بر ترین خلبانان جهان؟
ارسال شده: سهشنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۸, ۸:۰۳ ب.ظ
جنگ جهانی دوم اگر چه یک تراژدی انسانی بود، اما همین جنگ خونین راه رابرای وجود آمدن پیشرفت های بسیار در علوم هواپیمایی هموار ساخت. در دورانجنگ، هر روز مردم شاهد عبور صدها هواپیما از آسمان شهر و کشورشان بودند وحتی گاه پیش می آمد که درگیری ها بر فراز شهر ها صورت می گرفت. اما راستیکه این هواپیماها نبودند که با هم درگیر می شدند، بلکه در داخل اینهواپیماها خلبانانی قرار گرفته بودند که همگی، امیدهای کشورشان بودند کهبه جنگ با یکدیگر رفته بودند. یکی از این خلبانان، اریش هارتمن خلباننیروی هوایی آلمان یا لوفت وافه بود که با پیروزی های شگفت انگیز و زیادیکه به دست آورد، به قهرمان قهرمانان هوایی در طول تاریخ هوانوردی مشهورشد. این خلبان که در زمان جنگ هنوز 25 سال هم نداشت، کابوس خلبانان روسیبود و هواپیماهای روسی فراوانی را در دوران خدمتش سرنگون ساخت. در زیر، باهم تاریخچه کوتاهی از زندگی این خلبان را می خوانیم:
اریش هارتمن در اکتبر 1940 و در حالی که فقط هجده سال داشت، به نیرویهوایی آلمان ملحق شد و در مارس 1941 وارد مدرسه خلبانی شده و در اکتبر1942، در زمانی که شاید جنگ جهانی دوم به اواسط خود نزدیک می شد، به عنوانخلبان جنگنده شکاری در سن بیست سالگی فارغ التحصیل شد. در آن زمان، نیرویهوایی آلمان و دیگر کشورهای درگیر، نیاز شدید به نیروی انسانی خصوصاًخلبان های ماهر و حرفه ای داشتند و همین علت باعث می شد که خلبانان بسیارجوان بلافاصله پس از اتمام دوره خلبانی به سرعت به خطوط مقدم جنگ فرستادهشوند، و هارتمن هم از این قاعده مستثنی نبود. او پس از به پایان رساندنتحصیل، به سرعت به فایتر وینگ 52 که مجهز به هواپیماهای مسراشمیت Me-109بودند برای خدمت فرستاده شد. هارتمن تا آخرین روز جنگ در این اسکادرانماندگار شد و در بیش از 1400 سورتی پرواز عملیاتی موفق شد تعداد 352 فرونداز هواپیماهای دشمن را سرنگون کند که خواب چنین تعداد پیروزی را هیچخلبانی حتی در خواب هم نمی دید. بدین گونه هارتمن، موفق ترین خلبان در طولتاریخ شد که تا کنون در پروازهای عملیاتی شرکت کرده است.
وقتی که هارتمن وارد اسکادران عملیاتی خود شد، رهبر اسکادران یعنی خلبانراسمن که تا آن زمان موفق شده بود سیزده فروند هواپیمای دشمن را ساقط کندبه خلبانان مطلب مهمی را اعلام کرد: «روی زمین، همه ما بر اساس قوانیننظامی با هم رفتار می کنیم و با ما رفتار می شود، اما در آسمان تنها چیزیکه مهم است تعداد هواپیماهایی است که سرنگون کرده اید. نه مقام، نه درجه ونه عناوین و القابی که اینجا می بینید در آسمان ارزشی ندارد. کسی کهبیشترین هواپیماهای دشمن را ساقط کرده است، لیدر و رهبر گروه های پروازیمی شود، بدون توجه به درجه ای که دارد، حتی اگر یک ستوان تازه کار باشد.»گفته راسمن کاملاً واضح و صریح بود و به خوبی در خلبانان اثر کرد. در مدتیکم پس از ساماندهی گروه، هارتمن به عنوان وینگ من یا هواپیمای همراه راسمنبرگزیده شد.
آغازی ناامید کننده برای هارتمن
اولین ماموریتی که هارتمن انجام داد، به همه چیز شبیه بود غیر از یک نبردهوایی. نخستین نبرد وی در 14 اکتبر 1942 اتفاق افتاد. در این پرواز او ولیدر راسمن به یک ماموریت گشت هوایی رفته بودند که ناگهان از سوی کنترلزمینی پیغامی مبنی بر حمله هواپیماهای روسی به تجهیزات زمینی آلمانی بههواپیماهای هارتمن و راسمن مخابره شد. دو خلبان فوراً مسیر خود را به سمتجنگنده های روسی تغییر دادند و کمی بعد در آسمان میزبانان خود را مشاهدهکردند و بلافاصله درگیری شروع شد. هارتمن گاز موتور را به حداکثر ممکنرساند و از لیدر گروه جلو زد. با نزدیک شدن به یکی از هواپیماهای روسی ازفاصله سیصد متری- در حالی که فاصله معمول برای شلیک حدود صد متر بود- آتشگشود. او تمامی گلوله های خود را در یک شلیک طولانی مصرف کرد در حالی کهحتی یکی از گلوله ها هم به هواپیمای روسی برخورد نکرد. خلبانان روسی کهفهمیده بودند که هارتمن دیگر گلوله ای برای شلیک ندارد، همگی به او حملهور شدند. همین می توانست خاتمه دوران کوتاه خلبانی هارتمن باشد، اما اوتصمیم گرفت که عمر خود را اینگونه پایان ندهد و به همین دلیل به زودیهواپیمای خود را در میان ابرها مخفی کرد. مدت کوتاهی که گذشت، راسمندوباره هارتمن را از رادیو فرخواند و به او دستور داد که دوباره به فرمیشنملحق شود. همین که هارتمن از میان ابر ها راهی به بیرون پیدا کرد، درمقابل خود هواپیمایی را دید که با سرعت سرسام آور در حال نزدیک شدن به اوبود. هارتمن تصور کرد که آن هواپیما یک جنگنده روسی است، در نتیجه شروع بهانجام مانورهای شدید کرد تا از دست او بگریزد. اما در حقیقت در هواپیماییکه به سمت او می آمد کسی جز فرمانده راسمن قرار نگرفته بود! سرانجامهارتمن پس از پیدا کردن مسیر خود به سمت پایگاه، شروع به بازگشت کرد. اماهواپیمای هارتمن در نزدیکی پایگاه دیگر سوختی برای ادامه پرواز نداشت وهارتمن مجبور شد در زمین های اطراف فرود اجباری انجام دهد. هارتمن با خوششانسی در کنار نیروهای آلمانی فرود آمده بود و سرانجام به پایگاهبازگردانده شد. در نخستین ماموریت، هارتمن مرتکب اشتباهات فراوانی شد.آرایش پروازی را به هم ریخت، جلوتر از لیدر گروه پرواز کرد، تمام مهماتشرا بدون موفقیتی مصرف کرد و آسیب های سنگینی به هواپیمایش وارد ساخت.مجازات او سه روز کارگری با مکانیک های پایگاه در زمستان های سرد غربروسیه بود.
نخستین پیروزی هوایی هارتمن
سه هفته بعد در پنجم نوامبر 1942 او در یک آرایش پروازی به همراه سهجنگنده دیگر از پایگاه برخاست. بعد از پانزده دقیقه، خبر از نزدیک شدن 28فروند هواپیمای روسی رسید که متشکل از 18 فروند IL-2 ستارموویک و 10 فروندجنگنده اسکورت بود. علی رغم برتری تعداد جنگنده های روسی، هواپیماهایآلمانی تصمیم گرفتند به ستارموویک ها حمله کنند. هارتمن IL-2 سمت چپ گروهپروازی را به عنوان هدف انتخاب کرد و از فاصله صد متری به روی ستارموویکروسی آتش گشود. گلوله های او اینبار به هواپیمای دشمن اصابت کردند، اما بهستارموویک که از لحاظ مقاومت بدنه و زره پوشی مشهور بود آسیبی نرساند.ناگهان هارتمن توصیه یکی از فرماندهان را به یاد آورد؛ به سرعت ارتفاع خودرا کم کرد، تا جایی که هواپیمای IL-2 به طور کامل بالای سر او قرار گرفت.به طور نگهانی دماغه هواپیمایش را بالا داد و از زیر اگزوز سمت راست موتورستارموویک را هدف قرار داد. همین که گلوله ها به اگزوز موتور برخوردکردند، دود سیاه رنگ غلیظی از هواپیمای روسی بلند شد. ستاموویک روسی مسیرخود را بلافاصله به سمت شرق و به سمت پایگاه خودی تغییر داد و هارتمن هماو را تعقیب کرد. ناگهان هواپیمای IL-2 درست در مقابل هواپیمای هارتمنمنفجر شد و قطعات آن به موتور هواپیمای هارتمن برخورد کرد که باعث آتشگرفتن موتور جنگنده اش شد. هارتمن بار دیگر مجبور به فرود اضطراری شد، اماباز آنقدر خوش شانس بود که در منطقه تحت سلطه نیروهای آلمان نازی فرودآمده بود. این نخستین موفقیت از 352 پیروزی هوایی و نخستین هواپیمای IL-2از کل 61 فروند ستارموویکی بود که هارتمن سرنگون ساخت.
فهرستی شگفت انگیز از پیروزی های هوایی هارتمن
1- در شش ماه اول سال 1943، 17 پیروزی هوایی
2- در جولای 1943، 23 پیروزی هوایی، 7 پیروزی در یک روز-7 جولای 1943
3- در آگوست 1943، 48 پیروزی هوایی، دوباره 7 پیروزی در یک روز-7 آگوست 1943
4- در سپتامبر 1943، 25 پیروزی هوایی، رسیدن تعداد کل پیروزی ها به 100 پیروزی
5- در اکتبر 1943، 32 پیروزی هوایی
6- در دوم مارس 1944، 10 پیروزی هوایی تنها در یک روز
7- سرنگون کردن حداقل 5 فروند هواپیمای P-51 موستانگ در 1944 و ...
اریش هارتمن در اکتبر 1940 و در حالی که فقط هجده سال داشت، به نیرویهوایی آلمان ملحق شد و در مارس 1941 وارد مدرسه خلبانی شده و در اکتبر1942، در زمانی که شاید جنگ جهانی دوم به اواسط خود نزدیک می شد، به عنوانخلبان جنگنده شکاری در سن بیست سالگی فارغ التحصیل شد. در آن زمان، نیرویهوایی آلمان و دیگر کشورهای درگیر، نیاز شدید به نیروی انسانی خصوصاًخلبان های ماهر و حرفه ای داشتند و همین علت باعث می شد که خلبانان بسیارجوان بلافاصله پس از اتمام دوره خلبانی به سرعت به خطوط مقدم جنگ فرستادهشوند، و هارتمن هم از این قاعده مستثنی نبود. او پس از به پایان رساندنتحصیل، به سرعت به فایتر وینگ 52 که مجهز به هواپیماهای مسراشمیت Me-109بودند برای خدمت فرستاده شد. هارتمن تا آخرین روز جنگ در این اسکادرانماندگار شد و در بیش از 1400 سورتی پرواز عملیاتی موفق شد تعداد 352 فرونداز هواپیماهای دشمن را سرنگون کند که خواب چنین تعداد پیروزی را هیچخلبانی حتی در خواب هم نمی دید. بدین گونه هارتمن، موفق ترین خلبان در طولتاریخ شد که تا کنون در پروازهای عملیاتی شرکت کرده است.
وقتی که هارتمن وارد اسکادران عملیاتی خود شد، رهبر اسکادران یعنی خلبانراسمن که تا آن زمان موفق شده بود سیزده فروند هواپیمای دشمن را ساقط کندبه خلبانان مطلب مهمی را اعلام کرد: «روی زمین، همه ما بر اساس قوانیننظامی با هم رفتار می کنیم و با ما رفتار می شود، اما در آسمان تنها چیزیکه مهم است تعداد هواپیماهایی است که سرنگون کرده اید. نه مقام، نه درجه ونه عناوین و القابی که اینجا می بینید در آسمان ارزشی ندارد. کسی کهبیشترین هواپیماهای دشمن را ساقط کرده است، لیدر و رهبر گروه های پروازیمی شود، بدون توجه به درجه ای که دارد، حتی اگر یک ستوان تازه کار باشد.»گفته راسمن کاملاً واضح و صریح بود و به خوبی در خلبانان اثر کرد. در مدتیکم پس از ساماندهی گروه، هارتمن به عنوان وینگ من یا هواپیمای همراه راسمنبرگزیده شد.
آغازی ناامید کننده برای هارتمن
اولین ماموریتی که هارتمن انجام داد، به همه چیز شبیه بود غیر از یک نبردهوایی. نخستین نبرد وی در 14 اکتبر 1942 اتفاق افتاد. در این پرواز او ولیدر راسمن به یک ماموریت گشت هوایی رفته بودند که ناگهان از سوی کنترلزمینی پیغامی مبنی بر حمله هواپیماهای روسی به تجهیزات زمینی آلمانی بههواپیماهای هارتمن و راسمن مخابره شد. دو خلبان فوراً مسیر خود را به سمتجنگنده های روسی تغییر دادند و کمی بعد در آسمان میزبانان خود را مشاهدهکردند و بلافاصله درگیری شروع شد. هارتمن گاز موتور را به حداکثر ممکنرساند و از لیدر گروه جلو زد. با نزدیک شدن به یکی از هواپیماهای روسی ازفاصله سیصد متری- در حالی که فاصله معمول برای شلیک حدود صد متر بود- آتشگشود. او تمامی گلوله های خود را در یک شلیک طولانی مصرف کرد در حالی کهحتی یکی از گلوله ها هم به هواپیمای روسی برخورد نکرد. خلبانان روسی کهفهمیده بودند که هارتمن دیگر گلوله ای برای شلیک ندارد، همگی به او حملهور شدند. همین می توانست خاتمه دوران کوتاه خلبانی هارتمن باشد، اما اوتصمیم گرفت که عمر خود را اینگونه پایان ندهد و به همین دلیل به زودیهواپیمای خود را در میان ابرها مخفی کرد. مدت کوتاهی که گذشت، راسمندوباره هارتمن را از رادیو فرخواند و به او دستور داد که دوباره به فرمیشنملحق شود. همین که هارتمن از میان ابر ها راهی به بیرون پیدا کرد، درمقابل خود هواپیمایی را دید که با سرعت سرسام آور در حال نزدیک شدن به اوبود. هارتمن تصور کرد که آن هواپیما یک جنگنده روسی است، در نتیجه شروع بهانجام مانورهای شدید کرد تا از دست او بگریزد. اما در حقیقت در هواپیماییکه به سمت او می آمد کسی جز فرمانده راسمن قرار نگرفته بود! سرانجامهارتمن پس از پیدا کردن مسیر خود به سمت پایگاه، شروع به بازگشت کرد. اماهواپیمای هارتمن در نزدیکی پایگاه دیگر سوختی برای ادامه پرواز نداشت وهارتمن مجبور شد در زمین های اطراف فرود اجباری انجام دهد. هارتمن با خوششانسی در کنار نیروهای آلمانی فرود آمده بود و سرانجام به پایگاهبازگردانده شد. در نخستین ماموریت، هارتمن مرتکب اشتباهات فراوانی شد.آرایش پروازی را به هم ریخت، جلوتر از لیدر گروه پرواز کرد، تمام مهماتشرا بدون موفقیتی مصرف کرد و آسیب های سنگینی به هواپیمایش وارد ساخت.مجازات او سه روز کارگری با مکانیک های پایگاه در زمستان های سرد غربروسیه بود.
نخستین پیروزی هوایی هارتمن
سه هفته بعد در پنجم نوامبر 1942 او در یک آرایش پروازی به همراه سهجنگنده دیگر از پایگاه برخاست. بعد از پانزده دقیقه، خبر از نزدیک شدن 28فروند هواپیمای روسی رسید که متشکل از 18 فروند IL-2 ستارموویک و 10 فروندجنگنده اسکورت بود. علی رغم برتری تعداد جنگنده های روسی، هواپیماهایآلمانی تصمیم گرفتند به ستارموویک ها حمله کنند. هارتمن IL-2 سمت چپ گروهپروازی را به عنوان هدف انتخاب کرد و از فاصله صد متری به روی ستارموویکروسی آتش گشود. گلوله های او اینبار به هواپیمای دشمن اصابت کردند، اما بهستارموویک که از لحاظ مقاومت بدنه و زره پوشی مشهور بود آسیبی نرساند.ناگهان هارتمن توصیه یکی از فرماندهان را به یاد آورد؛ به سرعت ارتفاع خودرا کم کرد، تا جایی که هواپیمای IL-2 به طور کامل بالای سر او قرار گرفت.به طور نگهانی دماغه هواپیمایش را بالا داد و از زیر اگزوز سمت راست موتورستارموویک را هدف قرار داد. همین که گلوله ها به اگزوز موتور برخوردکردند، دود سیاه رنگ غلیظی از هواپیمای روسی بلند شد. ستاموویک روسی مسیرخود را بلافاصله به سمت شرق و به سمت پایگاه خودی تغییر داد و هارتمن هماو را تعقیب کرد. ناگهان هواپیمای IL-2 درست در مقابل هواپیمای هارتمنمنفجر شد و قطعات آن به موتور هواپیمای هارتمن برخورد کرد که باعث آتشگرفتن موتور جنگنده اش شد. هارتمن بار دیگر مجبور به فرود اضطراری شد، اماباز آنقدر خوش شانس بود که در منطقه تحت سلطه نیروهای آلمان نازی فرودآمده بود. این نخستین موفقیت از 352 پیروزی هوایی و نخستین هواپیمای IL-2از کل 61 فروند ستارموویکی بود که هارتمن سرنگون ساخت.
فهرستی شگفت انگیز از پیروزی های هوایی هارتمن
1- در شش ماه اول سال 1943، 17 پیروزی هوایی
2- در جولای 1943، 23 پیروزی هوایی، 7 پیروزی در یک روز-7 جولای 1943
3- در آگوست 1943، 48 پیروزی هوایی، دوباره 7 پیروزی در یک روز-7 آگوست 1943
4- در سپتامبر 1943، 25 پیروزی هوایی، رسیدن تعداد کل پیروزی ها به 100 پیروزی
5- در اکتبر 1943، 32 پیروزی هوایی
6- در دوم مارس 1944، 10 پیروزی هوایی تنها در یک روز
7- سرنگون کردن حداقل 5 فروند هواپیمای P-51 موستانگ در 1944 و ...





باشد تا بالهای طلاییش همیشه محافظ خلبان ها و تیزپروازان آسمان نیلگون ایران زمین باشد !