صفحه 1 از 1

نامه مقام معظم رهبري به فرمانده لشكر 92 زرهي برای سوسنگرد

ارسال شده: دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹, ۱۰:۲۸ ق.ظ
توسط Sami 1993
نامه مقام معظم رهبري به فرمانده لشكر 92 زرهي اهواز، سرفصل آزادي سوسنگرد
خبرگزاري فارس: در بخشي از نامه مقام معظم رهبري به سرهنگ قاسمي آمده است: به نظر و تشخيص ما بايد به همان روال كه عصر صحبت شد پيش برود و تيپ آمده باشد كه صبح وارد عمل شود در غير اين صورت مسئوليت سقوط سوسنگرد با هر كسي است كه از اين تصميم عدول كرده است.

تصویر
به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، 25 آبان 1359 مقام معظم رهبري با بني صدر صحبت كردند و درخواست كردند تيپ 2 لشكر 92 زرهي در عمليات آزادسازي شركت كند و بني صدر هم گفت «شما به آنجا برويد و من هم دستور مي‌دهم» ولي شب عمليات فرمانده لشكر كه شهيد فلاحي بود گفت بني صدر دستور داده تا تيپ 2 فردا بدون اجازه او وارد عمليات نشود.
مقام معظم رهبري نيز اين موضوع را به امام خميني(ره) اطلاع دادند و امام نيز فرمودند «فردا سوسنگرد بايد آزاد شود.» به همين دليل مقام معظم رهبري طي نامه‌اي به فرمانده لشگر 92 زرهي دستور دادند كه بايد در عمليات شركت كنند و شهيد چمران هم زير آن نامه نوشتند در غير اين صورت من اعلام جرم مي‌كنم و شهيد فلاحي هم اين موضوع را قبول كردند و فرداي آن روز حمله آغاز شد و با پيروزي، سوسنگرد را آزاد كردند و اهواز هم از تهديد عراق خارج شد.
در متن نامه مقام معظم رهبري به سرهنگ غلامرضا قاسمي، فرمانده لشكر 92 زرهي اهواز آمده است:

شب دوشنبه 26/8/59
ساعت 1:10

سركار سرهنگ قاسمي فرمانده لشكر 92 زرهي اهواز

با سلام

شنيدم تيمسار ظهيرنژاد به شما تلفن كرده‌اند كه تيپ 2 فردا وارد عمل نشود مگر بنا به امر. منظورشان امر آقاي رئيس جمهور است. من اين عدول از تصميم عصر را قابل توجيه نمي‌دانم. اين بمعناي تعطيل يا به ناكامي كشاندن عمليات فردا است.
استعداد دشمن چنان است كه آن دو گروهان پياده ياراي كار درستي در برابر آن ندارند و اگر تيپ وارد عمل نشود در حقيقت تك انجام نگرفته است. صبح اگر براي تصميم نهايي بخواهيم منتظر آمدن تيمسار ظهيرنژاد بمانيم وقت خواهد گذشت.
جوانان ما در سوسنگرد حداكثر تا صبح مقاومت خواهند كرد و صبح زود اگر ما قدري بار دشمن را سبك نكنيم همه نابود خواهند شد و شهر كاملاً سقوط خواهد كرد. خلاصه اينكه به نظر و تشخيص ما كار بايد به همان روال كه عصر صحبت شد پيش برود و تيپ آمده باشد كه صبح وارد عمل شود در غير اين صورت مسئوليت سقوط سوسنگرد با هر كسي است كه از اين تصميم عدول كرده است.
با سلام سيدعلي خامنه‌اي

شهيد مصطفي چمران در پايه نامه مقام معظم رهبري ادامه داد:


*من رسماً اعلام جرم مي‌كنم

بنام نماينده‌ امام و نماينده شوراي عالي دفاع از اين همه اهمال و اتلاف وقت و به هدر رفتن خون جوانان شكايت دارم؛ چند روز است كه فرياد مي‌كشم تا بالاخره ديشب جوابي شنيده شد، امروز انتظار عمل داشتم، متأسفانه نشد، امروز صبح در حضور سركار [اشاره به سرهنگ قاسمي] و سرهنگ شهبازي ايرادات و نظرات خود را گفتم، و شما فكر كرديد و جواب داديد كه فردا صبح زود انجام مي‌شود و الان مي‌بينم كه مي‌خواهند به تأخير بياندازند و اين يعني مرگ 500 جوان و سقوط سوسنگرد و حميديه و اهواز و من در اين صورت همه شما را در مقابل خدا و خلق مسئول مي‌دانم.
دكتر چمران
انتهاي پيام/ع

Re: نامه مقام معظم رهبري به فرمانده لشكر 92 زرهي برای سوسنگ

ارسال شده: دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹, ۴:۲۱ ب.ظ
توسط Sami 1993
سرلشكر فيروز آبادي در سي‌امين سالگرد آزاد سازي سوسنگرد:
تدبير مقام معظم رهبري در سوسنگرد استراتژي ارتش عراق را شكست
خبرگزاري فارس: رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح تصريح كرد: با تدبير مقام معظم رهبري و پيگيري‌هاي ايشان بود كه سوسنگرد آزاد شد و استراتژي عراق شكست خورد.

تصویر
به گزارش خبرنگار دفاعي خبرگزاري فارس، سردار سرلشكر سيد حسن فيروزآبادي رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح در مراسم سي‌امين سالگرد آزادسازي سوسنگرد كه صبح امروز دوشنبه در سالن كوثر سازمان عقيدتي سياسي ارتش برگزار شد، با اشاره به وقايع اتفاق افتاده در آن زمان اظهار داشت: در روز 17 آبان سال 59 صدام شكست خورده بود و 18 روز پس از آغاز جنگ با حضور مقام معظم رهبري و فراخوان نيروهاي مردمي و نيز مقاومت مردم بومي در شهرهاي خود، رژيم بعث با مشكل جدي مواجه شده بودند.

وي افزود: هر يك از اهالي شهرهاي مرزي قوي‌تر از يك سرباز در مقابل لشكر‌هاي زرهي ارتش عراق مقاومت مي‌كرد و در آن زمان مقام معظم رهبري به همراه سرلشكر سليمي و شهيد چمران ستاد جنگ‌هاي نامنظم را در منطقه اهواز تشكيل دادند.

فيروز آبادي ادامه داد: از روز 20 تا 25 آبان دشمن غير از 3 لشكري كه به منطقه فرستاد بود، يك تيپ زرهي و 14 گردان براي عبور از خط در منطقه سوسنگرد مامور كرده بود در حالي كه مدافعان سوسنگرد فقط 3 گردان بودند.

وي با اشاره به نقش مقام معظم رهبري در آزاد سازي سوسنگرد اظهار داشت: مقام معظم رهبري در جلسه‌اي با فرماندهان سپاه و ارتش و مسئولان استاني، طرح عمليات آزاد سازي سوسنگرد را تدوين كردند و به لشكر 92 رفتند تا از نزديك در جريان عمليات قرار بگيرند كه شب عمليات بني صدر دستور داده بود تيپ 2 وارد عمليات نشوند مگر با دستور خودش. اما مقام معظم رهبري كه قبلا با امام (ره) ارتباط برقرار كرده بودند و پيام امام(ره) را كه فرموده بودند "سوسنگرد تا فردا بايد آزاد شود و سرتيپ فلاحي بايد مباشر عمليات باشد " را دريافت كرده بود.

رئيس ستاد كل نيروهاي مسلح ادامه داد: بنابراين مقام معظم رهبري ساعت يك نيم شب، نامه‌اي به تيپ 2 و سرتيپ سليمي مي‌نويسند مبني بر اينكه اين تيم بايد در عمليات شركت كند.

فيروز آبادي در پايان تصريح كرد: با تدبير مقام معظم رهبري و پيگيري‌هاي ايشان سوسنگرد آزاد شد و استراتژي عراق شكست خورد و از آن پس عمليات‌ها يكي پس از ديگري با پيروزي همراه شد.
انتهاي پيام/ب

Re: نامه مقام معظم رهبري به فرمانده لشكر 92 زرهي برای سوسنگ

ارسال شده: دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۹, ۹:۰۷ ب.ظ
توسط Sami 1993
به‌مناسبت سالروز آزادسازي سوسنگرد/
سوسنگرد به‌فرمان امام خميني (ره) يك‌روزه آزاد شد
خبرگزاري فارس: تا 25 آبان 59 سوسنگرد زير آتش بود، مهمات نبود، بني‌صدر به كارشكني‌هايش ادامه مي‌داد، حملات عراق با حمايت استكبار شدت يافته بود، امام خميني‌(ره) فرمود سوسنگرد آزاد شود، مقام معظم رهبري و رزمندگان ولايت‌مدار كشورمان يك روزه سوسنگرد را آزاد كردند.

به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا» نخستين بار در تاريخ 7 مهر 1359 نيروهاي بعثي با برخورداري از موضع برتر، از شمال سوسنگرد وارد شهر شدند و از طرف ديگر تلاش اصلي خود را متوجه شرق سوسنگرد و از جاده سوسنگرد ـ حميديه به سمت اهواز كردند.
رزمندگان و مدافعان شهر از محورهاي مختلف به بخش شمالي شهر رفتند تا مانع ورود دشمن به شهر شوند. شدت فشار دشمن و آتش توپخانه كه از قبل همه شهر را فرا گرفته بود، گسترده‌تر از تعداد اندك نيروهاي مدافع و مقاوم شهر بود. در نتيجه با شهيد و مجروح شدن برخي و عقب‌نشيني برخي ديگر، دشمن وارد شهر سوسنگرد شد. با تسلط دشمن در منطقه و پشت سر گذاشتن سوسنگرد، پيشروي عراق به عمق خاك ايران شدت يافت و در اندك زماني به علت فقدان نيروي دفاعي، عراقي‌ها به يك كيلومتري حميديه رسيدند.
روز هفتم مهر 1359 در محور سوسنگرد، نيروهاي دشمن از روز قبل از طريق سبحانيه به رودخانه كرخه نزديك شدند و قصد نصب پل و ورود به سوسنگرد را داشتند كه عقب رانده شدند. به گزارش سپاه خوزستان از روز هفتم مهر فعاليت دشمن در محور سوسنگرد افزايش يافت و اجراي آتش سنگين روي شهر شروع شد؛ به طوري كه بسياري از تأسيسات و ساختمان‌ها اعم از نظامي و اقتصادي ويران شد.
اسلحه‌هاي موجود بين مردم پخش شد. هنگام عصر شهر به محاصره نيروهاي عراقي در آمده و تلاش دشمن ساخت پل روي رودخانه كرخه است.
عراقي‌ها موفق شدند با اجراي آتش سنگين روي شهر و اطراف آن با نصب پل بر روي رودخانه كرخه وارد سوسنگرد شوند و با 10 كيلومتر پيشروي تانك‌هاي خود را مستقر كنند.
نيروهاي خودي با عجله سنگرهايي براي مقاومت تدارك ديدند. مسلم بود كه حركت دشمن تداوم خواهد يافت. در اين ميان تعدادي از رزمندگان كه سنگين‌ترين سلاح آنان آر. پي. جي 7 بود، ‌تصميم گرفتند عليه دشمن عمليات كنند. اين حمله كه بعدها به شبيخون اول يا عمليات غيور اصلي موسوم شد، با آنكه از نظم مناسبي برخوردار نبود، موجب وحشت عراقي‌ها شد و آنان را وادار به عقب‌نشيني كرد.
نيروهاي بعثي هميشه سعي داشتند از نظر تاكتيك دنبال اهدافي از جمله بستن راههاي مواصلاتي ما و غلبه بر آنها و دست يافتن به نقاط مرتفع، قبل از رسيدن فصل باران بودند.
نكته مهم اينكه محور حميديه ـ سوسنگرد ـ بستان از هر دو خصوصيت برخوردار بود. زيرا در صورت محاصره اهواز، اين جاده مي‌تواند بهترين مسير تدارك رساني باشد و طبق مطالعاتي كه در 60 سال گذشته انجام شد، مشخص شد كه اين محور در طول 6 دهه زير آب نرفته است. لذا عراق علاقمند است به سوسنگرد دست يابد و سپس حميديه را به اشغال خود درآورد. اگر به اين اهداف مي‌رسيد بيرون راندن دشمن بسيار مشكل بود.
تلاش نيروهاي متجاوز بعثي براي وصول به سوسنگرد در 2 محور پاسگاه مرزي سوبله، بستان به سوسنگرد به كار گرفته شد كه براي وصول به شهر سوسنگرد عبور از رودخانه كرخه الزامي بود. زيرا شهر سوسنگرد و بستان در كرانه جنوبي رودخانه كرخه قرار گرفته‌اند و روي اين رودخانه يك پل در بستان احداث شده بود كه در جريان جنگ به وسيله نيروهاي خودي منهدم شد.
محور ديگر، محور طلائيه ـ هويزه ـ سوسنگرد كه يك محور جنوبي شمالي بود. منطقه وسيع حميديه، سوسنگرد و بستان به طول قريب به 60 كيلومتر كه منطقه همواري بوده داراي موقعيت خاصي است. اگر عراق موفق مي‌شد در هر قسمت از اين منطقه به جاده اصلي اهواز، حميديه سوسنگرد، بستان برسد، قسمت‌هاي غربي نيز در كنترل او قرار مي‌گرفت و نيروي مستقر در اين قسمت به محاصره درمي‌آمد.
در روز 6 مهر 1359 سوسنگرد سقوط كرد و تعدادي از ضدانقلاب به همراه نيروهاي بعثي عراق وارد شهر شدند و با گماردن يكي از مزدوران به عنوان فرماندار، ساختمان فرمانداري را مقر خود قرار دادند.
پس از آزادي سوسنگرد در عمليات شهيد غيور اصلي، دشمن تلاش مجددي از دو جناح شرقي و غربي براي اشغال سوسنگرد آغاز كرد. عراق پس از اشغال بستان در تاريخ 23 مهر 1359 از شمال كرخه كور به طرف جاده حميديه ـ سوسنگرد پيشروي و آن را مسدود كرد، ولي با مقابله نيروهاي خودي و با تحمل تلفات عقب‌نشيني كرد.
دشمن با زير آتش قرار دادن جاده اهواز ـ سوسنگرد در محور كوت سيد نعيم، از هرگونه رفت و آمد جلوگيري مي‌كرد.

* تغيير استراتژي عراق در پيشروي و حملات مجدد به سوسنگرد

از تاريخ 22 آبان 1359 پيشروي دوباره دشمن به سمت سوسنگرد آغاز شد و شدت بيشتري يافت. از نخستين ساعات روز 23 آبان 1359 دشمن بعثي با آتش‌ سنگين توپخانه و بمباران هوايي شهر سوسنگرد را كوبيد. ابتدا دشمن سعي كرد خود را از سمت جنوب جاده اهواز ـ سوسنگرد به جاده برساند و پس از آن نيروهاي عراقي به استعداد 50 تانك و نفربر شروع به پيشروي به طرف شهر كردند. با وجود مقاومت نيروهاي خودي، دشمن موفق شد نزديك ظهر خود را به جاده سوسنگرد ـ اهواز و با مختصر پيشروي خود را به روستاي ابوحميظه در 5 كيلومتري سوسنگرد برساند و آن را به طور كامل تصرف كند. دشمن با آتش سنگين توپخانه و تير مستقيم تانك ابوحميظه را به ويرانه‌اي تبديل كرد و بيش از 50 نفر از اهالي روستا را به شهادت رساند.
در درگيري روز 23 آبان 1359 در جبهه دهلاويه تعداد 20 نفر از رزمندگان به شهادت رسيدند. 11 تن از شهدا به سوسنگرد منتقل شدند اما به علت نزديك شدن دشمن امكان جمع‌آوري پيكر بقيه شهدا امكان‌پذير نبود. نيروهاي ما با فشار زياد دشمن، مجبور به عقب‌نشيني تا سوسنگرد شدند.
در روز 24 آبان 1359 دشمن براي تصرف سوسنگرد چندين نقطه از جمله هويزه، حميديه و ارتفاعات الله‌اكبر را زير آتش شديد گرفت و به پيشروي ادامه داد.
فرمانده عمليات سپاه سوسنگرد نيروهاي باقي‎مانده را جمع و مسجد جامع شهر را به عنوان پايگاه و مركز هماهنگي و هدايت عمليات تعيين كرده و به سازماندهي نيروها پرداخت. آنها در شهر محاصره شده، در مسجد تصميم به انتخاب بهشت و دفاع از شهر تا آخرين قطره خون مي‌گيرند.
تجمع بچه‌ها در مسجد تا ساعت 4 صبح ادامه يافت، سپس برادران در گروه‌هاي 9 نفره در نقاط شهر استقرار يافتند.
دشمن در سمت غرب سوسنگرد از سمت پل سابله در محور بستان ـ سوسنگرد تهاجم خود را به سوي شهر آغاز كرد و به موازات اين اقدامات، با كمك 40 تانك و خودرو از طرف دهلاويه ـ كه خط مقدم نيروهاي خودي و نقطه تلاقي دشمن محسوب مي‌شد ـ به سمت سوسنگرد پيشروي كرد كه با مقاومت نيروهاي خودي مواجه شد. با فرارسيدن شب، نيروهاي خودي در اثر فشار دشمن و همچنين براي دفاع از شهر به سوسنگرد عقب‌نشيني كردند.
نيروهاي دشمن نيز هجوم خود را به طرف شهر آغاز كردند و در روز 24 آبان 1359 سوسنگرد را از هر طرف در محاصره كامل قرار دادند.
نيروهاي بعثي در 24 آبان 1359 در ادامه فعاليت و فشار خود براي تسخير سوسنگرد، تانك‌هاي خود را وارد شهر كردند و موفق شدند تا 10 متري مسجد جامع پيشروي كنند، كه با انهدام دو دستگاه از تانك‌ها اين حمله متوقف و با شكست مواجه شد. از يك سو با طولاني و تنگ‌تر شدن حلقه محاصره و از سوي ديگر فشارهاي پياپي دشمن كه با بمباران و گلوله‌باران شهر همراه بود، باعث قطع تداركات و پشتيباني و بالا رفتن آمار شهدا و مجروحين شد. جنگ تن به تن در شهر ادامه داشت و نيروهاي سپاه آخرين گلوله‌ها و مهمات خود را مصرف كرده بودند، زخمي‌ها در مسجد انباشته شده و بچه‌ها به يكديگر وصيت مي‌كردند.
تانك‌ها از بازار كويتي‌ها عبور كرده بودند و مي‌خواستند خيابان اصلي شهر را تصرف كنند. تعدادي از تانك‌ها با آتش گلوله آر. پي. جي. منهدم شده بود. عراقي‌ها هر لحظه عصباني‌تر مي‌شدند. آنها خط آتش درست كرده بودند و كسي نمي‌توانست از اين طرف به آن طرف خيابان برود. مهمات تمام شده بود، همه دنبال يافتن گلوله‌اي براي مقاومت بودند. علي تجلايي به ياد مهمات داخل خانه‌هاي سازماني افتاد و خود براي آوردن آن زير رگبار دوشكا رفت و لحظاتي بعد در حالي كه گلوله‌اي به ران پاي او اصابت كرده بود با مهمات برگشت. اين اقدام باعث مقاومت بچه‌ها تا رسيدن نيروهاي كمكي و شكست محاصره سوسنگرد شد.

* پاكسازي سوسنگرد با تدبير امام(ره) و درايت مقام معظم رهبري

روز 25 آبان مقام معظم رهبري با بني‎صدر صحبت كردند و درخواست كردند تيپ 2 لشكر 92 زرهي در عمليات آزادسازي شركت كند و بني‎صدر هم گفت: شما به آنجا برويد و من هم دستور مي‌دهم. ولي شب عمليات فرمانده لشكر كه شهيد فلاحي بود گفت: بني‎صدر دستور داده تا تيپ 2 فردا بدون اجازه او وارد عمليات نشود. مقام معظم رهبري نيز اين موضوع را به امام خميني(ره) اطلاع دادند و امام نيز فرمودند: «فردا سوسنگرد بايد آزاد شود!« به همين دليل مقام معظم رهبري طي نامه‌اي به فرمانده لشگر 92 زرهي دستور دادند كه بايد در عمليات شركت كنند و شهيد چمران هم زير آن نامه نوشتند: رسماً من اعلام جرم مي‌كنم و شهيد فلاحي هم اين موضوع را قبول كردند.
در تك اصلي، تيپ 2 لشكر 92 زرهي، نيروهاي پاسدار و نيروهاي ستاد جنگ‌هاي نامنظم وارد عمل ‌شدند.
عمليات در ساعت 6:30 صبح روز 26 آبان 1359 آغاز شد. در محور جاده حميديه سوسنگرد همزمان با اجراي آتش روي عقبه دشمن، نيروهاي عمل كننده با پيشروي به موازات جاده، روستاي ابوحميظه را آزاد كردند و با حمايت هوانيروز ارتش، تانك‌هاي عراقي را كه مدافعان شهر را تحت فشار قرار مي‌دادند منهدم كردند. در نتيجه محاصره جنوب و شرق شهر شكسته شد و در ساعت 11 نخستين دسته از تانك‌هاي عراقي به سمت جنوب گريختند. در محور سبحانيه نيز رزمندگان موفق شدند دشمن را عقب برانند. نيروهاي خسته از درگيري مداوم و ايستادگي در برابر دشمن كه ثمرات مقاومت خود را مي‌ديدند. با ديدن رزمندگاني كه به شهر نزديك مي‌شدند، از خوشحالي گريه شوق سر داده، همديگر را در آغوش مي‌كشيدند و خدا را شكر مي‌كردند. پيكرهاي پاك 8 تن از پاسداران كه تانك‌هاي عراقي از روي اجساد آنها عبور كرده بودند، گوياي وضعيت نبرد چند روزه در سوسنگرد بود. در اين عمليات حدود 80 تن از نيروهاي خودي به شهادت رسيدند.
دشمن از جنوب سوسنگرد حدود 10 كيلومتر و از غرب آن حدود 2 كيلومتر عقب رانده شد كه از آنجا شهر را با تانك و خمپاره مي‌زد. با پايان يافتن برخي درگيري‌هاي پراكنده، جاده حميديه ـ سوسنگرد از وجود دشمن پاكسازي و راه تداركاتي قواي خودي باز شد.
پس از آزادي سوسنگرد و عقب راندن دشمن از شمال و شمال غرب اين شهر، نيروهاي خودي با آب انداختن در شمال رودخانه كرخه [حدفاصل كرخه تا تپه‌هاي الله‌اكبر] توانستند در مقابل دشمن ايجاد مانع كنند.
انتهاي پيام/ ع