صفحه 1 از 1

چرا ارواح روی زمین می مانند؟

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۹, ۱۰:۲۹ ب.ظ
توسط رونین
روحی كه بر روی زمین است هنوز كاملا از این دنیا جدا نشده و هنوز به دنیای دیگر، بهشت، برزخ و یا هرنام دیگری كه بر آن بنهیم سفر نكرده است. این ارواح روی زمین می مانند و خیلی وقت ها باعث می شوند ما روح ببینیم. دلایل این اتفاق گوناگون است. بعضی از این دلایل پیچیده و فقط مختص یك روح خاص است و بعضی دیگر ساده و قابل فهم می باشند. در اینجا چند دلیل شایع ماندگار شدن ارواح بر روی زمین را برمی شمریم:
برخی از ارواح درون یا نزدیك محل مرگ خود باقی می مانند. این حالت به ویژه زمانی رخ می دهد كه آن شخص به طور ناگهانی و غیرمنتظره از دنیا رفته باشد. این ارواح در حالتی از سردرگمی به سر می برند و گویی نتوانسته اند بپذیرند كه مرده اند. آنها در آن منطقه باقی می مانند و همیشه سعی دارند با كسانی كه آن اطراف هستند ارتباط برقرار كنند این نوع ارواح ممكن است در همه جا یافت شوند.

گاهی روح می فهمد كه مرده است و باید زندگی جدیدی را خارج از دنیای ماده آغاز كند، ولی به دلایل مختلفی همچون ترس از پایان زندگی و موجودیت، ترس از ناشناخته ها، ترس از به جهنم رفتن و یا به خاطر اعمال گذشته مورد قضاوت قرار گرفتن، خود نمی خواهند به آن دنیا بروند. این روح ها به خاطر ترس خودشان در این دنیا گرفتار می شوند.
پیام ارواح
ارواح دیگر در زمین می مانند تا كارهای نیمه تمام خود را به اتمام برسانند. آنها می خواهند مطمئن شوند كه عزیزانشان مشكل نخواهند داشت یا می خواهند پیغامی به آنها بدهند. این ارواح اغلب قصد ندارند برای مدتی طولانی در اینجا بمانند و وقتی به هدف خود رسیدند به سرای باقی می شتابند. ولی از آنجا كه زندگان نمی توانند پیغام های مردگان را به راحتی بگیرند و درك كنند، اقامت آنها در این دنیا طولانی می شود.
گناه هم می تواند دلیل این موضوع باشد. شاید این ارواح فكر می كنند عضو خوبی برای خانواده نبوده اند و زودتر از آنكه باید آنها را ترك كرده اند. به همین دلیل است كه خیلی ها معتقدند روح كسانی كه خودكشی می كنند یا به خاطر كار غلط خودشان مثل سهل انگاری، مصرف الكل یا اعتیاد از دنیا رفته اند در دنیا گرفتار می شود. آنها به خاطر كار خود احساس گناه می كنند.

ما زندگان هم ممكن است ارواح را پیش خود نگه داریم و به آنها اجازه رفتن ندهیم. در این حالت روح فرد از دست رفته به خاطر عشق و علاقه ما و عدم تمایلمان به ترك او در زمین سرگردان می شود تا روزی كه ما بتوانیم با رفتن او كنار بیاییم. این بیشتر در حالتی رخ می دهد كه شخص از دست رفته بدون مراسم تشییع و تودیع و بدون سوگواری مرده باشد. زندگان در این حالت احساس گناه دارند و احساس می كنند كاری برای او انجام نداده اند و حرفی را نزده اند و همین موضوع سبب می شود كه روح در اطراف ما بماند.

خانه ارواح ما
سلام، اسم من رابرت است و در لیورپول زندگی می كنم. من در یك خانه ارواح به دنیا آمدم و بزرگ شدم و تمامی اتفاقاتی كه در زیر می خوانید همگی حقیقت دارند. پدر و مادر من كمی قبل از به دنیا آمدنم خانه ای بزرگ خریدند. قیمت این خانه بسیار مناسب بود و از آن جا كه از مدت ها قبل بدون سكنه مانده بود آن را زیرقیمت می فروختند. این كه یك خانه زیبا و قابل سكونت در وسط یك خیابان پر سكنه مدت ها متروك مانده بود جای تعجب داشت ولی پدر و مادرم خیلی زود و با تلاش فراوان آن را آماده زندگی كردند.

بعضی همسایه ها از نزدیك شدن به خانه ما پرهیز می كردند و بعضی هم فقط برای آشنایی با ما به آنجا می آمدند ولی خیلی زود عذرخواهی می كردند و می رفتند. تمام این اوضاع و احوال نشان می داد كه چیزی ترس آور در این خانه وجود دارد. اثاثیه منزل دست نخورده باقی مانده بود.

در طول مدتی كه كسی در آن جا زندگی نمی كرد باد و باران به داخل نفوذ و مبلمان را نمور و خیس كرده بود و در نتیجه مبلمان گران قیمت خانه كاملا فرسوده و پوسیده شده بود. پدر و مادر من اغلب احساس می كردند هوای خانه ناگهان سرد و موهای سرشان بدون دلیل قابل ذكری سیخ می شود. گاهی اوقات ابزار پدرم مثل پیچ گوشتی، سیم چین و... ناپدید می شدند و اثری از آنها یافت نمی شد. فكر می كنم این موضوعات آنها را دیوانه و از ماندن در آن خانه دلسرد می كرد ولی آنها آنجا ماندند. مدتی بعد پدر و مادرم مبلمان را بیرون بردند و شكستند و آنها را سوزاندند ولی وسایل دیگر تقریبا قابل استفاده بودند. یك گنجه كشودار در یكی از اتاق ها بود كه هیچ كس تا به حال نتوانسته بود در آن را باز كند. پدرم آن را هم بیرون برد و با چكش و اهرم شكست وقتی كشوها باز شدند، آنها دیدند وسایلی كه در خانه گم شده بودند همگی در آن كشوها هستند از جمله آن وسایل پرده كوچكی بود كه قبل از شكستن گنجه مادرم آن را گم كرده بود.
_ _ _
مدتی بعد وقتی خانه كاملا از حالت متروكه درآمد و به منزلی مسكونی بدل شد من به دنیا آمدم و اتاق خواب جلویی را به من اختصاص دادند. این اتاق هیچ فرقی با اتاق های دیگر نداشت ولی این امتیاز را داشت كه من در آن با ارواح هم نفس بودم. والدینم در اتاقم آیفون كار گذاشته بودند تا صدای گریه مرا بشنوند.

كمی بعد از تولد من صداهای قدم های سنگینی از اتاق من شنیده می شد و بوی عطر شمع های سوزان در فضا می پیچید. كم كم صدای جدیدی نیز به آن اضافه شد. صدای آواز یك زن مسن كه از آیفون اتاق می آمد. پدرم از این صدا به شدت می ترسید ولی مادرم به سرعت به طبقه بالا می دوید تا آن زن را ببیند ولی هیچ وقت موفق به این كار نشد. این صدا به طور مرتب شنیده می شد و فكر می كنم والدینم به آن عادت كرده بودند. خانه ما خانه زیبایی بود ولی همه، داستان هایی از ارواح از آن نقل می كردند.

یكی از منتقدان سرسخت این داستان ها مادر بزرگ مادری من بود ولی بالاخره یك روز داستانی از ارواح برای او هم رخ داد.
عید كریسمس سال 1970 یا 1971 بود و هر دو مادربزرگ هایم به خانه ما آمده بودند. از آنجا كه اتاق قدیمی من عوض شده بود مادرم دوباره مرا به همان اتاق خواب بدو تولدم فرستاد تا اتاق جدیدم را برای مادربزرگ ها آماده كند.

یادم می آید كه من نمی خواستم به اتاق خواب قدیمی بروم و می گفتم آن جا برای آن خانم است و من نمی خواهم پیش او بخوابم. مادربزرگم به حرف من خندید و گفت: (این حرف ها چیه. اصلا من خودم به آنجا می روم تا بفهمی تمام این حرف ها خرافات است.) ولی در یكی از شب های كریسمس مادربزرگم اتفاق جدید و ترسناكی را تجربه كرد. آن شب وقتی می خواست لباس هایش را عوض كند و بخوابد ناگهان در باز شد و زن مسنی به داخل رفت.

او به مادربزرگ نگاهی كرد و گفت: (سلام امی عزیزم (نام مادربزرگ امی است.) خیلی وقت است تو را ندیده ام.) مادربزرگ از دیدن زنی كه حدس می زد مرده است به شدت ترسید و از اتاق فرار كرد.
بعدها معلوم شد آن زن صاحب قبلی خانه بوده كه در اثر یك سانحه تراژیك در خانه جان خود را از دست داده است. سال بعد خواهرم به دنیا آمد. دوباره صداهای پا از طبقه بالا و بوی شمع های سوزان در خانه پیچید ولی نه به شدت گذشته. انگار روح خانه هم به بودن ما عادت كرده بود. چند سال گذشت و من یك روز آن (خانم) را دیدم.

آن موقع من یك نوجوان بودم و به اتاق تازه سازی كه قبلا جزو خانه نبود نقل مكان كرده بودم و از پلكان چوبی كه بیرون از خانه بود به داخل می رفتم. آن شب تازه داشت چشم هایم گرم می شد كه صدایی شنیدم. صدای قدم های كوتاهی بر روی فرش. می دانستم در اتاق تنها نیستم ولی مطمئن بودم صدای غژ غژ پلكان چوبی را نشنیده ام. در تاریك روشن اتاق می توانستم زنی را ببینم كه با لباس بلند درست دم در اتاق ایستاده است. او پیر بود و خیلی آرام حركت می كرد. عجیب است كه نترسیدم ولی باید اعتراف كنم كه تا صبح دیگر نتوانستم بخوابم.

من هرگز درباره آن اتفاق با كسی حرف نزدم ولی بعدها دریافتم تقریبا در همان زمان پدرم هم آن خانم را دیده بود ولی چیزی نگفت. او می گوید: (من روی مبل راحتی دراز كشیده بودم و استراحت می كردم. ناگهان در كمد باز شد و زنی مسن با موهایی وزوزی از آن جا بیرون آمد و مستقیما به آن طرف اتاق رفت. او مثل همه آدم ها واضح و واقعی به نظر می رسید.) وقتی پدر مشخصات چهره او را به زنان مسن همسایه داد آنها همگی گفتند او صاحبخانه قبلیآنجا بوده است.
_ _ _
الان دیگر من و خواهرم ازدواج كرده ایم و خواهرم یك بچه كوچك به نام (لوسی) هم دارد. او در خانه مادرم زندگی می كند و اتاق بچه او همان اتاق كودكی من است. هنوز هم همان صداهای پا و بوی شمع از آن جا می آید. تنها چیزی كه اضافه شده صدای ضربه هایی است كه راس ساعت هشت و ده دقیقه و كمی پس از ساعت یازده شنیده می شود.
این صداها گاهی حتی بچه را از خواب بیدار می كند. یك شب كه به مهمانی رفته بودیم خواهرم پرستاری برای نگهداری فرزندش گرفت. این پرستار هیچ اطلاعی از سابقه خانه و داستان های ارواح مربوط به آن نداشت.
همه ما به مهمانی رفتیم و دیر وقت بازگشتیم وقتی به دم خانه رسیدیم پرستار را دیدیم كه وحشت زده روی پلكان جلویی خانه ایستاده است. وقتی علت را از او پرسیدیم، گفت: بعد از این كه صدای چند ضربه شنیده شد، لوسی بیدار شد و گریه كرد. ناگهان صدای زنی از آیفون به گوش رسید كه می گفت: (آرام باش. آرام باش لوسی عزیز من.) پرستار بیچاره آنقدر ترسیده بود كه حتی یك لحظه هم نمی توانست در آن خانه بماند.در قسمتی از خانه ما در پاگرد طبقه اول همیشه یك نقطه سرد وجود دارد. وقتی از آن جا عبور می كردم از سرما می لرزیدم و موهایم سیخ می شد و با خود می گفتم حتما اینجا ارتباطی با روح آن زن دارد. وقتی بیست و دو یا بیست و سه ساله شدم مادرم چیزهایی از آن زن گفت. او می گفت در سال آخر زندگی این زن، مردم به او تهمت ننگینی زدند.
پسر جوان زن به خاطر این حرف و حدیث ها از مادرش جدا شد و به كشور دیگری رفت و زن از شدت ناراحتی خود را در قسمتی از خانه حلق آویز كرد. فكر می كنم حالا دیگر می دانم كه او كجا این كار را كرد.
منبع:
تکناز

Re: چرا ارواح روی زمین می مانند؟

ارسال شده: جمعه ۱ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۵۲ ب.ظ
توسط Mohammad 1985
ولی به نظر من دلیل اصلی اینکه ارواح روی زمین می مونن اینه که پر ندارن پرواز کنن شایدم از ارتفاع میترسن ؟! چون من خودم دیدم یه روح چند سال پیش از بالای هلیکوپتر افتاد پایین از ترس سکته کرد مرد :sad:

Re: چرا ارواح روی زمین می مانند؟

ارسال شده: شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹, ۲:۴۷ ق.ظ
توسط nasir irani
البته هستند کسانی که آدمیان را روی زمین سر کار می گذارند!..............پناه ببریم به خدا از شر شیاطین جن و انس..........

Re: چرا ارواح روی زمین می مانند؟

ارسال شده: شنبه ۲ بهمن ۱۳۸۹, ۲:۵۹ ب.ظ
توسط sinaset
سلام

متن بالا در بعضی جاها ایات قران کریم رو به سخره گرفته است
تعجب من از بعضی دوستان است که این داستان ها را باور کرده اند
به این قسمت متن توجه فرمایید.
برخی از ارواح درون یا نزدیك محل مرگ خود باقی می مانند. این حالت به ویژه زمانی رخ می دهد كه آن شخص به طور ناگهانی و غیرمنتظره از دنیا رفته باشد

به تمسخر کشیدن دستگاه هستی ....
غیرمنتظره یعنی چی !!!؟؟؟
6 میلیارد خوردی انسان + 100 ها میلیارد جاندار + .... + میلیاردها انسان در برزخ و ... ،حساب هیچ کدامشان از دست خدا خارج نیست و خدا امار تک تک انها با جزییات کامل دارد .
و این کار برای خدا بسیار اسان است .
ان وقت این شخص می گوید مرگ غیر منتظره ...

گاهی روح می فهمد كه مرده است و باید زندگی جدیدی را خارج از دنیای ماده آغاز كند

اخی این چه حرفیست !؟
همه انسان ها توسط، حضرت عزرائیل علیه سلام ، روح از تنشان جدا میشود ، و دقیقا همان لحظه مرگ خوب یا بد بودن خودشان را می فهمند.(گرچه خودشان هم در دنیا می دانستن )

بد کرداران
(سوره انفال ، ایه 50 ، پروردگار یکتاب خطاب به پیامبر (ص))
وَلَوْ تَرَى إِذْ يَتَوَفَّى الَّذِينَ كَفَرُواْ الْمَلآئِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُواْ عَذَابَ الْحَرِيقِ
و اگر ببينى آنگاه كه فرشتگان جان كافران را مى‏ستانند بر چهره و پشت آنان مى‏زنند و [گويند] عذاب سوزان را بچشيد

نیک کرداران
(سوره نحل ، ایه 32 )
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ
كسانى [از مؤمنان‏] كه پاكند چون فرشتگان جانشان را بگيرند گويند سلام بر شما، به خاطر كار و كردارتان وارد بهشت شويد

همانجور که در این دنیا و قبل از این دنیا همه چیز از روی حساب کتاب دقیق بود است ، بعد از مرگ هم چنین خواهد بود .
خدایا هزاران مرتبه شکر که قرآن را خلق کردی ولی هزاران توبه که قدر ان را ندانستیم .!
قران در نزد ماست ، ولی ما همچنان می چرخیم ..
تصویر

Re: چرا ارواح روی زمین می مانند؟

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ بهمن ۱۳۸۹, ۵:۰۳ ب.ظ
توسط رونین
سلام خدمت تمامی دوستان :razz: :razz:

دوست گرامی و ارجمند Mohammad 1985

با توجه به مورد ارسالی شما باید عرض کنم حال شما بسیار و خیم و حاد میباشد"سعی کن به یه روانپزشک مراجعه کنی تا از این موارد نبینی اگه نشد کاری نمیشه کرد"شام هم سبک بخور شاید تاثیر داشته باشد از گیاه کنگر صحرایی هم استفاده کن.


دوست گرامی و ارجمند nasir irani

بسیار شیفته متن ارسالی شما شدم فکر کنم این متن از هوش سرشار شما منشاء گرفته تخم مورچه میخوری؟؟ البته هویج صحرایی هم مفید است ولی زیاده روی نکن.

دوست گرامی و ارجمندsinaset

"""" نادانی نعمت بزرگیست""""
ازاینکه در ارسال جواب تاخیر داشتم عذر خواهی میکنم


سید میثم ک.
دانشجوی دکترای فیزیولوژی گیاهی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران

Re: چرا ارواح روی زمین می مانند؟

ارسال شده: دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱:۴۰ ق.ظ
توسط Mohammad 1985
:L:L بالاخره نفهمیدیم روانشناسی یا گیاه شناس ! به هر حالا من چیزی نمیگم برخورد شما کاملا مشخصه و امیدوارم مدیران این پست رو پاک نکنن تا بقیه خودشون قضاوت کنن !
دوست عزیز دکتر جان گیاه شناس بزرگ ! به خدا اگه یه پست بزاری ( یا بذاری املاش رو الان ذهنم کار نمی کنه ) در مورد همون گیاه شناسی که فقط و فقط یک نفر ازش استفاده کنه بهتره اینه که یه مشت خرافات و دری وری که اصلا معلوم نیست از کجا اومده رو به خورد مردم بدی ! کیفیت مهتر از کمیته . ( یا فرق نمی کنه در هر ضمینه دیگری ) اگر شما در مورد یک مطلب علمی یا غیر علمی که ارسال کردین که قابل بحث و بود و ارزش داشت و همچنین قابل اثبات بود و من اومدم بدون دلیل ردش کردم ( یا هر کس دیگه ای ) اون وقت کاملا حق با شماست !
اصلا بحث این نیست من از این مطلب خوشم اومده یا نه میگم از نظر من مزخرفه ! همین دیگه ناراحت میشی مشکل من نیست ! راستی خود باور میکنی این نوشته ها رو ؟!
محمد 1985 فوق تخصص جنگ روانی

Re: چرا ارواح روی زمین می مانند؟

ارسال شده: دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹, ۲:۰۵ ق.ظ
توسط masieh
من اينو ميدونم كه وقتي شخصي ميميره روحش أطراف بدنش هست و تا خاك نشه بدنش باور نميكنه كه مرده تا اينكه توى قبر ميزارنش و سنك رو ميزارن روى سرش و تا اون موقع روح روي زمينه تا جسد دفن بشه

Re: چرا ارواح روی زمین می مانند؟

ارسال شده: دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹, ۷:۵۳ ب.ظ
توسط رونین
دوست گرامی و ارجمند Mohammad 1985

اولا بنده شما رو دوست خطاب کردم دشمن شما نیستم برخلاف نوع خطاب شما!!!
دوم:بسیار خوشحال میشم شما مورد ارسالی منو میخونی و نظر میدی اما...
1- به ما یاد دادن اگه در مورد مطلبی خوندیم و خواستیم نظر بدیم به این صورت باشه که اگه نظر ما مخالف بود یا مطلب غیر واقعی بگیم این موضوع بر اساس این اسناد قابل قبول نیست یا مردود است یا از نظر کشاورزی مثلا بی معنی است یا بر اساس احتمال 1% یا 5% رد یا قبول است من ناراحت نمیشم که از نظر شما رد یا مردوده خوشحالم میشم نظر بدی اما درست و مودبانه

وقتی بی ادبانه حرف میزنی یعنی هم به نویسنده مطلب و هم به فرستنده اون توهین کردی"مهم نیست نویسنده مسلمان و غیر مسلمان باشد مطلبی هست که نوشته و زاییده تخیلات یا تحقیقات یا باور های اوست پس اگه قبول نداری بگو این موضوع از نظر من مردود است.

ضمنا بنده این موارد رو به خورد کسی نمیدم فقط بابت اطلاع ارسال میکنم شاید کسی خوشش اومد یا کسی در این زمینه مشغول تحقیق باشه
شما هم وطن من حساب میشی و من تعصب خاصی نسبت به هم زبان و هم وطن خودم دارم اگه حرفی میزنم به خاطر خودته دوست عزیز شاید زمانی تحصیلات شما بالا رفت و خاصی در یک انجمنی عضو بشی و نظر بدی!

به هرجهت بنده از ارسال مطلب بالا قصد شوخی داشتم نه بی ادبی"اگه ناراحت شدی شرمنده
اما بدون گه حرف منو گوش کنی یا بازم مسخره کنی فرقی به حال من نداره!نه از علم و احترام من کم میشه و نه ......

Re: چرا ارواح روی زمین می مانند؟

ارسال شده: دوشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۹, ۱۱:۱۵ ب.ظ
توسط Mohammad 1985
این مطالب تحت هیچ شرایطی قابل قبول نمی باشند !