باریجه
ارسال شده: پنجشنبه ۱۰ تیر ۱۳۸۹, ۱:۲۵ ب.ظ
فولئوگم رزین گیاه Ferula gumosa Boiss از خانوادۀ چتریان (Apiaceae) است که دارای حداقل 5 درصد (نوع اشکی Hard or Persian galbanum) تا 30 درصد (نوعی عسلی Soft or levant galbanum) اسانس (حجم به وزن) میباشد (1).
نامهای گیاه:
لاتین: Ferula gumosa Boiss , F.galbaniflua Boiss & Buhse, F.erubescens Bioss.
فارسی: باریجه، اشق، قاسنی
عربی: قنه
انگلیسی: Galbanum
آلمانی: Galban pFlanze, Galbanum
فرانسه: Galbanum
ریخت شناسی: گیاهی پایا، مونوکارپ و متمایل به خاکستری با ساقهای به ارتفاع cm 100ـ70، قطر بخش میانی ساقه mm15 یا بیشتر، ساقه توپر و در طول رگدار. برگهای قاعدهای به ابعاد 20×30 سانتیمتر، چهار بار شانهای با کرکهای متراکم، قطعات انتهائی برگها تقریباً 1×5/1 میلیمتر با بریدگی شانهای، غلاف برگ فوقانی به ابعاد تقریبی 4×5 سانتیمتر، ضخیم و بدون کرک. دمگلها باز، تعداد انشعاب چترک در حالت میوه 20ـ15 عدد، انشعابات به طول 4ـ2 سانتیمتر، هر چترک واجد 15 تا 20 گل، گلبرگها تقریباً به طول 5/1 میلیمتر، زرد رنگ، فندقهها به ابعاد تقریباً 8×15ـ10 بال میوهها به عرض 1 میلیمتر، حد واسط رگهای پشت میوههایک یا دو شیار وجود دارد (4).
فرآوردۀ طبیعی: فرآوردۀ حاصل از گیاه باریجه دارای بوی قوی، معطر، فاقد و طعم گس و تلخ میباشد و به دو شکل سخت و نرم عرضه میگردد. باریجه سخت دارای دو نوع باریجه اشکی و تودهای میباشد. باریجۀ اشکی در اثر گزش حشرات، خراش طبیعی یا ایجاد شکاف بر روی ساقۀ گیاه به خارج ترشح میشود و پس از چند روز شیرۀ حاصل در مجاورت هوا سفت شده از گیاه جدا میشود. باریجۀ اشکی به رنگ سفید مایل به زرد یا زرد مایل به سبز یا مایل به قرمز میباشد به شکل مدور یا بیشکل با سطحی ناصاف و کدر میباشد. چنانچه شکسته شود مقطع آن زرد رنگ و شفاف جلوه میکند. اینگونه باریجه مدتها نرمی خود را حفظ میکند، ولی بعداً به مرور زمان سخت و شکننده میشود به طوریکه در اثر خرد شدن به صورت گرد درمیآید. باریجه تودهای و حجیم که از تجمع قطعات اشکی نامنظم واقع در یک قسمت بیشکل و خمیری تشکیل میشود به صورت قطعاتی به ابعاد مختلف و نامنظم در معرض استفاده قرار میگیرد غالباً مایل به سبز، سبز قهوهای، سبز مایل به زرد یا تیره است. در داخل آن، ناخالصیهای متفاوت نظیر ریزههای خاک، خردههای ساقه، برگ و دمبرگ گیاه دیده میشود. باریجۀ نرم را باریجۀ عسلی میگویند و شیرابهای غلیظ شبیه عسل با بوی تند و نافذ و به رنگ قهوهای تیره میباشد. در اثر برش طولی یا عرضی قسمت یقۀ گیاه به خارج ترشح میشود و واجد 30ـ25% اسانس میباشد. باریجۀ عسلی را از پالایش باریجه تودهای نیز بدست میآورند (3و5).
زمان جمعآوری: با توجه به اینکه گیاه منوکارپ میباشد باریجۀ اشکی در سال آخر رویش که ساقه ایجاد میشود بدست میآید و به منظور جمعآوری باریجۀ عسلی برش عرضی یا طولی ریشۀ گیاهان از اواخر خردادماه به مدت 2 ماه بر حسب شرایط اقلیمی مناطق مختلف انجام میگیرد. بوتۀ باریجه در سن 6ـ7 سالگی در پی بارندگی زمستانی قابل توجه، رشد و نمو مناسبی خواهد داشت و در بهار ساقههای هوائی گلدهنده تولید میکند و در این صورت با تراوش شیرابه به صورت طبیعی یا با ایجاد خراش بر روی ساقۀ آن، امکان بهرهبرداری باریجۀ اشکلی فراهم میشود.
در برداشت باریجۀ عسلی یا باریجۀ نرم، ابتدا خاک پای بوتههای سه ساله به بالا کنار زده میشود. بعد از تمیز کردن یقۀ گیاه روی سطح جانبی ریشه برش عرضی ایجاد میکنند. برای حفاظت از باران و تابش نور خورشید روی آن سایهبان ایجاد میکنند باید دقت شود تا لایۀ زایندۀ باریجه در محور میانی گیاه از بین نرود و حداکثر 3 برش ایجاد شود، به طوریکه بیش از یک سوم مقدار ریشه را در برنگیرد. شیرابه ترشحه بعد از یک هفته با ابزار مخصوص برداشت میشود و در حلب جمعآوری میگردد. پس از برداشت محصول بسته به کوچکی یا بزرگی و قدرت شیردهی و شادابی بوته برش دیگری داده میشود. از اینرو برداشت شیرابه باریجه از هر بوته بین 150 ـ 50 گرم متغیر است (6).
دامنۀ انتشار: گیاه باریجه عموماً در کوهستانها و ارتفاعات بالای 2000 متر مناطق زنجان، تهران (شهرستانک)، دماوند و چهارمحال و بختیاری رویش دارد (4).
مواد متشکله: الئوگم رزین باریجه دارای 5ـ3 درصد اسانس، 70ـ50 درصد رزین، 40ـ20 درصد مواد صمغی، 10ـ1 درصد رطوبت و مواد معدنی میباشد (5). اسانس باریجه از 7 گروه ترکیبات مختلف تشکیل شده است:
1ـ هیدروکربنهای ترپنی که حدود 75ـ63 درصد اسانس را تشکیل میدهد و حاوی Bـ پینن (50ـ45)، ـ پینن، دلتا ـ 3 ـ کارن و هیدروکربنهای دیگر مانند میرسن، پاراسیمن، لیمونن، ترپینولن (5و7).
2ـ الکلهای مونوترپنی و استات
3ـ سزکوئی ترپنها
4ـ آزولنها
5ـ استرهای تیول
6ـ پیرازینها
7ـ هیدروکربنهای با اسکلت غیرترپنی:
استرهای تیول، پیرازینها و هیدروکربنهای با اسکلت غیرترپنی ترکیباتی هستند که با مقادیر کم و ساختمانهای کاملاً متفاوت مسئول بوی مخصوص و قوی باریجه هستند (8). مواد صمغی باریجه حاوی کربوهیدراتهای گالاکتوز، آرابینوز، گالاکتیک اسید، 4 ـ متیل گلوکوروتیک اسید و آمبلی فرون میباشد (6).
موارد استعمال: از باریجه بیشتر به عنوان طعمدهنده در محصولات غذائی مانند نوشابههای غیرالکلی و فرآوردههای گوشتی و یا معطرکننده و تثبیتکنندۀ عطرها در فرآوردههای آرایشی مورد مصرف قرار میگیرد. از باریجه در گذشته همراه با آنغوزه در ناراحتیهای عصبی استفاده میشده است (4و8). بنابر اعتقاد دامداران مصرف بوتۀ باریجه بوسیله حیوانات اهلی در تولید شیر آنها مؤثر است. لذا در مناطقی که دامداران از نظر تأمین علوفه رمستانه در مضیقه میباشند میتوان اجازۀ جمعآوری ساقههای خشک شده را پس از ریزش بذرهای تولیدی به آنها داد.
موارد استعمال در گذشته: در طب گذشته، باریجه در اختلالات مقتضی در درمان تنگی نفس و سرفۀ مزمن مصرف میشده است (1و2). باریجه اثر نیروبخش، ضد نزله و ضد تشنج دارد ولی امروزه، استفاده از آن در طب داخلی به فراموشی سپرده شده است.
آثار فارماکولوژیکی: باریجه بیشتر مصرف صنعتی دارد و روی آثار فارماکولوژیک آن کمتر مطالعه شده است. یک مورد تحقیق بر روی ملح اسید گالبانیک (گالبانات سدیم) نشان میدهد که باعث کاهش فشار سرخرگی و افزایش ادرار در موش گردیده است (9).
آثار ضد دردی، ضد باکتری و ضد قارچی عصارههای خشک هیدروالکلی حاصل از اندام هوائی، ریشه، باریجۀ اشکی و عسلی و همچنین اسانس آن بررسی شده است که در مقایسه با مورفین اثر ضد دردی ریشه و اندام هوائی آن بیشتر و نوع اشکی معادل و نوع عسلی کمتر از مورفین گزارش شده است (10).
همچنین اسانس باریجه بر میکروبهای مولد آکنه مؤثر بوده و رشد آنها را مهار میکند. عصارههای آب، هیدروالکلی، کلروفرمی در نگهداری امولسیونها به مدت 6 ماه بدون تغییر فیزیکی و اختصاصات ظاهری مؤثر بودند (5).
مصارف صنعتی: از باریجه نوعی چسب مخصوص جهت چسباندن سنگهای قیمتی مانند الماس تهیه میشود. خاصیت مهم این چسب بیرنگی آن است. با این وجود بعلت اکتشاف و تولید چسبهای سینتیک، کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. علاوه بر مصارف فوق، اهمیت اصلی باریجه استفاده از آن در صنایع عطر و ادکلنسازی است، به طوری که یکی از خریداران اصلی عمدۀ باریجۀ ایران، کشور فرانسه و مؤسسه دیور آن کشور میباشد.
مــراجع:
1. امین غ. گیاهان داروئی سنتی ایران. تهران: معاونت پژوهشی وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی، 1370 (ج1): 9ـ138.
2. مظفریان و. فرهنگ نامهای گیاهان ایران. تهران: انتشارات فرهنگ معاصر، 1375: 228.
3. زرگری ع. گیاهان داروئی. انتشارات دانشگاه تهران 1367 (ج2): 602ـ598.
4. Chamberlain DF, Rechinger K. H. Ferula L. In: Hedge I C, Lamond J M, Rechinger K H (eds) Umbelliferae. In: Rechinger K H (ed). Flora Iranica. Graz: Akademische Druke – U. Verlagsanstalt, 1987 (vol 162): 387-427.
5. Albert Y L. Encyclopedia of common natural ingredients used in food, drugs and cosmetics. Canada: John wiley & sons, Inc. 1980: 175-6.
6. محمدی غ. علیها م. مطالبی پیرامون باریجه. تهران: مؤسسات تحقیقات جنگلها و مراتع، 1368.
7. Opdke Dl J. Galbanum oil. Food cosmet Toxicol. 1978; 16 (suppl.1): 765-6.
8. Bauer K, Garbe D, Suburg H. Common Fragrance and flavor materials. Weinheim (Germany): Wiley – VCH Verlag GmbH, 1997: 189-90.
9. Barnaulov OD, Kir'yalov N P, Bukreeva TV. Pharmacological properties of some coumarins from ferula species. Rastit Resur 1976; 12 (2): 259-262 [CA.85:72184 r].
10. فضلی بزاز ص، پارسائی ح، حریرزاده گ، شوشتری ع ن، بررسی اثرات ضد دردی و ضد میکروبی گیاه باریجه، مجله دانشکدۀ داروسازی دانشگاه تهران، جلد هفتم، شماره اول (1376):
نامهای گیاه:
لاتین: Ferula gumosa Boiss , F.galbaniflua Boiss & Buhse, F.erubescens Bioss.
فارسی: باریجه، اشق، قاسنی
عربی: قنه
انگلیسی: Galbanum
آلمانی: Galban pFlanze, Galbanum
فرانسه: Galbanum
ریخت شناسی: گیاهی پایا، مونوکارپ و متمایل به خاکستری با ساقهای به ارتفاع cm 100ـ70، قطر بخش میانی ساقه mm15 یا بیشتر، ساقه توپر و در طول رگدار. برگهای قاعدهای به ابعاد 20×30 سانتیمتر، چهار بار شانهای با کرکهای متراکم، قطعات انتهائی برگها تقریباً 1×5/1 میلیمتر با بریدگی شانهای، غلاف برگ فوقانی به ابعاد تقریبی 4×5 سانتیمتر، ضخیم و بدون کرک. دمگلها باز، تعداد انشعاب چترک در حالت میوه 20ـ15 عدد، انشعابات به طول 4ـ2 سانتیمتر، هر چترک واجد 15 تا 20 گل، گلبرگها تقریباً به طول 5/1 میلیمتر، زرد رنگ، فندقهها به ابعاد تقریباً 8×15ـ10 بال میوهها به عرض 1 میلیمتر، حد واسط رگهای پشت میوههایک یا دو شیار وجود دارد (4).
فرآوردۀ طبیعی: فرآوردۀ حاصل از گیاه باریجه دارای بوی قوی، معطر، فاقد و طعم گس و تلخ میباشد و به دو شکل سخت و نرم عرضه میگردد. باریجه سخت دارای دو نوع باریجه اشکی و تودهای میباشد. باریجۀ اشکی در اثر گزش حشرات، خراش طبیعی یا ایجاد شکاف بر روی ساقۀ گیاه به خارج ترشح میشود و پس از چند روز شیرۀ حاصل در مجاورت هوا سفت شده از گیاه جدا میشود. باریجۀ اشکی به رنگ سفید مایل به زرد یا زرد مایل به سبز یا مایل به قرمز میباشد به شکل مدور یا بیشکل با سطحی ناصاف و کدر میباشد. چنانچه شکسته شود مقطع آن زرد رنگ و شفاف جلوه میکند. اینگونه باریجه مدتها نرمی خود را حفظ میکند، ولی بعداً به مرور زمان سخت و شکننده میشود به طوریکه در اثر خرد شدن به صورت گرد درمیآید. باریجه تودهای و حجیم که از تجمع قطعات اشکی نامنظم واقع در یک قسمت بیشکل و خمیری تشکیل میشود به صورت قطعاتی به ابعاد مختلف و نامنظم در معرض استفاده قرار میگیرد غالباً مایل به سبز، سبز قهوهای، سبز مایل به زرد یا تیره است. در داخل آن، ناخالصیهای متفاوت نظیر ریزههای خاک، خردههای ساقه، برگ و دمبرگ گیاه دیده میشود. باریجۀ نرم را باریجۀ عسلی میگویند و شیرابهای غلیظ شبیه عسل با بوی تند و نافذ و به رنگ قهوهای تیره میباشد. در اثر برش طولی یا عرضی قسمت یقۀ گیاه به خارج ترشح میشود و واجد 30ـ25% اسانس میباشد. باریجۀ عسلی را از پالایش باریجه تودهای نیز بدست میآورند (3و5).
زمان جمعآوری: با توجه به اینکه گیاه منوکارپ میباشد باریجۀ اشکی در سال آخر رویش که ساقه ایجاد میشود بدست میآید و به منظور جمعآوری باریجۀ عسلی برش عرضی یا طولی ریشۀ گیاهان از اواخر خردادماه به مدت 2 ماه بر حسب شرایط اقلیمی مناطق مختلف انجام میگیرد. بوتۀ باریجه در سن 6ـ7 سالگی در پی بارندگی زمستانی قابل توجه، رشد و نمو مناسبی خواهد داشت و در بهار ساقههای هوائی گلدهنده تولید میکند و در این صورت با تراوش شیرابه به صورت طبیعی یا با ایجاد خراش بر روی ساقۀ آن، امکان بهرهبرداری باریجۀ اشکلی فراهم میشود.
در برداشت باریجۀ عسلی یا باریجۀ نرم، ابتدا خاک پای بوتههای سه ساله به بالا کنار زده میشود. بعد از تمیز کردن یقۀ گیاه روی سطح جانبی ریشه برش عرضی ایجاد میکنند. برای حفاظت از باران و تابش نور خورشید روی آن سایهبان ایجاد میکنند باید دقت شود تا لایۀ زایندۀ باریجه در محور میانی گیاه از بین نرود و حداکثر 3 برش ایجاد شود، به طوریکه بیش از یک سوم مقدار ریشه را در برنگیرد. شیرابه ترشحه بعد از یک هفته با ابزار مخصوص برداشت میشود و در حلب جمعآوری میگردد. پس از برداشت محصول بسته به کوچکی یا بزرگی و قدرت شیردهی و شادابی بوته برش دیگری داده میشود. از اینرو برداشت شیرابه باریجه از هر بوته بین 150 ـ 50 گرم متغیر است (6).
دامنۀ انتشار: گیاه باریجه عموماً در کوهستانها و ارتفاعات بالای 2000 متر مناطق زنجان، تهران (شهرستانک)، دماوند و چهارمحال و بختیاری رویش دارد (4).
مواد متشکله: الئوگم رزین باریجه دارای 5ـ3 درصد اسانس، 70ـ50 درصد رزین، 40ـ20 درصد مواد صمغی، 10ـ1 درصد رطوبت و مواد معدنی میباشد (5). اسانس باریجه از 7 گروه ترکیبات مختلف تشکیل شده است:
1ـ هیدروکربنهای ترپنی که حدود 75ـ63 درصد اسانس را تشکیل میدهد و حاوی Bـ پینن (50ـ45)، ـ پینن، دلتا ـ 3 ـ کارن و هیدروکربنهای دیگر مانند میرسن، پاراسیمن، لیمونن، ترپینولن (5و7).
2ـ الکلهای مونوترپنی و استات
3ـ سزکوئی ترپنها
4ـ آزولنها
5ـ استرهای تیول
6ـ پیرازینها
7ـ هیدروکربنهای با اسکلت غیرترپنی:
استرهای تیول، پیرازینها و هیدروکربنهای با اسکلت غیرترپنی ترکیباتی هستند که با مقادیر کم و ساختمانهای کاملاً متفاوت مسئول بوی مخصوص و قوی باریجه هستند (8). مواد صمغی باریجه حاوی کربوهیدراتهای گالاکتوز، آرابینوز، گالاکتیک اسید، 4 ـ متیل گلوکوروتیک اسید و آمبلی فرون میباشد (6).
موارد استعمال: از باریجه بیشتر به عنوان طعمدهنده در محصولات غذائی مانند نوشابههای غیرالکلی و فرآوردههای گوشتی و یا معطرکننده و تثبیتکنندۀ عطرها در فرآوردههای آرایشی مورد مصرف قرار میگیرد. از باریجه در گذشته همراه با آنغوزه در ناراحتیهای عصبی استفاده میشده است (4و8). بنابر اعتقاد دامداران مصرف بوتۀ باریجه بوسیله حیوانات اهلی در تولید شیر آنها مؤثر است. لذا در مناطقی که دامداران از نظر تأمین علوفه رمستانه در مضیقه میباشند میتوان اجازۀ جمعآوری ساقههای خشک شده را پس از ریزش بذرهای تولیدی به آنها داد.
موارد استعمال در گذشته: در طب گذشته، باریجه در اختلالات مقتضی در درمان تنگی نفس و سرفۀ مزمن مصرف میشده است (1و2). باریجه اثر نیروبخش، ضد نزله و ضد تشنج دارد ولی امروزه، استفاده از آن در طب داخلی به فراموشی سپرده شده است.
آثار فارماکولوژیکی: باریجه بیشتر مصرف صنعتی دارد و روی آثار فارماکولوژیک آن کمتر مطالعه شده است. یک مورد تحقیق بر روی ملح اسید گالبانیک (گالبانات سدیم) نشان میدهد که باعث کاهش فشار سرخرگی و افزایش ادرار در موش گردیده است (9).
آثار ضد دردی، ضد باکتری و ضد قارچی عصارههای خشک هیدروالکلی حاصل از اندام هوائی، ریشه، باریجۀ اشکی و عسلی و همچنین اسانس آن بررسی شده است که در مقایسه با مورفین اثر ضد دردی ریشه و اندام هوائی آن بیشتر و نوع اشکی معادل و نوع عسلی کمتر از مورفین گزارش شده است (10).
همچنین اسانس باریجه بر میکروبهای مولد آکنه مؤثر بوده و رشد آنها را مهار میکند. عصارههای آب، هیدروالکلی، کلروفرمی در نگهداری امولسیونها به مدت 6 ماه بدون تغییر فیزیکی و اختصاصات ظاهری مؤثر بودند (5).
مصارف صنعتی: از باریجه نوعی چسب مخصوص جهت چسباندن سنگهای قیمتی مانند الماس تهیه میشود. خاصیت مهم این چسب بیرنگی آن است. با این وجود بعلت اکتشاف و تولید چسبهای سینتیک، کمتر مورد استفاده قرار میگیرد. علاوه بر مصارف فوق، اهمیت اصلی باریجه استفاده از آن در صنایع عطر و ادکلنسازی است، به طوری که یکی از خریداران اصلی عمدۀ باریجۀ ایران، کشور فرانسه و مؤسسه دیور آن کشور میباشد.
مــراجع:
1. امین غ. گیاهان داروئی سنتی ایران. تهران: معاونت پژوهشی وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی، 1370 (ج1): 9ـ138.
2. مظفریان و. فرهنگ نامهای گیاهان ایران. تهران: انتشارات فرهنگ معاصر، 1375: 228.
3. زرگری ع. گیاهان داروئی. انتشارات دانشگاه تهران 1367 (ج2): 602ـ598.
4. Chamberlain DF, Rechinger K. H. Ferula L. In: Hedge I C, Lamond J M, Rechinger K H (eds) Umbelliferae. In: Rechinger K H (ed). Flora Iranica. Graz: Akademische Druke – U. Verlagsanstalt, 1987 (vol 162): 387-427.
5. Albert Y L. Encyclopedia of common natural ingredients used in food, drugs and cosmetics. Canada: John wiley & sons, Inc. 1980: 175-6.
6. محمدی غ. علیها م. مطالبی پیرامون باریجه. تهران: مؤسسات تحقیقات جنگلها و مراتع، 1368.
7. Opdke Dl J. Galbanum oil. Food cosmet Toxicol. 1978; 16 (suppl.1): 765-6.
8. Bauer K, Garbe D, Suburg H. Common Fragrance and flavor materials. Weinheim (Germany): Wiley – VCH Verlag GmbH, 1997: 189-90.
9. Barnaulov OD, Kir'yalov N P, Bukreeva TV. Pharmacological properties of some coumarins from ferula species. Rastit Resur 1976; 12 (2): 259-262 [CA.85:72184 r].
10. فضلی بزاز ص، پارسائی ح، حریرزاده گ، شوشتری ع ن، بررسی اثرات ضد دردی و ضد میکروبی گیاه باریجه، مجله دانشکدۀ داروسازی دانشگاه تهران، جلد هفتم، شماره اول (1376):