بازهم باران ...

در اين بخش مي‌توانيد در مورد کليه موضوعات فرهنگي و ادبي به بحث و تبادل نظر بپردازيد

مدیر انجمن: شوراي نظارت

ارسال پست
Major I
Major I
نمایه کاربر
پست: 837
تاریخ عضویت: شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۶:۱۰ ب.ظ
سپاس‌های ارسالی: 231 بار
سپاس‌های دریافتی: 1917 بار

بازهم باران ...

پست توسط میهن پرست »

شست باران بار دیگر شیشه پنجره را
باز هم ان خاطرات گنگ یک بار دگر
پرسه های بی هدف را تازه کرد

باز هم این بغض چندین ساله را نم نم باران دوباره پاره کرد

یاد ان شب کوچه را
باز باران چاره کرد
چتر می خواهم چه کار

شاید این بار دلم ارام شد
شاید ان منحوس شب
بست بارش را از این افکار من
شاید ارام شدم
یا که از یاد برم

ان شب پاییز را

نم نم باران با خش خشی دلریز را
یاد خواهم برد حرف های تورا
یاد خواهم برد سیمای تو را

یاد خواهم برد جفت حلقه ای را که یخ زد در میان دست من

یاد دارم من که گفتی با سکوت

در میان ما گر چه عشق بود

لیک هنگام جدایی امده

گفتمت با من بمان اما سکوت...
رفتنت باران را هم سنگ کرد.
سال های سال از ان روز رفت
باز هم باران تو را معشوقه کرد.

باز هم بر این دلم غم بوته کرد

باز هم تلخی ان شب کوچه را
نم نم باران دوباره تازه کرد...تصویرتصویرتصویر

دوستان شرمنده اگر خوشتون نیومد.به هر حال کار از خودم بود و شاید مورد پسندتون نباشه ولی برای بارون گفتم و حالا که نم نم بارون میاد قرارش دادم.تصویرتصویرتصویر
شاید سالهای سال باشد که اتش امپراطوری پارس خاکستر شده باشد.اما روزی فرا خواهد رسید که ز خاکستر ها ققنوس برخیزد و ان هنگام اتش سالهای سال سکوت مردم ایران زبانه خواهد کشید و بار دیگر مردمی از سرزمین پارس از شرق تا چین واز غرب تا دروازه های روم حکمرانی میکنند و تمام دشمنان این مرز وبوم در اتش قهر ایران خواهند سوخت.ان روز نزدیک است...
ارسال پست

بازگشت به “شعر و ادبيات”