فارسی 1و......................
ارسال شده: پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹, ۱:۳۱ ق.ظ
نشستي تخصصي با عنوان اهداف پيدا و پنهان شبكههاي فارسي زبان ماهوارهاي در مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام برگزار شد.
در اين نشست، اساتيد و كارشناساني از گرايشهاي مختلف از جمله كارشناساني از دانشكده صداوسيما حضور داشته و ديدگاههاي خود را درباره علت رشد و توسعه اين شبكهها و رويكرد عجيب مردم به اين شبكهها بيان كردند. بخش عمدهاي از انتقادات كارشناسان متوجه ضعف عملكرد صدا و سيما بود.
بعد از انتشار گزارشهايي درباره محتواي اظهار نظرهاي كارشناسان در نشست مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت درباره شبكههاي ماهوارهاي، بالاترين مقام رسانه ملي در واكنشي آشكار، كارشناسان شركتكننده در نشست مجمع را مرعوب دانست و گفت: اين شبكهها به هيچ وجه تهديدي عليه رسانه ملي نيستند. بلافاصله يكي از همان كارشناسان در يادداشتي كه روي وبسايت اين مركز منتشر شد اين جمله تعريضي را تيتر زد كه «پارازيت روي شبكههايي كه تهديد نيستند»!
صداوسيما ميتواند خبر مربوط به افزايش مخاطبان ماهواره را هم تكذيب كرده و صورت مسئله را پاك كند، اما اگر به دور و بر خودتان نگاهي بيندازيد متوجه خواهيد شد كه آمار در اين باره بسيار خوشبينانه و شايد قديمي بهنظر برسد چرا كه اين روزها همه جا صحبت از فارسيوان و برنامههاي آن است. اين شبكه نه تنها باعث جذب مخاطبان رسانه ملي شده بلكه حتي مخاطبان شبكههاي فارسيزبان ماهوارهاي پرسابقه را نيز جذب كرده است، بهطوري كه بسياري از اين شبكهها درصدد تغييرات بنيادي در برنامههاي خود برآمدهاند و شبكههايي مثل GEMيا PMC يا TV PERSIA نيز موضوع فيلم و سريال را در دستور كار خود قرار دادهاند.
ماجرا آنقدر جالب شده كه خود رسانه ملي نيز برنامههايي براي علت يابي رويكرد به اين شبكهها گذاشت. در يكي از اين برنامهها بنده به اتفاق بيژن نوباوه نماينده مجلس و يك كارگردان تلويزيوني در راديو گفتوگو بهصورت زنده شركت كردم و ديدگاههاي خود را در باره فارسيوان بيان كردم. نشستهايي مشابه از سوي نهادهاي رسمي در گوشه و كنار كشور برگزار شده يا در حال تدارك است.
اما به راستي شبكه فارسيوان چه نوع شبكهاي است؟ از كجا تغذيه ميشود؟ چه برنامههايي را پخش ميكند؟ به كجا وابسته است ؟ گردانندگان آن كيستند؟ مركز پخش آن كجاست؟ چرا در كمتر از يكسال توانسته با شبكههاي بزرگ ماهوارهاي رقابت كند؟ دليل رشد و گسترش اين شبكه در ايران چيست؟ و در نهايت براي مقابله با آسيبها و تهديدهاي ناشي از اين شبكه چه تدابيري بايد اتخاذ شود؟
شبكه فارسيوان كه از مرداد 1388 كار خود را آغاز كرده است بخشي از گروه رسانهاي STAR محسوب ميشود كه از جمله گروههاي وابسته به شركت بينالمللي نيوز كورپوريشن است. اين شركت يك كمپاني جهاني رسانهاي و توليدكننده فيلم، سريال، برنامههاي سرگرم كننده و ادارهكننده انتشارات متعدد و صاحب رسانههاي بزرگي همچون شبكههاي اسكاي، فاكس و فاكس نيوز، ديلي تلگراف، سان، تايمز، نيويوركپست و شبكه اينترنتي ماياسپيس است.
تعداد رسانههاي وابسته به اين كمپاني 300مورد برآورد شده است؛ مدير اين شركت، رابرت مرداك، سرمايهدار بزرگ صهيونيستي است كه نفوذ قدرتمندي در لابي اين گروه در سراسر دنيا دارد. گروه استار، شبكه فارسيوان را با همكاري گروه موبي راهاندازي كرده است. گروه موبي توسط برادران محسني در افغانستان اداره ميشود.
برنامههاي اين شبكه عمدتا شامل جديدترين و پربينندهترين فيلمها و سريالهاي تلويزيوني است. طبق اعلام وبسايت رسمي فارسيوان، اين شبكه 28 سريال در حال پخش دارد. اغلب اين سريالها هر شب و بهصورت دنباله دار پخش ميشود. سريالهاي مذكور در گروههاي درام، عشقي، كمدي، اكشن و كودكان قرار داشته و عمدتا با سانسور خفيف براي نسخه فارسي منتشر ميشود.
اين شبكه مجري ندارد و ميان برنامههايش موزيك و تبليغات است، خبر نيز پخش نميكند، دوبله فارسي سريالها بسيار ضعيف است و ترجمهها نيز گاه خنده دار و عجيب بهنظر ميرسد. سريالهاي روز دنيا مانند 24، فرار از زندان، لاست، ويكتوريا و فرند از جمله سريالهايي است كه توانسته مخاطبان انبوهي را براي اين شبكه در ميان مخاطبان فارسي زبان جلب كند؛ مخاطباني كه تعداد آنها در حوزه تمدني فارسي زبان يعني ايران، افغانستان و تاجيكستان و برخي كشورهاي منطقه بيش از 120ميليون نفر است.
محور اصلي فيلمها و سريالهاي فارسيوان، تبليغ سبك زندگي غربي است؛ چيزي كه
باعث شده توجه مخاطبان دختر و پسر نوجوان و جوان به آن جلب شود. شايد بتوان همزماني راهاندازي اين شبكهها با قطع بسياري از برنامههاي جذاب عوامپسند يا خيابان خلوت كن رسانه ملي را معنا دار دانست. البته بديهي است موارد متعددي همچون مشروبخواري، ارتباط نامشروع و خيانت ميان زوجها به وفور در اين سريالها مشاهده ميشود كه در تضاد كامل با ارزشهاي ايراني و اسلامي قراردارد اما فارسيوان به موذيانهترين شكل و بهنحوي كه مخاطب را دفع نكند و كانال را تغيير ندهد اين كار را انجام ميدهد.
همه مردم صاحب قوه تحليل رسانهاي نيستند و نبايد انتظار داشت از پس سريالهاي سرگرم كننده، به اهداف جنگ نرم پي ببرند!در همين 3-2 سالي كه تلويزيون سريالهاي جذابي مثل برنامههاي مهران مديري را پخش نميكند انبوه مردم كوچه و بازار از رسانه ملي روي گردانده و به سمت شبكههاي سرگرمكننده ماهوارهاي رفتهاند؛ شبكههايي كه برخي از آنها حتي فيلمهاي چند بار پخش شده سيما را باز انتشار ميكنند!
علت ديگر جذابيت فارسيوان، دنباله دار بودن برنامهها بهصورت هر شب است. اين برنامهها مخاطب را رها نميكنند. خاصيت دراماتيك، عشقي و كمدي اين سريالها باعث شده تا مخاطب عام بهخصوص مخاطب غيرسياسي كه خسته از كار روزانه بهدنبال رسانهاي غيرخبري و غيرسياسي و غيرجدي بهدنبال پر كردن اوقات استراحت خود است، روي اين كانالها متمركز شود.
بدون ترديد چه خوشمان بيايد يا بدمان بيايد بايد اعتراف كنيم فارسيوان قاپ مخاطب عام ايراني را ربوده است و در اين رويكرد، صدا و سيما نقش مكمل داشته و زمينهساز اين استقبال بوده است. رسانه، كسي را اجبار به ديدن نميكند.رسانه جايي رشد ميكند كه مخاطب داشته باشد و فارسيوان مخاطب سنجي كرده و تير را به هدف نشانده است. اگر نپذيريم كه از اين ناحيه دچار آسيب و تهديد شدهايم برايش چارهانديشي نخواهيم كرد.
راه مقابله حقيقي با فارسيوان پارازيت نيست كه اين بازي موش و گربه است و تا ابد دوام نخواهد داشت.
راه چاره در تغيير نگرشها به برنامهسازي رسانه ملي است. بايد درهاي رسانه ملي به روي هنرمندان، برنامهسازان، كارگردانان و فيلمسازان از هر گرايش و سليقهاي و البته در چارچوب سياستهاي نظام باز شود. بايد به تلويزيونهاي خصوصي تحت نظارت صدا و سيما اجازه تأسيس و برنامهسازي داده شود. بايد شبكههاي متعدد فيلم و سريال 24ساعته در ايران راهاندازي شود؛ آرشيو غني صدا و سيما ميتواند محتواي چندين سال اين شبكهها را تأمين كند. اگر اوقات فراغت و استراحت مردم را با كانالهاي وطني پرنكنيم به سمت شبكههاي خارجي روي خواهند آورد.
امروز فارسيوان، فردا فارسيتو، پس فردا ديگر كانالهاي عربي، انگليسي، فرانسوي و آمريكايي. راستي خبر داريد بعد از امبيسيپرشيا، بيبيسي، يورو نيوز و فرانس24 و سيانان، تركيه و مصر هم ميخواهند شبكه فارسي راه بيندازند؟ باز هم بگوييد آنها تهديد نيستند. اميدواريم نباشند!
افزايش مخاطبان ماهواره
دو هفته بعد از نشست اهداف پيدا و پنهان شبكههاي فارسي زبان ماهوارهاي، خبري در رسانههاي سايبري و از جمله سايت جهاننيوز منتشر شد كه حكايت ديگري را نقل ميكرد. خبر اين بود: «نظرسنجي جديد صدا و سيما نشان ميدهد كه مخاطبان ماهواره در تهران طي يك سال گذشته افزايش معناداري پيدا كردهاند. 4/45درصد از مردم تهران بيننده ماهواره هستند كه نسبت به سال گذشته 10درصد رشد پيدا كردهاند. از اين مقدار 9/40درصد بيننده شبكههاي فارسيزبان هستند و 14درصد فقط شبكه خارجي ميبينند. ميانگين زمان تماشاي ماهواره 2ساعت و 5 دقيقه است.
9/48درصد از بينندگان ماهواره فارسيوان ميبينند. از وقتي شبكه فارسيوان آمده است، مخاطب بيبيسي 30درصد كاهش داشته است. 2/46درصد از كساني كه فارسيوان ميبينند، جذابيت را عامل اصلي براي مراجعه به اين شبكه دانستهاند. مطابق اين نظرسنجي 48درصد مخاطبان ماهواره، متقاضي فيلم و سريال هستند. 13درصد ديدن شو، 6/6درصد ورزش، 5/6درصد هنر و 8/3درصد برنامههاي علمي را دليل تماشاي ماهواره ذكر كردهاند. 6/50درصد از پرسششوندگان گفتهاند كه ماهواره با فرهنگ ما سازگاري ندارد و 8/34درصد مخالفت كردهاند و گفتهاند كه ماهواره منطبق با فرهنگ ماست.»
در اين نشست، اساتيد و كارشناساني از گرايشهاي مختلف از جمله كارشناساني از دانشكده صداوسيما حضور داشته و ديدگاههاي خود را درباره علت رشد و توسعه اين شبكهها و رويكرد عجيب مردم به اين شبكهها بيان كردند. بخش عمدهاي از انتقادات كارشناسان متوجه ضعف عملكرد صدا و سيما بود.
بعد از انتشار گزارشهايي درباره محتواي اظهار نظرهاي كارشناسان در نشست مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت درباره شبكههاي ماهوارهاي، بالاترين مقام رسانه ملي در واكنشي آشكار، كارشناسان شركتكننده در نشست مجمع را مرعوب دانست و گفت: اين شبكهها به هيچ وجه تهديدي عليه رسانه ملي نيستند. بلافاصله يكي از همان كارشناسان در يادداشتي كه روي وبسايت اين مركز منتشر شد اين جمله تعريضي را تيتر زد كه «پارازيت روي شبكههايي كه تهديد نيستند»!
صداوسيما ميتواند خبر مربوط به افزايش مخاطبان ماهواره را هم تكذيب كرده و صورت مسئله را پاك كند، اما اگر به دور و بر خودتان نگاهي بيندازيد متوجه خواهيد شد كه آمار در اين باره بسيار خوشبينانه و شايد قديمي بهنظر برسد چرا كه اين روزها همه جا صحبت از فارسيوان و برنامههاي آن است. اين شبكه نه تنها باعث جذب مخاطبان رسانه ملي شده بلكه حتي مخاطبان شبكههاي فارسيزبان ماهوارهاي پرسابقه را نيز جذب كرده است، بهطوري كه بسياري از اين شبكهها درصدد تغييرات بنيادي در برنامههاي خود برآمدهاند و شبكههايي مثل GEMيا PMC يا TV PERSIA نيز موضوع فيلم و سريال را در دستور كار خود قرار دادهاند.
ماجرا آنقدر جالب شده كه خود رسانه ملي نيز برنامههايي براي علت يابي رويكرد به اين شبكهها گذاشت. در يكي از اين برنامهها بنده به اتفاق بيژن نوباوه نماينده مجلس و يك كارگردان تلويزيوني در راديو گفتوگو بهصورت زنده شركت كردم و ديدگاههاي خود را در باره فارسيوان بيان كردم. نشستهايي مشابه از سوي نهادهاي رسمي در گوشه و كنار كشور برگزار شده يا در حال تدارك است.
اما به راستي شبكه فارسيوان چه نوع شبكهاي است؟ از كجا تغذيه ميشود؟ چه برنامههايي را پخش ميكند؟ به كجا وابسته است ؟ گردانندگان آن كيستند؟ مركز پخش آن كجاست؟ چرا در كمتر از يكسال توانسته با شبكههاي بزرگ ماهوارهاي رقابت كند؟ دليل رشد و گسترش اين شبكه در ايران چيست؟ و در نهايت براي مقابله با آسيبها و تهديدهاي ناشي از اين شبكه چه تدابيري بايد اتخاذ شود؟
شبكه فارسيوان كه از مرداد 1388 كار خود را آغاز كرده است بخشي از گروه رسانهاي STAR محسوب ميشود كه از جمله گروههاي وابسته به شركت بينالمللي نيوز كورپوريشن است. اين شركت يك كمپاني جهاني رسانهاي و توليدكننده فيلم، سريال، برنامههاي سرگرم كننده و ادارهكننده انتشارات متعدد و صاحب رسانههاي بزرگي همچون شبكههاي اسكاي، فاكس و فاكس نيوز، ديلي تلگراف، سان، تايمز، نيويوركپست و شبكه اينترنتي ماياسپيس است.
تعداد رسانههاي وابسته به اين كمپاني 300مورد برآورد شده است؛ مدير اين شركت، رابرت مرداك، سرمايهدار بزرگ صهيونيستي است كه نفوذ قدرتمندي در لابي اين گروه در سراسر دنيا دارد. گروه استار، شبكه فارسيوان را با همكاري گروه موبي راهاندازي كرده است. گروه موبي توسط برادران محسني در افغانستان اداره ميشود.
برنامههاي اين شبكه عمدتا شامل جديدترين و پربينندهترين فيلمها و سريالهاي تلويزيوني است. طبق اعلام وبسايت رسمي فارسيوان، اين شبكه 28 سريال در حال پخش دارد. اغلب اين سريالها هر شب و بهصورت دنباله دار پخش ميشود. سريالهاي مذكور در گروههاي درام، عشقي، كمدي، اكشن و كودكان قرار داشته و عمدتا با سانسور خفيف براي نسخه فارسي منتشر ميشود.
اين شبكه مجري ندارد و ميان برنامههايش موزيك و تبليغات است، خبر نيز پخش نميكند، دوبله فارسي سريالها بسيار ضعيف است و ترجمهها نيز گاه خنده دار و عجيب بهنظر ميرسد. سريالهاي روز دنيا مانند 24، فرار از زندان، لاست، ويكتوريا و فرند از جمله سريالهايي است كه توانسته مخاطبان انبوهي را براي اين شبكه در ميان مخاطبان فارسي زبان جلب كند؛ مخاطباني كه تعداد آنها در حوزه تمدني فارسي زبان يعني ايران، افغانستان و تاجيكستان و برخي كشورهاي منطقه بيش از 120ميليون نفر است.
محور اصلي فيلمها و سريالهاي فارسيوان، تبليغ سبك زندگي غربي است؛ چيزي كه
باعث شده توجه مخاطبان دختر و پسر نوجوان و جوان به آن جلب شود. شايد بتوان همزماني راهاندازي اين شبكهها با قطع بسياري از برنامههاي جذاب عوامپسند يا خيابان خلوت كن رسانه ملي را معنا دار دانست. البته بديهي است موارد متعددي همچون مشروبخواري، ارتباط نامشروع و خيانت ميان زوجها به وفور در اين سريالها مشاهده ميشود كه در تضاد كامل با ارزشهاي ايراني و اسلامي قراردارد اما فارسيوان به موذيانهترين شكل و بهنحوي كه مخاطب را دفع نكند و كانال را تغيير ندهد اين كار را انجام ميدهد.
همه مردم صاحب قوه تحليل رسانهاي نيستند و نبايد انتظار داشت از پس سريالهاي سرگرم كننده، به اهداف جنگ نرم پي ببرند!در همين 3-2 سالي كه تلويزيون سريالهاي جذابي مثل برنامههاي مهران مديري را پخش نميكند انبوه مردم كوچه و بازار از رسانه ملي روي گردانده و به سمت شبكههاي سرگرمكننده ماهوارهاي رفتهاند؛ شبكههايي كه برخي از آنها حتي فيلمهاي چند بار پخش شده سيما را باز انتشار ميكنند!
علت ديگر جذابيت فارسيوان، دنباله دار بودن برنامهها بهصورت هر شب است. اين برنامهها مخاطب را رها نميكنند. خاصيت دراماتيك، عشقي و كمدي اين سريالها باعث شده تا مخاطب عام بهخصوص مخاطب غيرسياسي كه خسته از كار روزانه بهدنبال رسانهاي غيرخبري و غيرسياسي و غيرجدي بهدنبال پر كردن اوقات استراحت خود است، روي اين كانالها متمركز شود.
بدون ترديد چه خوشمان بيايد يا بدمان بيايد بايد اعتراف كنيم فارسيوان قاپ مخاطب عام ايراني را ربوده است و در اين رويكرد، صدا و سيما نقش مكمل داشته و زمينهساز اين استقبال بوده است. رسانه، كسي را اجبار به ديدن نميكند.رسانه جايي رشد ميكند كه مخاطب داشته باشد و فارسيوان مخاطب سنجي كرده و تير را به هدف نشانده است. اگر نپذيريم كه از اين ناحيه دچار آسيب و تهديد شدهايم برايش چارهانديشي نخواهيم كرد.
راه مقابله حقيقي با فارسيوان پارازيت نيست كه اين بازي موش و گربه است و تا ابد دوام نخواهد داشت.
راه چاره در تغيير نگرشها به برنامهسازي رسانه ملي است. بايد درهاي رسانه ملي به روي هنرمندان، برنامهسازان، كارگردانان و فيلمسازان از هر گرايش و سليقهاي و البته در چارچوب سياستهاي نظام باز شود. بايد به تلويزيونهاي خصوصي تحت نظارت صدا و سيما اجازه تأسيس و برنامهسازي داده شود. بايد شبكههاي متعدد فيلم و سريال 24ساعته در ايران راهاندازي شود؛ آرشيو غني صدا و سيما ميتواند محتواي چندين سال اين شبكهها را تأمين كند. اگر اوقات فراغت و استراحت مردم را با كانالهاي وطني پرنكنيم به سمت شبكههاي خارجي روي خواهند آورد.
امروز فارسيوان، فردا فارسيتو، پس فردا ديگر كانالهاي عربي، انگليسي، فرانسوي و آمريكايي. راستي خبر داريد بعد از امبيسيپرشيا، بيبيسي، يورو نيوز و فرانس24 و سيانان، تركيه و مصر هم ميخواهند شبكه فارسي راه بيندازند؟ باز هم بگوييد آنها تهديد نيستند. اميدواريم نباشند!
افزايش مخاطبان ماهواره
دو هفته بعد از نشست اهداف پيدا و پنهان شبكههاي فارسي زبان ماهوارهاي، خبري در رسانههاي سايبري و از جمله سايت جهاننيوز منتشر شد كه حكايت ديگري را نقل ميكرد. خبر اين بود: «نظرسنجي جديد صدا و سيما نشان ميدهد كه مخاطبان ماهواره در تهران طي يك سال گذشته افزايش معناداري پيدا كردهاند. 4/45درصد از مردم تهران بيننده ماهواره هستند كه نسبت به سال گذشته 10درصد رشد پيدا كردهاند. از اين مقدار 9/40درصد بيننده شبكههاي فارسيزبان هستند و 14درصد فقط شبكه خارجي ميبينند. ميانگين زمان تماشاي ماهواره 2ساعت و 5 دقيقه است.
9/48درصد از بينندگان ماهواره فارسيوان ميبينند. از وقتي شبكه فارسيوان آمده است، مخاطب بيبيسي 30درصد كاهش داشته است. 2/46درصد از كساني كه فارسيوان ميبينند، جذابيت را عامل اصلي براي مراجعه به اين شبكه دانستهاند. مطابق اين نظرسنجي 48درصد مخاطبان ماهواره، متقاضي فيلم و سريال هستند. 13درصد ديدن شو، 6/6درصد ورزش، 5/6درصد هنر و 8/3درصد برنامههاي علمي را دليل تماشاي ماهواره ذكر كردهاند. 6/50درصد از پرسششوندگان گفتهاند كه ماهواره با فرهنگ ما سازگاري ندارد و 8/34درصد مخالفت كردهاند و گفتهاند كه ماهواره منطبق با فرهنگ ماست.»