«درياقلي» ركاب زد تا آبادان سقوط نکند!
ارسال شده: دوشنبه ۵ مهر ۱۳۸۹, ۱۱:۳۰ ق.ظ
دشمن تادندان مسلح به سمت آبادان پيشروي مي كرد و از اين هجوم گسترده كسي آگاهینداشت. در اين ميان، يك جوان ساده به نام درياقلي متوجه اين قضيه مي شود وبا دوچرخه كهنه اش چند كيلومتر ركاب مي زند تا خبر اين هجوم گسترده را بهآگاهی مدافعان شهر برساند... .
به گزارش خبرنگار «تابناک»، بهمناسبت پنجم مهر، سالروز شكست حصر آبادان، بجاست از درياقلي سوراني يادیشود و اينكه مزار اين جوانمرد بزرگ در قطعه اموات! بهشت زهرا(س) به خاكسپرده شده است.

پوستري كه در سال هاي خيلي دور براي درياقلي سوراني تهيه شده بود
«دریاقلی» اوراق فروشی بود در گوشه ای از «کوی ذوالفقاری» آبادان و درگورستانی از اتومبیل های فرسوده زندگی میکرد. در ماه های آغاز جنگ،آبادان در محاصره نیروهای دشمن بود و در کوران اختلافات داخلی جناح هایسیاسی و آشفتگی های ماه های آغاز جنگ در آستانه سقوط قرار داشت، تقدیر اینبود که هنگامی که دشمن، غافلگیرانه از رودخانه بهمنشیر گذشته و واردآبادان شده بود، تنها دریاقلی متوجه حضور و نیت شوم دشمن بشود.
دریاقلیدر آن شب پاییزی آبان ماه 1359 با شجاعت و عزمی شگفت، مسافتی 9 کیلومتریرا با وجود حضور دیدبانان دشمن و خطرات موجود با دوچرخه کهنه خودش پشت سرگذاشت تا این خبر را به مدافعان شهر برساند و پس از آن بود که با حضوررزمندگان و مردم شهر، دشمن به آن سوی بهمنشیر رانده شد یا تن به مرگ واسارت داد تا حماسهای بزرگ پدید آمد.
اگر هشیاری، عزم و دلیری اینمرد گمنام که چند روز بعد به شهادت رسید، نبود، کسی نمیداند چه رخدادهایتلخی پیش میآمد و سرانجام چه سرنوشتی برای مردم ایران ـ و حتی منطقه ـرقم میخورد! دست کم این بود که آبادان با تلفاتی سنگین سقوط میکرد و بازپس گرفتنش نیازمند نبردهایی خونین تر و پرهزینه تر از فتح خرمشهر بود! جادارد آنها که گذشته را به ارزانی میفروشند و به سادگی نفی میکنند،بدانند که اگر این شهیدان گمنام نبودند، آنها امروز چیز چشمگیری برایمعامله کردن و فروختن نداشتند!

يادبود شهيد درياقلي سوراني در آبادان

مزار شهید دریاقلی سورانی در میان قطعه اموات بهشت زهرای تهران!


شعري از استاد محمدرضا تركي كه براي شهيد درياقلي سروده شده:
آن سوی نخل ها پُر سرباز دشمن است
این شهر ِ در محاصره، شهر تو و من است
دشمن نفوذ کرده و این شهر بی پناه
اینک به زیر چکمهّ ناپاک دشمن است
دریاقلی! رکاب بزن، یا علی بگو
چشم انتظار همت تو دین و میهن است
ای مرد اهل درد، بنازم به غیرتت
این خانهها هنوز پر از کودک و زن است
فردا ـ اگر درنگ کنی ـ کوچههای شهر
میدان جنگ تن به تن و تانک با تن است
از راه اگر بمانی و روشن شود هوا
تکلیف شهر خاطرههای تو روشن است!
دریاقلی! رکاب بزن گرچه سهم تو
از این دیار، ترکش و یک مشت آهن است
دریاقلی! به وسعت دریاست نام تو
تاریخ در تلفظ نام تو الکن است
هی مرد ِ مرد از نفس افتادهای مگر؟!
همپای مرگ، کار تو امشب دویدن است
چون موجها به دامن ساحل نمیخزی
دریایی و طریقت دریا تپیدن است.
عكس ها از وبلاگ [External Link Removed for Guests]
به گزارش خبرنگار «تابناک»، بهمناسبت پنجم مهر، سالروز شكست حصر آبادان، بجاست از درياقلي سوراني يادیشود و اينكه مزار اين جوانمرد بزرگ در قطعه اموات! بهشت زهرا(س) به خاكسپرده شده است.

پوستري كه در سال هاي خيلي دور براي درياقلي سوراني تهيه شده بود
«دریاقلی» اوراق فروشی بود در گوشه ای از «کوی ذوالفقاری» آبادان و درگورستانی از اتومبیل های فرسوده زندگی میکرد. در ماه های آغاز جنگ،آبادان در محاصره نیروهای دشمن بود و در کوران اختلافات داخلی جناح هایسیاسی و آشفتگی های ماه های آغاز جنگ در آستانه سقوط قرار داشت، تقدیر اینبود که هنگامی که دشمن، غافلگیرانه از رودخانه بهمنشیر گذشته و واردآبادان شده بود، تنها دریاقلی متوجه حضور و نیت شوم دشمن بشود.
دریاقلیدر آن شب پاییزی آبان ماه 1359 با شجاعت و عزمی شگفت، مسافتی 9 کیلومتریرا با وجود حضور دیدبانان دشمن و خطرات موجود با دوچرخه کهنه خودش پشت سرگذاشت تا این خبر را به مدافعان شهر برساند و پس از آن بود که با حضوررزمندگان و مردم شهر، دشمن به آن سوی بهمنشیر رانده شد یا تن به مرگ واسارت داد تا حماسهای بزرگ پدید آمد.
اگر هشیاری، عزم و دلیری اینمرد گمنام که چند روز بعد به شهادت رسید، نبود، کسی نمیداند چه رخدادهایتلخی پیش میآمد و سرانجام چه سرنوشتی برای مردم ایران ـ و حتی منطقه ـرقم میخورد! دست کم این بود که آبادان با تلفاتی سنگین سقوط میکرد و بازپس گرفتنش نیازمند نبردهایی خونین تر و پرهزینه تر از فتح خرمشهر بود! جادارد آنها که گذشته را به ارزانی میفروشند و به سادگی نفی میکنند،بدانند که اگر این شهیدان گمنام نبودند، آنها امروز چیز چشمگیری برایمعامله کردن و فروختن نداشتند!

يادبود شهيد درياقلي سوراني در آبادان

مزار شهید دریاقلی سورانی در میان قطعه اموات بهشت زهرای تهران!


شعري از استاد محمدرضا تركي كه براي شهيد درياقلي سروده شده:
آن سوی نخل ها پُر سرباز دشمن است
این شهر ِ در محاصره، شهر تو و من است
دشمن نفوذ کرده و این شهر بی پناه
اینک به زیر چکمهّ ناپاک دشمن است
دریاقلی! رکاب بزن، یا علی بگو
چشم انتظار همت تو دین و میهن است
ای مرد اهل درد، بنازم به غیرتت
این خانهها هنوز پر از کودک و زن است
فردا ـ اگر درنگ کنی ـ کوچههای شهر
میدان جنگ تن به تن و تانک با تن است
از راه اگر بمانی و روشن شود هوا
تکلیف شهر خاطرههای تو روشن است!
دریاقلی! رکاب بزن گرچه سهم تو
از این دیار، ترکش و یک مشت آهن است
دریاقلی! به وسعت دریاست نام تو
تاریخ در تلفظ نام تو الکن است
هی مرد ِ مرد از نفس افتادهای مگر؟!
همپای مرگ، کار تو امشب دویدن است
چون موجها به دامن ساحل نمیخزی
دریایی و طریقت دریا تپیدن است.
عكس ها از وبلاگ [External Link Removed for Guests]