صفحه 1 از 1

آينه

ارسال شده: دوشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۹, ۷:۵۸ ب.ظ
توسط shahab89
   را به صفت آينگي گرامي دارند، نه به قاب زيبا و قالب فريبا، كه اگر قاب زيبا باشد ولي خلل در آينه افتد در آن نتوان نگريست. آينه را با خواست چه كار؟ او را نه تخيل است نه اندوه، نه شادي و نه آرزو. " آينه تنها آينه است ".  
   را نه در تصوير تصرف است، نه بر مصور. او شرم نمي دارد و اغراق نمي كند او ايستاده و پيروز است.  
   سخن نمي گويد، خاموش مي نماياند و تصوير به فراموشي مي سپارد. آينه گوينده نيست، نماياننده است، بي هيچ چشم داشتي. او را با كلمات ميانه اي نيست. 
 آينه هايي هستند كه در تحدب و تقعر خويش را گم كرده اند و مضحكه علم و محل سوءاستفاده فن گشته اند آن ها آينگي خويش فروخته اند و خويشتن فريفته، پس زيبارويي در آن ها نمي نگرد تا خويشتن به كمال تحسين كند و اين تنبيه آن ها را بس. 
 تنها اين گونه بايسته است كه مصوري زيبا، تصوير خويش در آينه بيند و اگر خورشيد باشد دو چندان مي تابد، آينه اگر با همسان خويش افتد، به تكريم و ستايش، با بينهايت پيوند مي خورد: بي نهايت برازنده آينه است كه همسان خويش يافته باشد. 
 آري، مژده باد آينه ها را  
 كه اگر همسان خويش هم نيابند  
 آينه را تنها به صفت آينگي گرامي دارند.