::::::.....:::::: طب سنتي ايراني ::::::.....::::::
ارسال شده: دوشنبه ۲۶ تیر ۱۳۸۵, ۱۰:۰۴ ب.ظ
طب سنتى
طب در تمام ادوار تاريخ زندگى بشر، با او همراه بوده است. همچنان كه درد و رنج جزئى از زندگى بشر است، پس او همواره به دنبال راه علاج گشته و مى گردد. در ايران، يونان، روم، آشور، كلده، مصر و تمامى جهان متمدن قديم مردم از طب اطلاعاتى داشتند و كسانى كه طبابت مى كردند، گاهى به صورت موبدان خدمت مى كردند و اين بقراط حكيم بود كه توانست طب را از اين شكل خرافاتى و معبدى بيرون آورد. او ثابت كرد كه مرگ و زندگى بر طبق قوانين منظم جهان رخ مى دهد و به علاوه مسائل اجتماعى و وجدانى خاصى نيز براى طبيب معين نموده است كه گواه آن «سوگند نامه بقراط» است.
در كشور ما طب و طبابت ادوار مختلفى دارد كه مهم ترين آنها عبارتند از:
الف) دوران هخامنشى ب) دوران ساسانى ج) دوران اسلامى
الف) دوران هخامنشى
اين دوره يكى از ادوار درخشنده و پرثمر طب ايران است و در ۲۵۰۰ سال پيش از اين علم داراى منزلت خاصى بوده است چرا كه در كتب مذهبى زرتشت نيز به خصوص از بهداشت، بسيار سخن گفته شده است. لذا از اين دوران پزشكان طبقه بندى شده اند كه مهم ترين آنها طبيب (پزشك)، جراح (كارد پزشك)، منتر پزشك و گياه پزشك يا پسيانز هستند كه در اوستا مى توان به يادداشت هايى در اين مورد دست يافت.
ب) دوران ساسانيان
انتقال اصل و مايه طب، از دوران هخامنشى به دوران ساسانى بود اما بر اثر اختلافات مذهبى كه در امپراتورى روم شرقى بين امپراتوران با دانشمندان و پزشكان پيدا شد، دوران جديدى در تاريخ طب ايران و نتيجتاً در طب اسلامى پديدار شد. ايران از همسايگان كشور هاى روم شرقى بود بنابراين دانشمندان و پزشكان عالى رتبه از مرز ها به ايران مهاجرت كردند و به تعليم اين دانش اشتغال ورزيدند و به اين ترتيب بيمارستان و مدرسه جندى شاپور تأسيس شد. در دوران انوشيروان انقلاب بزرگى در علم طب ايران و جهان به وقوع پيوست كه همانا تأسيس اولين كنگره پزشكى براى مناظره و مباحثه پزشكان در مورد فلسفه و طب بوده است.
ج) دوران اسلامى
واگذارى تمام ميراث ساسانيان علاوه بر ميراث بزرگ يونانيان به مسلمانان، پس از غلبه اعراب بر ايران و انقراض سلسله ساسانيان و اشاعه زبان عربى بود. مثلاً در دوران عباسيان «جندى شاپور» به بغداد انتقال يافت به اين ترتيب كم كم بغداد مركز علم و دانش پزشكى شد و جندى شاپور از رونق افتاد، خلاصه آن كه به بركت تعاليم اسلامى مسلمانان به خدمات بزرگى در علم طب، ترجمه و تأليف متون پزشكى توفيق يافتند.در دوران اسلامى به خصوص در باب ترجمه در اثر تشويق هاى افراد درجه اول اجتماع، باب جديدى بر مترجمين باز شد و آثار زيادى به صورت كتاب هاى طبى، علمى، فلسفى، تاريخى و غيره از زبان يونانى به عربى ترجمه شد.
گروهى از مترجمان نيز در غرب كشورهاى مسلمان يعنى مراكش، الجزاير، اسپانيا، تونس و... نيز به ادامه اين خدمت اشتغال داشته اند.گروه بزرگى از مولفان بودند كه پس از مطالعه كامل ترجمه كتاب هاى يونانى، خود توانسته اند كتاب هايى را نوشته و حتى به صورت نظم درآورند و از خادمان جهان پزشكى هستند. ولى پزشكان مشرق زمين قدم هاى بزرگ ترى در راه پيشبرد علم طب برداشته اند. بيشترين سهم در طب اسلامى، متعلق به ايرانيان است.از بهترين شاگردان بقراط و جالينوس مى توان از پزشكان مسلمان نام برد كه با حفظ اخلاق پزشكى و ساير صفات نيك، بعدها بر كتب اساتيد خود نقد و بررسى نمودند!
آنها عقل سليم و تجربه را سرچشمه تحقيقات خود قرار دادند و بدين ترتيب استادان بزرگ و بى نظيرى در آسمان علم و دانش چونان ستاره هايى پرفروغ درخشيدند، مانند:
• محمدزكرياى رازى صد و چند جلد كتاب و رساله در طب مانند حاوى و المنصورى و مر شد «و آبله و سرخك» تاليف نمود
• شيخ ابوعلى سينا صاحب و مولف كتاب «قانون» و «نبض» و امثال آنها
• اسماعيل جرجانى صاحب كتاب «ذخيره خوارزمشاهى»، «يادگار» و اغراض
• ابن رشد قرطبى صاحب كتاب «كليات»، «سموم» و «شرح بر قانون»
• على بن عباس مجوسى ارجانى مولف كتاب «كامل الصناعه الطبيه الملكى»
• ابوالقاسم بن خلف الزهراوى مولف كتاب «التصريف».
طى قرون سوم، چهارم، پنجم و ششم هجرى قمرى، پزشكان ايرانى توانستند برگ هاى زرينى بر تاريخچه طب جهان اضافه كنند و تحولات و انقلابات بزرگى را در طب ايجاد نمايند. از جمله محمد زكرياى رازى، عباس مجوسى اهوازى، شيخ الرئيس ابوعلى سينا و اسماعيل جرجانى .
اگر بخواهيم مرورى بر دستاوردهاى تلاش هاى بى شائبه دانشمندان ايرانى و ثمرات آن در جهان پزشكى داشته باشيم مى توانيم بگوييم.
۱ _ بيرون آوردن علم طب از صورت نظرى و متحول ساختن اين علم با ايجاد بستر مناسب براى عرضه طب عملى، گامى بسيار مثبت در راه توسعه و پيشبرد اين دانش بوده است.
۲ _ ايجاد نظم و ترتيب در دانش طب پراكنده و بى سر و سامان يونانى و افزودن اطلاعاتى جديد در زمينه پزشكى و تكميل اطلاعات قبلى.
۳ _ با نظر بر وظايف و طبايع شرح داده شده براى اعضاى بدن، تاثير دارو و درمان را با توجه به طبيعت داروها و شرايط اقليمى بيماران وارد علم پزشكى ساخته اند و توانستند تا قرن شانزدهم، هفدهم و نيمه هاى قرن هجدهم در علم پزشكى اروپا، تاثيرات حيرت انگيزى به جا بگذارند. حتى عده زيادى از پزشكان اروپايى (آلمان و اتريش) تحت تاثير افكار و تحقيقات پزشكان اسلامى قرار گرفتند و آنان را آرابيست (Arabistes) مى ناميدند كه تا اوايل قرن هفدهم ميلادى در اروپا از حاميان زيادى برخوردار بودند و افكارشان مورد توجه بوده است.
كار آنها تحقيق و بررسى عينى روى نتايج به دست آمده از پژوهش هاى پزشكان اسلامى و بسط و ترويج افكار آنها بوده است كه گروه بزرگى از پزشكان را تشكيل مى داده اند. خود اين پزشكان گروه هاى فكرى و مكتب هاى علمى در اروپا ايجاد كردند كه از آن شمار مى توان مكتب سالرن و پادوا در ايتاليا را نام برد كه تحت تاثير و نفوذ مستقيم دانشمندان علم طب اسلامى بوده اند. ترجمه هايى از آثار دانشمندان اسلامى نيز نشان دهنده نفوذ همه جانبه آثار آنها بر نام آوران عرصه علم طب در ديار فرنگ است براى مثال مى توان از ترجمه كتاب «آبله و سرخك» رازى كه به زبان لاتين ترجمه شده و همچنين ترجمه «قانون» ابوعلى سينا ياد كرد كه هر يك حدود چهل تا پنجاه بار به زبان هاى زنده دنيا تجديد چاپ شده است.
علاوه بر آن ژراد دو كرمن فرانسوى از معروف ترين كسانى است كه به ترجمه قانون شيخ و حاوى و منصورى زكرياى رازى و كتاب تصريف ابوالقاسم پرداخته است و از كسانى كه اطلاعات طب اسلامى ايران را به اروپا برده اند و همچون گنجينه اى از آن مراقبت كرده اند مى توان از ژرد برد ورياك و آشوك ريموند نام برد .
• عصر تحول طب اسلامى ايران
اين مهم از زمانى شروع مى شود كه كتاب ذخيره خوارزمشاهى توسط سيد اسماعيل جرجانى نوشته و تاليف مى شود (متوفى به سال ۵۳۱ هجرى قمرى). اين دانشمند والامقام ايرانى جنبش عظيمى در نشر متون پزشكى در تمدن اسلامى در آن زمان ايجاد كرد كه كتب نوشته شده خود را به زبان فارسى به رشته تحرير درآورد كه همان «ذخيره خوارزمشاهى» است.
كتاب ذخيره خوارزمشاهى مشتمل بر ده جلد كتاب كوچك تر است، بدين شرح:
•كتاب اول: در شناختن حد و حدود طب، هدف آن و گنجينه بدن انسان از مواد، خلط ها، مزاج ها، طبيعت بدن ها، عادت ها و شرح هر يك از اعضاى بدن.
•كتاب دوم: در تشخيص بيمارى از حالت هاى بدن انسان و انواع و درجه بندى بيمارى ها و دلايل بروز آن و تشخيص و شناسايى نبض بيمار، تفسير و شناسايى حال بيمار مبتنى بر موارد زائدى كه از تن بيرون يا خارج مى شود مانند عرق و ادرار.
•كتاب سوم: در حفظ تندرستى و چگونگى انجام اين امر و شناخت نوشيدنى ها و خوراكى ها و ميزان و چگونگى خواب و بيدارى، و حركت، سكون و بازشناسى انواع رايحه ها و عطردرمانى (Aromatherapy ) و تدابير و راه هاى به كارگيرى روغن ها، مصرف مسهل و ملين و مواد تهوع آور، چگونگى انجام فصد و حجامت و فوايد شادى و مضرات غم و مسائل فرهنگى روانشناسى كه لفظ قديم بسيار زيبا و دلنشين بيان شده است و تشخيص نشانه هاى بيمارى و پرورش بچه ها و نگهدارى از پيران و مسافران از جمله مطالب بسيار شيوا، دقيق و مهمى است كه از آن سخن به ميان آمده است.
•كتاب چهارم: در تشخيص مرض و بيمارى و راه هاى آن كه بسيار ظريف و مدبرانه بيان شده است.
•كتاب پنجم: علل و علامت و عوارض تب و چگونگى معالجه آن .
•كتاب ششم: در معالجه بيمارى ها از فرق سر تا نوك پا
•كتاب هفتم: در معالجه ورم ها، آماس ها، زخم ها و چگونگى شكافتن و داغ كردن آنها (جراحى) و معالجه كردن عضوى كه سياه شده و مى ميرد، چگونگى معالجه شكستگى و ضرب خوردگى.
•كتاب هشتم: در زمينه راه هاى حفظ بهداشت و آراستگى ظاهرى.
•كتاب نهم: در زمينه چگونگى كاركرد و استفاده از زهرها و پادزهرهاى مهم در پزشكى.
•كتاب دهم: در تعب هايى كه به شكل هاى گوناگون پديدار مى گردند.
طب در تمام ادوار تاريخ زندگى بشر، با او همراه بوده است. همچنان كه درد و رنج جزئى از زندگى بشر است، پس او همواره به دنبال راه علاج گشته و مى گردد. در ايران، يونان، روم، آشور، كلده، مصر و تمامى جهان متمدن قديم مردم از طب اطلاعاتى داشتند و كسانى كه طبابت مى كردند، گاهى به صورت موبدان خدمت مى كردند و اين بقراط حكيم بود كه توانست طب را از اين شكل خرافاتى و معبدى بيرون آورد. او ثابت كرد كه مرگ و زندگى بر طبق قوانين منظم جهان رخ مى دهد و به علاوه مسائل اجتماعى و وجدانى خاصى نيز براى طبيب معين نموده است كه گواه آن «سوگند نامه بقراط» است.
در كشور ما طب و طبابت ادوار مختلفى دارد كه مهم ترين آنها عبارتند از:
الف) دوران هخامنشى ب) دوران ساسانى ج) دوران اسلامى
الف) دوران هخامنشى
اين دوره يكى از ادوار درخشنده و پرثمر طب ايران است و در ۲۵۰۰ سال پيش از اين علم داراى منزلت خاصى بوده است چرا كه در كتب مذهبى زرتشت نيز به خصوص از بهداشت، بسيار سخن گفته شده است. لذا از اين دوران پزشكان طبقه بندى شده اند كه مهم ترين آنها طبيب (پزشك)، جراح (كارد پزشك)، منتر پزشك و گياه پزشك يا پسيانز هستند كه در اوستا مى توان به يادداشت هايى در اين مورد دست يافت.
ب) دوران ساسانيان
انتقال اصل و مايه طب، از دوران هخامنشى به دوران ساسانى بود اما بر اثر اختلافات مذهبى كه در امپراتورى روم شرقى بين امپراتوران با دانشمندان و پزشكان پيدا شد، دوران جديدى در تاريخ طب ايران و نتيجتاً در طب اسلامى پديدار شد. ايران از همسايگان كشور هاى روم شرقى بود بنابراين دانشمندان و پزشكان عالى رتبه از مرز ها به ايران مهاجرت كردند و به تعليم اين دانش اشتغال ورزيدند و به اين ترتيب بيمارستان و مدرسه جندى شاپور تأسيس شد. در دوران انوشيروان انقلاب بزرگى در علم طب ايران و جهان به وقوع پيوست كه همانا تأسيس اولين كنگره پزشكى براى مناظره و مباحثه پزشكان در مورد فلسفه و طب بوده است.
ج) دوران اسلامى
واگذارى تمام ميراث ساسانيان علاوه بر ميراث بزرگ يونانيان به مسلمانان، پس از غلبه اعراب بر ايران و انقراض سلسله ساسانيان و اشاعه زبان عربى بود. مثلاً در دوران عباسيان «جندى شاپور» به بغداد انتقال يافت به اين ترتيب كم كم بغداد مركز علم و دانش پزشكى شد و جندى شاپور از رونق افتاد، خلاصه آن كه به بركت تعاليم اسلامى مسلمانان به خدمات بزرگى در علم طب، ترجمه و تأليف متون پزشكى توفيق يافتند.در دوران اسلامى به خصوص در باب ترجمه در اثر تشويق هاى افراد درجه اول اجتماع، باب جديدى بر مترجمين باز شد و آثار زيادى به صورت كتاب هاى طبى، علمى، فلسفى، تاريخى و غيره از زبان يونانى به عربى ترجمه شد.
گروهى از مترجمان نيز در غرب كشورهاى مسلمان يعنى مراكش، الجزاير، اسپانيا، تونس و... نيز به ادامه اين خدمت اشتغال داشته اند.گروه بزرگى از مولفان بودند كه پس از مطالعه كامل ترجمه كتاب هاى يونانى، خود توانسته اند كتاب هايى را نوشته و حتى به صورت نظم درآورند و از خادمان جهان پزشكى هستند. ولى پزشكان مشرق زمين قدم هاى بزرگ ترى در راه پيشبرد علم طب برداشته اند. بيشترين سهم در طب اسلامى، متعلق به ايرانيان است.از بهترين شاگردان بقراط و جالينوس مى توان از پزشكان مسلمان نام برد كه با حفظ اخلاق پزشكى و ساير صفات نيك، بعدها بر كتب اساتيد خود نقد و بررسى نمودند!
آنها عقل سليم و تجربه را سرچشمه تحقيقات خود قرار دادند و بدين ترتيب استادان بزرگ و بى نظيرى در آسمان علم و دانش چونان ستاره هايى پرفروغ درخشيدند، مانند:
• محمدزكرياى رازى صد و چند جلد كتاب و رساله در طب مانند حاوى و المنصورى و مر شد «و آبله و سرخك» تاليف نمود
• شيخ ابوعلى سينا صاحب و مولف كتاب «قانون» و «نبض» و امثال آنها
• اسماعيل جرجانى صاحب كتاب «ذخيره خوارزمشاهى»، «يادگار» و اغراض
• ابن رشد قرطبى صاحب كتاب «كليات»، «سموم» و «شرح بر قانون»
• على بن عباس مجوسى ارجانى مولف كتاب «كامل الصناعه الطبيه الملكى»
• ابوالقاسم بن خلف الزهراوى مولف كتاب «التصريف».
طى قرون سوم، چهارم، پنجم و ششم هجرى قمرى، پزشكان ايرانى توانستند برگ هاى زرينى بر تاريخچه طب جهان اضافه كنند و تحولات و انقلابات بزرگى را در طب ايجاد نمايند. از جمله محمد زكرياى رازى، عباس مجوسى اهوازى، شيخ الرئيس ابوعلى سينا و اسماعيل جرجانى .
اگر بخواهيم مرورى بر دستاوردهاى تلاش هاى بى شائبه دانشمندان ايرانى و ثمرات آن در جهان پزشكى داشته باشيم مى توانيم بگوييم.
۱ _ بيرون آوردن علم طب از صورت نظرى و متحول ساختن اين علم با ايجاد بستر مناسب براى عرضه طب عملى، گامى بسيار مثبت در راه توسعه و پيشبرد اين دانش بوده است.
۲ _ ايجاد نظم و ترتيب در دانش طب پراكنده و بى سر و سامان يونانى و افزودن اطلاعاتى جديد در زمينه پزشكى و تكميل اطلاعات قبلى.
۳ _ با نظر بر وظايف و طبايع شرح داده شده براى اعضاى بدن، تاثير دارو و درمان را با توجه به طبيعت داروها و شرايط اقليمى بيماران وارد علم پزشكى ساخته اند و توانستند تا قرن شانزدهم، هفدهم و نيمه هاى قرن هجدهم در علم پزشكى اروپا، تاثيرات حيرت انگيزى به جا بگذارند. حتى عده زيادى از پزشكان اروپايى (آلمان و اتريش) تحت تاثير افكار و تحقيقات پزشكان اسلامى قرار گرفتند و آنان را آرابيست (Arabistes) مى ناميدند كه تا اوايل قرن هفدهم ميلادى در اروپا از حاميان زيادى برخوردار بودند و افكارشان مورد توجه بوده است.
كار آنها تحقيق و بررسى عينى روى نتايج به دست آمده از پژوهش هاى پزشكان اسلامى و بسط و ترويج افكار آنها بوده است كه گروه بزرگى از پزشكان را تشكيل مى داده اند. خود اين پزشكان گروه هاى فكرى و مكتب هاى علمى در اروپا ايجاد كردند كه از آن شمار مى توان مكتب سالرن و پادوا در ايتاليا را نام برد كه تحت تاثير و نفوذ مستقيم دانشمندان علم طب اسلامى بوده اند. ترجمه هايى از آثار دانشمندان اسلامى نيز نشان دهنده نفوذ همه جانبه آثار آنها بر نام آوران عرصه علم طب در ديار فرنگ است براى مثال مى توان از ترجمه كتاب «آبله و سرخك» رازى كه به زبان لاتين ترجمه شده و همچنين ترجمه «قانون» ابوعلى سينا ياد كرد كه هر يك حدود چهل تا پنجاه بار به زبان هاى زنده دنيا تجديد چاپ شده است.
علاوه بر آن ژراد دو كرمن فرانسوى از معروف ترين كسانى است كه به ترجمه قانون شيخ و حاوى و منصورى زكرياى رازى و كتاب تصريف ابوالقاسم پرداخته است و از كسانى كه اطلاعات طب اسلامى ايران را به اروپا برده اند و همچون گنجينه اى از آن مراقبت كرده اند مى توان از ژرد برد ورياك و آشوك ريموند نام برد .
• عصر تحول طب اسلامى ايران
اين مهم از زمانى شروع مى شود كه كتاب ذخيره خوارزمشاهى توسط سيد اسماعيل جرجانى نوشته و تاليف مى شود (متوفى به سال ۵۳۱ هجرى قمرى). اين دانشمند والامقام ايرانى جنبش عظيمى در نشر متون پزشكى در تمدن اسلامى در آن زمان ايجاد كرد كه كتب نوشته شده خود را به زبان فارسى به رشته تحرير درآورد كه همان «ذخيره خوارزمشاهى» است.
كتاب ذخيره خوارزمشاهى مشتمل بر ده جلد كتاب كوچك تر است، بدين شرح:
•كتاب اول: در شناختن حد و حدود طب، هدف آن و گنجينه بدن انسان از مواد، خلط ها، مزاج ها، طبيعت بدن ها، عادت ها و شرح هر يك از اعضاى بدن.
•كتاب دوم: در تشخيص بيمارى از حالت هاى بدن انسان و انواع و درجه بندى بيمارى ها و دلايل بروز آن و تشخيص و شناسايى نبض بيمار، تفسير و شناسايى حال بيمار مبتنى بر موارد زائدى كه از تن بيرون يا خارج مى شود مانند عرق و ادرار.
•كتاب سوم: در حفظ تندرستى و چگونگى انجام اين امر و شناخت نوشيدنى ها و خوراكى ها و ميزان و چگونگى خواب و بيدارى، و حركت، سكون و بازشناسى انواع رايحه ها و عطردرمانى (Aromatherapy ) و تدابير و راه هاى به كارگيرى روغن ها، مصرف مسهل و ملين و مواد تهوع آور، چگونگى انجام فصد و حجامت و فوايد شادى و مضرات غم و مسائل فرهنگى روانشناسى كه لفظ قديم بسيار زيبا و دلنشين بيان شده است و تشخيص نشانه هاى بيمارى و پرورش بچه ها و نگهدارى از پيران و مسافران از جمله مطالب بسيار شيوا، دقيق و مهمى است كه از آن سخن به ميان آمده است.
•كتاب چهارم: در تشخيص مرض و بيمارى و راه هاى آن كه بسيار ظريف و مدبرانه بيان شده است.
•كتاب پنجم: علل و علامت و عوارض تب و چگونگى معالجه آن .
•كتاب ششم: در معالجه بيمارى ها از فرق سر تا نوك پا
•كتاب هفتم: در معالجه ورم ها، آماس ها، زخم ها و چگونگى شكافتن و داغ كردن آنها (جراحى) و معالجه كردن عضوى كه سياه شده و مى ميرد، چگونگى معالجه شكستگى و ضرب خوردگى.
•كتاب هشتم: در زمينه راه هاى حفظ بهداشت و آراستگى ظاهرى.
•كتاب نهم: در زمينه چگونگى كاركرد و استفاده از زهرها و پادزهرهاى مهم در پزشكى.
•كتاب دهم: در تعب هايى كه به شكل هاى گوناگون پديدار مى گردند.
