صفحه 1 از 2

* به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸, ۹:۴۳ ق.ظ
توسط مستور
سلام

در این تایپک قصد دارم کلماتی رو که ما روزانه در هرجایی به کار می بریم امّا شکل صحیح و درستش رو یا تلفظ

نمی کنیم یا نمی نویسیم رو بیارم و یه یادآوری بشه که زبان فارسی ما اهمیّت داره. نباید به همین راحتی اجازه

بدیم که کلماتی متروک بشه یا باعث تغییر و تحول بشه.تصویر البته این تغییر و تحول اگه برخلاف دستوری و زبانی

نباشه مشکلی نداره.

در این کار از کتاب " فرهنگ درست نویسی سخن " که مؤلفش آقای یوسف عالی عباس آباد است و زیرنظر

دکتر حسن انوری هم تألیف شده.

از دوستان هم انتظار کمک دارم.تصویر

التماس دعاتصویرتصویر

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸, ۹:۴۴ ق.ظ
توسط مستور
نماز گزار / نماز گذار

" نماز گزار " به معنی " انجام دهنده فریضه نماز " است و املای آن به همین صورت یعنی با "زاء " درست است :

خادم مسجد سفره ای به گردن می بست که پُر از خرما بود و پابرهنه جلو صف نمازگزاران می گذشت و جلو هرکسی یک چنگ از آن می گذاشت.

(ندوشن: روزها 1/158)

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸, ۹:۴۴ ق.ظ
توسط مستور
قلّه کوه

قلّه به معنی " رأس کوه است و با ذکر آن نیازی به آوردن " کوه " نیست:

نمونه غیرمعیار: کوه نوردان به قلّه کوه صعود کردند.

نمونه معیار: کوه نوردان به قلّه صعود کردند.

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸, ۱۰:۵۳ ق.ظ
توسط مستور
جراحت

تلفظ این کلمه در زبان فارسی به فتح "جیم" ولی در عربی به کسر آن است.

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۰۰ ق.ظ
توسط مستور
ثمین / سمین

ثمین به معنای " گرانبها، قیمتی" است:

خرمهره های ناچیز را به جای جواهر ثمین قالب می زنند. (زرین کوب:نقد ادبی28)


سمین به معنای "چاق و فربه" و مجازاً به معنی "خوب و ارزشمند" است:

در این آثار به قول ادیبان البته غث و سمین هست. (زرین کوب: حکایت هم چنان باقی309)

حاسدم خواهد که او چون من همی گردد به فضل هرکه بیماری دق دارد کجا گردد سمین؟

(منوچهری:دیوان 79)

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۰۷ ق.ظ
توسط مستور
آبونمان / آبونه

آبونمان واژه فرانسوی و به معنی "اشتراک" و "حق اشتراک" است. این کلمه از لحاظ دستور زبان اسم است ولی در زبان فارسی اغلب آن را به غلط به

صورت صفت به کار می برند. برای مثال می گویند:« من فلان روزنامه را آبونمان هستم.» بدیهی است واژه صحیح خارجی در این مورد لغت " آبونه " است

نه " آبونمان " .

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۲۰ ق.ظ
توسط SAMAN
با تشکــــــــــــر تصویر

این کلمه نشــــــــــــــاط با "فتح نون" هست یا با "کسره نون" ؟

کدومش صحیح هست؟

تصویر

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: شنبه ۹ آبان ۱۳۸۸, ۱۱:۳۲ ق.ظ
توسط مستور
نشاط

تلفظ این کلمه در زبان فارسی به کسر " نون " ولی در عربی به فتح آن است.

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸, ۳:۵۷ ب.ظ
توسط مستور
آویزان بودن ( hang on )

به کاربردن این عبارت در معنی «منتظر بودن» بر اثر گرته برداری از زبان انگلیسی است. در زبان معیار باید از به کار بردن آن در معنی یاد شده پرهیز کنیم:

نمونه غیر معیار: چند ساعت است که این جا آویزانم.

نمونه معیار: چند ساعت است که این جا منتظرم.

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: جمعه ۲۲ آبان ۱۳۸۸, ۵:۱۰ ب.ظ
توسط مستور
اتو / اطو

این واژه ترکی است و بهتر است آن را به صورت «اتو» بنویسیم :


یک اتوی ساده داشتیم که زغال توی آن می ریختند و داغش می کردند. (ندوشن:روزها 1/57)

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۲۵ ق.ظ
توسط مستور
باتری / باطری

این کلمه فرانسوی ست و املای آن به هر دو صورت معمول است.

Re: * به ویرایش کلمات اهمیّت بدهیم *

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸, ۱۲:۲۵ ق.ظ
توسط مستور
بانک / بانگ

بانک کلمه ای فرانسوی و به معنی «مؤسسه ای برای پس انداز، مبادله و انتقال پول، دادن وام، مقاصد تجاری، یا خدمات مالی دیگر» است:

یک عرب نفت مدار که میلیون ها دلار ذخیره ی بانکی اش در یکی از بانک های غرب است آیا همان نوع احساس رویارویی با تمدن غرب دارد که یک

شتربان هم وطنش یا یک فلاح مصری. (ندوشن: ایران و تنهاییش218)

بانگ، واژه ای فارسی و به معنی «صدا یا آواز بلند» است:

همه ی شعرهایی را که سروده بود از حفظ داشت و آن ها را با آب و تاب و به بانگ بلند می خواند. (ندوشن:روزها 1/186)