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۱:۵۰ ق.ظ
توسط RAHVAR
طاووس، وفادارترین زن حرمسرای 1000 نفری فتحعلی شاه
ازمیان بیش از هزار زن، که در طول سلطنت سی و هفت ساله فحتعلی شاه قاجار درحرمسرای او زیستهاند نام قریب به ۲۰۰ تن از آنان در منابع مختلف مربوط بهقاجاریه ثبت شده است.
[External Link Removed for Guests]
از میان بیش از هزار زن، که در طول سلطنت سی و هفت ساله فحتعلی شاهقاجار در حرمسرای او زیستهاند و نام قریب به ۲۰۰ تن از آنان در منابعمختلف مربوط به قاجاریه ثبت شده است، طاووس خانم، ملقب به تاج الدوله، بیشاز هر زن دیگری در دوران سلطنت دومین پادشاه سلسله قاجار اثر گذاشته وتنها زنی است که تا پایان عمر فتحعلی شاه محبوب و سوگلی حرم این پادشاهعشرتطلب بوده و بیش از زنان دیگر دومین پادشاه قاجار برای او فرزند آوردهاست.
میرزا عبدالوهاب معتمدالدوله معروف به نشاط اصفهانی از شعرایمعروف دربار فتحعلی شاه که بر تاجالدوله نقش پدر داشت ازدواج شاه و او رافراهم کرد.
طاووس هنگام ازدواج با فتحعلی شاه دختر زیبائی بوده،ولی تعداد زنان زیبا در حرمسرای عریض و طویل فتحعلی شاه کم نبود. آنچهموجب دوام علاقه و محبت فتحعلی شاه به طاووس شد، کمال او بود نه جمال.طاووس که در مکتب نشاط اصفهانی شاعر معروف دوران فتحعلی شاه تربیت شده بودبعد از عروسی با شاه از مصاحبت او برخوردار بود و شعر هم میگفته، ولی ازاشعار او در هیچ یک از منابع مربوط به قاجاریه که در دسترس نویسنده بودهاست، نمونهای مشاهده نشد.
طاووس چون از یک خانواده معمولی بود بهعقد ازدواج منقطع فتحعلی شاه درآمد، ولی جشن عروسی او با شاه قاجار، ازمراسم بسیار باشکوه عروسی دوران سلطنت فتحعلی شاه بود. در آن تاریخشاهزاده حسنعلی میرزا ملقب به شجاعالسلطنه (پسر ششم فتحعلی شاه) حاکمتهران بود و به دستور او شهر را به خاطر عروسی پدرش با این دختر اصفهانیآذین بستند. تخت مرصعی را که تخت خورشید نام داشت برای شب عروسی آمادهکردند و بعد از شب زفاف با طاووس، به امر فتحعلی شاه این تخت را «تختطاووس»خواندند، که هنوز بر روی این تخت مرصع و گرانبها باقی مانده است.
طاووسدر همان چندماه اول زندگی زناشوئی با فتحعلی شاه، به قدری علاقه و توجهپادشاه قاجار را به خود جلب نمود که شاه به او لقب «تاجالدوله» اعطا نمودو تصمیم گرفت او را به عقد ازدواج دائم خود درآورد و قصد داشت یکی از چهارزن عقدی خود را طلاق بدهد و طاووس را به عقد دائمی خود درآورد، ولی طاووسحاضر نشد و ترجیح داد همچنان زن صیغه شاه بماند. همچنین فتحعلی شاه مقررفرمود که یک دست عمارت تامالاجرا از اندرونی و بیرونی و حمام، مشتمل برتالارهای آئینه متعدد مانند موقع تمکن و نشیمن خود خاقان مغفور که معروفبه عمارت چشمه بود، برای تاجالدوله ساختند.
اوضاع و اسباب تجملتاجالدوله به همه جهت از حرمخانه خارج بود و دستگاهی جداگانه داشت ازفراشخانه و اصطبل و غیره. میرزا حسین، پسر مرحوم میرزا اسدالله خان برادرمرحوم میرزا آقاخان صدراعظم، وزارت تاجالدوله را داشت. ماهی هزار تومانبه اسم سبزی مطبخ تاجالدوله از دفتر برات صادر میشد.
طاووس که تاپایان عمر فتحعلی شاه، زن سوگلی و مورد علاقه او باقی ماند ۹ فرزند برایفتحعلی شاه به دنیا آورد، که شش تن از آنان، سه پسر (سیفالدوله،نیرالدوله و عضدالدوله) و سه دختر (شیرین جهان خانم، شمسالدوله و مرصعخانم) زنده ماندند. پسران به مقامات مهمی رسیدند و دختران با شاهزادگانقاجار ازدواج کردند.
از میان فرزندان طاووس، سلطان محمد میرزا ملقببه سیفالدوله پسر ارشد طاووس مورد توجه و علاقه مخصوص فتحعلی شاه بود، بهطوری که در سیزده سالگی حکومت ایالت بزرگ اصفهان را به او واگذار نمود ویوسف خان گرجی سپهدار را به وزارت او برگماشت. سیفالدوله در زمان فوتفتحعلی شاه در اصفهان هم حکومت اصفهان را داشت و تشریفات کفن و دفن فتحعلیشاه تحت نظر وی انجام پذیرفت. سیفالدوله بعد از مرگ پدر مدعی سلطنت نشد،ولی به برادرزاده بیمار و ناتوانش محمدشاه هم اعتنائی نداشت، به همین جهتبه صوابدید میرزا ابوالقاسم قائم مقام اولین صدر اعظم محمدشاه به تهراناحضار شد و چندی بعد همراه مادرش به عتبات عالیات رفت و در بغداد اقامتگزید.
در منابع مربوط به دوره قاجاریه، اعم از منابع داخلی ونوشتههای مؤرخین خارجی، به نفوذ تاجالدوله یا طاووس در وقایع بیست سالآخر سلطنت فتحعلی شاه و عزل و نصب حکام و مقامات مهم این دوره اشاره شده،ولی همه مؤرخین داخلی و خارجی به نیکی از او یاد کردهاند. او زنی مؤمن ومتدین و دلرحم و با عاطفه بوده و هر مظلومی به درگاه او پناه میبرد مأیوسبرنمیگشت.
در روزهای بیماری فتحعلی شاه در سفر اصفهان نیز که بهمرگ وی انجامید طاووس تنها زن از صدها زن حرمسرای شاهی بوده که در کنارشوهر ۶۸ سالهاش مانده و از او پرستاری مینمود.
برای پی بردن بهبزرگ منشی و سعه صدر تاجالدوله یا طاووس اصفهانی، همین فقره انصراف ازتصاحب جواهراتی که حداقل یک میلیون تومان به پول آن روز قیمت داشته و ارزشامروز آن هزاران برابر است کفایت میکند.
خودداری او از پیوستن به جمعزنان عقدی فتحعلی شاه نیز، که مستلزم طلاق یکی از چهر زن عقدی او بودنمونه دیگری از بزرگواری و اعتماد به نفس این زن است و با یان که بعدها بافوت یکی از زنان عقدی شاه، این امکان برای او فراهم شد که بدون التزامفتحعلی شاه به طلاق یکی از زنان عقدیش به عقد دایم او در آید، از حرف خودکه نمیخواهد ساعت سعد جاری شده صیغه عقد منقطع او به هم بخورد برنگشت وتا آخر عمر زن صیغه فتحعلیشاه بود.
تاجالدوله بعد از درگذشتفتحعلی شاه به اتفاق پسرش سیفالدوله به زیارت عتبات رفت و دو مرتبه نیزبه حج بیتالله مشرف شد. تاجالدوله سالهای پایانی عمر خود را در نجف اشرفبه سر آورد و مقبرهعای برای خود در مجاورت حرم حضرت امیرالمومنین ساخت،که هم اکنون نیز برقرار و معروف است. چند تن از اولاد تاجالدوله هم درزمام حیات او در نجف اشرف اقامت گزیدند نسل پنجم و ششم آنها هم اکنون دربغداد و نجف و کربلا زندگی میکنند.
Re: طاووس، وفادارترین زن حرمسرای 1000 نفری فتحعلی شاه
ارسال شده: سهشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۱:۵۹ ق.ظ
توسط RAHVAR
نا گفته ها در باره حرمسرای فتحعلی شاه
پديدهي حرمسرا و داشتن زنان متعدد، از ديرباز در تاريخ ايران وجود داشتهاست. در کتاب «حيات مردان» از «پلوتارک» در مورد حرمسراي «اردشير دوم هخامنشي» نيز سخن به ميان آمدهاست. «هردوت» از زنان زيبا و دلير ايراني، بسيار و به نيکي ياد ميکند. در تاريخ باستان، داستانهاي فراواني از مبارزات و رقابتهاي زنانهي درون حرمسراهاي عصر هخامنشي نقل شدهاست.
معروفترين پادشاه ساساني که حرمخانهاش شهرت فراوان داشته، «خسرو پرويز» بوده است که حدود هزار زن در حرمسراي او زندگي ميکردهاند. از زنان مشهور او، ميتوان به «شيرين» و «مريم»، دختر امپراتور روم اشاره کرد. اين شيرين همان کسي است که نظامي، شرح حال دلدادگيهاي او را با خسرو پرويز پادشاه ساساني است، زير عنوان منظومهي « خسرو و شيرين » آورده است.
البته پس از حمله اسلام به ايران، داشتن حرمسرا در ميان خانوادههاي ثروتمند و رجال سرشناس نيز رايج گرديد. حتي داشتن زنان عقدي و صيغه در ميان مردم کوچه و بازار نيز چيزي غير عادي نبودهاست.اين نکته را بايد يادآور شد که داشتن زنان متعدد و نگاه داشتن آنان در حرمسرا، تنها در ايران متداول نبودهاست. بلکه اين سنت در کشورهاي ديگر مشرق زمين از جمله ترکيهي عثماني و دربار هارونالرشيد نيز رواج داشته است.
«خسرو معتضد»، يکي از نويسندگان کتاب «سياست و حرمسرا، زن در عصر قاجار» در مقدمهي کتاب مينويسد: «انگيزهي عمدهي نويسندگان اين کتاب بيشتر پردازش و تشريح و تبيين علت عقب ماندن ايران از کاروان ترقي جهان بهويژه در قرن نوزدهم ميلادي برابر با قرون سيزده و چهارده هجري قمري است. وقتي پادشاهي چون «فتحعليشاه قاجار» سالها وقت خود را در آن مقطع حساس تاريخي به خوشگذراني و زمانسپاري بيهوده ميگذراند وکلکسيون زنان در خانهي خويش ترتيب ميدهد، نيک پيداست که کشور را به حال خود رها ميکند و اوقات زيادي براي رسيدگي به امور ملک و مردم برايش باقي نميماند.
انصاف دهيم زماني که شاهي که در عين حال وظايف رييس مملکت، رييس دولت، قوهي مقننه و حتي قضائيه را به شانههاي ناتوان خود تلنبار کرده و خويشتن را ولی امر هم ميخواند، اينسان روزگار به بيهودگي و هوسراني بگذراند و صاحب بيش از 200 فرزند شود، کجا توان و وقت پرداختن به امور مهم کشور را خواهد داشت و آيا نميتوان يکي از رازهاي عقبماندگي ايران در 200 سال اخير را از همين گمکردن زمامدار در شبستانهاي حرمسرايش بازيافت؟!»
اين نکته را بايد يادآور شد که داشتن زنان متعدد و نگاه داشتن آنان در حرمسرا، تنها در ايران متداول نبودهاست. بلکه اين سنت در کشورهاي ديگر مشرق زمين از جمله ترکيهي عثماني و دربار هارونالرشيد نيز رواج داشته است.
حرمسرای فتحعلی شاه
او چون با مشاهدهی رخسار زیبا و اندام دلفریب زنان زیبا آتش بهوجودش میافتاد و درعین حال قادر به کام گرفتن نبود، خشمناک و برافروخته میشد و دیوانهوار با شلاق و چوب به جان دختر بیچارهای میافتاد که افتخار همخوابگی سلطان نصیبش شده بود و آزارش میداد-حدود سال 1209 هجری قمری آغامحمدخان که سلسلهی «زندیه» را برانداخت و آخرین پادشاه آن «لطفعلیخان» را به وضع فجیعی کشته بود، در تهران خود را برای لشکر کشی به «قفقاز» و بازگرداندن «گرجستان» و مناطق دیگر به متصرفات ایران، آماده میکرد.
تاریخ زندگی«آغامحمدخان» پر از وقایع سیاسی، نظامی و لشکرکشی به سرزمینهای دیگر همچون «تفلیس» و «گرجستان» است که در طی آن مدت، فرصت جمعآوری جواهرات و نفایس گرانبها را بهدست آورد. او در عینحال، وحدت ایران را نیز تأمین کرد. حکومت مقتدر مرکزی پدید آورد و جواهرات پراکندهی سلطنتی را بار دیگر جمعآوری کرده و سلسلهای را بنیان نهاد که به مدت صدو پنجاه سال دوام آورد. اما آنچه را که به ایران بازگرداند و یا به دست آورد با غیر انسانیترین و فجیعترین شیوهها بود.
تاریخ نویسان، ویژگیهای «آغامحمدخان» را چنین برشمرده اند:
شجاع و متهور، نابغه در امور جنگی و نقشه کشی، جاه طلب، کشورگشا که در عینحال طبعی فرومایه داشت، ناجوانمرد بود و بسیار سنگدل و بیعاطفه.
در «ناسخ تواریخ» آمدهاست:
« «آغامحمدخان» بعد از تصرف «گرجستان»، هفتاد تن از اعیان گرجیان را عرصهی شمشیر ساخت، آنگاه به شهر «تفلیس» درآمد. لشکر، دست به یغما برگشادند و چندان که دانستند و توانستند از زر و سیم و اشیاء نفیسه حمل دادند و پانزدههزار تن از زنان و دوشیزگان و مردان و پسران را اسیر و دستگیر ساختند و کشیشان را دست بسته به رود ارس انداختند.»اگر این صحنه های دردناک فاجعهآمیز و صحنههای دیگر که مورخ معاصر «ازبک فتحالله عبداللهیف» در اثر خود به نام «مناسبات روسیه و ایران و سیاست انگلستان در ایران در آغاز نوزدهم» آورده، صحت داشته باشد، مردم «گرجستان» در تحمل این ستمگریها با ایرانیان شریک و همدرد بودند زیرا که از طرف «آغامحمدخان» بر ایرانیان نیز همین ظلم و ستمها رفتهاست.
این مرد که دارای خصوصیات خاص و گاه متضاد بود، مرگ ویژهی خود را نیز داشت. او درعین حال که کشورگشا و در امور لشکری و نظامی نابغه بشمار میآمد، بسیار خسیس و مالدوست بود. چنانکه علت مرگ او را نیز باید در همین خست بیش از اندازهی او جستجو کرد:«آغامحمدخان» در هر شبانه روز یک دانه خربزه، بهعنوان میوه، پس از غذا می خورد که فراهم کردن این کار توسط سه تن نوکران شخصی او انجام میگرفت.روال کار چنان بود که خربزه را از وسط میبریدند، نیمی از آن را شاه، پس از ناهار و نیمی دیگر را پس از شام میخورد.
شبی او متوجه میشود نیمهی خربزهای را که برای او آوردهاند، همان نیمهی دوم میوهی پیشین نبوده بلکه خربزهای جدید است. علت شناسایی این امر آن بود که او هر نیمهی خربزه را علامتگذاری میکرد. به همین دلیل متوجه میشود که نیمهی قبلی را یکی از نوکرانش خوردهاست.پس از کشف این موضوع دستور میدهد که آنها را بکشند. میرغضب هر سه را با طناب میبندد و چون شب جمعه بوده، کشتن آنها را به روز بعد موکول میکند. اما سه نفر اعدامی که مرگ خود را حتمی میدانند، شبانه خود را رها ساخته و بهسراغ «آغامحمدخان» میروند و سر شاه را از بدنش جدا میسازند.
آنچه که بعد بر سر این سه خدمتکار و توسط زنان حرم میآید باور نکردنیاست و موی بر تن انسان راست میکند که چگونه این همه سنگدلی و قساوت در وجود یک انسان میتواند جای بگیرد. از جمله استفاده از انبر داغ، کارد ، قیچی و میلهی آهنین و بریدن بیضهها، سر ،سوراخ کردن و مثله کردن بدن آنها.
در چهارمین بخش از «تاریخ ناگفتههای حرمسراهای ایران»، نگاهی داریم به اندرون حرمسرای هزار نفرهی «فتحعلیشاه» قاجار. مورخان ایرانی آن دوره از او بهعنوان خاقان کشورگشا، مردی زیبا، خوشاندام، لایق، و دلیر یاد میکنند در حالیکه بیگانگان بهویژه دیپلماتهای خارجی که رفت و آمد را به ایران آغاز کرده بودند، از این شاه قاجار بهعنوان مردی خوشگذران، زنباره به حد جنون، بیلیاقت ـ زیرا که هفده ولایت قفقاز در دوران او ار کشور جدا شد ـ خسیس و دهنبین یاد میکنند. در این باره اشاره دارند به این مورد که او به جای برخورداری از اندیشهها و دلسوزیهای وزیر کاردان خود «میرزا ابراهیمخان کلانتر، اعتمادالدوله»، به شایعات و دهنبینیهای دیگران توجه داشت
«فتحعلیشاه» با وجود دشواریهای سیاسی و توفانهای مهیبی که از سر گذراند، زندگی افسانهای و سراسر لذت و آمیخته به شادکامی و هوسهای سیریناپذیری را پشت سر گذاشت. تفریح در حرمخانه، سواری، شکار ، بازی ورق، سرگرمی عمدهی او را تشکیل میداد. میزان برد و باخت در حرمخانه به حدی بود که هر کنیز، سالانه تا پانزده هزار تومان بهعنوان انعام دریافت میکرد.
او با وجود داشتن هزار زن عقدی و صیغه، کلیهی رقاصهها، مطربها، بازیگرها و خوانندههای زن تهران را به قصر خود میخواند و در آنجا مسکن میداد. در مجلس بزم او زنانی همچون استاد «زهره» و استاد «مینا» با تار، سهتار، کمانچه، سنتور، چینی و تنبک، شادیآفرین این مجالس بودند.
تهران در زمان او از یک قصبهی بزرگ بدل به شهری شد. ارگ سلطنتی، مسجد بزرگ شاه، باغ نگارستان، قصر قاجار و عمارتی بهنام سلیمانیه در کوچ بنا گردید.
یکی از این دیپلماتهای خارجی بهنام «گاسپار دروویل» در بارهی او مینویسد:
«بخل و خست «فتحعلیشاه» بیاندازه است. لذتی جز رویهمانباشتن خزاین ندارد. همه ساله قریب ده تا دوازده میلیون فرانک جواهر گرانبها میخرد و آنها را در صندوقها روی هم میریزد. طلای بیحساب جمعآوری میکند. شکی نیست که بهزودی کشور خویش را ورشکست کند.»
با توجه و علاقهی وافری که به تجملات داشت جامعهی شهرنشین، متمدن و مرفه ایران مورد توجه مسافرین خارجی قرار گرفت. تجملپرستی ایرانیان، طبقات اجتماعی گوناگون، خانهها، قصرها، باغها و ضیافتها همراه با آداب مفصل ناهار و شام و غذاهای متنوع، توجه ایرانیها به صرف قهوه و کشیدن قلیان، لباسها، حرفهها، بازارها، گرمابهها، کاروانسراها و بهویژه حرمسراهای ایرانی اعجاب و شگفتی بیگانگان را برانگیخت.
از هزار زنی که «فتحعلیشاه» در حرمسرای خود داشت، «طاووس خانم» جایگاه ویژهای دارد. هم او بود که بهعنوان سوگلی و ملکهی آیندهی ایران برگزیده شد. داستان آشنایی او با شاه قاجار نیز شنیدنی است. شاه قاجار در سفری که به اصفهان دارد این دختر ده، یازده سالهی گرجی را در میان انبوه تماشاگرانی میبیند که برای دیدن او آمده بودند. چشمان فیروزهای این دختر دل شاه را میبرد. همانجا دستور میدهد که با خانوادهی او تماس بگیرند و او را به حرم منتقل سازند. قرار بر این میشود که تا سن پانزدهسالگی او در حرم زندگی کند و سپس به ازدواج خاقان درآید.
شاه، او را بهدست گیسسفیدان حرم میسپارد تا راه و رسم مناسب ملکه بودن را بیاموزد. از طرف دیگر «فتحعلیشاه» عدهای از ادیبان و شاعران را برای آموزش او برمیگزیند. از آن جملهاند «میرزا عبدالوهاب اصفهانی» متخلص به «نشاط» و ملقب به «اعتمادالدوله» و جمعی دیگر از دانشمندان آن عصر. «طاووس خانم» که در آموختن ادب و موسیقی شایستگی خود را نشان میدهد افزون بر زیبایی خیره کنندهی صورت، بر زیبایی سیرت نیز روز به روز میافزاید، چنانکه علوم ادبی، منطق و مبانی بیان را میآموزد، به سرودن شعر تسلط مییابد و چون صدای خوشی نیز دارد، در موسیقی و آواز هم صاحب هنر میشود.
«طاووس» در سن پانزده سالگی به ازدواج خاقان یا شاه قاجار درمیآید. در مراسم باشکوه ازدواج برای این که سراسر مناظر آن جشن در میان جواهر غوطهور باشد، بستر زفاف را بر تختی گوهرنشان میگسترند که آن را «تخت خورشید» مینامیدند. شاه قاجار بر روی این تخت جواهرنشان بود که از عروس خود کام گرفت و به یادگار آن ساعت شیرین، تخت خورشید را «تخت طاووس» نام نهاد.
و در همان شب بود که «فتحعلیشاه» که از قریحهی سرودن شعر برخوردار بود برای عروسش شعر بلندی سرود که اینچنین آغاز میشود:
چشمت ز سحر جادویی بابل نشان دهد
زلفت نشان ز سنبل باغ جنان دهد
تیـــر کرشمهات همهدم خون بهدل کنـــد
لعـــل لبت توان بـــه تن ناتوان دهد
در بخش پیشین تا بدانجا اشاره کردیم که شاه قاجار به همبستری «طاووس خانم» بر روی «تخت خورشید» دست یافت و به افتخار نام او، نام آن را به «تخت طاووس» تغییر داد.
«طاووس خانم» پس از چندی لقب «تاجالدوله» یافت. شاه با اهدای جواهرات و توجه خاص به او، سعی داشت تا احترام اهل حرم را نسبت به او برانگیزد و علاقهی خود را به او نشان دهد. از این رو برای وی عمارتی خاص، موسوم به «چشمه» ساخت که کاخی باشکوه با باغ و بستانی دلگشا و پهناور بود. او حتی گروه ارکستر ویژهی خود را داشت که «بیگم رستمآبادی» معروف به «یارشاه» و دختر آقا محمدرضای موسیقیدان معروف به «شاهوردی» از جمله اعضای آن گروه بودند.
«طاووس خانم» دارای سه دختر و سه پسر شد و تا هنگام مرگ «فتحعلیشاه» در حرمسرای او زندگی کرد. او علیرغم خواهش شاه، هرگز نپذیرفت که به عقد او درآید و تا پایان زندگی شاه، صیغهی او باقی ماند.پس از مرگ شاه، «طاووس خانم» به بینالنهرین- عراق امروز- رفت و در «نجف» اقامت گزید. در آن جا به خرید املاک و وقف آنها پرداخت. دوبار نیز به حج رفت و سرانجام در سال 1262 هجری قمری درگذشت و در همان شهر به خاک سپرده شد.
امروزه نیز تصویر نقاشی شدهی «تاجالدوله» در کاخ گلستان تهران، در موزهی نگارخانه نگهداری میشود. تصویر مورد نظر، حکایت از زیبایی خاص او دارد. این مورد نیز گفتنی است که «طاووس خانم» طبع شعر نیز داشت. زمانی که او دختر جوانی بود، شاه جمعی از فضلا را برای آموزش او انتخاب کرده بود تا علوم ادبی، منطق و مبانی بیان را به او آموزش دهند. این آموزش چنان تأثیری داشت که ذوق سرودن شعر را در او بیدار ساخت. از استادان وی، میتوان از «معتمدالدوله نشاط» نام برد. او از صدای خوبی نیز بهرهمند بود.
دوران سلطنت «فتحعلیشاه» قاجار اگر چه برای خود او دورانی باشکوه و دنیایی پر از لذت و ثروت و نیز معاشرت و مباشرت با زنان زیباروی ایرانی و غیر ایرانی بود، اما برای ملت ایران، ثمری جز بدبختی، گرسنگی، فقر و بیماری نداشت. بیماری وبا، تیفوس و طاعون بیداد میکرد شهرها هر روز ویرانتر و مردم فقیرتر میشدند. جنگهای ایران و روسیه، کشور را به تجزیه و نابودی کشاند تا آن جا که هفده ولایت از ولایات ایران از کشور جدا شد. حملهی افغانها و ترکمانان در شرق و شمال شرقی کشور، آرامش را از مردم گرفته بود. نفوذ بیش از حد انگلستان نیز موجب تجزیهی «هرات» و قسمتهایی از شرق ایران شده بود.
فتحعلیشاه» قاجار که هزار زن صیغه و عقدی داشت، پولهای هنگفتی را صرف مخارج حرمسرا میکرد. داشتن زنان متعدد با ویژگیهای گوناگون در چهاردیواری حرمسرا، برخوردها و حوادث گوناگونی را بهدنبال داشت که گاه خود را به شکل حسادت و نفرت نشان میداد. در این برنامه از میان زنان و سوگلیهای مشهور «فتحعلیشاه»، به یکی از آنان به نام «سنبل خانم» میپردازیم.او که مادر «شعاعالسلطنه» است اهل کرمان بود و در جریان چپاول و قتل عام مردم به دست «آغامحمدخان» و قوای او به اسارت افتاد. سپس فرمان کور کردن او نیز صادر شد زیرا «آغامحمدخان» قاجار به دلیل همکاری آنان با «لطفعلیخان زند» از مردم کرمان کینه و نفرتی سخت بهدل داشت.
«آغامحمدخان» نخست دستور داد که پیر، جوان، زن و مرد اهل کرمان را سر ببرند و از سرهای بریده، مناره بسازند. اما بعد دستور داد که از کشتن زنان و به آتش انداختن کودکان شیرخوار خوددادری کنند و فقط چشم مردان را در هر سن و سالی که باشند، درآورند و از چشمها مناره بسازند. بسیاری از مردم کرمان که از خطر مرگ گریخته بودند این بار با خطر کورشدن روبهرو شدند.با وساطت «باباخان» یا همان «فتحعلیشاه» بعدها، قرار شد همه زنان و دختران جوان که قرار بود کشته شوند به حرمخانهی «باباخان» و سرداران و رؤسای قشون قاجار منتقل گردند.
«سنبل خانم» که یکی از زنان مورد علاقهی«فتحعلیشاه» بوده، یکی از همان دخترانی است که از مرگ نجات یافت و ناجی او همان «باباخان» بود:
در نخستین روز گشایش قلعهی کرمان، «باباخان» ضمن گشت و گذار در شهر و شرکت در قتل و عام مردم، با منظرهای مواجه میشود که چند سپاهی، دختر جوان و زیبایی را محاصره کرده و هریک قصد دارد قبل از به قتل رساندن او، از دختر کام بگیرد. دخترک که سخت ترسیده به زبان ترکی در میان شیون و زاری تقاضای بخشش میکند. موهای سیاه و پریشان دختر، چشمهای درشت و رنگ سبزهی بدن او، شور و هیجانی در «باباخان» ایجاد میکند که او را وا میدارد تا قدم پیش گذارد و با کشتن یک سپاهی دختر را از چنگ آنان برهاند. چند ساعت بعد دختر را به پوش سلطنتی میبرند و همان شب او را به عقد باباخان در میآوردند که بعدها «سنبل خانم» نام میگیرد و سخت مورد علاقهی «فتحعلیشاه» قاجار.
برتعداد زنان حرمسرا روز به روز افزوده میشود. وجود زنان متعدد با ویژگیهای گوناگون، بیکاری و حسادت و ترس از دست دادن مقام و موقعیت خود در نزد شاه و تلاش برای محبوبیت بیشتر، آنان را وامیدارد تا به هر کاری دست بزنند. حیلهها و نیرنگهای گوناگون، همراه با ورود دعانویس، رمال، فالبین و جادوگر، بر این فضای متشنج و رقابت بین زنان دامن میزند.
«فتحعلیشاه» برای جلوگیری از چنین فضای ناخوشایند و خطرناک سعی میکند به نحوی زنان حرم را سرگرم کند. او، رواج اوراق گنجه و آس و برد و باخت و قمار را، راه حلی مییابد که به بیماری دامنگیری بدل شده و چنان گسترش مییابد که در روزهای سخت جنگهای هولناک ایران و روسیه تزاری، شاه و اهل حرم یک دقیقه از آن غفلت نمیورزند ؛ مگر شبهای جمعه که بساط نوحه و دعاخوانی در حرمخانه برپا است.
زندگی شاه قاجار، از لحظهای که چشم از خواب میگشاید تا لحظهای که به خواب میرود، در حرمسرا میگذرد.
در اینجا از زبان یا از قلم مورخی شیوهی خوابیدن شبانهی فتحعلیشاه قاجار را نقل میکنیم:
« ... هر شب شش نفر زن حرم در خدمت به شاه، به نوبت میآمدند. گستردن رختخواب وظیفه یک زن بود. دو نفر با او در رختخواب میخوابیدند که هر وقت او به هر پهلو که میخوابد، در خدمت باشند. زنی که در پشت سر قرار میگرفت، پشت و شانهی شاهانه را در آغوش میگرفت و دیگری منتظر میماند تا زمانی که شاه به پهلو دیگر بغلتد، او پشت شاه را در بغل گیرد. هر دو نفر نیز پای شاه را تا صبح میمالیدند. زن دیگری، نقل و قصه میگفت و یک نفر هم برای خدمت بیرون رفتن و انجام فرمایشات در همان اتاق میماند.»
در چنین موقعیت حساسی بار سنگین مسئولیتها بر شانههای نحیف وزیراعظم، «میرزا ابراهیمخان کلانتر شیرازی» ملقب به «اعتمادالدوله» است که سالها با تدبیر و درایت میکوشد تا نظم و ترتیبی به اصول و تشکیلات رژیم ایران بدهد، اما در اولین طغیان حرمسرا، پیکر داغ و گداختهاش را در دیگ آب جوش میاندازند و از آن پس این بار سنگین بر شانههای «عباس میرزا» قرار میگیرد.
Re: طاووس، وفادارترین زن حرمسرای 1000 نفری فتحعلی شاه
ارسال شده: سهشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۱۱ ب.ظ
توسط RAHVAR
اگر چه فتحعلی شاه در دوران زمامداری خود کاری نکرد که کاری باشد و اینسهل است که قسمتهایی از سرزمین گرانبهای ایران را هم از دست داد
اما خدا وکیلی در یک مورد انتقام عموی بزرگوارش را به خوبی گرفت و آن این که هر قدر حسرت عیال و اولاد
آغامحمدخان مانده بود، وی تلافی کرد
پادشاه قدر قدرت قاجار، خاقان ب خاقان و سلطان بن سلطان، از هر ایل وطایفه، از هر دین و مذهب، از هر نژاد و کشور، بیوه و دختر، دوست و دشمن، وخلاصه از هر کجا و هر کس که دستش رسید زن گرفت و فرزند ساخت، کافی بود کهچشمش ببیند و دلش بخواهد،یا شرح زیبایی و محاسن زنی را بشنود. حرمسرایشخود شهری بود! شهری که همه مردمش می خوردند و می خوابیدند و حقوق میگرفتند.
من نمی دانم که این شاهنشاه محبوب، با این همه گرفتاری در حرمسرا! کی فرصتکرد متن دو معاهده افتخارآمیز! گلستان و ترکمنچای را بخواند!؟
برای حسن ختام! فهرستی را از از کتاب ناسخ التواریخ استنساخ کرده ام، تقدیم می کنم
ذکر اولاد و احفاد فتحعلی شاه و اسامی آنان که هنگام رحلتش زنده بودند
تعداد اولادش تا آنگاه که جهان را وداع گفت چنین بود: از روزی که پادشاهبه حد رشد و بلوغ رسید و با زنان همخوابی توانست کرد و فرزند آورد، تا اینوقت که به جهان دیگر شتافت از 47 سال افزون نبود.در این مدت قلیل! از صلبپاک او 2000 تن فرزند و فرزندزاده به عرصه شهود خرامیدند و بیشتر از ایشانهم در حیات او وی را وداع گفتند و تا این زمان یعنی سال تالیف این کتاب1271 ه.ق که پس از وفات او 21 سال سپری شده، اگر فرزند و فرزندزادگان آنپادشاه را شماره کنیم، عجب نباشد که با 10000 تن راست آید یعنی یک سپاه!لکن راقم این خطوط مردگان ایشان را رقم نکند و نبیره فرزندان را که نسبتبه آن شهریار بطن سوم باشند نام نبزد، بلکه فرزند و فرزندزادگان را کههنگام وفات شهریار زندگانی داشته اند بنگارد.
همانا 260 تن پسر و دختر بی واسطه از پشت شاه پدید آمد و 159 تن از ایشاندر زمان حیات وی بمردند و 101 تن مخلف ماندند. از این جمله 57 تن پسر و 46تن دختر بود. و از پسرزادگان 588 تن فرزند به جای ماند و از این جمله 295تن پسر و 292 تن دختر بودند و از دخترزادگان 97 تن به جای بود و از اینجمله 47 پسر 50 تن دختر بود. پس معلوم شد که هنگام بیرون شدن از این جهان،آن پادشاه را 786 تن فرزند و فرزندزاده زندگانی داشت. اکنون اسامی ایشانرا نگار می دهم. پسران و دختران و فرزندان ایشان را هر که پسر باشد به نامرقم کنم و نبیرگان را که دختر باشد، برشمار ایشان اختصار جویم و به ذکرنام پردازم و پسران و پسرزادگان را بر دختران و دخترزادگان مقدم سازم.
1-عباس میرزا (نایب السلطنه)
2-محمدعلی میرزا
3-محمدقلی میرزا
4-محمد ولی میرزا
5-حیسنعلی میرزا
6-حسنعلی میرزا
7-محمدتقی میرزا
8-علینقی میرزا
9-شیخعلی میرزا
10-علیشاه
11-عبدالله میرزا
12-امام وردی میرزا
13-محمدرضا میرزا
14-حیدرقلی میرزا
15-محمودمیرزا
16-همایون میرزا
17-الله وردی میرزا
18-اسماعیل میرزا
19-احمدعلی میرزا
20-علیرضا میرزا
21-کیقباد میرزا
22-بهرام میرزا
23-شاپور میرزا
24-ملک قاسم میرزا
25-منوچهر میرزا
26-هرمز میرزا
27-ایرج میرزا
28-کیکاوس میرزا
29-شاهقلی میرزا
30-محمدمهدی میرزا
31-کیخسرو میرزا
32-کیومرث میرزا ایلخانی
33- جهانشاه میرزا
34-سلیمان میرزا
35-فتح الله میرزا
36-ملک منصور میرزا
37-بهمن میرزا
38- سلطان محمد میرزا
39-سلطان سلیم میرزا
40-سلطان مصطفی میرزا
41-سلطان ابراهیم میرزا
42-سیف الدوله میرزا
43- یحیی میرزا
44-زکریا میرزا
45-محمدامین میرزا
46-حمزه میرزا
47-فرخ سیر میرزا
48- سلطان احمد میرزا
49-صاحبقران میرزا
50-طهمورث میرزا
51-جهانسوز میرزا
52-محمدهادی میرزا
53-پرویز میرزا
54-علی نقی میرزا
55-عباسقلی میرزا
56-کامران میرزا
57- اورنگ زیب میرزا
58-جلال الدین میرزا
59-امان الله میرزا
60-سلطان حسین میرزا
این جمله پسران شاهنشاه ایران فتحعلی شاه بودند.اگر چه سخن بر آن نهادیمکه همگان بدرود شهریار تاجدار از جهان چندان که از فرزندانش زنده باشندنامبردار شوند و 5 تن از ایشان هنگام وفات شهریار تاجدار زندگانی نداشتندو نگارنده کتاب مبارک در این نگارش حشمت ولیعهد دولت نایب السلطنه وشاهزاده محمدعلی میرزا را بداشت و 3 تن دیگر را بدان نگاشت که عشره سادسهشکسته نشود و عدد با 60 راست آید.
ادامه دارد...
Re: طاووس، وفادارترین زن حرمسرای 1000 نفری فتحعلی شاه
ارسال شده: سهشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸, ۷:۲۵ ب.ظ
توسط RAHVAR
اکنون دختران شهریار را نگار کنیم.از این 48 تن که رقم می شود، 2 تن قبل از رحلت شهریار به دیگر سرای تحویل دادند و 6 تن دوشیزگانند که هنوز دیدارشوهر نکرده اند و با کس همبستر نشده اند و 40 تن همخوابه شوهران و مادران و دختران و پسرانند. {به ترتیب:}
1-همایون سلطان مشهور به "خانم خانمان"
2-شاهزاده بیگم جان
3-سیدبیگم
4-ام سلمه
5-مریم خانم
6-فخرجهان خانم
7-شاه بیگم
8-سلطان بیگم
9-گوهر ملک خانم
10-زینب خانم
11-خدیجه خانم
12-طغیان خانم(شاید زلزله خانم بوده)
13-عزت نسا خانم
14-شمس بانو خانم
15-خدایجه سلطان
16-درخشنده گوهر خانم
17-گوهرشاه بیگم
18-شاه سلطان خانم
19-گوهر خانم
20-تاجلی بیگم خانم
21-حسن جهان خانم
22-ماه بیگم خانم
23-سرو جهان خانم
24-خورشید خانم
25-مولود سلطان خانم
26-عالیه سلطان خانم
27-زبیده خانم
28-خورشید کلاه
29-شیرین جان خانم
30-مرصع خانم
31-قیصر خانم
32-ساره سلطان خانم
33-آقا بیگم
34-شاه جهان بیگم
35-فرخ سلطان خانم
36-ماه نوش لب خانم!!!!!
37-حب نبات خانم
38-پاشا خانم
39-فرزانه بیگم
40-مهرجهان خانم
41-سلطان خانم
42-خاور سلطان بیگم
43-رخساره بیگم
44-خرم بهار خانم
45-بزم آرا خانم
46-ماه تابان خانم
47-ملک زاده خانم
48-بدر جهان خانم
Re: طاووس، وفادارترین زن حرمسرای 1000 نفری فتحعلی شاه
ارسال شده: سهشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۸, ۹:۲۸ ب.ظ
توسط RAHVAR
اما زوجات شاهنشاه ایران فتحعلی شاه عجب نباشد که آن را کسی شمار کند با1000 تن راست آید. لکن در این کتاب مبارک آنان که در حشمت حسب و نسب سجل وسند داشته اند، یا در سرای سلطنت صاحب ولد بودن اند و اگر نه شناخته ونامبردار گشته اند، به نام نگاشته می آید و آن جماعت که نسب بزرگ داشتهاند، نخست رقم می شوند و بعد از آن طبقه که هنگام رحلت پادشاه با فرزندانبوده اند، شمرده می آید. آنگاه آن جماعت را مرقوم می داریم که بعضی رافرزند نبوده و برخی را فرزندان بمرده اند و هنگام بدرود پادشاه از جهان بیولد بوده اند. بالجمله:
1-آسیه خانم
2-آسیه خانم
3-خیرالنسا خانم
4-مریم بیگم خانم
5-بدرنسا خانم
6-خدیجه خانم
7-گوهرتاج خانم
8-ملک سلطان خانم
9-سلطان خانم
10-بدرجهان خانم
11-خیرالنسا خانم
12-آغا بیگم
13-بیگم خانم
14-طرلان خانم
15-بیگم خانم
16-قمرنسا بیگم
17-زینب خانم
18-خانم کوچک
19-مریم بیگم خانم
20-آقا بیگم
21-خاتون جان خانم
22-خیرالنسا خانم
23-نوش آفرین خانم
24-مهرنسا خانم
25-خانم جان خانم
26-خانم جانی بیگم
27-آغابیگم خانم
28-نساباجی خانم
29-گوهر خانم
30-نبات خانم
31-گوهر خانم
32-گوهرخانم
Re: طاووس، وفادارترین زن حرمسرای 1000 نفری فتحعلی شاه
ارسال شده: چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۳۸۸, ۶:۲۴ ب.ظ
توسط RAHVAR
اکنون زنانی که در سرای سلطنت پسران و دختران آورده و خود بزرگ و بانوی سرای پادشاه شده اند، رقم می شود. بالجمله:
33-زیباچهره خانم (گرجستان)
34-بی بی کوچک خانم
35-زینب خانم
36-بیگم جان خانم
37-کلثوم خانم
38-مریم خانم (گرجستان)
39-مریم خانم (یهودی بنی اسرائیل)
40-فاطمه خانم (کرمان)
41-کلیدن خانم (گرجستان)
42-طاووس خانم (اصفهان)
43-بنفشه بادام خانم (ارمنی آذربایجان)
44-مشتری باجی (شیراز)
45-زلیخا خانم (ترکمنستان)
46-پریشاه خانم (گرجستان)
47- شاه پری خانم (زرتشتی)
48-شاه پسند خانم (شیراز)
49-سکینه خانم (اصفهان)
50-جیران خانم (ترکمنستان)
51-ستاره خانم (اصفهان)
52-گل پیرهن خانم (گرجستان)
53-زیباچهر خانم (رشت)
54-ننه خانم
55-بی بی خانم (بابا)
57-خوش نما خانم (گرجستان)
58-فاطی خانم (شیراز)
59-خیرنسا خانم
60-ننه خانم (ساری)
61-هما خانم
62-بیگم خانم
63-ماه آفرین خانم
64-شاه فراز خانم
65-یکی خانم
66-ملک جهان خانم (شیراز)
67-شهباز خانم (قزوین)
68-اله کز خانم
69-شهربانو خانم
Re: طاووس، وفادارترین زن حرمسرای 1000 نفری فتحعلی شاه
ارسال شده: پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۸, ۱۲:۲۵ ب.ظ
توسط RAHVAR
اکنون جماعتی از زوجات فتحعلی شاه رقم می شود که فرزندان ایشان بالجمله وداع جهان گفته اند و هنگام رحلت پادشاه فرزند نداشته اند:
70-خیرنسا خانم
71-حسن ملک خانم
72-جهان افروز خانم
73-حاجیه نبات خانم (از بنی اسرائیل - یهودی)
74-دلارام خانم (گرجستان)
75-طوطی خانم (ارمنی)
76-خدیجه خانم (از بنی اسرائیل)
77-جان بیگم (قم)
78-گل بخت خانم (ترکمن)
79-حاجیه خانم (طالش)
80-گل اندام خانم (از بنی اسرائیل)
81-شاه پرور خانم
82-سکینه خانم (تهران)
83-سروناز خانم (گرجستان)
84-جهان افروز خانم
85-از زوجه هشتاد و پنجم نامی برده نشده
86-خاتون باجی