دلایل گسترش تشیع در ایران
ارسال شده: شنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۸, ۶:۲۶ ب.ظ
[FONT=tahoma,arial,helvetica,sans-serif]ازدلایل عمده نفوذ تشیع در ایران، ورود سادات علوی به این منطقه است. اینافراد، عمدتا شیعه بودهاند، گرچه به طور بسیار نادر، افرادی كه حتی ناصبیبودهاند، یافت میشدهاند.[1]طبعا سادات فراوانی بر مذهب اهل سنتبودهاند. عبدالجلیل قزوینی رازی در كتاب نقض نوشته است: و علوی اصلی، الاامامتی و شیعی نبود و نتواند بود و اگر نه باری زیدی.[2]دانسته است كهشیعیان آنها نیز همگی بر مذهب اثنی عشری نبوده، بلكه بسیاری از آنها شیعهزیدی بودهاند. تمامی كسانی از سادات كه در قیامهای ضد عباسی شركتداشتهاند، شیعه زیدی بودهاند. این به دلیل این بود كه آنها به تقیهاعتقادی نداشته و قیام به سیف از ویژگیهای امام زیدی شمرده میشده است. بههر روی سادات زیدی و امامی، همگی در ایران فضایی شیعی ایجاد كردهاند.دلیل ورود آنها به ایران را در چند نكته میتوان بیان كرد. نخست باید بهامنیتی كه در مناطق ایران بوده اشاره كرد. این یكی از عمدهترین دلایلمهاجرت آنها به ایران است. ایران، به طور نسبی دور از دسترس حكومتهایی بودكه مركز آنها در شام و یا عراق قرار داشت. فشارهای عباسیان و قبل از آنهاامویان، سبب شد تا آنها، بدین مناطق مهاجرت كنند. از میان علویان، كسانیكه در قیامهایی چون قیام زید، نفس زكیه، برادرش ابراهیم، و نیز حسین بنعلی (شهید فخ) شركت كرده بودند، احساس خطر بیشتری میكردند. آنها، یاهمچون ادریس بن عبدالله به شمال آفریقا و یا مانند یحیی بن زید و یحیی بنعبدالله، به مناطق شرقی یعنی ایران، متواری میشدند. سختگیریهای زمانمنصور و پس از آن، هیچ راهی جز مهاجرت برای سادات باقی نمیگذاشت. دلیلدیگر مهاجرت آنها همان دلیلی بود كه سایر اعراب را به این مناطق جذبمیكرد. رفاهی كه این شهرها میتوانست دربرداشته باشد، توجه بسیار ازقبائل عربی را به خود جلب میكرد. مهمتر از این دو نكته آنكه، آنها خود رادر میان مردم این سامان محبوب میدیدند. مردم نیز به دلیل این كه آنهافرزندان رسول الله بودند، بدانها احترام میگذاشتند. این مسأله آنها را بهاین سمت جلب میكرد.[3] در این میان شهرهای شیعه نشین، اهمیت بیشتری داشتهاست. با این حال اهل سنت این دیار نیز نسبت به علویان احترام خاصیداشتند.[4] این مهاجرتها بیشتر از قرن دوم به بعد بوده است. لذا كمترمیتوان برای فرار آنها به ایران از ترس حجاج، شاهدی ذكر كرد. با این حال،در برخی نقلها، نخستین دسته از سادات علوی مهاجر را كسانی دانسته شدهاندكه از ظلم و جور امویان، به ویژه سفاكیهای حجاج به این حدود پناهآوردهاند.[5] بعد از آن كه یحیی بن زید به ایران آمد، راه این مهاجرتگشوده شد. قیام عبدالله بن معاویه هم كه در ابتدا به پیروزیهای در ایراندست یافت، زمینه دیگری برای مهاجرت بود. به دنبال آن كسانی كه از ترسمنصور عباسی و به جرم حمایت از نفس زكیه و برادرش ابراهیم تحت تعقیببودند، به سرعت روی بدین منطقه آوردند. پس از آن، این مهاجرتها رو بهگستردگی نهاد.
افزون بر فرار از ترس دستگیری و كشته شدن، از دلایل آمدنآنها، جذب نیرو برای قیام بوده است. مردم ایران كه یك بار به هنگام رویكار آمدن عباسیان، علاقه خود را جهت تغییر حاكمیت عربها نشان داده وامتحان خوبی در این باره داده بودند، میتوانستند بار دیگر چنین كنند.همین تصور بود كه علویان را به سوی این مناطق میكشاند. آن زمان آگاهیعمومی مردم ایران نسبت به علویان و حتی فعالیت به نتیجه رسیدند. طبعاعلویان با تحرك اندك خود نمیتوانستند به چنین نتیجهای برسند.[6] یحیی بنعبدالله بن الحسن بن حسن [7]از جمله كسانی بود كه در قیام حسین بن علی(شهید فخ) شركت كرد. او پس از شكست این قیام به سوی مشرق گریخت و همراه باعدهای از كوفیان به مناطق شمالی ایران (دیلم) رفت. هارون كه به شدت ازاین حركتها هراس داشت؟ به فضل بن یحیی برمكی دستور داد، به هر صورتی شدهاو را دستگیر كند.[8] به نظر میرسد حركت یحیی، اولین قیام شیعی در دیلمبوده و سرآغاز مهاجرت سادات در این دیار كه بعدها بیش از هفتصد سال بر آنحكمرانی كردند، بوده است. رفتن علویان و سایر مخالفان دولت عباسی به اینمنطقه، میتوانست به نحوی به معنای استفاده از بهرهبرداری از ایناختلافات باشد. قیام یحیی نشان میدهد كه منطقه دیلم از نظر جغرافیایی وسیاسی میتوانسته برای یك نهضت شیعی، آمادگی داشته باشد. كمتر از هشتادسال پس از یحیی این تجربه با موفقیت انجام گرفت. بیست و پنج سال پس ازقیام یحیی، زمانی كه امام رضا (ع)، به ایران آمدند گروههای فراوانی ازسادات راهی ایران شدند. تسامح مأمون در برابر علویان در برابر سختگیریپدر و اجدادش نسبت به سادات، در رشد و سربلندی علویان، تأثیر بسزایی داشت.او گرچه با قیامهای آنها به شدت برخورد كرد، اما در حالت عادی به علتاعتقادی كه به برتری علی (ع) به سایر خلفا از خود نشان میداد، نسبت بهعلویان احترام زیادی میگذاشت. با این حال در این اواخر سیاست او نیز نسبتبه علویان كه به هر روی حكومت عباسیان را تهدید میكردند، عوض شده بود.یكی از نمونههای شاخص مهاجرت در این دوره آمدن حضرت فاطمه معصومه (س) بهایران، رسیدن ایشان به قم و بیماری و مدفون شدن آن حضرت در این شهر است.روشن است كه ایشان در پی آمدن امام رضا (ع)، راهی ایران شدهاند.[9]مولانا اولیاء الله نوشته است: چون خبر غدری كه با رضا (ع) كرده به راه بهسادات رسید، هرجا كه بودند، پناه به كوهستان دیلمان و طبرستان و رینهادند. بعضی را همین جا شهید كردند و مزار ایشان باقی است و بعضی وطنساخته همین جا مانده تا به عهد متوكل خلیفه كه ظلم او بر سادات زیاد از حددر گذشت، بگریختند و در كوهستان طبرستان و بیشه این طرف جای ساختند وبنابر آن كه اصفهبدان مازنداران و ملوك باوند از قدیم الایام كه در اسلامدر آمدند متشیع بودهاند و معتقد سادات و ایشان هیچ وقتی جز امامی المذهبنبودهاند، سادات را در این ملك مقام بهتر از جایهای دیگر بودی. [10] ظهیرالدین مرعشی نیز مینویسد: .... سادات از آوازه ولایت و عهدنامه مأمون كهبر حضرت امامت پناهی داده بود، روی بدین طرف نهادند و او را بیست و یكبرادر دیگر بودند. این مجموع برادران و بنواعمام از سادات حسینی و حسنی بهولایت ری و عراق رسیدند.[11] او پس از ذكر تغییر سیاست مأمون در به شهادترساندن امام رضا (ع) در مرد عكسالعمل سادات، مینویسد: چون سادات خبر غدرمأمون كه با حضرت رضا (ع) كرد، شنیدند، پناه به كوهستان دیلمستان وطبرستان بردند و بعضی بدانجا شهید گشتند و مزار و مرقد ایشان، مشهور ومعروف است. چون اصفهبدان مازندران در اوایل كه اسلام قبول كردند، شیعهبودند و با اولاد رسول (ص)، حسن اعتقاد داشتند، سادات را در این ملك، مقامآسانتر بود.[12] پس از این خواهیم دید كه با پیدایش قیامهای شیعی درمازندران و گیلان، این مهاجرتها رو به گستردگی نهاد. در این دوره عراق وكوفه دیگر منطقه امنی نبود؛ گرچه شیعیان آن بسیار بودند. علویان نیز باتوجه به پیشینه كوفه در قیام امام حسین (ع) و نیز قیام زید، امكان پیروزیدر عراق را برای خود نمیدیدند. موسی بن عبدالله بن حسن درباره عراقمیگفت:
لا تتركینی العراق فانها بلاد بها اس الخیانه و الغدر[13]
ویدر این شعر عراق را مركز خیانت و غدر معرفی میكند. طبعا در امتداد عراق،ایران زمینه مناسبی برای قیام بود. برای شناخت نفوذ شیعه در ایران،میتوان از محلهایی كه مهاجران علوی آنها را برای سكونت برمیگزیدند بهرهبرد. تعیین این مكانها به عنوان محلهای صد در صد شیعی نادرست است، چرا كهبه عنوان نمونه، اصفهان با تمام سنی گری متعصبانه خود كه گاهی معاویه راتا حد پیامبری بالا میبرده[14] و حتی درگیریهای مكرری با قمیها به عنوانشیعه داشته،[15]باز محلی برای مهاجرت سادات بوده است. در عین حال بایدتوجه داشت كه مهاجرت سادات به تدریج بنیه شیعه را در این شهر نیز قوی كرد.به طوری كه یكی دو سه قرن بعد از سفر مقدسی در قرن چهارم، نفوذ تشیع را دراین شهر نیز مشاهده میكنیم. وجود مزار ساداتی كه در قرنها چهارم و پنجمبه بعد در این شهر مدفون شده و مزاشان شناخته شده باقی مانده و زائران رابه خود جذب كرده، شاهد این مسأله است. یك نمونه سنگی است كه نسب یكی ازامامزادههای مشهور اصفهان در آن آمده: بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین و الصلوه والسلام علی محمد و اله اجمعین. فهذا النسبمقابل مطابق بالجامع المنسوب الی ابی الشیخ الحرب بن محمد الدینوری رحمهالله و النسب هذا: ابوالعباس محمد بن ابی عبدالله محمد بن عبدالله بن جعفربن قاسم بن حسن بن عبیدالله بن عباس بن امیرالمؤمنین و امام المتقین ویعسوب الدین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب علیه الصلوه والسلام.[16]
ایننسب كه در صورت صحت، شامل نام هفت نفر تا عباس فرزند امیرالمؤمنین (ع) استنشان از آن دارد كه امامزاده مذكور حداكثر در اواسط قرن سوم در این شهرمیزیسته است. با توجه به حفظ مزار وی، میتوان به موقعیت سادات در اینشهر كه آن زمان تحت سیطره حنابله متعصب بوده پی برد.[1] . عمده الطالب، ص253، 200، 71.
[2] . نقض، ص 226.
[3] . بحارالانوار، ج 50، ص 295. روایتی داریم كه نشان میدهد یكی از علویان «طلبا للفضل» به ایران آمده است.
[4]. نورالابصار، ص 115. نقل شده است كه وقتی «یحیی بن عبدالله» نزد «مالك بنانس» میآمد، او از جای خود برمیخاست و وی را جای خود مینشاند. مقاتلالطالبیین، ص 309.
[5] . قصران، ج 1، صص 171، 172. در زینه المجالس، ص810 اشاره به مهاجرت گروهی از سادات به چین شده است. كسانی كه از ترس بنیامیه ابتداء به تركستان و از آنجا به چین رفتند!
[6] . مقاتل الطالبیین، ص 311.
[7]. یحیی از راویان احادیث امام صادق (ع) بوده و از جمله اشخاصی بود كه امامبه او وصیت كرد تا مشخصا معلوم نشود كه موسی بن جعفر (ع) جانشین اصلی اماماست. در این باره نك: شرح نهجالبلاغه، ج 15، ص 290.
[8] . مقاتل الطالبیین، ص 312.
[9] . قصران، ج 1، ص 172.
[10] . تاریخ رویان، ص 84.
[11] . تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ص 227.
[12] . همان، ص 278.
[13] . مقاتل الطالبیین، ص 262؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 140.
[14] . احسن التقاسیم، ص 399.
[15] . البدایه والنهایه، ج 11، ص 230. الكامل ابن اثیر، ج 8، ص 518. و نك: نقض، ص 252.
[16]. این سنگ در امامزاده مذكور كه در منطقه خوراسگان ـ محل تولد مؤلف اینسطور ـ در امتداد خیابان جی اصفهان واقع شده نگهداری میشود. در سنگ دیگریدر همان امامزاده كه تنها به نام صاحب مزار اشاره شده از وی با نامابوالعباس علی یاده شده. در عین حال سنگ نخست، به لحاظ نقل منبع خود كههمانا جامع منسوب به ابوالشیخ دینوری است معتبرتر به نظر میآید.
افزون بر فرار از ترس دستگیری و كشته شدن، از دلایل آمدنآنها، جذب نیرو برای قیام بوده است. مردم ایران كه یك بار به هنگام رویكار آمدن عباسیان، علاقه خود را جهت تغییر حاكمیت عربها نشان داده وامتحان خوبی در این باره داده بودند، میتوانستند بار دیگر چنین كنند.همین تصور بود كه علویان را به سوی این مناطق میكشاند. آن زمان آگاهیعمومی مردم ایران نسبت به علویان و حتی فعالیت به نتیجه رسیدند. طبعاعلویان با تحرك اندك خود نمیتوانستند به چنین نتیجهای برسند.[6] یحیی بنعبدالله بن الحسن بن حسن [7]از جمله كسانی بود كه در قیام حسین بن علی(شهید فخ) شركت كرد. او پس از شكست این قیام به سوی مشرق گریخت و همراه باعدهای از كوفیان به مناطق شمالی ایران (دیلم) رفت. هارون كه به شدت ازاین حركتها هراس داشت؟ به فضل بن یحیی برمكی دستور داد، به هر صورتی شدهاو را دستگیر كند.[8] به نظر میرسد حركت یحیی، اولین قیام شیعی در دیلمبوده و سرآغاز مهاجرت سادات در این دیار كه بعدها بیش از هفتصد سال بر آنحكمرانی كردند، بوده است. رفتن علویان و سایر مخالفان دولت عباسی به اینمنطقه، میتوانست به نحوی به معنای استفاده از بهرهبرداری از ایناختلافات باشد. قیام یحیی نشان میدهد كه منطقه دیلم از نظر جغرافیایی وسیاسی میتوانسته برای یك نهضت شیعی، آمادگی داشته باشد. كمتر از هشتادسال پس از یحیی این تجربه با موفقیت انجام گرفت. بیست و پنج سال پس ازقیام یحیی، زمانی كه امام رضا (ع)، به ایران آمدند گروههای فراوانی ازسادات راهی ایران شدند. تسامح مأمون در برابر علویان در برابر سختگیریپدر و اجدادش نسبت به سادات، در رشد و سربلندی علویان، تأثیر بسزایی داشت.او گرچه با قیامهای آنها به شدت برخورد كرد، اما در حالت عادی به علتاعتقادی كه به برتری علی (ع) به سایر خلفا از خود نشان میداد، نسبت بهعلویان احترام زیادی میگذاشت. با این حال در این اواخر سیاست او نیز نسبتبه علویان كه به هر روی حكومت عباسیان را تهدید میكردند، عوض شده بود.یكی از نمونههای شاخص مهاجرت در این دوره آمدن حضرت فاطمه معصومه (س) بهایران، رسیدن ایشان به قم و بیماری و مدفون شدن آن حضرت در این شهر است.روشن است كه ایشان در پی آمدن امام رضا (ع)، راهی ایران شدهاند.[9]مولانا اولیاء الله نوشته است: چون خبر غدری كه با رضا (ع) كرده به راه بهسادات رسید، هرجا كه بودند، پناه به كوهستان دیلمان و طبرستان و رینهادند. بعضی را همین جا شهید كردند و مزار ایشان باقی است و بعضی وطنساخته همین جا مانده تا به عهد متوكل خلیفه كه ظلم او بر سادات زیاد از حددر گذشت، بگریختند و در كوهستان طبرستان و بیشه این طرف جای ساختند وبنابر آن كه اصفهبدان مازنداران و ملوك باوند از قدیم الایام كه در اسلامدر آمدند متشیع بودهاند و معتقد سادات و ایشان هیچ وقتی جز امامی المذهبنبودهاند، سادات را در این ملك مقام بهتر از جایهای دیگر بودی. [10] ظهیرالدین مرعشی نیز مینویسد: .... سادات از آوازه ولایت و عهدنامه مأمون كهبر حضرت امامت پناهی داده بود، روی بدین طرف نهادند و او را بیست و یكبرادر دیگر بودند. این مجموع برادران و بنواعمام از سادات حسینی و حسنی بهولایت ری و عراق رسیدند.[11] او پس از ذكر تغییر سیاست مأمون در به شهادترساندن امام رضا (ع) در مرد عكسالعمل سادات، مینویسد: چون سادات خبر غدرمأمون كه با حضرت رضا (ع) كرد، شنیدند، پناه به كوهستان دیلمستان وطبرستان بردند و بعضی بدانجا شهید گشتند و مزار و مرقد ایشان، مشهور ومعروف است. چون اصفهبدان مازندران در اوایل كه اسلام قبول كردند، شیعهبودند و با اولاد رسول (ص)، حسن اعتقاد داشتند، سادات را در این ملك، مقامآسانتر بود.[12] پس از این خواهیم دید كه با پیدایش قیامهای شیعی درمازندران و گیلان، این مهاجرتها رو به گستردگی نهاد. در این دوره عراق وكوفه دیگر منطقه امنی نبود؛ گرچه شیعیان آن بسیار بودند. علویان نیز باتوجه به پیشینه كوفه در قیام امام حسین (ع) و نیز قیام زید، امكان پیروزیدر عراق را برای خود نمیدیدند. موسی بن عبدالله بن حسن درباره عراقمیگفت:
لا تتركینی العراق فانها بلاد بها اس الخیانه و الغدر[13]
ویدر این شعر عراق را مركز خیانت و غدر معرفی میكند. طبعا در امتداد عراق،ایران زمینه مناسبی برای قیام بود. برای شناخت نفوذ شیعه در ایران،میتوان از محلهایی كه مهاجران علوی آنها را برای سكونت برمیگزیدند بهرهبرد. تعیین این مكانها به عنوان محلهای صد در صد شیعی نادرست است، چرا كهبه عنوان نمونه، اصفهان با تمام سنی گری متعصبانه خود كه گاهی معاویه راتا حد پیامبری بالا میبرده[14] و حتی درگیریهای مكرری با قمیها به عنوانشیعه داشته،[15]باز محلی برای مهاجرت سادات بوده است. در عین حال بایدتوجه داشت كه مهاجرت سادات به تدریج بنیه شیعه را در این شهر نیز قوی كرد.به طوری كه یكی دو سه قرن بعد از سفر مقدسی در قرن چهارم، نفوذ تشیع را دراین شهر نیز مشاهده میكنیم. وجود مزار ساداتی كه در قرنها چهارم و پنجمبه بعد در این شهر مدفون شده و مزاشان شناخته شده باقی مانده و زائران رابه خود جذب كرده، شاهد این مسأله است. یك نمونه سنگی است كه نسب یكی ازامامزادههای مشهور اصفهان در آن آمده: بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین و الصلوه والسلام علی محمد و اله اجمعین. فهذا النسبمقابل مطابق بالجامع المنسوب الی ابی الشیخ الحرب بن محمد الدینوری رحمهالله و النسب هذا: ابوالعباس محمد بن ابی عبدالله محمد بن عبدالله بن جعفربن قاسم بن حسن بن عبیدالله بن عباس بن امیرالمؤمنین و امام المتقین ویعسوب الدین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب علیه الصلوه والسلام.[16]
ایننسب كه در صورت صحت، شامل نام هفت نفر تا عباس فرزند امیرالمؤمنین (ع) استنشان از آن دارد كه امامزاده مذكور حداكثر در اواسط قرن سوم در این شهرمیزیسته است. با توجه به حفظ مزار وی، میتوان به موقعیت سادات در اینشهر كه آن زمان تحت سیطره حنابله متعصب بوده پی برد.[1] . عمده الطالب، ص253، 200، 71.
[2] . نقض، ص 226.
[3] . بحارالانوار، ج 50، ص 295. روایتی داریم كه نشان میدهد یكی از علویان «طلبا للفضل» به ایران آمده است.
[4]. نورالابصار، ص 115. نقل شده است كه وقتی «یحیی بن عبدالله» نزد «مالك بنانس» میآمد، او از جای خود برمیخاست و وی را جای خود مینشاند. مقاتلالطالبیین، ص 309.
[5] . قصران، ج 1، صص 171، 172. در زینه المجالس، ص810 اشاره به مهاجرت گروهی از سادات به چین شده است. كسانی كه از ترس بنیامیه ابتداء به تركستان و از آنجا به چین رفتند!
[6] . مقاتل الطالبیین، ص 311.
[7]. یحیی از راویان احادیث امام صادق (ع) بوده و از جمله اشخاصی بود كه امامبه او وصیت كرد تا مشخصا معلوم نشود كه موسی بن جعفر (ع) جانشین اصلی اماماست. در این باره نك: شرح نهجالبلاغه، ج 15، ص 290.
[8] . مقاتل الطالبیین، ص 312.
[9] . قصران، ج 1، ص 172.
[10] . تاریخ رویان، ص 84.
[11] . تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، ص 227.
[12] . همان، ص 278.
[13] . مقاتل الطالبیین، ص 262؛ انساب الاشراف، ج 2، ص 140.
[14] . احسن التقاسیم، ص 399.
[15] . البدایه والنهایه، ج 11، ص 230. الكامل ابن اثیر، ج 8، ص 518. و نك: نقض، ص 252.
[16]. این سنگ در امامزاده مذكور كه در منطقه خوراسگان ـ محل تولد مؤلف اینسطور ـ در امتداد خیابان جی اصفهان واقع شده نگهداری میشود. در سنگ دیگریدر همان امامزاده كه تنها به نام صاحب مزار اشاره شده از وی با نامابوالعباس علی یاده شده. در عین حال سنگ نخست، به لحاظ نقل منبع خود كههمانا جامع منسوب به ابوالشیخ دینوری است معتبرتر به نظر میآید.