صفحه 1 از 1

دلم چون کاسه ایی لبریز از درد ....

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۲۴ ق.ظ
توسط SAMAN
دلم چون کاسه ایی لبریز از درد
تنم چون کوه آتش در حسرتی ســــرد

از کمان دهانم تیر نفرین بر کشد
بدرد هر سینه ایی که طعم خونین چشد

دنیا به حد عشق من دنیای من در حد عشق
ســـوالم د جواب خونخوار عاشق عشــق

که سهم من از آسمان پنجره ایی بود و بس
تو خواهی که ببندی و زنی پرده برآن پس


[External Link Removed for Guests]


دان گر کوه باشی چون فرهاد به شوق لیلا
زنم پتـــک بر تنت باز کنم راه دلــــــــــها

و گر دریای بی پایان تو باشی مـــن
کاســـه سازم کف دو دست و صحرا کنم تو را من

تو سد راه منی و من رود خروشان
خروشم بقصد شکستن و یارم قطره باران

ای معشوق دلربای رویای زیبای من
ای مــــرهم زخم ها در این زد و پیکار من

این نفس از بهر تو هـــــر دم کشـــد
باز دمد با یاد تو بر هر بدی خنجر کشد

قلب عاشق خون به رگ در تنم جاری کند
جان فدای تو گر ستمگر مانع حجاری کند

صبح فردا که زمین روشن شود از آفتاب
بسپریم یاد دیو بخاک و عشق ما متن کتاب

شمش بی نقطه!