رها كردن عقل و رسيدن به هواس
ارسال شده: چهارشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۸۹, ۱۱:۳۷ ق.ظ
[FONT=Times New Roman]جهان نامرعی را با دیده منطق و دلیل نمی توان دید. ما باید حس معصومیت کودکانه را زنده کرده و ادراک مستقیم و اولیه را دوباره کشف نمائیم. یک کودک بافت ها را کشف کرده رنگها را تشخیص می دهد و زیر سنگها را می نگرد و علت هر چیز را می پرسد. این همان ادراک اولیه آنی می باشد. وقتی که مسیح گفت تا زمانی که چون یک کودک نباشید نمی توانید به قلمرو بهشت وارد شوید منظور او این بوده که ما بایستی بیاموزیم که چگونه دوباره جهان را معصومانه ادراک کرده و گرفتار پیش پنداری نشویم. زبان دلیل و منطق ما را از تجربه ی مستقیم جدا مي سازد. نام ها و منطق زمانی که عملی می شوند ما را از اسرار زندگی باز می دارند. ما میخواهیم پیش از به اجرا نهادن تمرین هائی که در پیش است درگیر حواس شویم. در غیر این صورت این اجرا به صورت یک فعالیت عقلانی در آمده و ما را محدود به آنچه که چشم می بیند می کند. وقتی که حواس را درگیر می کنیم به یک ادراک تمامیت یافته از جهان می رسیم که لمس " مزه " شنوائی و بینائی دیگر ما را از تجربه جدا نخواهد کرد بلکه ما را با آن چه که درک می کنیم یکی می سازد. رایحه ای را بو می کنیم و با آن یکی میشویم از آن جدا نیستیم. این یک پیوند شاعرانه نیست و یک درک عمیق از وصل درونی ما می باشد. برای مثال وقتی یک فرزانه روشن بین ظرف خود را در سر چشمه فرو می برد فکر نمی کند آه اکنون این آب مال من است. بلکه مشاهده می کند که اکنون تمام ابهای جهان در من جاریست.
