جایگاه فناوری اطلاعات در تکامل و پیشرفت کشورها
ارسال شده: شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۸۹, ۹:۴۷ ب.ظ
بشر، سالیان متمادی بدون داشتن وسیلة محاسباتی زندگی میکرد و انگشتاندستانش، تنها وسیله محاسباتی او را تشکیل میداد. بالا بودن قدرت تفکرانسان در مقایسه با حیوان، سبب گردیده که هیچگاه به امکانات محدود خوداکتفا نکند و همواره درصدد یافتن راههایی برای توسعه و تکامل این امکاناتباشد.
با توسعه و پیشرفت فناوریهای نوین در کشورهای مختلف، بهخصوص در کشورهای پیشرفته و به دنبال آن انفجار اطلاعات در تمام بخشهایمختلف جوامع، پاسخگویی با شیوههای سنتی دیگر جوابگوی انسانها در زمینهانتقال سریع اطلاعات نبوده و لذا نیاز به شیوههای جدیدتر به شدت احساسمیشد. با ورود کامپیوتر (رایانه)، دگرگونی عظیمی در امر انتقال و بازیابیاطلاعات به وقوع پیوست. در واقع میتوان به کارگیری رایانه را سومین تحولعظیم بعد از پیدایش خط - کتابت و اختراع چاپ دانست.
در چند سال اخیر،رشد شتابان فناوری اطلاعات و به دنبال آن توسعه شبکههای ارتباطی، افقهایتازهای در پیشبرد تحقیقات علمی، صنعتی، پزشکی و کشاورزی پدید آورده است.هر چند که شکل نهایی نهادهایی که از این دگرگونی بر خواهند خواست، هنوزنامعلوم است.
قدرت سحرآمیز شبکههای اطلاعاتی و توزیع آنها در گسترهاین کره خاکی، دگرگونیهای بنیادی را در ساختار نظام تحقیقات، توسعه وآموزش ایجاد کرد. این امر در کشورهای پیشرفته صنعتی که از این شبکههااستفاده میکنند، به خوبی ملموس است.
بر این اساس، میتوان اظهار داشتکه در آستانه قرن دانش و اطلاعات، هر نوع برنامهریزی و تصمیمگیری و درمجموع هر نوع فعالیت حیاتی معقول، بدون کاربرد اطلاعات (به روز) وسازماندهی اطلاعاتی بر مبنای فناوریهای جدید در امر اطلاعرسانی، امری بهدور از واقعیتهای جامعه جهانی یا به عبارت دیگر "دهکده جهانی " خواهدبود. در عصر فنون جدید تبادل اطلاعات، هر نوع فعالیت ارتباطی به منزله یکسرمایه ملی و در حکم پشتوانهایی برای نیل به اهداف برنامههای توسعه ونهایتا استقلال و خودکفایی کشورها محسوب میشود، بنابراین باید پذیرفت کهبزرگراههای اطلاعاتی زمینهساز بستری مناسب برای توسعه کشورها هستند وجوامعی که از این امکانات محرومند، عملا قدرت مانور تجاری و علمی خود راتا حد قابل توجهی محدود میبینند.
بدون شک سرویسهای خدماتی و ارتباطینوین و به دنبال آن جهانی شدن تجارت و بازرگانی، فعالیتهایی مانندشناسایی شرکای تجاری، برقراری ارتباط با خریداران و فروشندگان، معرفیمحصولات و خدمات جدید، دستیابی به بازارها و منابع تهیه و تامین کالا باکارایی بیشتر و در عین حال کاربرد هزینه کمتر را امکانپذیر ساخته است. دراین راستا، مصرفکنندگان این مجموعه عظیم و گسترده در برابر اطلاعاتی کهاز طریق کابل نوری بر روی صفحه تلویزیون و یا مانیتورشان ظاهر میشود،حالت انفعالی و گیرندگی صرف ندارند، بلکه میتوانند با توجه به امکاناتیکه نرمافزارهای این مجموعه غیر قابل توصیف برایشان فراهم میآورند،انواع و اقسام حالتها را در نحوه دریافت و استفاده بهینه از اطلاعات بهعمل آورند. هر چند که برخی از این اطلاعات تغییرات قابل توجهی در سطوحمختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی و همچنین در روح و روان افراد بوجود آوردهاست و حساسیتهایی را از سوی دولتها، برخی گروههای خاص، انجمنهایمختلف، گروههای دینی و اخلاقی و بالاخره خانوادهها به دنبال داشته است.
اهمیت شبکههای اطلاعاتی تا آنجا پیش رفته است که امروزه، بسیاری از دولتها، کاربران را موظف به پرداخت پول و مالیات نمودهاند.
امادر همین راستا، این سؤال مطرح میشود بزرگراههای اطلاعاتی چه چیزی را باخود حمل میکنند که مردم برای دریافت آن باید پول و مالیات نیز بپردازند؟پاسخ این است؛ "مهمترین کالای قرن بیستویکم یعنی اطلاعات ". بدون تردیدفناوری اطلاعات و ارتباطات بیش از هر چیز دیگر در اقتصاد ملی و جهانیتاثیر فراوانی گذاشته است. توسعه شبکههای اطلاعاتی، نه تنها " اقتصاداطلاعاتی"را حاصل نموده، بلکه از زاویه دیگر ، دگرگونی اطلاعاتزیرساختهای ارتباطی مهمی را در نقاط دور و نزدیک جهان به ویژه در آسیایجنوب شرقی امکانپذیر ساخته است، تحصیل چنین اطلاعاتی جنبه استراتژیکیاقتصادی پیدا کرده و این امر باعث شده است، خود اطلاعات به صورت یک کالایاقتصادی مورد داد و ستد قرار گیرد.
از سوی دیگر شاهراههای ارتباطی اینامکان را حاصل نموده که با استفاده از وسایل ارتباطی، رفتوآمد به مراکزکار تقلیل یافته و در عین حال با احداث خدمات اطلاعاتی در شئونات مختلفزندگی، مشاغل و کارهای جدید فزونی یابند و به استخدام و جذب نیروی انسانیکمک شود.
با توجه به آنچه گفته شد، روشن میشود که در آینده ماهیتاشتغال، تفریح، آموزش فرهنگ و همچنین زمان و مکانی که به آنها اختصاصمیدهیم دگرگون خواهد شد. ارتباط با خط و کتاب، ماهیت فراگیری، آموزش وپرورش (چه برای مدرس و چه برای دانشجو)، همچنین شیوه تبلیغات و مبادلاتشخصی، حرفهای و علمی و بالاخره نحوه سیاست و فرهنگ جامعه، در این گذرزمان تغییر خواهند کرد. یعنی همه چیز، از کسب علم تا اعمال قدرت دگرگون میشود. اما هیچکس نمیتواند از پیش، تاثیر این تغییرات را بر کردار و رسوم،یا روابط میان افراد، گروهها و فرهنگ ملل تعیین کند. همانگونه که هنگامرایج شدن صفحه گرامافون و رادیو، ادیسون و مارکونی قادر به پیشبینی موارداستفاده آنها نبودند.
بنابراین در جهان کنونی، هر حادثه اقتصادی –اجتماعی و هر تحول علمی – فرهنگی بر زندگی همگان موثر است و در دنیایی کهارتباط تنگاتنگ و سرنوشت مشترک اعضا روز به روز به یکدیگر نزدیک میشود،دسترسی شبکههای اطلاعاتی در همه زمینهها ضروری است . هیچ کس از اطلاعاتبینیاز نیست و ارتباطات گسترده اعضا جامعه بشری چنان است که بدون اطلاعاتنمیتوان در این جهان گام برداشت . گسترش شبکههای اطلاعرسانی در حقیقتگامی است برای پیوستن به ارتباطات جهانی و پیش از آن گامی است بلند در راهدستیابی به توسعه.
محمود نورزاد
سیتنا
با توسعه و پیشرفت فناوریهای نوین در کشورهای مختلف، بهخصوص در کشورهای پیشرفته و به دنبال آن انفجار اطلاعات در تمام بخشهایمختلف جوامع، پاسخگویی با شیوههای سنتی دیگر جوابگوی انسانها در زمینهانتقال سریع اطلاعات نبوده و لذا نیاز به شیوههای جدیدتر به شدت احساسمیشد. با ورود کامپیوتر (رایانه)، دگرگونی عظیمی در امر انتقال و بازیابیاطلاعات به وقوع پیوست. در واقع میتوان به کارگیری رایانه را سومین تحولعظیم بعد از پیدایش خط - کتابت و اختراع چاپ دانست.
در چند سال اخیر،رشد شتابان فناوری اطلاعات و به دنبال آن توسعه شبکههای ارتباطی، افقهایتازهای در پیشبرد تحقیقات علمی، صنعتی، پزشکی و کشاورزی پدید آورده است.هر چند که شکل نهایی نهادهایی که از این دگرگونی بر خواهند خواست، هنوزنامعلوم است.
قدرت سحرآمیز شبکههای اطلاعاتی و توزیع آنها در گسترهاین کره خاکی، دگرگونیهای بنیادی را در ساختار نظام تحقیقات، توسعه وآموزش ایجاد کرد. این امر در کشورهای پیشرفته صنعتی که از این شبکههااستفاده میکنند، به خوبی ملموس است.
بر این اساس، میتوان اظهار داشتکه در آستانه قرن دانش و اطلاعات، هر نوع برنامهریزی و تصمیمگیری و درمجموع هر نوع فعالیت حیاتی معقول، بدون کاربرد اطلاعات (به روز) وسازماندهی اطلاعاتی بر مبنای فناوریهای جدید در امر اطلاعرسانی، امری بهدور از واقعیتهای جامعه جهانی یا به عبارت دیگر "دهکده جهانی " خواهدبود. در عصر فنون جدید تبادل اطلاعات، هر نوع فعالیت ارتباطی به منزله یکسرمایه ملی و در حکم پشتوانهایی برای نیل به اهداف برنامههای توسعه ونهایتا استقلال و خودکفایی کشورها محسوب میشود، بنابراین باید پذیرفت کهبزرگراههای اطلاعاتی زمینهساز بستری مناسب برای توسعه کشورها هستند وجوامعی که از این امکانات محرومند، عملا قدرت مانور تجاری و علمی خود راتا حد قابل توجهی محدود میبینند.
بدون شک سرویسهای خدماتی و ارتباطینوین و به دنبال آن جهانی شدن تجارت و بازرگانی، فعالیتهایی مانندشناسایی شرکای تجاری، برقراری ارتباط با خریداران و فروشندگان، معرفیمحصولات و خدمات جدید، دستیابی به بازارها و منابع تهیه و تامین کالا باکارایی بیشتر و در عین حال کاربرد هزینه کمتر را امکانپذیر ساخته است. دراین راستا، مصرفکنندگان این مجموعه عظیم و گسترده در برابر اطلاعاتی کهاز طریق کابل نوری بر روی صفحه تلویزیون و یا مانیتورشان ظاهر میشود،حالت انفعالی و گیرندگی صرف ندارند، بلکه میتوانند با توجه به امکاناتیکه نرمافزارهای این مجموعه غیر قابل توصیف برایشان فراهم میآورند،انواع و اقسام حالتها را در نحوه دریافت و استفاده بهینه از اطلاعات بهعمل آورند. هر چند که برخی از این اطلاعات تغییرات قابل توجهی در سطوحمختلف زندگی اجتماعی، فرهنگی و همچنین در روح و روان افراد بوجود آوردهاست و حساسیتهایی را از سوی دولتها، برخی گروههای خاص، انجمنهایمختلف، گروههای دینی و اخلاقی و بالاخره خانوادهها به دنبال داشته است.
اهمیت شبکههای اطلاعاتی تا آنجا پیش رفته است که امروزه، بسیاری از دولتها، کاربران را موظف به پرداخت پول و مالیات نمودهاند.
امادر همین راستا، این سؤال مطرح میشود بزرگراههای اطلاعاتی چه چیزی را باخود حمل میکنند که مردم برای دریافت آن باید پول و مالیات نیز بپردازند؟پاسخ این است؛ "مهمترین کالای قرن بیستویکم یعنی اطلاعات ". بدون تردیدفناوری اطلاعات و ارتباطات بیش از هر چیز دیگر در اقتصاد ملی و جهانیتاثیر فراوانی گذاشته است. توسعه شبکههای اطلاعاتی، نه تنها " اقتصاداطلاعاتی"را حاصل نموده، بلکه از زاویه دیگر ، دگرگونی اطلاعاتزیرساختهای ارتباطی مهمی را در نقاط دور و نزدیک جهان به ویژه در آسیایجنوب شرقی امکانپذیر ساخته است، تحصیل چنین اطلاعاتی جنبه استراتژیکیاقتصادی پیدا کرده و این امر باعث شده است، خود اطلاعات به صورت یک کالایاقتصادی مورد داد و ستد قرار گیرد.
از سوی دیگر شاهراههای ارتباطی اینامکان را حاصل نموده که با استفاده از وسایل ارتباطی، رفتوآمد به مراکزکار تقلیل یافته و در عین حال با احداث خدمات اطلاعاتی در شئونات مختلفزندگی، مشاغل و کارهای جدید فزونی یابند و به استخدام و جذب نیروی انسانیکمک شود.
با توجه به آنچه گفته شد، روشن میشود که در آینده ماهیتاشتغال، تفریح، آموزش فرهنگ و همچنین زمان و مکانی که به آنها اختصاصمیدهیم دگرگون خواهد شد. ارتباط با خط و کتاب، ماهیت فراگیری، آموزش وپرورش (چه برای مدرس و چه برای دانشجو)، همچنین شیوه تبلیغات و مبادلاتشخصی، حرفهای و علمی و بالاخره نحوه سیاست و فرهنگ جامعه، در این گذرزمان تغییر خواهند کرد. یعنی همه چیز، از کسب علم تا اعمال قدرت دگرگون میشود. اما هیچکس نمیتواند از پیش، تاثیر این تغییرات را بر کردار و رسوم،یا روابط میان افراد، گروهها و فرهنگ ملل تعیین کند. همانگونه که هنگامرایج شدن صفحه گرامافون و رادیو، ادیسون و مارکونی قادر به پیشبینی موارداستفاده آنها نبودند.
بنابراین در جهان کنونی، هر حادثه اقتصادی –اجتماعی و هر تحول علمی – فرهنگی بر زندگی همگان موثر است و در دنیایی کهارتباط تنگاتنگ و سرنوشت مشترک اعضا روز به روز به یکدیگر نزدیک میشود،دسترسی شبکههای اطلاعاتی در همه زمینهها ضروری است . هیچ کس از اطلاعاتبینیاز نیست و ارتباطات گسترده اعضا جامعه بشری چنان است که بدون اطلاعاتنمیتوان در این جهان گام برداشت . گسترش شبکههای اطلاعرسانی در حقیقتگامی است برای پیوستن به ارتباطات جهانی و پیش از آن گامی است بلند در راهدستیابی به توسعه.
محمود نورزاد
سیتنا