صفحه 1 از 1

اولین تجربه ی رزمی و ایجکت!

ارسال شده: چهارشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۹, ۷:۲۶ ب.ظ
توسط Ruozbeh
به دلیل طولانی بودن در 2 قسمت تقدیم می شود.
  قطع خط لوله ی نفت

[External Link Removed for Guests]
 قسمت اول:


تعداد زیادی F-4E و F-5E/F متعاقبا تاسیسات نفتی عراق در منطقه را موردهدف قرار دادند که صدمات زیادی را ناشی شد که نتیجه ی این صدمات قطع کاملصادرات نفت عراق به وسیله ی خط لوله به ترکیه بود. دقایقی بعد دسته ی بعدیاز فانتومها به سمت شمال بغداد پرواز کردند پس از آن به سمت جنوب تغییرجهت دادند و به فرودگاه پایتخت نزدیک شدند ، مسیر پرواز آنها دقیقا برفراز رود دجله بود، این بار هم غافلگیری به خوبی انجام شد! خدمه بمبها رابدون مزاحمت رها کردند، آخرین دسته ی دو فروندی فانتوم هم پایگاه الرشیدرا مورد اصابت قرار دادند. سرهنگ”ک.گ” که در آن زمانم خلبانی جوان مستقردر پایگاه هوایی مهرآباد بود این ماموریت را اینگونه به یاد می آورد:
در ساعت 2200 شب قبل از حمله فرماندهی نیروی هوایی 18 خلبان را برایماموریتی به سمت الرشید انتخاب کرد ، 9 فانتوم آماده شدند هشت F-4E مسلحبه بمب و موشک و یک RF-4E برای شناسایی و تحلیل اهداف بعد از حمله.تنهامشکل موجود سوخت بودهیچکس نمی دانست آیا این مقدار سوخت برای انجام موفقماموریت کافی است یا خیر ،خلبانان موظف به سوخت گیری بر فراز کرمانشاه درراه حمله به سوی هدف شدند اما کسی در مورد فرود در پایگاه پس از انجامحمله چیزی نگفت ، در نهایت پس از کار بر روی نقشه ی عملیات در عمق شب!تصمیم بر این شد که هواپیما ها خود را به همدان یا تهران ، یا اصلا هرجاکه در مسیرشان بود!، برسانند . این اولین ماموریت رزمی من بود من حتی تاآن زمان بمب های واقعی را ندیده بودم!!
شب قبل از پرواز به زیر فانتومم نگاه کردم، از دیدن 6 بمب دو موشک یک غلافECM و سه مخزن سوخت خارجی ترسیده بودم.برای دوری از افزایش وزن بیش ازمرتبه ی تعیین شده ، مخزن سوخت وسطی خالی رها شده بود تا با سوخت گیری بهوسیله ی تانکر پر شود. خلبان من در این ماموریت سروان داریوش یزدانفر ،کهبه مانند من کم تجربه بود ، بر این موضوع که ما باید ماموریت را به انجامبرسانیم حتی در صورت از دست دادن جانمان تاکید می کرد.
در حدود ساعت 0530 جنگنده ها در دو دسته ی 4 تایی از مهرآباد با یک فروندRF-4E در پشت سر خود پرواز کردند.، ما تک تک بر فراز کرمانشاه سوخت گیریکردیم پس از سوختگیری به سمت مرز پرواز کردیم ما وارد خاک عراق شدیم درحالی که RF-4E تنهای گروه در حال معطل کردن بود تا نقش خود را برای عکسگرفتن پس از حمله ایفا کند.من جزء ای از گروه اول پروازی بودم.
وقتی داخل خاک عراق شدیم توجه آتش سنگین توپهای پدافند عراقی به سوی ماجلب شد!وقتی نزدیک هدف بودیم از خلبان پرسیدم میزان سوخت را چک کند! و اوهم پاسخ داد نمی داند چگونه باید از مخزن سوخت وسطی استفاده کند!! و البتهمن هم نمی دانستم! در هر صورت ، ما تحت فشار بودیم ، و می دانستیم که اینمیزان سوخت ما را راه برگشت به مرز نمی رساند!کمبود سوخت ما این نکته راهم گوشزد می کرد که ما نمی توانیم بیش از یکبار بر فراز هدف پرواز کنیم ،ما می بایست در اولین گذر خود از روی هدف آن را مورد اصابت قرار می دادیمو پس از آن از منطقه خارج می شدیم.باین وجود یک چیز که به ما کمک می کردتعداد کمتر اهداف مشخص شده برای ما در هنگام حمله بود جاده ی آسفالت وتاسیسات به زده شد!در یک نگاه کوتاه انهدام یک ساختمان و سوختن یک تانکرسوخت بر اثر نیروی انفجار را مشاهده کردم.


[External Link Removed for Guests]

Re: اولین تجربه ی رزمی و ایجکت!

ارسال شده: جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹, ۴:۱۸ ب.ظ
توسط Ruozbeh
[External Link Removed for Guests][External Link Removed for Guests]

 بازگشت!  
پس از این که از بغداد به سلامت عبور کردیم بار دیگر وضعیت سوخت را ازیزدانفر جویا شدم.” در حدود 4000 پوند سوخت باقی مانده!” این میزان سوختبرای رسیدن به مرز کافی نبود! به او گفتم بهتر است تانکهای خارجی را رهاکنیم تا با کاهش وزن در هنگام افزایش سرعت مصرف سوخت صرفه جویی کنیم، بهدلیل بی تجربگی او در این زمینه و بالا رفتن ناگهانی دماغه پس از رها سازیمخزن ها و سخت شدن کنترل هوپیما کم مانده بود به زمین برخورد کنیم!!
وقتی خورشید طلوع کرد ما هنوز نمی دانستیم چه تعداد از هواپیماهای ما سالمهستند ما تنها دو فروند جنگنده را در مقابل خود می دیدیم که البته ابتداتصورمان بر این بود که آنها عراقی هستند! اما کمی بعد فهمیدیم که دو فرونداز F-4 های خودی هستند!
آنها را دنبال کردیم تا به مرز رسیدیم و قصد داشتیم تا در یکی ازپایگاههای خود فرود آییم، به سمت چپ خود نگاه کردم و 4 فانتوم را دیدم بههمراه بقیه که در پشت آنها بودند، ناگهان اطراف خود را پر ازفانتوم دیدمکه در ارتفاعی پایین به سمت ایران حرکت می کردند.وقتی از مرز گذشتیم تمامیفانتوم ها برای ذخیره ی سوخت ارتفاع گرفتند و ما هم آنها را دنبال کردیماما میزان سوخت ما بسیار کم شده بود 9000 پوند در ارتفاع 14000 پایی-بسیار کم!-.با سوختی کمتر از 1500 پوند خطری زیادی برای موتورهای J79فانتوم وجود دارد و احتمال خاموش شدن آن بسیار زیاد است.ما با میزان سوختیکمتر از 900 پوند در مرکز ناکجا آباد بودیم!ما میدانستیم که بر فرازکوههای ایران هستیم اما محل دقیق خود را نمی دانستیم! من ترسیده بودم ومدام در رادیو فریاد می زدم ” سوخت ما در حال اتمام است کسی ما را دررادار خود دارد؟”!
هیج جوابی برای فریادهای من نبود،اما من پایگاه هوانیروز کرمانشاه را دیدمو به یزدانفر گفتم که در آن باند نا آشنا فرود بیاید!ما می دانستیم که هیچامکاناتی در کرمانشاه برای جنگنده وجود ندارد و باند آن برای فرود ایمنF-4 بسیار کوتاه است. با 400 پوند سوخت باقی مانده انتخاب دیگری نداشتیم.در هر لحظه انتظار خاموش شدن موتورها را داشتیم.چرخها را باز کردیم اماناگهان جنگنده به سمت چپ منحرف شد! یزدانفر فریاد زد ما صدمه دیده ایم وامکان فرود با فلپ را نداریم! این حرف بدین معنی بود که سرعت approach ما20 نات از سرعت معمول بیشتر خواهد بود و قدرت ترمز و مسافت بیشتری برایفرود نیاز داریم و البته باند برای فرود معمولی هم کوتاه بود!!
به سختی approach را انجام دادیم اما نا گهان در کمال نا باوری دیدیم کهیک جنگنده با تایرهای سوخته در وسط باند در حفره ی ایجاد شده بر اثربمباران گیر کرده است! در آن زمان محدود ما تصمیم به گذشتن از پرنده یآسیب دیده و فرود در جلوی آن گرفتیم. در حالی که دیگر سوختی برای پرواز وسعی دوباره نداشتیم. ما هیچ ما هیچ زمانی برای تفکر در مورد نشاندن یکجنگنده با سرعت 200 نات در یک باند کوتاه نداشتیم یزدانفر گفت ” ما بایداجکت کنیم” اما من پاسخ دادم ” نه ما باید هواپیما را فرود بیاوریم شایدبدنه ی آن قابل استفاده باشد!
در این شرایط سخت و غیر منتظره یک F-4 دیگر در سوی دیگر باند فرود آمد! اوهم بدون سوخت! خلبان آن توانست در باند کوتاه جنگنده را متوقف کند و وقتیما را دید در جلوی خود دید به سرعت باند را خالی کرد”200″ پوند سوختداشتیم یزدانفر پاسخ داد. سپس فانتوم را بالا کشید و تصمیم به یک چرخشگرفت تا بعد از آن فرود آید او تمام تلاش خود را کرد تا با بیشترین سرعتممکن دور بزند و و جنگنده را در مسیر مستقیم باند قرار دهد من فریاد زدمسرعتمان بسیار زیاد است و او پاسخ داد ” سوختمان هم تمام است!”
وقتی با زمین تماس پیدا کردیم بدلیل سرعت زیاد فانتوم دوباره به هواپرید!ما هردو با تمام قوا دسته های کنترل را به سمت جلو فشار دادیم تابتوانیم دماغه ی جنگنده را پایین بیاوریم و در نهایت بر روی باند تثبیتشدیم سپس ترمزها را فعال کردیم اما جنگنده متوقف نشد در بیرون کاکپیت یکفانتوم دیگر دیدم که با دو بمب در زیر بالها خود در میان باند گیر کردهاست! ما نزدیک به برخورد بودیم که یزدانفر جنگنده را کنار کشید. ما هنوز110 نات سرعت داشتیم که ناگهان چاله ی بزرگی را در مقابل خود دیدم! دقیقادر مسیر جنگنده! در یک لحظه کاناپی جدا شد و من دردی را در کمر خود احساسکردم. ما هردو اجکت کرده بودیم!
پس از فرود من به پرنده ی خودمان نگاه کردم که در زمینهای نرم اطراف سالمبود و هیچ آتش سوزی و شعله ای در اطراف آن دیده نمی شدو چون سوختی نداشت!
مخازن سوخت خارجی با برخورد به زمین نیروی برخورد را کم کرده بودند. چند لحظه بعد هلیکوپتر نجات آمد و ما را به درون هلیکوپتر برد…

در تصویر زیر جنگنده ی دو خلبانجوان را می بینید که قبل از برخورد با زمین و در پی دو تلاش نا موفق برایفرود خلبانان آن ایجکت کرده اند! و جنگنده ی آنها هم پس از یک پرواز پراضطراب در گوشه ای در حال استراحت است در حال استراحت است! پس از تعمیراتانجام شده این F-4 هم توانست پرواز های زیادی را برفراز عراق انجام دهد.


تصویر
 
پایان
 [External Link Removed for Guests]  

Re: اولین تجربه ی رزمی و ایجکت!

ارسال شده: شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۹, ۱۱:۲۸ ق.ظ
توسط رضاخان
ببینم پس اینکه میگن برای هر خلبان ایرانی چند میلیون دلار خرج شده بوده چه معنیی میده
این بنده های خدا که یکسری چیزهای اساسی رو نمیدونستن!

Re: اولین تجربه ی رزمی و ایجکت!

ارسال شده: شنبه ۹ مرداد ۱۳۸۹, ۴:۴۳ ب.ظ
توسط Ruozbeh
رضاخان نوشته شده:ببینم پس اینکه میگن برای هر خلبان ایرانی چند میلیون دلار خرج شده بوده چه معنیی میده
این بنده های خدا که یکسری چیزهای اساسی رو نمیدونستن!


فکر کنم این گفته ی شما در زمان قبل از انقلاب و خلبانان تربیت شده در آن دوران صدق می کند.
پس از انقلاب طبیعتا کسی به آمریکا اعزام نشد و در نتیجه خرجهای آن چنانی هم صورت نگرفت و شاید کیفیت آموزشی افت کرده باشد. تصویر