آیه ای که پیامبر را پیر کرد
ارسال شده: شنبه ۲ مرداد ۱۳۸۹, ۶:۳۳ ب.ظ
معشوقی دارم كه شرط وصل خود را آوردن تمام خاكهای آن تپه در این محل قرار داده است! حضرت فرمود: با این جثة كوچك، تو تا كی میتوانی خاكهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل كنی؟ و آیا عمر تو كفایت خواهد كرد؟!
از خودگذشتگی و استقامت در راه رسیدن به ساحت مقدس امام زمان علیهالسلام
مَتی تَكْثِرُ قَرْعَ الْبابِ یَفْتَحُ لَكَ؛ هر گاه بر كوبیدن دری اصرار ورزی، سرانجام (آن درب) به رویت گشوده خواهد شد.
استقامت و تلاش، یكی از سنّت های الهی است كه هر كه تلاش كند خداوند متعال او را به مقام مناسب با آن كوشش نایل می كند. كتاب الله عظیم از این حقیقت این گونه پرده برداشت كه: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا1 و كسانی كه در راه ما تلاش كنند ما راه های خویش را به آنها نشان خواهیم داد.
ابن عباس پسر عموی پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله روزی نظر به چهره مبارك رسول خدا انداخت و محاسن سفید حضرت نظر او را جلب كرد. پرسید، شما كه چندان سن و سالی ندارید، چرا به این زودی پیر شدید؟ حضرت در پاسخ فرمود: شَیَّبَتْنی سُورَةُ هُود، لِمَكانِ هذِهِ الْآیَةِ، فَاسْتَقِمْ كَما اُمِرَتْ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ2 سوره هود به خاطر این آیهاش مرا پیر كرد: پس تو و كسانی كه همراه تو به سوی خداوند بازگشت كردهاند استقامت كنید، همان گونه كه تو را به آن امر كردهام.3
در حالی كه در سوره «شوری» نیز بخش اول همین آیه آمده: (فاستقم كما امرت)4 ولی ایشان این آیه را موجب پیری زودرس خود ندانستهاند. از اینجا روشن می شود كه بی ثباتی و عدم مقاومت امت پیامبر، آن عزیز را مبتلا به پیری زودرس كرده است. ای برادر و ای خواهر! بكوش و بجوش تا كه به جایی برسی.
در باب استقامت داشتن، در كتاب «الدر المنثور» آمده كه وقتی آیه: «فاستقم كما امرت و من تاب معك5» نازل گردید حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: شَمُّروا، شَمُّروا؛ ای مردم! دامن بالا بزنید، همت به خرج داده و مهیای مقاومت شوید. و دیگر كسی پس از آن، حضرت را خندان ندید.6
شیخ عبدالله پیاده رحمهالله7 یكی از عاشقان و دلباختگان حضرت مولا حجت بن الحسن العسكری (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود. او از همان اوان كودكی محبت فراوانی به خاندان عصمت و طهارت علیهمالسلام داشت، و به خاطر همان عشق و ارادتش به این عزیزان مورد توجه قرار گرفت. او بر اثر بیرغبتی به دنیا و عشق به اهلبیت علیهمالسلام، به زیارت مولایمان صاحبالعصر والزمان ارواحنا فداه نایل گردیده است. یكی از دوستان ایشان نقل میكند:
ایشان به شخصی كه فرزند یكی از علمای بزرگ مشهد بود، اجازه آمدن به منزلش را نمیداد و گاهی كمتوجهی مینمود. اما آن فرد دستبردار نبود و دوباره میآمد و با ایشان صحبت میكرد. یك روز شیخ عبدالله از او تعریف كرد. گفتم: پس چرا به او بیاعتنایی میكنید؟ گفت: باید چنین كنم تا بدانم كه چه اندازه حاضر است از خود گذشتگی نشان دهد. خواستة آن شخص از ایشان، زیارت وجود مبارك حضرت حجتبنالحسنالمهدی (ع) بود.8
از اینجاست كه از حضرت مولی الموحدین علیهالسلام نقل شده كه فرموده اند: مَتی تَكْثِرُ قَرْعَ الْبابِ یَفْتَحُ لَكَ؛9 هر گاه بر كوبیدن دری اصرار ورزی، سرانجام (آن درب) به رویت گشوده خواهد شد.10نمونهای از این كاربرد را در روایتی دیگر كه نقل حكایتی از حضرت داوود نبی علینبیناوآلهوعلیهالسلام است، بنگرید:
آن حضرت در حال عبور از بیابانی مورچهای را دید كه مرتب كارش این است كه از تپهای خاك برمیدارد و به جای دیگری میریزد. از خداوند خواست كه از راز این كار آگاه شود...، مورچه به سخن آمد كه معشوقی دارم كه شرط وصل خود را آوردن تمام خاكهای آن تپه در این محل قرار داده است! حضرت فرمود: با این جثة كوچك، تو تا كی میتوانی خاكهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل كنی؟ و آیا عمر تو كفایت خواهد كرد؟! مورچه گفت: همة اینها را میدانم، ولی خوشم! اگر در راه این كار بمیرم، به عشق محبوبم مردهام! در این جا حضرت داوود علیهالسلام منقلب شد و فهمید این جریان درسی است برای او.11
این حكایت درسی عبرتآموز است برای كسانی كه ادعای عشق به مولا را دارند تا بنگرند كه آیا به این میزان از همت و تلاش برای رسیدن به آن سرور عزیز رسیدهاند یا نه؟! البته ناگفته نماند كه دشواریها و پایداری و پایمردی است كه عشق و محبت را سهل و آسان میسازد.
----------------------
پی نوشت ها:
1. عنكبوت،(29)،69.
2. هود (11)،112.
3. برای اطلاع بیشتر درباره روایات به این معنا، ر.ك: تفسیر نورالثقلین، ذیل همین آیه و مجمع البیان، ج 5، ص 199.
4. شوری،(42)،15.
5. سوره مباركه هود، (42)،15.
6. محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج 3، ص 351.
7. شیخ عبدالله از اهالی لردگان بود كه به خاطر مخالفت با برخی از كسانی كه در پرداخت خمس آل محمدسلاماللهعلیهم سستی ورزیده بودند، به شهر قم هجرت كرد و از آن پس مورد تكریم الهی قرار گرفت. آن بزرگوار به طور معمول، سحرگاهان در خدمت حضرت معصومه سلاماللهعلیها به زیارت مشغول بود. او مردی تمیز و نظیف و بسیار متواضع بود. اینك قبر شریفش در قبرستان بقیع قم در نزدیكی جمكران قرار دارد. ایشان شهیر بود كه دارای طیالارض و كمالات معنوی خاصی است و مورد عنایت اهل معنا و كمال بود. از مرحوم دولابی شنیدم كه مردم بین راه مشهد ایشان را می شناختند و برای او نذر می كردند. لباس نوی ایشان معمولا هدایای اهل محبت به او بود. رضوان خداوند بر او و همه سالكان راه.
8. صادق حسینی، در كوچة عشق، ص 99.
9. كلینی، كافی، ج 2، ص 486، ح 2.
10. حدیث دیگری با همین مفهوم از پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله نقل شده كه فرمود: مَنْ قَرَعَ باباً وَ لَجَّ وَلَجَ. جلال الدین بلخی در مثنوی خود این حدیث شریف را به نظمی شیوا درآورده است:
گفت پیغمبر كه چون كوبی دری عاقبت زان در برون آید سری
11. محمد، محمدی ری شهری، كیمیای محبت ، ص58.
منبع:حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی
از خودگذشتگی و استقامت در راه رسیدن به ساحت مقدس امام زمان علیهالسلام
مَتی تَكْثِرُ قَرْعَ الْبابِ یَفْتَحُ لَكَ؛ هر گاه بر كوبیدن دری اصرار ورزی، سرانجام (آن درب) به رویت گشوده خواهد شد.
استقامت و تلاش، یكی از سنّت های الهی است كه هر كه تلاش كند خداوند متعال او را به مقام مناسب با آن كوشش نایل می كند. كتاب الله عظیم از این حقیقت این گونه پرده برداشت كه: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا1 و كسانی كه در راه ما تلاش كنند ما راه های خویش را به آنها نشان خواهیم داد.
ابن عباس پسر عموی پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله روزی نظر به چهره مبارك رسول خدا انداخت و محاسن سفید حضرت نظر او را جلب كرد. پرسید، شما كه چندان سن و سالی ندارید، چرا به این زودی پیر شدید؟ حضرت در پاسخ فرمود: شَیَّبَتْنی سُورَةُ هُود، لِمَكانِ هذِهِ الْآیَةِ، فَاسْتَقِمْ كَما اُمِرَتْ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ2 سوره هود به خاطر این آیهاش مرا پیر كرد: پس تو و كسانی كه همراه تو به سوی خداوند بازگشت كردهاند استقامت كنید، همان گونه كه تو را به آن امر كردهام.3
در حالی كه در سوره «شوری» نیز بخش اول همین آیه آمده: (فاستقم كما امرت)4 ولی ایشان این آیه را موجب پیری زودرس خود ندانستهاند. از اینجا روشن می شود كه بی ثباتی و عدم مقاومت امت پیامبر، آن عزیز را مبتلا به پیری زودرس كرده است. ای برادر و ای خواهر! بكوش و بجوش تا كه به جایی برسی.
در باب استقامت داشتن، در كتاب «الدر المنثور» آمده كه وقتی آیه: «فاستقم كما امرت و من تاب معك5» نازل گردید حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله فرمود: شَمُّروا، شَمُّروا؛ ای مردم! دامن بالا بزنید، همت به خرج داده و مهیای مقاومت شوید. و دیگر كسی پس از آن، حضرت را خندان ندید.6
شیخ عبدالله پیاده رحمهالله7 یكی از عاشقان و دلباختگان حضرت مولا حجت بن الحسن العسكری (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بود. او از همان اوان كودكی محبت فراوانی به خاندان عصمت و طهارت علیهمالسلام داشت، و به خاطر همان عشق و ارادتش به این عزیزان مورد توجه قرار گرفت. او بر اثر بیرغبتی به دنیا و عشق به اهلبیت علیهمالسلام، به زیارت مولایمان صاحبالعصر والزمان ارواحنا فداه نایل گردیده است. یكی از دوستان ایشان نقل میكند:
ایشان به شخصی كه فرزند یكی از علمای بزرگ مشهد بود، اجازه آمدن به منزلش را نمیداد و گاهی كمتوجهی مینمود. اما آن فرد دستبردار نبود و دوباره میآمد و با ایشان صحبت میكرد. یك روز شیخ عبدالله از او تعریف كرد. گفتم: پس چرا به او بیاعتنایی میكنید؟ گفت: باید چنین كنم تا بدانم كه چه اندازه حاضر است از خود گذشتگی نشان دهد. خواستة آن شخص از ایشان، زیارت وجود مبارك حضرت حجتبنالحسنالمهدی (ع) بود.8
از اینجاست كه از حضرت مولی الموحدین علیهالسلام نقل شده كه فرموده اند: مَتی تَكْثِرُ قَرْعَ الْبابِ یَفْتَحُ لَكَ؛9 هر گاه بر كوبیدن دری اصرار ورزی، سرانجام (آن درب) به رویت گشوده خواهد شد.10نمونهای از این كاربرد را در روایتی دیگر كه نقل حكایتی از حضرت داوود نبی علینبیناوآلهوعلیهالسلام است، بنگرید:
آن حضرت در حال عبور از بیابانی مورچهای را دید كه مرتب كارش این است كه از تپهای خاك برمیدارد و به جای دیگری میریزد. از خداوند خواست كه از راز این كار آگاه شود...، مورچه به سخن آمد كه معشوقی دارم كه شرط وصل خود را آوردن تمام خاكهای آن تپه در این محل قرار داده است! حضرت فرمود: با این جثة كوچك، تو تا كی میتوانی خاكهای این تل بزرگ را به محل مورد نظر منتقل كنی؟ و آیا عمر تو كفایت خواهد كرد؟! مورچه گفت: همة اینها را میدانم، ولی خوشم! اگر در راه این كار بمیرم، به عشق محبوبم مردهام! در این جا حضرت داوود علیهالسلام منقلب شد و فهمید این جریان درسی است برای او.11
این حكایت درسی عبرتآموز است برای كسانی كه ادعای عشق به مولا را دارند تا بنگرند كه آیا به این میزان از همت و تلاش برای رسیدن به آن سرور عزیز رسیدهاند یا نه؟! البته ناگفته نماند كه دشواریها و پایداری و پایمردی است كه عشق و محبت را سهل و آسان میسازد.
----------------------
پی نوشت ها:
1. عنكبوت،(29)،69.
2. هود (11)،112.
3. برای اطلاع بیشتر درباره روایات به این معنا، ر.ك: تفسیر نورالثقلین، ذیل همین آیه و مجمع البیان، ج 5، ص 199.
4. شوری،(42)،15.
5. سوره مباركه هود، (42)،15.
6. محمد حسین طباطبائی، المیزان، ج 3، ص 351.
7. شیخ عبدالله از اهالی لردگان بود كه به خاطر مخالفت با برخی از كسانی كه در پرداخت خمس آل محمدسلاماللهعلیهم سستی ورزیده بودند، به شهر قم هجرت كرد و از آن پس مورد تكریم الهی قرار گرفت. آن بزرگوار به طور معمول، سحرگاهان در خدمت حضرت معصومه سلاماللهعلیها به زیارت مشغول بود. او مردی تمیز و نظیف و بسیار متواضع بود. اینك قبر شریفش در قبرستان بقیع قم در نزدیكی جمكران قرار دارد. ایشان شهیر بود كه دارای طیالارض و كمالات معنوی خاصی است و مورد عنایت اهل معنا و كمال بود. از مرحوم دولابی شنیدم كه مردم بین راه مشهد ایشان را می شناختند و برای او نذر می كردند. لباس نوی ایشان معمولا هدایای اهل محبت به او بود. رضوان خداوند بر او و همه سالكان راه.
8. صادق حسینی، در كوچة عشق، ص 99.
9. كلینی، كافی، ج 2، ص 486، ح 2.
10. حدیث دیگری با همین مفهوم از پیامبر اكرم صلی الله علیه و اله نقل شده كه فرمود: مَنْ قَرَعَ باباً وَ لَجَّ وَلَجَ. جلال الدین بلخی در مثنوی خود این حدیث شریف را به نظمی شیوا درآورده است:
گفت پیغمبر كه چون كوبی دری عاقبت زان در برون آید سری
11. محمد، محمدی ری شهری، كیمیای محبت ، ص58.
منبع:حجت الاسلام والمسلمین آقاتهرانی