اخبار و شما
ارسال شده: چهارشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۷:۳۸ ب.ظ
ها بود در سنترال آغاز گر مبحثی نبودم، پیرو مداخله های متعددم در مباحث دیگر دوستان و البته گلایه مند شدن بعضی از دوستان در یک جمع بندی تصمیم گرفتم با ایجاد این مبحث، ضمن شرح یک مسئله پر اهمیت برای دوستان، روشنگر علت این همه مداخله خودم نیز باشم و در نهایت نیز نظرسنجی که نتایج اون میتونه برای بسیاری از دوستان جذاب و ارزشمند باشد.
با دقت بخوانید اگر استقبال خوب بود حتماً مبحث را توسعه داده و بحثی در یک حوزه کاملاً نو و متفاوت در سنترال ایجاد خواهد شد.
ضمناً از اونجا که یک بحث فرهنگی اینجا مطرح میشه، لازم هست ضمن بیان اینکه مطلب زیر بدون اقتباس و تماماً دستنوشته بنده هست، در مورد انتشارش بگم، بنده ویژه سنترال این را نوشتم اما خوب مسائل فرهنگی هر چی منتشر بشوند بیشتر موجب رشد میشوند و هیچ محدودیتی نیست البته نه به شرط انتقال مطلب به شکل کامل.
[HR]
به همدیگر میرسیم، سلام میکنیم و دست میدهیم، سپس با سوالات نسبتاً تکراری احوال پرسی هم میکنیم و مایل هستیم جواب تکراری اما آرامش دهندهی مبنی بر سلامت بودن مخاطب بشنویم.
دیر یا زود سوال تکراری اما پر کاربرد " چه خبر؟ " از دهان یکی از ما خارج میشود و اتفاقاً بر خلاف سوال قبل، این بار اصلاً دوست نداریم طرف جواب تکراری " هیچی " را به ما بدهد. ما کنجکاو هستیم اخبار جدیدی بشنویم. این حس در اکثریت افراد جامعه وجود دارد و این مربوط به پیگیری آنها در موضوع خاصی نیست بلکه میل به شنیدن هر آنچه که جدید است می باشد که موجب پرسیدن این سوال برای یک بار دیگر خواهد شد . و شاید بارها تکرار شود تا آخر یک خبر یا موضوع جدید از طرف ما طرح شود و ما پیگیر اون موضوع بشیم. شاید هم خبری گفته شود که ما شروع کنیم به تحلیل و بررسی اون خبر.
البته این خاص جامعه ما نیست، اما در جامعه ما مردم بیشتر دنبال خبر هستند که البته شرح علتش اینجا بحث را منحرف میکند. البته در جوامع دیگر هم اخبار پیگیری میشوند اما بیشتر افراد در آن جوامع حالت میل شنیدن یک موضوع جدید را ندارند بلکه بیشتر رفتاری پیگیرانه نسبت به یک موضوع را دارند، مثل اخبار تیم ورزشی شهرشان، بورس منطقه شان و ... چندان به شنیدن اخبار از آن نوع که در حقیقت باید موضوعات جدید نامید تمایلی ندارند. البته این موضوع در جوامع مختلف متفاوت است و همان ها هم برخی کمتر و برخی بیشتر اینطور هستند. اینجا منظور این نبوده که مردم ما بیشتر از همه جا تشنه شنیدن موضوعات جدید هستند، اما باید پذیرفت درصد بیشتر اخبار ما را موضوعات جدید تشکیل میدهد تا موضوعات پیگیرانه.
در جوامع امروزی، متاسفانه یا خوشبختانه (که در ادامه روشن میشود) لازم نیست آنقدرها هم کوشا بود تا اخبار چه از نوع پیگیری موضوع و چه از نوع موضوعات جدید را به دست آورد. این امر به علت همت افرادی در جامعه است که از طرق مختلف و با ابزارهای مختلف نسبت به گزارش اخبار اقدام می کنند. به این ترتیب ما یک سری منابع خبری در جامعه شکل داده ایم. البته همچنان دست بردار نیستیم و نسبت به کشف اخبار از محیط خودمان هم فعال هستیم. علت این امر هم آن است که در نظر ما اخبار محیطی هنوز واقعی تر اخباری است که عده خاصی در جامعه منتشر کرده اند. بنابراین حتی با وجود ساده تر بودن به دست آوردن اخبار در صورت رجوع به منابع، ما به علت اینکه مایل هستیم اخبار واقعی را به دست آوریم چنین رفتاری داریم.
واقعی بودن اخبار از نظر اکثریت افراد جامعه و شاید همه آنها، بسیار ارزشمند است. اما رفته رفته با رشد دانش خبری و البته علوم اجتماعی، روشن شد که اخبار جدا از ماهیت خود، ظرفیت های بیشتری دارند و اینجا بود که عده ای در جامعه حس کردند اخبار غیر واقعی هم میتواند در مواردی مفید یا همان ارزشمند باشد. مثلاً از یک خبر غیر واقعی برای کنترل استرس عمومی استفاده شود، یا از یک خبر غیر واقعی جهت مقابله و مبارزه با مسائلی که به ضرر جامعه می باشد استفاده کرد.
نمونه اون اخبار غیر واقعی درباره مواد مخدر که مثلاً آثار آن را خیلی مخرب تر از تخریب واقعی آن نشان داد. اما آنچه که پس از گذشت مدتی روشن شد این بود که مردم به کمک اخبار محیطی متوجه غیر واقعی بودن اخبار میشوند. این آغاز بی اعتبار شدن آن منابع خبری بود. از انجا که طی گذشت زمان عده ای از راه همین انتشار اخبار کسب درامد میکردند، وقتی شاهد عدم استقبال مردم شدند، راهکارهای متفاوتی اتخاذ کردند. که باز بررسی این راهکارها مربوط به بحث ما نیست، اما به شکل اشاره میتوان گفت، تعدای از انها روی آوردن به حاشیه پردازی خبری که واقعی یا غیر واقعی بودنش تفاوت نکند این دسته همان زرد ها نامیده شدند رفته رفته، البته ریشه اصطلاح زرد به شکل خاص به خاطر یک مجله آمریکایی به این دسته داده شد. دسته ای با ترکیب منافع توانستند اخبار غیر واقعی را منتشر کنند و مشتریان خود را نیز حفظ کنند. این دسته آنهایی هستند که جبهه ای عمل میکنند. (آینجا خاص سیاسی نیست) مثلاً یک روزنامه ورزشی که کاملاً برای همه خواننده ها روشن است این روزنامه مطالبش در حمایت از فلان تیم است. به این ترتیب حتی اخبار غیر واقعی آن روزنامه هم توسط طرفداران آن تیم خوانده خواهد شد. به هر ترتیب این راهکارها بسیار فراوانند که شاید بعداً در بحثی جدا به اونها پرداختم.
بی تردید، اخبار در جامعه اثراتی خواهد گذاشت، آن هم در جامعی مثل ما که طبق شرح بالا نسبت به اخبار متاثر تر است. علت سرمایه گذاری کشورهای خارجی روی اخبار فارسی نیز همین تاثیر پذیری بالای ما از این طریق است. اما مسئله قابل توجه این است، که مانند همه حرفه ها، خبرگزاران نیز رفته رفته یادشان رفت قرار بوده که اخبار را جمع کرده و منشتر کنند، به شکلی که دیگر ایشان تنها به آن اثر گذاری اجتماعی نگاه دارند و نه تنها اخبار غیر واقعی زیادی منتشر میشود، حتی گاهی به شکل هدفمند از انتشار اخبار واقعی هم پیشگیری میکندد. اینجاست که ما در مقام مخاطب این افراد برایمان سوال بزرگی پیش از هر خبر قرار میگیرد که این خبر واقعیت دارد یا خیر ؟
اما پاسخ این سوال،
اخبار محیطی در جهان امروز هرگز نمیتواند پاسخ مناسبی باشد، چرا که شما توانایی جمع آوری اخبار محیطی را به گستردگی ندارید. از نظر جبهه بندی ها، زرد ها و ... هم به دشواری میتوان اخبار را تفکیک کرد چرا که این کار نیازمند شناخت چهره واقعی هر خبرگزار و البته داشتن دانش کافی جهت آنالیز اخبار می باشد. بنده در پی یک راهکار برای شما پیشنهاد یک آزمایش را دارم، نتایجی که از به کار بستن این راهکار گرفتید را به شکل زیر بیان کنید.
وقتی خبری را خواندید، به 3 موضوع توجه کنید:
1. منتشر کننده آن با چه هدفی آن را منتشر کرده است؟ (اینجا منظور، رسانه، مطبوعات و خبرگزاری منتشر کننده می باشد)
2. مولد اون خبر کیست؟ (مقصود نویسنده خبر، یا گزارش دهنده می باشد)
3. اون خبر واکنش یا پاسخ (ReAction) به چیست؟ (مربوط به یک حادثه، در پاسخ به خبری دیگر یا ...)
لازم هست چند نکته هم بگم:
* منظور از واژه خبر در این 3 پرسش، معنایی هست که در بالاتر شرخ دادم، که میتواند یک مطلب تحلیلی، یک خبر موضوعی یک مسئله جدید یا ... باشد. به عبارت دیگر هر مطلبی که در پاسخ به سوال " چه خبر؟ " ممکن است شنیده شود. گاهی ممکن است اصلا جواب این سوال یک خبر نباشد، مثلا شرح وضعیت باشد یا اشاره به گذشته باشد ... مثلاً شفاف شدن موضوعی که در گذشته اتفاق افتاده است. پس دقت کنید حتی گاهی یک مقاله را میتوان با 3 سوال بالا بررسی کرد چرا که در جواب " چه خبر؟ " قابل طرح شدن است.
* ضرورتی نداره شما برای این 3 سوال به جواب برسید، فقط باید پیرامون این موضوع فکر کنید و بررسی. چیزی که من از شما انتظار دارم، کشف واقعیت یا واقعیت نداشتن اون خبر نیست، فقط میخوام اخباری را مطالعه کنید، و این 3 سوال را در مورد اون خبر از خودتون پرسیده و جواب بدهید.
لطفاً لینک خبر را بزارید نه خود خبر را و نتیجه بررسی 3 سوال اون خبر هم تنها با گذاشتن شماره اون سوال بیان کنید. جهت شلوغ نشدن و در کنترل بودن مبحث، خواهشاً این کار را روی 3 خبر از یک موضوع (مثلا، ورزشی، اقتصادی، سیاسی یا ...) انجام دهید. مهم نیست که منابع یکی باشد اما قابل دسترسی برای عموم باشد.
مثلاً
خبر:
[External Link Removed for Guests]
1.
نتیجه بررسی شما در جواب سوال اول پیرامون این خبر
2.
نتیجه بررسی شما در جواب سوال دوم پیرامون این خبر
3.
نتیجه بررسی شما در جواب سوال سوم پیرامون این خبر
ضمن تشکر از دوستانی که قبول زحمت و مشارکت کردند و البته دیگر دوستان خواهش میکنم در نظر سنجی مبحث نیز مشارکت کنند.
راستی پست هایی خارج از موضوع بالا نزنید
با دقت بخوانید اگر استقبال خوب بود حتماً مبحث را توسعه داده و بحثی در یک حوزه کاملاً نو و متفاوت در سنترال ایجاد خواهد شد.
ضمناً از اونجا که یک بحث فرهنگی اینجا مطرح میشه، لازم هست ضمن بیان اینکه مطلب زیر بدون اقتباس و تماماً دستنوشته بنده هست، در مورد انتشارش بگم، بنده ویژه سنترال این را نوشتم اما خوب مسائل فرهنگی هر چی منتشر بشوند بیشتر موجب رشد میشوند و هیچ محدودیتی نیست البته نه به شرط انتقال مطلب به شکل کامل.

[HR]
به همدیگر میرسیم، سلام میکنیم و دست میدهیم، سپس با سوالات نسبتاً تکراری احوال پرسی هم میکنیم و مایل هستیم جواب تکراری اما آرامش دهندهی مبنی بر سلامت بودن مخاطب بشنویم.
دیر یا زود سوال تکراری اما پر کاربرد " چه خبر؟ " از دهان یکی از ما خارج میشود و اتفاقاً بر خلاف سوال قبل، این بار اصلاً دوست نداریم طرف جواب تکراری " هیچی " را به ما بدهد. ما کنجکاو هستیم اخبار جدیدی بشنویم. این حس در اکثریت افراد جامعه وجود دارد و این مربوط به پیگیری آنها در موضوع خاصی نیست بلکه میل به شنیدن هر آنچه که جدید است می باشد که موجب پرسیدن این سوال برای یک بار دیگر خواهد شد . و شاید بارها تکرار شود تا آخر یک خبر یا موضوع جدید از طرف ما طرح شود و ما پیگیر اون موضوع بشیم. شاید هم خبری گفته شود که ما شروع کنیم به تحلیل و بررسی اون خبر.
البته این خاص جامعه ما نیست، اما در جامعه ما مردم بیشتر دنبال خبر هستند که البته شرح علتش اینجا بحث را منحرف میکند. البته در جوامع دیگر هم اخبار پیگیری میشوند اما بیشتر افراد در آن جوامع حالت میل شنیدن یک موضوع جدید را ندارند بلکه بیشتر رفتاری پیگیرانه نسبت به یک موضوع را دارند، مثل اخبار تیم ورزشی شهرشان، بورس منطقه شان و ... چندان به شنیدن اخبار از آن نوع که در حقیقت باید موضوعات جدید نامید تمایلی ندارند. البته این موضوع در جوامع مختلف متفاوت است و همان ها هم برخی کمتر و برخی بیشتر اینطور هستند. اینجا منظور این نبوده که مردم ما بیشتر از همه جا تشنه شنیدن موضوعات جدید هستند، اما باید پذیرفت درصد بیشتر اخبار ما را موضوعات جدید تشکیل میدهد تا موضوعات پیگیرانه.
در جوامع امروزی، متاسفانه یا خوشبختانه (که در ادامه روشن میشود) لازم نیست آنقدرها هم کوشا بود تا اخبار چه از نوع پیگیری موضوع و چه از نوع موضوعات جدید را به دست آورد. این امر به علت همت افرادی در جامعه است که از طرق مختلف و با ابزارهای مختلف نسبت به گزارش اخبار اقدام می کنند. به این ترتیب ما یک سری منابع خبری در جامعه شکل داده ایم. البته همچنان دست بردار نیستیم و نسبت به کشف اخبار از محیط خودمان هم فعال هستیم. علت این امر هم آن است که در نظر ما اخبار محیطی هنوز واقعی تر اخباری است که عده خاصی در جامعه منتشر کرده اند. بنابراین حتی با وجود ساده تر بودن به دست آوردن اخبار در صورت رجوع به منابع، ما به علت اینکه مایل هستیم اخبار واقعی را به دست آوریم چنین رفتاری داریم.
واقعی بودن اخبار از نظر اکثریت افراد جامعه و شاید همه آنها، بسیار ارزشمند است. اما رفته رفته با رشد دانش خبری و البته علوم اجتماعی، روشن شد که اخبار جدا از ماهیت خود، ظرفیت های بیشتری دارند و اینجا بود که عده ای در جامعه حس کردند اخبار غیر واقعی هم میتواند در مواردی مفید یا همان ارزشمند باشد. مثلاً از یک خبر غیر واقعی برای کنترل استرس عمومی استفاده شود، یا از یک خبر غیر واقعی جهت مقابله و مبارزه با مسائلی که به ضرر جامعه می باشد استفاده کرد.
نمونه اون اخبار غیر واقعی درباره مواد مخدر که مثلاً آثار آن را خیلی مخرب تر از تخریب واقعی آن نشان داد. اما آنچه که پس از گذشت مدتی روشن شد این بود که مردم به کمک اخبار محیطی متوجه غیر واقعی بودن اخبار میشوند. این آغاز بی اعتبار شدن آن منابع خبری بود. از انجا که طی گذشت زمان عده ای از راه همین انتشار اخبار کسب درامد میکردند، وقتی شاهد عدم استقبال مردم شدند، راهکارهای متفاوتی اتخاذ کردند. که باز بررسی این راهکارها مربوط به بحث ما نیست، اما به شکل اشاره میتوان گفت، تعدای از انها روی آوردن به حاشیه پردازی خبری که واقعی یا غیر واقعی بودنش تفاوت نکند این دسته همان زرد ها نامیده شدند رفته رفته، البته ریشه اصطلاح زرد به شکل خاص به خاطر یک مجله آمریکایی به این دسته داده شد. دسته ای با ترکیب منافع توانستند اخبار غیر واقعی را منتشر کنند و مشتریان خود را نیز حفظ کنند. این دسته آنهایی هستند که جبهه ای عمل میکنند. (آینجا خاص سیاسی نیست) مثلاً یک روزنامه ورزشی که کاملاً برای همه خواننده ها روشن است این روزنامه مطالبش در حمایت از فلان تیم است. به این ترتیب حتی اخبار غیر واقعی آن روزنامه هم توسط طرفداران آن تیم خوانده خواهد شد. به هر ترتیب این راهکارها بسیار فراوانند که شاید بعداً در بحثی جدا به اونها پرداختم.
بی تردید، اخبار در جامعه اثراتی خواهد گذاشت، آن هم در جامعی مثل ما که طبق شرح بالا نسبت به اخبار متاثر تر است. علت سرمایه گذاری کشورهای خارجی روی اخبار فارسی نیز همین تاثیر پذیری بالای ما از این طریق است. اما مسئله قابل توجه این است، که مانند همه حرفه ها، خبرگزاران نیز رفته رفته یادشان رفت قرار بوده که اخبار را جمع کرده و منشتر کنند، به شکلی که دیگر ایشان تنها به آن اثر گذاری اجتماعی نگاه دارند و نه تنها اخبار غیر واقعی زیادی منتشر میشود، حتی گاهی به شکل هدفمند از انتشار اخبار واقعی هم پیشگیری میکندد. اینجاست که ما در مقام مخاطب این افراد برایمان سوال بزرگی پیش از هر خبر قرار میگیرد که این خبر واقعیت دارد یا خیر ؟
اما پاسخ این سوال،
اخبار محیطی در جهان امروز هرگز نمیتواند پاسخ مناسبی باشد، چرا که شما توانایی جمع آوری اخبار محیطی را به گستردگی ندارید. از نظر جبهه بندی ها، زرد ها و ... هم به دشواری میتوان اخبار را تفکیک کرد چرا که این کار نیازمند شناخت چهره واقعی هر خبرگزار و البته داشتن دانش کافی جهت آنالیز اخبار می باشد. بنده در پی یک راهکار برای شما پیشنهاد یک آزمایش را دارم، نتایجی که از به کار بستن این راهکار گرفتید را به شکل زیر بیان کنید.
وقتی خبری را خواندید، به 3 موضوع توجه کنید:
1. منتشر کننده آن با چه هدفی آن را منتشر کرده است؟ (اینجا منظور، رسانه، مطبوعات و خبرگزاری منتشر کننده می باشد)
2. مولد اون خبر کیست؟ (مقصود نویسنده خبر، یا گزارش دهنده می باشد)
3. اون خبر واکنش یا پاسخ (ReAction) به چیست؟ (مربوط به یک حادثه، در پاسخ به خبری دیگر یا ...)
لازم هست چند نکته هم بگم:
* منظور از واژه خبر در این 3 پرسش، معنایی هست که در بالاتر شرخ دادم، که میتواند یک مطلب تحلیلی، یک خبر موضوعی یک مسئله جدید یا ... باشد. به عبارت دیگر هر مطلبی که در پاسخ به سوال " چه خبر؟ " ممکن است شنیده شود. گاهی ممکن است اصلا جواب این سوال یک خبر نباشد، مثلا شرح وضعیت باشد یا اشاره به گذشته باشد ... مثلاً شفاف شدن موضوعی که در گذشته اتفاق افتاده است. پس دقت کنید حتی گاهی یک مقاله را میتوان با 3 سوال بالا بررسی کرد چرا که در جواب " چه خبر؟ " قابل طرح شدن است.
* ضرورتی نداره شما برای این 3 سوال به جواب برسید، فقط باید پیرامون این موضوع فکر کنید و بررسی. چیزی که من از شما انتظار دارم، کشف واقعیت یا واقعیت نداشتن اون خبر نیست، فقط میخوام اخباری را مطالعه کنید، و این 3 سوال را در مورد اون خبر از خودتون پرسیده و جواب بدهید.
لطفاً لینک خبر را بزارید نه خود خبر را و نتیجه بررسی 3 سوال اون خبر هم تنها با گذاشتن شماره اون سوال بیان کنید. جهت شلوغ نشدن و در کنترل بودن مبحث، خواهشاً این کار را روی 3 خبر از یک موضوع (مثلا، ورزشی، اقتصادی، سیاسی یا ...) انجام دهید. مهم نیست که منابع یکی باشد اما قابل دسترسی برای عموم باشد.
مثلاً
خبر:
[External Link Removed for Guests]
1.
نتیجه بررسی شما در جواب سوال اول پیرامون این خبر
2.
نتیجه بررسی شما در جواب سوال دوم پیرامون این خبر
3.
نتیجه بررسی شما در جواب سوال سوم پیرامون این خبر
ضمن تشکر از دوستانی که قبول زحمت و مشارکت کردند و البته دیگر دوستان خواهش میکنم در نظر سنجی مبحث نیز مشارکت کنند.
راستی پست هایی خارج از موضوع بالا نزنید


مباحث اجتماعی هفته ها و ماه ها نیازمند پیگیری هستند، اما رها کردن مبحث، متفاوت است از زمان زیاد مورد نیاز.
