مقايسه پدافند هوائي عراق با ويتنام شمالي
ارسال شده: دوشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۸, ۱:۱۲ ق.ظ
سلام
چند روزيست كه يكي از كاربران محترم سايت ميليتاري مقاله اي را با عنوان مقايسه پدافند هوائي عراق و ويتنام شمال در آن سايت قرار داده من چون عضو ميليتاري نيستم منتظر شدم تا يكي از دوستان عضو آن سايت زحمت انتقال مطلب را بكشند اما چون اين كار انجام نشده با رعايت امانتداري وذكر منبع اين كار را انجام ميدهم .مطالعه اين مقاله را به همه علاقه مندان علوم نظامي توصيه ميكنم.
مقايسه ي پدافند هوايي عراق و ويتنام شمالي
سلام
این هم اون تاپیکی که مدت ها بود وعدشو میدادم حتما بخونید که فکر کنم واقعا ارزش چند بار خوندنو داشته باشه ولی متاسفانه دسترسی من به کامپیوتر بسیار محدوده و نمی تونم به طور منظم مطالبو بفرستم دیگه باید به بزرگی خودتون ببخشید
منبع کتاب : ظرفیت نظامی و خطر بروز جنگ،چین،هند،پاکستان و ایران.فصل 17
فناوری ،روابط نظامی-غیر نظامی و جنگ در جنوب آسیا
استفان بیدل و رابرت زیرکل(Stephen Biddle & Robert Zirkle)
مقدمه
در این فصل اهمیت بالقوه ی روابط نظامی-غیر نظامی برای تشریح کارایی فناوری تسلیحات پیشرفته در کشور های در حال توسعه مورد بررسی قرار می گیرد .از سال 1967 که مصر ناوشکن اسرائیلی ایلاث (Eilath) را با استفاده از موشک های استیکس (Styx) غرق کرد ،جهان با نگرانی ناشی از گسترش جنگ افزار های پیشرفته ی کشور های در حال توسعه مواجه بود ه است و شدت و ضعف این نگرانی از آن زمان به بعد همواره در نوسان می باشد.به هر حال با پایان یافتن جنگ سرد این مساله اهمیت خاصی یافت.دستیابی صدام به سلاح های پیشرفته ی غربی پیش از حمله به کویت ، در حقیقت نمونه ی ناگواری ست که مشکل تکثیر تسلیحات پیشرفته در کشور های در حال توسعه را به وضوح به تصویر می کشد . از این رو ، مساله ی امنیت بین المللی بیش از هر موضوعی مد نظر قرار گرفته است.
اکنون باید دید که این تهدید چه قدر جیست ؟ برای پاسخ به این سوال ،آگاهی از توان واقعی تسلیحات مذکور ضروری ست . با این حال پس از عملیات توفان صحرا (Operation Desert Storm) بیش تر کارشناسان معتقدند که دسترسی ارتش های کشور های جهان سوم به این فناوری های پیشرفته تاثیر چندانی بر توانایی های آن ها نخواهد داشت
کارایی تسلیحات متعارف در کشور های در حال توسعه
چنین تصور می شود که ارتش عراق در در استفاده ی موثر از تسلیحات مذکور در میدان نبرد ناتوان بوده است.اگر چه صدام تعداد قابل توجهی از جدید ترین فناوری های غربی و روسی را خریداری کرده بود ولی اکثر آگاهان نظامی عقیده داشتند که سربازان وی از مهارت و آموزش کافی برای تسلط بر پیچیدگی ها ی این سیستم ها برخوردار نبوده اند.
به طور کلی می توان گفت بهره برداری هر کشور از فناوری پیشرفته مستلزم برخورداری از سطح بالای باسوادی،نظام آموزشی کارامد و جمعیتی ست که شناخت روزآمدی از ماشین آلات و و سیستم های الکترونیک داشته باشند.نظریه ی سرمایه ی انسانی حاکی ست کشور های جهان سوم که اغلب فاقد چنین مهارت هایی هستند به لحاظ استفاده ی موثر از تسلیحات پیشرفته در مقایسه با کشور های توسعه یافته از یک ضعف غیر قابل اجتنالب برخوردارند.صحت چنین نظریه ای نشان می دهد که در واقع خطرات ناشی از تسلیحات متعراف چندان جدی نیست.از سویی دیگر ، بعضی از کشور های جهان سوم قادرند فناوری های پیچیده و پیشرفته را به نحو موثری مورد استفاده قرار دهند.برای مثال ،ویتنام شمالی با بهره گیری از سیستم دفاع هوایی منسجمی که شوروی در اختیار این کشور قرار داده بود ،توانست بین سال های 1965 تا 1972 بیش از دو هزار فروند از هواپیما های آمریکایی را هدف قرار دهد .در سال 1973 با استفاده از جنگ افزار های ضد تانک و موشک های سطح به هوای ساخت شوروی که آن زمان از فناوری پیشرفته ای برخوردار بوردند،مصر توانست نیرو های زمینی و هوایی رژیم صهونیستی را متوقف سازد.مبارزان مسلمان افغانستان نیز با بهره گیری از موشک های سطح به هوا و استینگر ساخت آمریکا در اواخر دهه ی 80 میلادی توانستند به نحو موثری با بالگرد های اتحاد جماهیر شوروی مقابله کنند.استینگر کماکان در زمره ی پیشرفته ترین موشک های ضد هوایی آمریکا قرار دارد و پیش از آن که در اختیار مبارزان مسلمان قرار گیرد تصور می شد که آن ها توان استفاده از این موشک ها را نخواهند داشت ،با این حال تاثیر کاربرد این موشک تا حدی بود که بسیاری آن را از جمله عوامل مهم عقب نشنی شوروی در سال 1989 می پندارند.
با آن که هیچ یک از کشور های یاد شده از نظر سرمایه ی انسانی برتری چشمگیری نسبت به عراق سال 1991 نداشتند،همه ی آن ها نشان دادند که توان استفاده از تسلیحات متعارف پیشرفته را دارند .اکنون باید دید که تفاوت این کشور ها در چیست؟؟؟
خب تا قسمت بعدی که معلوم نیست کی باشه باید صبر کنید
--------------------------------------------
یکی از تفاوت های عمده ،روابط نظامی-غیر نظامی ست.در کشور هایی نظیر عراق خطر تهدید خشونت سیاسی از سوی ارتش،محرک موثری برای مداخله ی غیر نظامیان محسوب می شود و این تیرتیب توان ارتش در استفاده از فناوری پیشرفته نیز کاهش می یابد.چنین مداخله ای ممکن است به جابه جایی فرماندهان و یا پاکسازی افسران ارتش منتهی شده و یا عامل بروز عوامل دیگری باشد مانند سرکوبی و منع روابط افقی (روابط بین افراد همتراز) در سلسله مراتب ارتش ًًًٌٌٍ؛ایجاد رده های فرماندهی مجزا ؛جدا سازی از منابع آموزش یا تخصص خارجی ؛بهره گیری از تقسیمات قومی (قبیله ای ) در انتخاب افسران و سازماندهی واحد های رزمی ؛نظارت و کنترل کارکنان نظامی ؛ارتقای درجات به گونه ای وفاداری سیاسی بیش از قابلیت های نظامی مورد توجه قرار گیرد ؛و یا اعدام افسران مظنون به مخالفت.با چنین روشی نظام حاکم می تواند هر گونه توطئه ای از سوی ارتش را به شدت با مشکل مواجه کند و نیزط می تواند با کنترل دقیق عقاید و تعلیمت افسارن ارتش ، نسبت به افرادی که خطر قابل توجهی محسوب می شوند ،سریعا اقدام کند.این روش های بی رحمانه و شدید به حاکم مستبدی چون صدام اجازه می دهد که تا حد قابل توجهی خطر بروز کودتا را کاهش دهد.با این حال روش های مذکور به نحوی غیر قابل اجتناب توان ارتش را در توسعه ی مهارت ها و تخصص های لازم برای به کارگیری تسلیحات پیشرفته تحت تاثیر قرار میدهد.بدین ترتیب علاوه بر بروز اختالا ل در هماهنگی های لازم برای سیتم پشتیبانی متقابل که با هدف کارایی بیشتر در زمان جنتگ صورت می گیرد ، انگیزه ی لازم برای تبعیت از روش های دقیق استفاده از تجهیزات پیشرفته را در افسران و سربازان کاهش می دهد.
جا به جایی مکرر افسران و منع روابط جانبی بین آن ها ،در واقع با عث ایجاد اختلال در کسب تجربه ، اتخاذ تدابیر جنگی متناسب با شرایط ،مصلحت اندیشی در جنگ و ابتکار عمل در حل مشکلالت غیر قابل پیش بینی می گردد.برای مثال، برای فناوری های پیچیده که پیش بینی عملکرد آن ها تا حد زیادی به شرایط متفاوت زمین،اوضاع آب و هوایی و فنون رزمی دشمن بستگی دارد توانایی انطباق با شرایط موجود بسیار مهم است.بنابر این جلوگیری یا کاهش امکان بروز توطئه در میان افسران ارتش،در واقع نتیجه ای جز کاست از ارزش فناوری های موجود نخواهد داشت .
از طرف دیگر محدودیت حضور مستشاران نظامی خارجی و مخالفت با حضور نظامیان در دانشگاه ها یا دانشکده های نظامی خارجی در واقع ارتباط با منابع آموزشی تخصصی را از بین می برد.اگر فناوری به تنهایی وارد یک کشور شود (همان اتفاقی که به طور عمده در کشور های در حال توسعه برای تسلیحات متعارف پیش می آید) باید دانست که تخصص لازم برای استفاده از فناوری مزبور و یا مهارت تعمیر و نگهداری آن فقط در انحصار کشور سازنده ی خارجی و یا نیروی نظامی خارجی ست که از فناوری مربوط استفاده می کند. از این رو، مخالفت زمامداران کشور های جهان سوم با دسترسی ارتش به آموزش های خارجی اگر چه می تواند خطر انحراف عقیدتی و نفوذ سیاسی را کاهش دهد، ولی چنین محدودیتی احتمالا موجب می شود ارتش مورد نظر نسبت به کاربرد و تعمیر و نگهداری تجهیزات تسلط کافی نیابد.
استفاده از رده های فرماندهی مجزا ،هماهنگی جنگ افزار ها با سیستم ها پشتیبانی و سلاح های مکمل را با مشکل مواجه می کند.همگام با پیشرفت فناوری تسلیحاتی ،تاثیر و کارایی سلاح ها وابستگی بیش تری به همکاری و هماهنگی سیستم ها با یک دیگر خواهد داشت که در نتیجه ی این همکاری نقاط ضعف احتمالی سیستم ها پوشش یافته و بر قدرت آن ها افزورده خواهد شد.برای نمونه، هواپیما های مدرن قادرند با پرواز در ارتفاعی پائین تر از حد رهگیری رادار ها پرواز کنند و در نتیجه از گزند «موشک های ضد هوایی هدایت راداری» بگریزند با این حال باید در نظر داشت که این گریز ،هواپیما های مذکور را مجبور به پرواز در ارتفاعی می کند که در صورت رویارویی با آتش پر حجم «آتشبار های ضد هوایی» مستقر در مناطق جنگی با خطر جدی مواجه خواهند شد.در این حالت اگر توپخانه ی خودی از موقعیت زمانی و مکانی منطقه ی نفوذ هواپیما داشته باشد و رادار های مراقبتی و سایر ابزار های اکتشافی هوابرد بتوانند محل استقرار آتشبار های ضد هوایی دشمن را اطلاع دهند ،توپخانه ی خودی قطعا می تواند به سرکوب آن ها بپردازد.در این صورت هواپیما های خودی با مشکل آتشبار های ضد هوایی مواجه نخواهند بود.بنابراین بهره گیری همزمان از هواپیما،رادارهای هوابرد و توپخانه ی زمینی می تواند به عنوان سیستمی منسجم تا حد چشمگیری موثر واقع شود.بدیهی ست در صورتی که رده های فرماندهی مربوط به هواپیما های جنگنده ،رادار و توپخانه ی زمینی به صورت کاملا مستقل از یک دیگر و بدون هیچ ارتباطی با هم سازماندهی شوند،هماهنگی این اجزا در عمل غیر ممکن خواهد بود.
در نهایت علاوه بر ارتقا و ترفیع که که به جای قابلیت های فردی بر اساس وفاداری افراد صورت می گیرد ،اختلافات قومی (قبیله ای) ،مبادرت به تدابیر تروریستی مانند پاکسازی و ترور افسران و نظارت دقیق و مستمر ،تعهد صادقانه نسبت به وظایف را در آن ها (چه در مورد افسران چه در مورد درجه داران) از بین می برد.بدون توسل به این اصول اخلاقی بی شک سوق دادن سازمان در مسیر وظایف روزمره ای چون تعمیر و نگهداری تجهیزات ،کار دشواری خواهد بود.با نو سازی ارتش ها و وابستگی بیشتر قوای رزمی به فناوری،قابلیت ارتش در نگهداری و استفاده از تجهیزات برای تمامی رده ها اهمیت حاتی دارد.اداره ی یک سازمان نظامی با ترکیبی از وفاداری ساسیس و ترس سیاسی قطعا به این می انجامد که اجرای منظم آئین نامه های فنی اجرایی در درجه اهمیت دوم قرار گیرد و تسلیح چنین سازمانی با تجهیزات نوین به مهنی قبول این خطر است که به هنگام بحران و به دلیل مشکلات ناشی از سوء نگهداری و ،کارایی این تجهیزات تال حد از کار افتادگی تنزل یابد.
به هر حال، این روابط نامعقول نظامی-غیر نظامیفقط ویژگی بعضی کشور های در حال توسعه محسوب می شود.در صورتی که خطر تعارضات سیاسی چندان محسوس نباشد مقامات غیر نظامی می توانند با تعدیل اقدامات مراقبتی موجود،راه استفاده ی موثر تر ارتش از فناوری را هموار کنند.
---------------------------------------------------------------
البته آن دست هاز سازمان های نظامی که از چنین قوائد سخت و سرکوب گرانه ای برخوردادر نیستند اغلب می توانند با تامین یا واردات استادان و روش ها کارآمد ،حتا نفرات کم سواد خود را به گونه ای آموزش دهند که قادر به استفاده از تجهیزات پیچیده باشند درصورتی که ارتش تجربه و ابتکار را به هم آمیزد می تواند فناوری های مورد نیاز را در شرایط خاصی به کار گیرد و در صورت لزوم تغییرات تاکتیکی عمده ای در آن ها ایجاد کند.همچنین در صورت به کار گیری سیستم های مکمل ،می توان از مزایای بالقوه ی سلاح های تخصصی مدرن نیز بهره گرفت در ضمن، سازمان بدون آن که نیازی به سیاسی کردن ترفیعات برای جلوگیری از خطر کودتا داشته باشد ،می تواند با بها دادن به توسعه ی تخصص های فنی و اجرا ی روش های معمولی که لازمه ی کارایی مناسب و تعمیر و نگهداری تسلیحات مدرن است ،ایجاد انگیزه نماید.
به این ترتیب در مورد نظام هایی که با خطر کودتا مواجه هستند ،اعمال روش های سخت نظارتی که با هدف تضمین بقای نظام حاکم صورت می گیرد،ممکن است مانع از به کارگیری موثر فناوری گردد،فارغ از سطح تحصیل افراد نظامی و آشنایی آنان با ماشین آلات پیش از ورود به ارتش.به هر حال ،در صورتی که نظام حاکم بتواند بدون قرنطینه ی افسران ارتش به بقا و دوام دست یابد ،تدوین برنامه های آموزشی و تعلیم افراد – حتا آنان که از تحصیلات اندکی برخوردارند – با هدف استفاده از تجهیزات پیچیده محتمل خواهد بود.همچنین در جایی که بدون ارعاب افسران ارتش ،بقای نظام حاکم آسیبی نمی بیند و می توان اتظار داشت که ارتش به طرح روش هایی بپردازد تا به کمک آن ها بتوان تجهیزات مذکور را به نحو موثری در عرصه های نبرد به کار گرفتدر این صورت باید گفت که روابط نظامی – غیر نظامی بر کارایی فناوری های پیچیده در کشور های در حال توسعه به ذات از تاثیر نیروی انسانی نیز چشمگیر تر است.
در این فصل رابطه ی نظامی – غیر نظامی با مطالعه ی دو مورد ازموارد کاربد فناوری پیشرفته ی دفاع هوایی در کشور های در حال توسعه مورد بررسی قرار می گیرد؛ویتنام شمالی در دومین جنگ هند و چین در سال های 1965 تا 1972 ؛و عراق در جنگ ایران و عراق در سال های 1980 تا 1988 و جنگ خلیج فارس در سال 1991.
هر یک از موارد مذکور نمایانگر کشور در حال توسعه ای ست که از سرمایه ی انسانی محدودی بهره مند است.با این حال ،روابط نظامی غیر نظامی در این دو کشور تفاروت فاحشی با هم دارد.در مورد عراق باید گفت رابطه ی بیمار گونه و نا معقول ارتش و نظام حاکم ،سبب اصلی عملیات سرکوب گرانه ای بود که صدام با موفقیت علیه ارتش خود به انجام رساند.بنابراین می توان گفت روابط نظامی - غیر نظامی عراق در واقع تنش زا بوده است.در مقابل می توان به روابط نظامی – غیر نظامی مسالمت آمیز ویتنام شمالی اشاره کرد .که در آن نقشی فرعی ،اما تعیین کننده را عهده دار است.در این حال خطر تعرض سیاسی از جانب ارتش وجود ندارد.بنابر این می توان با اعطای آزادی کافی به ارتش (نه به صورت نامحدود) تحقق کارایی نظام در عرصه های نبرد را محتمل تر کرد.این دو مورد در واقع نمونه ی خوبی از کنترل شدید متغیر های فرعی ست.فناوری مرود نظر در هر دو نمونه در عصر خود ( حداقل در نوع خود) بسیار پیشرفته بود .همچنین در هر دو مورد دشمن – نیروی هوایی آمریکا – از فناوری بسیار پیچیده ای برخوردار بود و تلاش گسترده ای برای غلبه بر سیستم های دفاع هوایی این کشور ها بخ کار بست .با آن که دو کشور از ویژگی های ارضی زمینی متفاوتی برخوردار بودند اما نمی توان این عاول را تنها عامل تفاوت عملکرد سازمان های نظامی آن دو دانست.البته ماهیت جنگ زمینی هر دو کشور نیز متفاوت بود ،جمگ چریکی در ویتنام در مقایسه با نبد کاملا مکانیزه ی عملیات توفان صحرا .با این حال ف این ویژگی بر سیستم های دفاع هوایی این دو کشور که هر یک برای محافظت از یک سری اهداف ثابت در مواضع کم و بیش شناخته شده استقرار یافته بودند تاثیر چندانی نداشت.
در ادامه ی این فصل ،ویژگی های سرمایه ی انسانی ،روابط نظامی – غیر نظامی و فناوری دفاع هوایی که کشور های یاد شده آز آن برخوردار بودند به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرد.سپس تاثیر استفاده از فناوری توسط این کشور ها مورد ارزیابی قرار گرفته و در خاتمه آثار و نتایج آن بر منطقه ی جنوب آسیا تشریح می شود.
تازه داستان شروع شد از 55 صفحه تازه رسیدیم صفحه ی 9
قسمت بعد:
سیستم پدافند هوایی عراق
سرمایه ی انسانی عراق
-----------------------------------------------------------
اين قسمت شايد در ظاهر اصلا نظامي نباشه ولي اين نكته رو نشون مي ده كه براي بررسي نقاط ضعف و قوت نظامي يك كشور چه اطلاعات مختلفي نيازه
سرمايه ي انساني عراق
ارزیابی سرمایه ی انسانی در هر سازمان نظامی اساسا مستلزم در اختیار داشتن شرح مفصلی از تحصیلات و مهارت های افرادی ست که در رده های آن سازمان اشتغال دارند . البته این نوع ارزیابی مستقیم درباره ی کشور های خودکامه و قدرت طلبی چون عراق ( یا ویتنام) امکان پذیر نیست. در این صورت ارزیابی سر مایه ی انسانی باید به صورت غیر مستقیم صورت گیرد و د این راستا می توان از ویژگی های زیر کمک گرفت : نرخ سواد ، درصد افرادی که در بخش تولید صنعتی شاغلند ( نسبت به کسانی که در کشاورزی سنتی شاغلند) و میزان آشنایی مردم با ماشین آلات که به عنوان مثال با میزان مالکیت خودرو توسط مردم قابل سنجش است.
ارزیابی ویژگی های یاد شده نشان می دهد که عراق در زمان بررسی این عوامل فاصله ی زیادی با کشور های توسعه یافته داشته است . برای مثال ، برآورد نرخ سواد در عراق طی سال های 91-1990 بین 50 تا 70 درصد متغیر است. این نرخ ،عراق را در جایگاه متوسطی میان کشور های توسعه نیافته قرار می دهد.و با کشورهایی مانند برزیل (76) ، کامرون (65) ، چین (70) ، کلمبیا (80) ، نیجریه (42) ، ویتنام (78) و بسیاری از کشور های خاورمیانه مانند ایران (48) ، عربستان (50) ، و سوریه (78 درصد از مردان) همترا کرده است. در مقابل باید گفت نرخ سوا در کشور های توسعه یافته تا 99 درصد نیز افزایش یافته است.
بخش عمده ای از نیروی کار عراق به فعالیت های کشاورزی اشتغال داشتند. تا سال 1991 در حدود یک سوم جمعیت عراق را کشاورزانی تشکیل می دادند که از امکانات و فناوری محدودی بهره مند بودند و و فقط 28 درصد از سکنه ی این کشور در بخش های صنعتی اشتغال داشتند. با آن که بخش صنعتی عراق در مقاسیه با بسیاری از کشور های در حال توسعه وسیع تر است ، اما صنعت این کشور به عنوان یکی از کشور های تولید کننده نفت تفاوت زیادی با کشورهای توسعه یافته و پیشرفته دارد. در آلمان فقط 5 درصد از مردم کشا ورزی می کنند ، این رقم در انگلیس کم تر از 2 درصد و در فرانسه کم تر از 10 درصد است . به علاوه ف بخش صنا یع کوچک عراق به طور عمده از فناوری پائینی بهره مند است و اشتغال در آن به تخصص بالایی نیاز ندارد . صنعت عراق اساسا در استخراج و فراوری موادی از قبیل کود شیمیایی ، تولید سیمان و پتروشیمی خلاصه می شود . نیاز به پرسنلی که با فناوری پیشرفته آشنایی داشته باشند در هیچ یک از این موارد ضروری نیست. کارخانه جات ذوب فلزات ، تسهیلات تولید ماشین آلات و تجهیزات حمل و نقل در این کشور در دهه ی 1980 ساخته شده اند با این حال ف به مرور این کشور توانست با فناوری پائین به مرحله ی مونتاژ قطعات وارداتی نیز دست یابد.
در نهایت ، یکی از مقیاس های ساده برای سنجش میزان آشنایی یک ملت با ماشین آلات تعداد وسایل نقلیه ایست که توسط شهروندان استفاده و یا به عبارتی تعمیر و نگهداری می شود. مالکیت وسایل نقلیه نشانگر آکاهی از اهمیت امور روزمره ای چون : زمان تعمیر روغن و تعمیر و نگهداری ست و مستلزم آموزش رانندگان برای استفاده از ماشین هاست. در سال 1986 ( تازه ترین آمار موجود) به ازای هر یکصد شهروند عراقی فقط چهار وسیله ی نقلیه (مسافربری و تجاری) وجود داشت. اگر چه این رقم در مقایسه با آمار مشابه اغلب کشور های در حال توسعه مناسب است ، اما در قیاس با کشور های توسعه یافته ضعف محسوسی دارد.
[External Link Removed for Guests]
چند روزيست كه يكي از كاربران محترم سايت ميليتاري مقاله اي را با عنوان مقايسه پدافند هوائي عراق و ويتنام شمال در آن سايت قرار داده من چون عضو ميليتاري نيستم منتظر شدم تا يكي از دوستان عضو آن سايت زحمت انتقال مطلب را بكشند اما چون اين كار انجام نشده با رعايت امانتداري وذكر منبع اين كار را انجام ميدهم .مطالعه اين مقاله را به همه علاقه مندان علوم نظامي توصيه ميكنم.
مقايسه ي پدافند هوايي عراق و ويتنام شمالي
سلام
این هم اون تاپیکی که مدت ها بود وعدشو میدادم حتما بخونید که فکر کنم واقعا ارزش چند بار خوندنو داشته باشه ولی متاسفانه دسترسی من به کامپیوتر بسیار محدوده و نمی تونم به طور منظم مطالبو بفرستم دیگه باید به بزرگی خودتون ببخشید
منبع کتاب : ظرفیت نظامی و خطر بروز جنگ،چین،هند،پاکستان و ایران.فصل 17
فناوری ،روابط نظامی-غیر نظامی و جنگ در جنوب آسیا
استفان بیدل و رابرت زیرکل(Stephen Biddle & Robert Zirkle)
مقدمه
در این فصل اهمیت بالقوه ی روابط نظامی-غیر نظامی برای تشریح کارایی فناوری تسلیحات پیشرفته در کشور های در حال توسعه مورد بررسی قرار می گیرد .از سال 1967 که مصر ناوشکن اسرائیلی ایلاث (Eilath) را با استفاده از موشک های استیکس (Styx) غرق کرد ،جهان با نگرانی ناشی از گسترش جنگ افزار های پیشرفته ی کشور های در حال توسعه مواجه بود ه است و شدت و ضعف این نگرانی از آن زمان به بعد همواره در نوسان می باشد.به هر حال با پایان یافتن جنگ سرد این مساله اهمیت خاصی یافت.دستیابی صدام به سلاح های پیشرفته ی غربی پیش از حمله به کویت ، در حقیقت نمونه ی ناگواری ست که مشکل تکثیر تسلیحات پیشرفته در کشور های در حال توسعه را به وضوح به تصویر می کشد . از این رو ، مساله ی امنیت بین المللی بیش از هر موضوعی مد نظر قرار گرفته است.
اکنون باید دید که این تهدید چه قدر جیست ؟ برای پاسخ به این سوال ،آگاهی از توان واقعی تسلیحات مذکور ضروری ست . با این حال پس از عملیات توفان صحرا (Operation Desert Storm) بیش تر کارشناسان معتقدند که دسترسی ارتش های کشور های جهان سوم به این فناوری های پیشرفته تاثیر چندانی بر توانایی های آن ها نخواهد داشت
کارایی تسلیحات متعارف در کشور های در حال توسعه
چنین تصور می شود که ارتش عراق در در استفاده ی موثر از تسلیحات مذکور در میدان نبرد ناتوان بوده است.اگر چه صدام تعداد قابل توجهی از جدید ترین فناوری های غربی و روسی را خریداری کرده بود ولی اکثر آگاهان نظامی عقیده داشتند که سربازان وی از مهارت و آموزش کافی برای تسلط بر پیچیدگی ها ی این سیستم ها برخوردار نبوده اند.
به طور کلی می توان گفت بهره برداری هر کشور از فناوری پیشرفته مستلزم برخورداری از سطح بالای باسوادی،نظام آموزشی کارامد و جمعیتی ست که شناخت روزآمدی از ماشین آلات و و سیستم های الکترونیک داشته باشند.نظریه ی سرمایه ی انسانی حاکی ست کشور های جهان سوم که اغلب فاقد چنین مهارت هایی هستند به لحاظ استفاده ی موثر از تسلیحات پیشرفته در مقایسه با کشور های توسعه یافته از یک ضعف غیر قابل اجتنالب برخوردارند.صحت چنین نظریه ای نشان می دهد که در واقع خطرات ناشی از تسلیحات متعراف چندان جدی نیست.از سویی دیگر ، بعضی از کشور های جهان سوم قادرند فناوری های پیچیده و پیشرفته را به نحو موثری مورد استفاده قرار دهند.برای مثال ،ویتنام شمالی با بهره گیری از سیستم دفاع هوایی منسجمی که شوروی در اختیار این کشور قرار داده بود ،توانست بین سال های 1965 تا 1972 بیش از دو هزار فروند از هواپیما های آمریکایی را هدف قرار دهد .در سال 1973 با استفاده از جنگ افزار های ضد تانک و موشک های سطح به هوای ساخت شوروی که آن زمان از فناوری پیشرفته ای برخوردار بوردند،مصر توانست نیرو های زمینی و هوایی رژیم صهونیستی را متوقف سازد.مبارزان مسلمان افغانستان نیز با بهره گیری از موشک های سطح به هوا و استینگر ساخت آمریکا در اواخر دهه ی 80 میلادی توانستند به نحو موثری با بالگرد های اتحاد جماهیر شوروی مقابله کنند.استینگر کماکان در زمره ی پیشرفته ترین موشک های ضد هوایی آمریکا قرار دارد و پیش از آن که در اختیار مبارزان مسلمان قرار گیرد تصور می شد که آن ها توان استفاده از این موشک ها را نخواهند داشت ،با این حال تاثیر کاربرد این موشک تا حدی بود که بسیاری آن را از جمله عوامل مهم عقب نشنی شوروی در سال 1989 می پندارند.
با آن که هیچ یک از کشور های یاد شده از نظر سرمایه ی انسانی برتری چشمگیری نسبت به عراق سال 1991 نداشتند،همه ی آن ها نشان دادند که توان استفاده از تسلیحات متعارف پیشرفته را دارند .اکنون باید دید که تفاوت این کشور ها در چیست؟؟؟
خب تا قسمت بعدی که معلوم نیست کی باشه باید صبر کنید
--------------------------------------------
یکی از تفاوت های عمده ،روابط نظامی-غیر نظامی ست.در کشور هایی نظیر عراق خطر تهدید خشونت سیاسی از سوی ارتش،محرک موثری برای مداخله ی غیر نظامیان محسوب می شود و این تیرتیب توان ارتش در استفاده از فناوری پیشرفته نیز کاهش می یابد.چنین مداخله ای ممکن است به جابه جایی فرماندهان و یا پاکسازی افسران ارتش منتهی شده و یا عامل بروز عوامل دیگری باشد مانند سرکوبی و منع روابط افقی (روابط بین افراد همتراز) در سلسله مراتب ارتش ًًًٌٌٍ؛ایجاد رده های فرماندهی مجزا ؛جدا سازی از منابع آموزش یا تخصص خارجی ؛بهره گیری از تقسیمات قومی (قبیله ای ) در انتخاب افسران و سازماندهی واحد های رزمی ؛نظارت و کنترل کارکنان نظامی ؛ارتقای درجات به گونه ای وفاداری سیاسی بیش از قابلیت های نظامی مورد توجه قرار گیرد ؛و یا اعدام افسران مظنون به مخالفت.با چنین روشی نظام حاکم می تواند هر گونه توطئه ای از سوی ارتش را به شدت با مشکل مواجه کند و نیزط می تواند با کنترل دقیق عقاید و تعلیمت افسارن ارتش ، نسبت به افرادی که خطر قابل توجهی محسوب می شوند ،سریعا اقدام کند.این روش های بی رحمانه و شدید به حاکم مستبدی چون صدام اجازه می دهد که تا حد قابل توجهی خطر بروز کودتا را کاهش دهد.با این حال روش های مذکور به نحوی غیر قابل اجتناب توان ارتش را در توسعه ی مهارت ها و تخصص های لازم برای به کارگیری تسلیحات پیشرفته تحت تاثیر قرار میدهد.بدین ترتیب علاوه بر بروز اختالا ل در هماهنگی های لازم برای سیتم پشتیبانی متقابل که با هدف کارایی بیشتر در زمان جنتگ صورت می گیرد ، انگیزه ی لازم برای تبعیت از روش های دقیق استفاده از تجهیزات پیشرفته را در افسران و سربازان کاهش می دهد.
جا به جایی مکرر افسران و منع روابط جانبی بین آن ها ،در واقع با عث ایجاد اختلال در کسب تجربه ، اتخاذ تدابیر جنگی متناسب با شرایط ،مصلحت اندیشی در جنگ و ابتکار عمل در حل مشکلالت غیر قابل پیش بینی می گردد.برای مثال، برای فناوری های پیچیده که پیش بینی عملکرد آن ها تا حد زیادی به شرایط متفاوت زمین،اوضاع آب و هوایی و فنون رزمی دشمن بستگی دارد توانایی انطباق با شرایط موجود بسیار مهم است.بنابر این جلوگیری یا کاهش امکان بروز توطئه در میان افسران ارتش،در واقع نتیجه ای جز کاست از ارزش فناوری های موجود نخواهد داشت .
از طرف دیگر محدودیت حضور مستشاران نظامی خارجی و مخالفت با حضور نظامیان در دانشگاه ها یا دانشکده های نظامی خارجی در واقع ارتباط با منابع آموزشی تخصصی را از بین می برد.اگر فناوری به تنهایی وارد یک کشور شود (همان اتفاقی که به طور عمده در کشور های در حال توسعه برای تسلیحات متعارف پیش می آید) باید دانست که تخصص لازم برای استفاده از فناوری مزبور و یا مهارت تعمیر و نگهداری آن فقط در انحصار کشور سازنده ی خارجی و یا نیروی نظامی خارجی ست که از فناوری مربوط استفاده می کند. از این رو، مخالفت زمامداران کشور های جهان سوم با دسترسی ارتش به آموزش های خارجی اگر چه می تواند خطر انحراف عقیدتی و نفوذ سیاسی را کاهش دهد، ولی چنین محدودیتی احتمالا موجب می شود ارتش مورد نظر نسبت به کاربرد و تعمیر و نگهداری تجهیزات تسلط کافی نیابد.
استفاده از رده های فرماندهی مجزا ،هماهنگی جنگ افزار ها با سیستم ها پشتیبانی و سلاح های مکمل را با مشکل مواجه می کند.همگام با پیشرفت فناوری تسلیحاتی ،تاثیر و کارایی سلاح ها وابستگی بیش تری به همکاری و هماهنگی سیستم ها با یک دیگر خواهد داشت که در نتیجه ی این همکاری نقاط ضعف احتمالی سیستم ها پوشش یافته و بر قدرت آن ها افزورده خواهد شد.برای نمونه، هواپیما های مدرن قادرند با پرواز در ارتفاعی پائین تر از حد رهگیری رادار ها پرواز کنند و در نتیجه از گزند «موشک های ضد هوایی هدایت راداری» بگریزند با این حال باید در نظر داشت که این گریز ،هواپیما های مذکور را مجبور به پرواز در ارتفاعی می کند که در صورت رویارویی با آتش پر حجم «آتشبار های ضد هوایی» مستقر در مناطق جنگی با خطر جدی مواجه خواهند شد.در این حالت اگر توپخانه ی خودی از موقعیت زمانی و مکانی منطقه ی نفوذ هواپیما داشته باشد و رادار های مراقبتی و سایر ابزار های اکتشافی هوابرد بتوانند محل استقرار آتشبار های ضد هوایی دشمن را اطلاع دهند ،توپخانه ی خودی قطعا می تواند به سرکوب آن ها بپردازد.در این صورت هواپیما های خودی با مشکل آتشبار های ضد هوایی مواجه نخواهند بود.بنابراین بهره گیری همزمان از هواپیما،رادارهای هوابرد و توپخانه ی زمینی می تواند به عنوان سیستمی منسجم تا حد چشمگیری موثر واقع شود.بدیهی ست در صورتی که رده های فرماندهی مربوط به هواپیما های جنگنده ،رادار و توپخانه ی زمینی به صورت کاملا مستقل از یک دیگر و بدون هیچ ارتباطی با هم سازماندهی شوند،هماهنگی این اجزا در عمل غیر ممکن خواهد بود.
در نهایت علاوه بر ارتقا و ترفیع که که به جای قابلیت های فردی بر اساس وفاداری افراد صورت می گیرد ،اختلافات قومی (قبیله ای) ،مبادرت به تدابیر تروریستی مانند پاکسازی و ترور افسران و نظارت دقیق و مستمر ،تعهد صادقانه نسبت به وظایف را در آن ها (چه در مورد افسران چه در مورد درجه داران) از بین می برد.بدون توسل به این اصول اخلاقی بی شک سوق دادن سازمان در مسیر وظایف روزمره ای چون تعمیر و نگهداری تجهیزات ،کار دشواری خواهد بود.با نو سازی ارتش ها و وابستگی بیشتر قوای رزمی به فناوری،قابلیت ارتش در نگهداری و استفاده از تجهیزات برای تمامی رده ها اهمیت حاتی دارد.اداره ی یک سازمان نظامی با ترکیبی از وفاداری ساسیس و ترس سیاسی قطعا به این می انجامد که اجرای منظم آئین نامه های فنی اجرایی در درجه اهمیت دوم قرار گیرد و تسلیح چنین سازمانی با تجهیزات نوین به مهنی قبول این خطر است که به هنگام بحران و به دلیل مشکلات ناشی از سوء نگهداری و ،کارایی این تجهیزات تال حد از کار افتادگی تنزل یابد.
به هر حال، این روابط نامعقول نظامی-غیر نظامیفقط ویژگی بعضی کشور های در حال توسعه محسوب می شود.در صورتی که خطر تعارضات سیاسی چندان محسوس نباشد مقامات غیر نظامی می توانند با تعدیل اقدامات مراقبتی موجود،راه استفاده ی موثر تر ارتش از فناوری را هموار کنند.
---------------------------------------------------------------
البته آن دست هاز سازمان های نظامی که از چنین قوائد سخت و سرکوب گرانه ای برخوردادر نیستند اغلب می توانند با تامین یا واردات استادان و روش ها کارآمد ،حتا نفرات کم سواد خود را به گونه ای آموزش دهند که قادر به استفاده از تجهیزات پیچیده باشند درصورتی که ارتش تجربه و ابتکار را به هم آمیزد می تواند فناوری های مورد نیاز را در شرایط خاصی به کار گیرد و در صورت لزوم تغییرات تاکتیکی عمده ای در آن ها ایجاد کند.همچنین در صورت به کار گیری سیستم های مکمل ،می توان از مزایای بالقوه ی سلاح های تخصصی مدرن نیز بهره گرفت در ضمن، سازمان بدون آن که نیازی به سیاسی کردن ترفیعات برای جلوگیری از خطر کودتا داشته باشد ،می تواند با بها دادن به توسعه ی تخصص های فنی و اجرا ی روش های معمولی که لازمه ی کارایی مناسب و تعمیر و نگهداری تسلیحات مدرن است ،ایجاد انگیزه نماید.
به این ترتیب در مورد نظام هایی که با خطر کودتا مواجه هستند ،اعمال روش های سخت نظارتی که با هدف تضمین بقای نظام حاکم صورت می گیرد،ممکن است مانع از به کارگیری موثر فناوری گردد،فارغ از سطح تحصیل افراد نظامی و آشنایی آنان با ماشین آلات پیش از ورود به ارتش.به هر حال ،در صورتی که نظام حاکم بتواند بدون قرنطینه ی افسران ارتش به بقا و دوام دست یابد ،تدوین برنامه های آموزشی و تعلیم افراد – حتا آنان که از تحصیلات اندکی برخوردارند – با هدف استفاده از تجهیزات پیچیده محتمل خواهد بود.همچنین در جایی که بدون ارعاب افسران ارتش ،بقای نظام حاکم آسیبی نمی بیند و می توان اتظار داشت که ارتش به طرح روش هایی بپردازد تا به کمک آن ها بتوان تجهیزات مذکور را به نحو موثری در عرصه های نبرد به کار گرفتدر این صورت باید گفت که روابط نظامی – غیر نظامی بر کارایی فناوری های پیچیده در کشور های در حال توسعه به ذات از تاثیر نیروی انسانی نیز چشمگیر تر است.
در این فصل رابطه ی نظامی – غیر نظامی با مطالعه ی دو مورد ازموارد کاربد فناوری پیشرفته ی دفاع هوایی در کشور های در حال توسعه مورد بررسی قرار می گیرد؛ویتنام شمالی در دومین جنگ هند و چین در سال های 1965 تا 1972 ؛و عراق در جنگ ایران و عراق در سال های 1980 تا 1988 و جنگ خلیج فارس در سال 1991.
هر یک از موارد مذکور نمایانگر کشور در حال توسعه ای ست که از سرمایه ی انسانی محدودی بهره مند است.با این حال ،روابط نظامی غیر نظامی در این دو کشور تفاروت فاحشی با هم دارد.در مورد عراق باید گفت رابطه ی بیمار گونه و نا معقول ارتش و نظام حاکم ،سبب اصلی عملیات سرکوب گرانه ای بود که صدام با موفقیت علیه ارتش خود به انجام رساند.بنابراین می توان گفت روابط نظامی - غیر نظامی عراق در واقع تنش زا بوده است.در مقابل می توان به روابط نظامی – غیر نظامی مسالمت آمیز ویتنام شمالی اشاره کرد .که در آن نقشی فرعی ،اما تعیین کننده را عهده دار است.در این حال خطر تعرض سیاسی از جانب ارتش وجود ندارد.بنابر این می توان با اعطای آزادی کافی به ارتش (نه به صورت نامحدود) تحقق کارایی نظام در عرصه های نبرد را محتمل تر کرد.این دو مورد در واقع نمونه ی خوبی از کنترل شدید متغیر های فرعی ست.فناوری مرود نظر در هر دو نمونه در عصر خود ( حداقل در نوع خود) بسیار پیشرفته بود .همچنین در هر دو مورد دشمن – نیروی هوایی آمریکا – از فناوری بسیار پیچیده ای برخوردار بود و تلاش گسترده ای برای غلبه بر سیستم های دفاع هوایی این کشور ها بخ کار بست .با آن که دو کشور از ویژگی های ارضی زمینی متفاوتی برخوردار بودند اما نمی توان این عاول را تنها عامل تفاوت عملکرد سازمان های نظامی آن دو دانست.البته ماهیت جنگ زمینی هر دو کشور نیز متفاوت بود ،جمگ چریکی در ویتنام در مقایسه با نبد کاملا مکانیزه ی عملیات توفان صحرا .با این حال ف این ویژگی بر سیستم های دفاع هوایی این دو کشور که هر یک برای محافظت از یک سری اهداف ثابت در مواضع کم و بیش شناخته شده استقرار یافته بودند تاثیر چندانی نداشت.
در ادامه ی این فصل ،ویژگی های سرمایه ی انسانی ،روابط نظامی – غیر نظامی و فناوری دفاع هوایی که کشور های یاد شده آز آن برخوردار بودند به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرد.سپس تاثیر استفاده از فناوری توسط این کشور ها مورد ارزیابی قرار گرفته و در خاتمه آثار و نتایج آن بر منطقه ی جنوب آسیا تشریح می شود.
تازه داستان شروع شد از 55 صفحه تازه رسیدیم صفحه ی 9
قسمت بعد:
سیستم پدافند هوایی عراق
سرمایه ی انسانی عراق
-----------------------------------------------------------
اين قسمت شايد در ظاهر اصلا نظامي نباشه ولي اين نكته رو نشون مي ده كه براي بررسي نقاط ضعف و قوت نظامي يك كشور چه اطلاعات مختلفي نيازه
سرمايه ي انساني عراق
ارزیابی سرمایه ی انسانی در هر سازمان نظامی اساسا مستلزم در اختیار داشتن شرح مفصلی از تحصیلات و مهارت های افرادی ست که در رده های آن سازمان اشتغال دارند . البته این نوع ارزیابی مستقیم درباره ی کشور های خودکامه و قدرت طلبی چون عراق ( یا ویتنام) امکان پذیر نیست. در این صورت ارزیابی سر مایه ی انسانی باید به صورت غیر مستقیم صورت گیرد و د این راستا می توان از ویژگی های زیر کمک گرفت : نرخ سواد ، درصد افرادی که در بخش تولید صنعتی شاغلند ( نسبت به کسانی که در کشاورزی سنتی شاغلند) و میزان آشنایی مردم با ماشین آلات که به عنوان مثال با میزان مالکیت خودرو توسط مردم قابل سنجش است.
ارزیابی ویژگی های یاد شده نشان می دهد که عراق در زمان بررسی این عوامل فاصله ی زیادی با کشور های توسعه یافته داشته است . برای مثال ، برآورد نرخ سواد در عراق طی سال های 91-1990 بین 50 تا 70 درصد متغیر است. این نرخ ،عراق را در جایگاه متوسطی میان کشور های توسعه نیافته قرار می دهد.و با کشورهایی مانند برزیل (76) ، کامرون (65) ، چین (70) ، کلمبیا (80) ، نیجریه (42) ، ویتنام (78) و بسیاری از کشور های خاورمیانه مانند ایران (48) ، عربستان (50) ، و سوریه (78 درصد از مردان) همترا کرده است. در مقابل باید گفت نرخ سوا در کشور های توسعه یافته تا 99 درصد نیز افزایش یافته است.
بخش عمده ای از نیروی کار عراق به فعالیت های کشاورزی اشتغال داشتند. تا سال 1991 در حدود یک سوم جمعیت عراق را کشاورزانی تشکیل می دادند که از امکانات و فناوری محدودی بهره مند بودند و و فقط 28 درصد از سکنه ی این کشور در بخش های صنعتی اشتغال داشتند. با آن که بخش صنعتی عراق در مقاسیه با بسیاری از کشور های در حال توسعه وسیع تر است ، اما صنعت این کشور به عنوان یکی از کشور های تولید کننده نفت تفاوت زیادی با کشورهای توسعه یافته و پیشرفته دارد. در آلمان فقط 5 درصد از مردم کشا ورزی می کنند ، این رقم در انگلیس کم تر از 2 درصد و در فرانسه کم تر از 10 درصد است . به علاوه ف بخش صنا یع کوچک عراق به طور عمده از فناوری پائینی بهره مند است و اشتغال در آن به تخصص بالایی نیاز ندارد . صنعت عراق اساسا در استخراج و فراوری موادی از قبیل کود شیمیایی ، تولید سیمان و پتروشیمی خلاصه می شود . نیاز به پرسنلی که با فناوری پیشرفته آشنایی داشته باشند در هیچ یک از این موارد ضروری نیست. کارخانه جات ذوب فلزات ، تسهیلات تولید ماشین آلات و تجهیزات حمل و نقل در این کشور در دهه ی 1980 ساخته شده اند با این حال ف به مرور این کشور توانست با فناوری پائین به مرحله ی مونتاژ قطعات وارداتی نیز دست یابد.
در نهایت ، یکی از مقیاس های ساده برای سنجش میزان آشنایی یک ملت با ماشین آلات تعداد وسایل نقلیه ایست که توسط شهروندان استفاده و یا به عبارتی تعمیر و نگهداری می شود. مالکیت وسایل نقلیه نشانگر آکاهی از اهمیت امور روزمره ای چون : زمان تعمیر روغن و تعمیر و نگهداری ست و مستلزم آموزش رانندگان برای استفاده از ماشین هاست. در سال 1986 ( تازه ترین آمار موجود) به ازای هر یکصد شهروند عراقی فقط چهار وسیله ی نقلیه (مسافربری و تجاری) وجود داشت. اگر چه این رقم در مقایسه با آمار مشابه اغلب کشور های در حال توسعه مناسب است ، اما در قیاس با کشور های توسعه یافته ضعف محسوسی دارد.
[External Link Removed for Guests]