صفحه 1 از 1

انهدام تاسیسات برق دبس

ارسال شده: جمعه ۲۰ آذر ۱۳۸۸, ۱:۵۴ ب.ظ
توسط javadfakoori
  اول جنگ پایان یافته بود. اوضاع درجبهه ها نشان می داد که اکنون برتری از آن نیروهای ایرانی است. در بخشزمینی با شکسته شدن حصر آبادان عراق مجبور به عقب نشینی شده بود. آنها کهحتی فکر این را نمی کردند که با چنین مقاومت جانانه ای روبرو شوندف بادادن تلفات سنگین از مناطق اشغالی عقب زده می شدند. در این زمان نیرویهوایی نقش حساسی را ایفا می کرد. این نیرو ماموریت داشت علاوه بر پشیتبانیهوایی از نیروهای زمینی، تاسیسات حیاتی عراق را چه نظامی، چه اقتصادینابود سازد. در این راستا بمباران تاسیسات عظیم برقی این کشور در دستورکار قرار گرفت. 
  طرح ریزی شد
- جناب شکاری فر، جناب عتیقه چی، جناب فلاحی این ماموریت برای ما جنبهحیاتی دارد. با نابود شدن تاسیسات برق دبس، عراق عملا در تامین برق موردنیاز خود در قسمت مرکزی و جنوبی با مشکل مواجه می شود. این تاسیسات همانطور که در نقشه ها مشخص است در 60 کیلومتری جنوب بغداد قرار دارد به همیندلیل بعد مسافت در این عملیات زیاد است و طبعا خطرات برخورد با رینگ هایپدافند نیز بیشتر می شود. شما باید به شکلی پرواز کنید که با شروع طلوعخورشید، هدف را بمباران کرده باشید. دقت کنید که این عملیات برای نیرویهوایی جنبه حیاتی دارد و می تواند در بالا بردن روحیه نیروهای زمینی بسیارموثر باشد. به این نکته توجه کنید که پدافند این تاسیسات بسیار قوی است واحتمال هدف قرار گرفتن شما بسیار بالاست.
کار برفینگ آغاز شد و پس از مشخص شدن مسیر رفت و برگشت، محاسبه زمان و سوخت مورد نیاز خلبانان آماده پرواز شدند. 
  بسوی هدف
ساعت 30/4 صبح روز نهم مهرماه سال 1360 در تاریکی مطلق، سه فروند فانتومهرکدام مسلح به 12 تیر بمب به این ترتیب به پرواز درآمدند :
شماره یک به خلبانی جناب شاکری فر، شماره دو به خلبانی جناب فلاحی وکابین عقب جناب اشکان و شماره سه به خلبانی سرگرد محمد عتیقه چی و کابینعقب ستوان منصور کاظمیان (سرتیپ آزاده).
جنگنده ها ابتدا ارتفاع گرفته و با عبور از روی شهرهای کشورمان با رسیدنبه مرز ارتفاع را کم کرده و وارد خاک عراق شدند. مسیر انتخاب شده ایمنترین راهی بود که آنها را به طرف تاسیسات سد و برق دبس هدایت می کرد.دقایقی بعد جنگنده ها به نزدیکی تاسیسات رسیدند که متوجه یک کوه بسیاربلند شدند که به صورت یک تیغه از این تاسیسات محافظت می کرد. رینگ هایپدافندی منطقه هم که متوجه حضور هواپیماهای ایرانی شده بود، با شدت و بیهدف به آسمان شلیک می کردند. با فرمان لیدر دسته، خلبانان گردش را برایدور زدن کوه و بمباران هدف آغاز کردند. چراغ های روشن کارخانه برق دبسکاملا هدف را برای خلبانان مشخص می کرد. هوا درحال روشن شدن بود و تاثانیه هایی بعد جنگنده ها درست بر روی هدف بودند. پدافند بی امان شلیک میکرد. با رسیدن بر روی هدف بمباران شروع شد و چراغ های بسیار زیادی کهنمایانگر فعال بودن کارخانه بودف همگی خاموش شدند و کل منطقه در خاموشیفرو رفت. 
  سه جنگنده هدف قرار گرفتند ولی ...
ولی یک مشکل وجود داشت. هواپیماها در رینگ های پدافندی گیر افتاده بودند.
- شماره یک من رو زدند.
- شماره دو خود من هم هدف قرار گرفتم.
سرگرد عتیقه چی هم اعلام می کند که او نیز هدف قرار گرفته که شماره یک اعلام می کند
- بچه ها سریعا از هم جدا شودید و به سمت مرز حرکت کنید.
سرگرد عتیقه چی با گردش به سمت راست به طرف مرز حرکت نمود و قصد داشت ازسمت شهر مریوان وارد خاک کشور شود. در نزدیکی های مرز در سیستم خود یکهواپیما و یا یک موشک را دید که به دنبال او می آید. عتیقه چی بلافاصله بهکابین عقب می گوید :
- منصور دستگاه راه سیستم را چک کن و خودت هم به اطراف نگاه کن ببین چیزی می بینی من فکر می کنم روی ما قفل راداری انجام شده.
- نه فکر نمی کنم مشکلی باشه شاید یک هدف زمینی باشه.
سرگرد عتیقه چی ثانیه هایی بعد در راه سیستم خود متوجه شد که این نمیتواند چیزی نباشد. هدف بزرگ تر شده بود و با سرعت به سمت آنها می آمد.
- منصور این نمی تواند اشکال و یا یک هدف زمینی باشد یک هواپیمای دشمن در تعیقب ماست.
- من چیزی نمی بینم. 
  دشمن منهدم می شود
در همین هنگام سرگرد عتیقه چی از مرز عبور کرد و بلافاصله جنگنده را بهداخل دره هدایت کرد و در آن جا با افزایش سرعت شروع به کشیدن جنگنده به چپو راست در داخل دره نمود تا اگر هواپیمای دشمن در تعقیب آنهاست او را گمکند بعد از انجام این مانورها سرگرد متوجه شد که دیگر هواپیما بدنبال آنهانیست. با خود فکر کرد که حتما با عبور از مرز او گردش کرده و به داخل خاکعراق برگشته. جنگنده دقایقی بعد سالم در پایگاه فرود آمد. خلبانانبلافاصله به پست فرماندهی رفتند. فرمانده در انتظار آنها بود.
- جناب سرگرد عتیقه چی و جناب کاظمیان خسته نباشید گل کاشتید هواپیمای دشمن را منهدم کردید.
- ممنون ولی قربان من هواپیما ندیدم و اصلا درگیر نشدم یک هدف داشتیم کهما را تعقیب می کرد که من به داخل دره رفتم و او ما را گم کرد.
- نخیر شما آن را منهدم کردید در هنگامی که در دره هواپیما را به چپ وراست می کشیدید هواپیمای دشمن که یک میگ 23 بود درست پشت سر شماآماده هدف قرار دادن شما بود. با انجام مانورهای مناسب توسط شما، خلبانعراقی هم سعی می کند همانند شما با مانوراز میان دره ها عبور کرده و شمارا هدف قرار دهد که با دیواره های دره برخورد کرده و منهدم شده است. 
 
 
 : [External Link Removed for Guests]