صفحه 1 از 1

شهادت دست جمعی بازیکنان در زمین فوتبال سال65{شهدافوتبالیست}

ارسال شده: سه‌شنبه ۶ مهر ۱۳۸۹, ۸:۰۷ ب.ظ
توسط ali1371
تصویر
کمتر کسی می تواند باور کند بزرگترین فاجعه فوتبال در یکی از شهرهای کوچک ایران به وقوع پیوسته است.

اگر از شما بپرسند بزرگترین فاجعه تاریخ مسابقات فوتبال در کدام شهر و کشور به وقوع پیوسته است، شاید فکر خود را به اروپا، آمریکا، آفریقا، استرالیاو... ببرید و یا به جنگ جهانی اول و دوم بیاندیشید. اما کمتر کسی می تواند باور کند بزرگترین فاجعه فوتبال در یکی از شهرهای کوچک ایران به وقوع پیوسته است.
«حجت الله هاشم بیگی» از جمله کسانی است که واقعه هولناک حمله به مسابقه فوتبال در بخش چوار استان ایلام را به خوبی به یاد دارد و به همراه جوانان این خطه تمام تلاششان زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدای عزیز یاد شده است، او در اینباره برای «تابناک» نوشت:
در 23 بهمن ماه سال 1365 و در اثنای دفاع مقدس، واقعه عظیمی در استان ایلام و زمین فوتبال شهر چَوار به وقوع پیوست که به جرأت می توان آن را یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ فوتبال ایران نامید. اما به دلایل مختلفی به ویژه بن بست رسانه ای استان ایلام، به فراموشی سپرده شده بود.
زمانی که پاسدار شهید حسین هزاوه، بازیکن ارزنده تیم فوتبال خیبر خرم آباد و داور رسمی فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران، به عنوان بخشدار چوار معرفی گردید و خود را در وسط جبهه جنگ دید، به فکر چاره ای برای ایجاد نشاط و شادابی در بین مردم و کمک به جنگ زده ها افتاد. وی که پاسدار، داور و فوتبالیست بود، با الهام از اسم تیم محبوبش (خیبر خرم آباد) تیم فوتبال خیبر چوار را تأسیس نمود.

حسین هزاوه می دانست که جذابیت ورزش فوتبال را چگونه در راه دفاع از آب و خاک کشور مورد استفاده قرار دهد. او با استفاده از علاقه جوانان به فوتبال، آنان را گردهم جمع نمود و هرکجا مردم جنگ زده به کمک نیاز داشتند، به همراه تیمش اقدام می کردند.
هزاوه که مربی و بازیکن تیم منتخب چوار بود، یک باشگاه فرهنگی-ورزشی را به معنای واقعی کلمه درست کرده بود که به اخلاق و ورزش توأماً توجه می کردند. در زیر بمباران های دلخراش دشمن بعثی، تیم او امور فرهنگی، ورزشی و انسان دوستانه را دنبال می نمود و به دور از شعارزدگی، فوتبال را تبدیل به پلی برای ایثار و فداکاری کرده بود.
قبل از مسابقه فوتبال 23 بهمن، حسین هزاوه به اعضای تیمش گفت: «بچه ها حواستان باشد غرق فوتبال نشوید. اگر جایی بمباران شد، سریع به کمک جنگ زده ها برویم» اما، هیچ کس فکر نمی کرد در سرزمین کوچک چوار، بزرگترین فاجعه تاریخ فوتبال جهان در حال وقوع است.
بر پایه این گزارش، در ساعت 16 روز 23 بهمن ماه 1365 ، تیم های فوتبال منتخب چَوار و منتخب جوانان ایلام، آغازگر یک مسابقه رویایی و باورنکردنی بودند... صدها نفر از مردم دور و نزدیک برای تماشای مسابقه به زمین چَوار آمده بودند که با توجه به شرایط جنگی و فاصله سی کیلومتری محل مسابقه با جبهه اصلی جنگ، حضور تعداد زیادی از مردم باورنکردنی بود.
در حالی که ده دقیقه از نیمه دوم مسابقه گذشته بود و تیم چَوار با نتیجه 2 بر 1 از حریف خود عقب بود، داور یک ضربه کرنر را به سود منتخب جوانان ایلام اعلام کرد. بازیکنان تیم چوار برای دفاع و بازیکنان تیم منتخب جوانان ایلام برای حمله، همگی در محوطه جریمه تیم چوار جمع شده بودند که هواپیماهای دشمن بعثی زمین فوتبال را تبدیل به خط مقدم جبهه کردند و با انواع بمب و راکت، تماشاگران و بازیکنان بی دفاع را مورد اصابت قرار دادند. جالب اینجاست که اکثر بمب ها در محوطه جریمه تیم چوار یعنی محل تجمع بازیکنان فرود آمد.
در این روز خونین 9 بازیکن فوتبال، یک داور و 5 تماشاگر به شهادت رسیدند و دهها تن از تماشاگران و سایر بازیکنان نیز به شدت مجروح شدند و آثار این بمباران بی رحمانه هنوز هم در بین بسیاری از خانواده های استان ایلام وجود دارد.

تنها کسانی می توانند عمق فاجعه را درک کنند که از نزدیک این ماجرا را دیده و یا بعد از بمباران جهت جمع آوری اجساد در زمین مسابقه حاضر شدند.
در زمان وقوع واقعه، نگارنده هفت سال سن داشته و دود سیاهی که تمام فضای منطقه را پوشاند به خوبی به یاد دارم. هجوم مردم از همه اطراف برای یاری رساندن به مجروحین و جمع آوری پیکر مطهر شهدا را به خوبی به یاد دارم. صدای مویه مادران و «روله روله» آنان، چیزی نیست که به سادگی از ذهن مردم ایلام پاک شود.
سجاد مظفری تماشاگر 5 ساله مسابقه را شاید بتوان کم سن ترین قربانی تاریخ فوتبال جهان نامید. سجاد که به همراه برادر هفت ساله اش عاشق فوتبال بودند، هردو در حین تماشای مسابقه فوتبال به شهادت رسیدند.
حسین هزاوه، یونس تلوکی، مجتبی ناصری، علی نجات کرمی، علی عباسی، محمد کمالوندی، جهانگیرکاوه، عبدالرزاق مهدیه و سیدمحمد زارعی(بازیکنان فوتبال)، حمیدرضا رضایتی (داور مسابقه)، مراد آذرخش، خلیل مظفری، سجاد مظفری، محمد جواد مظفری و امجد حیدری(تماشاگران مسابقه) به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. بازیکنانی همچون علی قیطاسی، رحمت محمودی، علی گهرسودی، گل مراد فاضلی، فرمان فولادوند، جواد کرمی، سلمان کردو... به افتخار جانبازی نائل شدند.
در آن زمان به جز مجله دنیای ورزش، کسی به یاد ندارد که تلویزیون و رادیو در مورد این موضوع چیزی گفته باشند.
در تاریخ 25 بهمن ماه 1387 و در حاشیه مسابقه فوتبال استقلال-پرسپولیس، کمیته فرهنگی سازمان لیگ فوتبال کشور مراسم باشکوهی را با همکاری انجمن دانشجویان و فارغ التحصیلان چوار، جهت تجلیل از شهدای زمین فوتبال چوار برگزار نمود و انصافاً در حال حاضر نیز این موضوع توسط سازمان لیگ دنبال می شود.
هنوز سئوالات بسیاری در ذهن ما نقش بسته است و بعضی اوقات به جز غصه خوردن، چیزی به ذهنمان نمی رسد و گاهی چنان حرص می خوریم که به مرز سکته نزدیک می شویم...
چرا تاکنون یک مسابقه مهم برای این شهدای والامقام برگزار نشده است؟ چرا مصدومیت یک بازیکن معمولی، این همه مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد، ولی تکه تکه شدن دهها فوتبالیست و تماشاگر فوتبال در سال 65 به راحتی فراموش می شود؟
آیا نباید بعد از 24 سال، یکی از مسئولین بلندمرتبه ورزشی کشور با خانواده شهدای ورزشکار چوار دیداری داشته باشد؟
آیا اگر این اتفاق در استانی همچون تهران یا اصفهان می افتاد، به راحتی فراموش می شد؟ گناه ایلام و ایلامی چیست که یک استان مرزی است و مورد توجه رسانه ها قرار نمی گیرد؟
البته گاهی می توان اخباری از ایلام را در صدر اخبار پیدا کرد. مثلاً زمانی که یک اتوبوس ایلامی در نزدیکی های تهران تصادف کند و تعداد زیادی کشته و زخمی شوند یا اینکه یک اتوبوس اصفهانی یا تهرانی در ایلام تصادف کند و تعداد زیادی از آنان کشته و زخمی شوند. یا مثلاً رئیس جمهور به ایلام سفر کند... در سایر موارد شاید اگر زلزله ای ده ریشتری در ایلام اتفاق بیافتد، به صدر اخبار بیاییم، چون بمباران ها و رشادت ها و دلاوری های مردم ایلام در جنگ تحمیلی نیز هیچگاه ما را به صدر اخبار کشور نیاورده است...شاهد مدعا اینکه سالها با گردوغبار دست و پنجه (البته حلق و بینی) نرم می کردیم، اما کسی توجه نمی کرد. به محض اینکه ذره ای از گردوغبار به تهران رسید، همه متوجه شدند؛ ایلامی هم وجود دارد...
چگونه است که تیم منتخب 98 برای آزاد کردن یک فوتبالیست از زندان، به شمال کشور می روند و مسابقه فوتبال برگزار می کنند و تلویزیون هم بصورت مستقیم مسابقه را پخش می کند؟ اما، تعدادی از بازیکنان سابق تیم ملی را جهت شرکت در مراسم یادواره شهدای چواردعوت می کنیم و حتی با هزینه شخصی برایشان بلیط هواپیما تهیه می کنیم، اما روز مراسم به راحتی آب خوردن از سفر به ایلام سر باز می زنند؟ اما می دانم اگر به اتفاق چند روزنامه نگار و دوربین تلویزیونی، آن بازیکنان را دعوت می کردیم، حتماً در مراسم یادواره شهدای فوتبال شرکت می کردند...
البته صد درود به شرف و مردانگی پیرمردهایی همچون همایون بهزادی، حمید جاسمیان، سید کاظم صیدعلیخانی و علی مودت که بدون توقع و حتی با اتوبوس خود را برای شرکت در مراسم یادواره شهدای چوار، به ایلام رساندند...
چرا این همه شعار فرهنگی می دهیم و به فرهنگ شهادت که زیربنای فرهنگ جامعه است، بی توجه هستیم. چرا این همه باشگاه فرهنگی- ورزشی که همگی در رشته فوتبال فعالیت می کنند، هیچ مراسمی برای شهدای جامعه فوتبال برگزار نمی کنند؟
بازیکنی که در یک مسابقه فوتبال، توپ را به بیرون زده است، چنان مورد تقدیر و تشکر قرار می گیرد که خودش در یک مصاحبه تلویزیونی اعلام می کند، دیگر از این همه تجلیل خسته شده است. اما چرا کسی از حسین هزاوه داور رسمی فدراسیون فوتبال و بازیکن برجسته فوتبال، که شهرت و محبوبیت فوتبال را کنار گذاشت و به اعماق جبهه ها رفت، تجلیل نمی کند؟
آیا تاکنون کسی این جنایت جنگی را به گوش فیفا رسانده است؟ آیا فدراسیون فوتبال عراق از این موضوع خبر دارد تا حداقل بصورت سمبلیک و بعد از سرنگونی صدام، عذرخواهی کوچکی از خانواده شهدای فوتبال، انجام دهد؟
در هفته دفاع مقدس که تمامی اقشار به فرهنگ شهادت توجه می کنند، اهالی ورزش هیچ توجهی به شهدای ورزشکار چوار ندارند و حتی تقاضای وقت ملاقات اعضای انجمن دانشجویان و فارغ التحصیلان چوار توسط یکی از مقامات بلندمرتبه ورزش کشور (آن هم در هفته دفاع مقدس) پذیرفته نمی شود. ولی این مسئول، چند روز قبل در جلوی دوربین های تلویزیونی، از شهادت و ایثار برای ملی پوشان سخن می گوید...
اما، هزاران درود بر سردار سعید مشایخی که دوشادوش جوانان ایلام برای گرامیداشت یادوخاطره این شهدای والامقام تلاش کرد و هزاران درود بر همه گمنامانی که بدون چشمداشت برای گرامیداشت یادوخاطره شهدای زمین فوتبال چوار تلاش کردند.
....حتی اگر به یاد آن شهدای مظلوم فوتبال، ورزشگاهی ساخته نشود یا مسابقه فوتبالی برگزار نشود، ما هستیم و ادامه می دهیم. حداقل می توانیم هر از چندگاهی دلنوشته ای برای شهیدان دیارمان بنویسیم....

پارس فوتبال