ترانسپرسیونیسم
ارسال شده: پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۳۸۸, ۶:۱۶ ب.ظ
فَرااِنگاشت (به آلمانی: Transpressionnismus، به انگلیسی :Transpressionnism، به اسپانیایی: Transpresionismo، به فرانسوی: Transpressionisme) جنبشی هنری ست که در پایان سدهٔ بیستم در اتاوای کانادا به وسیلهٔ نقاش ایرانی گیتی نوین پایه گذاری شد.
ریشههای اندیشاک
اندیشاک جنبش فراانگاشت از واکنش در برابر بنیانهای هنر پسانوگرایی ریشه گرفته است که ادعا میکرد: «هنر مرده است» و «نقاشی به پایان رسیده ست». گیتی نوین در رویارویی با این باور، یک چنین «پوچگرایی» را «دام مرگی» برای هنرخواند، چراکه در بینش او نقاشی کنشی آفریننده ست که نوگشتن را شادمانی وستایش میکند و ازین ست که «فرا انگاشت» ایچاد شده ست تا گواهی باشد که «بنیان هنر بر آفرینندگی استوارست».
هنر در آفریدگاریش به خود این توان میدهد تا که از پوشش "هستی" پرده بردارد و هشیاری اندیشه را برانگیزاند تاکه به جوشش "تولد مداوم زیبایی" فرجام گیرد. فرا انگاشت بازتاب دریافت زیباشناسانه ایست که سرآن دارد تا واقعیت رابدان سان به تماشاگر بنمایاند تا دراو تفسیری روشن از تراژدی انسانی برانگیخته شود. مهمترین پردههای فرا انگاشت غالبا بر پایهٔ دیدشی شاعرانه، رازآلود و شگرف برای دسترسی به بیان هنریی پر شگفت ایجاد شده ند. این پردهها انگاشتههایی ازآرمانهای فراانگاشتگرانی هستند که انگارهٔ عرفانی شان را با داوریی زیباشناسانه روشنی داده ند. آنچه که بیشتر درین پردهها نمایش شده صحنههای داستانی ست. این پردهها از بیان امیدهای پنهان در اسطورههای نمادین تاثیر پذیرفته ند. نقش هنرمند ا ن ست که پندارههای آفرینندگیی را در تماشاگر برانگیزاند که در آنها «عشق» مایهٔ نهادینی باشد که به آشفتگی و بیهودگی جهان هستی مفهوم بخشد.و هنر مند با آمیزهٔ از تفسیر ارزشهای انسان گرایانه و رمزین، و به همراهی انگارههای زیباشناسانه یی از زیبایی، هماهنگی و فره وری به این مهم فرا میشود.

آغاز و پیدایش
در 1994 با پردهٔ "کلیتاً -- پریی که دلباختهٔ آپولو خداوندگار آفتاب بود و تبدیل به گل آفتاب گردان شد -- گیتی نوین نخستین از آثاری که آفرینش فراانگاشت را بر ملا میکزد را آفرید. پاؤلا پیو استاین منتقد هنری نخستین نویسنده یی بود که فرا انگاشت را دریافت و در بارهٔ آن نوشت: «فرا انگاشت جنبشی ست که به فراسوی چارچوبهای امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم میشود تا بر ما بخردش دنیای درون و نمایش آنرا آشکاره کند» (Globe and Mail, 12 février 1997) هنرمندانی که پذیرای ترانسپرسیونیزم شدهاند اینانند: فر وریگا Fer Veriga (برزیل)، آیرینا کوپیروا Irina Kupyrova (اوکرایین)، دیانا زویباخ Diana Zwibach(صرب)، تری باو-نورمن Terri Baugh-Norman(آمریکا)، لورنا کلوستربر Lorena Kloosterboer(هلند) الن مارلن هامر Ellen Marlen Hamre (نروژ)و شانو Shano(آمریکا). افزون بر این هنرمندان تنی چند دیکر نیز هم مانند ماری لاشانس نقاش کوبکی خود را از پیروان این مکتب میشمرند.
ریشههای اندیشاک
اندیشاک جنبش فراانگاشت از واکنش در برابر بنیانهای هنر پسانوگرایی ریشه گرفته است که ادعا میکرد: «هنر مرده است» و «نقاشی به پایان رسیده ست». گیتی نوین در رویارویی با این باور، یک چنین «پوچگرایی» را «دام مرگی» برای هنرخواند، چراکه در بینش او نقاشی کنشی آفریننده ست که نوگشتن را شادمانی وستایش میکند و ازین ست که «فرا انگاشت» ایچاد شده ست تا گواهی باشد که «بنیان هنر بر آفرینندگی استوارست».
هنر در آفریدگاریش به خود این توان میدهد تا که از پوشش "هستی" پرده بردارد و هشیاری اندیشه را برانگیزاند تاکه به جوشش "تولد مداوم زیبایی" فرجام گیرد. فرا انگاشت بازتاب دریافت زیباشناسانه ایست که سرآن دارد تا واقعیت رابدان سان به تماشاگر بنمایاند تا دراو تفسیری روشن از تراژدی انسانی برانگیخته شود. مهمترین پردههای فرا انگاشت غالبا بر پایهٔ دیدشی شاعرانه، رازآلود و شگرف برای دسترسی به بیان هنریی پر شگفت ایجاد شده ند. این پردهها انگاشتههایی ازآرمانهای فراانگاشتگرانی هستند که انگارهٔ عرفانی شان را با داوریی زیباشناسانه روشنی داده ند. آنچه که بیشتر درین پردهها نمایش شده صحنههای داستانی ست. این پردهها از بیان امیدهای پنهان در اسطورههای نمادین تاثیر پذیرفته ند. نقش هنرمند ا ن ست که پندارههای آفرینندگیی را در تماشاگر برانگیزاند که در آنها «عشق» مایهٔ نهادینی باشد که به آشفتگی و بیهودگی جهان هستی مفهوم بخشد.و هنر مند با آمیزهٔ از تفسیر ارزشهای انسان گرایانه و رمزین، و به همراهی انگارههای زیباشناسانه یی از زیبایی، هماهنگی و فره وری به این مهم فرا میشود.

آغاز و پیدایش
در 1994 با پردهٔ "کلیتاً -- پریی که دلباختهٔ آپولو خداوندگار آفتاب بود و تبدیل به گل آفتاب گردان شد -- گیتی نوین نخستین از آثاری که آفرینش فراانگاشت را بر ملا میکزد را آفرید. پاؤلا پیو استاین منتقد هنری نخستین نویسنده یی بود که فرا انگاشت را دریافت و در بارهٔ آن نوشت: «فرا انگاشت جنبشی ست که به فراسوی چارچوبهای امپرسیونیسم و اکسپرسیونیسم میشود تا بر ما بخردش دنیای درون و نمایش آنرا آشکاره کند» (Globe and Mail, 12 février 1997) هنرمندانی که پذیرای ترانسپرسیونیزم شدهاند اینانند: فر وریگا Fer Veriga (برزیل)، آیرینا کوپیروا Irina Kupyrova (اوکرایین)، دیانا زویباخ Diana Zwibach(صرب)، تری باو-نورمن Terri Baugh-Norman(آمریکا)، لورنا کلوستربر Lorena Kloosterboer(هلند) الن مارلن هامر Ellen Marlen Hamre (نروژ)و شانو Shano(آمریکا). افزون بر این هنرمندان تنی چند دیکر نیز هم مانند ماری لاشانس نقاش کوبکی خود را از پیروان این مکتب میشمرند.