صفحه 1 از 1

هوشياري دوم

ارسال شده: دوشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۹, ۱:۰۰ ق.ظ
توسط shahab89
 [FONT=Times New Roman]هوشیاری دوم به شما اجازه می دهد داستانهايی که درون انرژی قرار دارد را ادراک نمايید. شما تارهايی از نور را در سراسر پوست سر نصب می نمايید که اطلاعات را از چشم سوم به قشر بینائی باز پخش کرده؛ جايی که می تواند رمزگشايی شده و در رنگی درخشان نمایش داده شود. این مسیرهای فوق هوشمندانه بینش معنوی و عاطفی را انتقال میدهند. چشم سوم واقعیت ها را ثبت می کند، در حالی که قلب احساسات را ثبت می نماید. بدین شیوه، دیدن شما با شفقت نرم شده و تعدیل می یابد. چشم سوم در شیوه ی خود احساساتی و جوشان است. زمانی که با یکدیگر همکاری می کنند، هر دو به قویترین منابع دانش برای شفاگر بدل می شوند. قشر بینائی قادر به تصورکردن هر چیزی است. بیش از آن، اطلاعات را رمز گشايی کرده و تصویرهای ذهنی سرشار از سمبل ها و معنا را رمز گشايی کرده و می خواند. به حالت دعا در آمده و به تمرین دقت دوم در حالی که چند نفس عمیق می کشید بپردازید. اکنون با نوک انگشت های هر دو دست، مرکز قفسه سینه ی خویش را در سطح قلب به نرمی ضربه بزنید. به خط یک گردنبند تخیلی از نور که از چاکرای قلب به پشت جمجمه ی شما به قشر بینايی میرود به نرمی ضربه بزنید. این حرکت را برای سه یا چهار بار با دقت و به آهستگی تکرار کنید. اکنون چاکرای ششم در مرکز پیشانی خود را به نرمی ضربه بزنید یک نوار تخیلی از پیشانی خود به جمجمه در پشت سر بکشید. یک خط را درست در بالای هر گوش دنبال کنید. آن را چند بار تکرار کنید. اکنون یک بار دیگر به نرمی بر چشم سوم ضربه زده و نواری را تا بالای سر خود ضربه زده(با هر دو دست در این نوار به ضربه ادامه دهید) تا به انتهای جمجمه برسید. تصور کنید که یک تاج نورانی را روی سر خویش می گذارید.  [FONT=Times New Roman]هنگامی که این تاج و گردنبند را تجسم میکنید، مسیرهای فوق هوشمندانه را به قشر بینائی مغز نصب می کنید. تجسم کنید که انرژی در این مسیرها حرکت می کند و این عمل آنها را فعال می نماید. من این مسیرها را به صورت تارهای لرزان تجسم میکنم و نیز یک نور طلايی که در آنها جاریست. ابتدا به آهستگی و سپس در حالی که سرعت و شدت می یابد تا زمانی که تمام شبکه با نور تپش یابد. پی برده ام که برخی از افراد به سرعت توانائی دیدن را رشد می دهند.مسیر های نورانی آنان به سرعت اتصال یافته و بلافاصله آغاز به اتصال اطلاعات میکنند. برای سایرين می تواند ماه ها و یا سالها طول بکشد تا به این توانائی برسند. به هوشیاری دوم نمی توان از طریق تلاش رسید. زیرا تلاش کردن عملی اختیاریست و به جهان هوشیاری عادی (اول) ما تعلق دارد. مسیرهای فوق هوشمندانه را انرژی داده و بگذارید قشر بینائی مغز آنچه را که برای آن طراحی شده است که انجام دهد را انجام بدهد. شاید یک روز متوجه شوید که مدتهاست می بینید. برای من ماه ها طول کشید تا مسیر های نورانی را که از پیشانی و قلب من به پشت سر کشیده میشوند را انرژی دهم و به نتایج موثق برسم. یک روز کشف کردم که حوزه رخشان انرژی را ماه هاست که می بینم اما از ادراک ان آگاه نبوده ام. یک حس عجیب آشنا بود. در ابتدا فقط قادر بودم حوزه انرژی رخشان و چاکرا ها را فقط با چشمان بسته ببینم. دستان خود را به حالت دعا می نهادم و نفس عمیق می کشیدم و نهرهای انرژی را مشاهده می کردم.زمانی که انگشتها را از یکدیگر جدا میکردم. سپس می توانستم توجه خویش را روی یک بیمار تمرکز داده و بدن نورانی او را ادراک نمایم. در ابتدا بینائی عادی برایم مزاحم و مایه حواس پرتی بود، در زمان آموختم که با چشمان باز نیز به همان خوبی ببینم. دیدن حوزه انرژی رخشان اطراف گیاه و حیوانات را تمرین کنید. تارهای فروزانی که از سوی یک حیوان خانگی به صاحبش کشیده شده و یا از سوی گیاهان خانگی شما به طبیعت و حوزه انرژی رخشان خودتان کشیده شده است. درک این نکته که قادریم جهان روح و انرژی را ببینیم بزرگترین تائید نه تنها برای تائید توانايی شما بلکه برای واقعی بودن جهان نامرعی می باشد. 
[FONT=Times New Roman]------برگرفته از كتاب سوتو------(ناياب)