کربلای 5به روایت کارشناس پنتاگون-آنتونی کردزمن
ارسال شده: یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۹, ۱۰:۵۷ ب.ظ
كردزمن از سرشناسترين تحليلگران و كارشناسان نظامي امريكاست. او 4 كتاب بسيار مهم درباره 4 جنگ بزرگ تاريخ معاصر تاليف كرده و صدها عنوان مقاله درباره جنگهاي مختلف در سراسر دنيا به رشته تحرير درآورده است. بديهي است كه از يك حقوق بگير پنتاگون نميتوان انتظار داشت در آثار خود بيطرفانه و صرفا با ديدگاه علمي ظاهر شود اما در هر صورت نوشتههاي او حاوي آمار و اطلاعات نه چندان دقيق اما روشن در زمينه جنگهاي مورد نظرش است كه نتيجه دسترسي او به اسناد وزارت جنگ امريكاست.
زير تحليل آنتوني كردزمن از عمليات در شرق بصره است. اين نوشتار به فاصله 2 يا 3 سال از پايان جنگ تحميلي به رشته تحرير درآمده است. به همين دليل بديهي است كه جنبه عدم تبليغ به نفع ايران و جلوگيري از هژموني نظام انقلابي ايران در آن به دقت رعايت شده است. آمارهاي ارايه شده توسط او عمدتا با تكيه بر اطلاعات ارايه شده توسط سازمانهاي اپوزیسيون جمهوري اسلامي در آن سالها تهيه شده و به همين دليل داراي سطح بالايي از اغراق و بزرگنمايي يا كوچكنمايي میباشد اما نكات نزديك به حقيقت بسياري نيز در آن به چشم ميخورد كه حایز اهميت فراواني است.
كربلاي 4
گزارش فارس، با اينكه ايران بين روزهاي پاياني سپتامبر و اواخر دسامبر، حملات زميني چنداني را انجام نداد، اما به نظر ميرسيد براي حملهيي گسترده، آماده ميشود. همچنين ادعا شد كه در اواسط اكتبر، كردهاي حامي ايران و پاسداران، كركوك را بمباران كردهاند، ادعايي كه با توجه به وضع سياسي ايران مدارك چنداني براي اثبات نداشت. بارانهاي زمستاني هم در اواسط نوامبر، بدون وقفه شروع به بارش كرد. در واقع جر و بحثهاي بسياري بر سر چگونگي ادامه جنگ در ميان رهبران ايراني وجود داشت، اما نميتوان بدرستي مشخص كرد كه چه اتفاقي افتاد. بر اساس برخي از منابع ايراني، ميان عدهيي از فرماندهان با تجربه ارتش و پاسداران و عده ديگري از پاسداران و روحانيون بلند پايه مانند رفسنجاني، بحثهايي در گرفته بود. گروه اول از طرف چهرههايي چون (امام) خميني(ره) حمايت ميشدند و معتقد بودند بايد حملاتي كوچك و دقيق صورت گيرد. در حالي كه دسته دوم اعتقاد داشتند بايد حملات گستردهيي صورت گيرد كه موفقيت آنها بستگي به شور انقلابي و ضعف عراق در مقابل اين حملات دارد.
منابع اعلام كردند كه ميان فرماندهان ارتش مانند صياد شيرازي و فرماندهان پاسدار مانند محسن رضايي، اختلافاتي پيش آمده است. بر اساس گزارشها، نيروهاي ارتش خواستار محاصره برنامهريزي شده بصره از طريق فاو و هويزه بودند. در حالي كه پاسداران خواهان حمله مستقيم از طريق شط بودند. با اين حال، گروه ديگري از منابع ذكر كردهاند كه روابط تسليحاتي ايران با امريكا باعث شد كه رهبراني چون رفسنجاني، علاقه شديدي به عملياتهاي گسترده جديد نشان دهند.
هرحال، به نظر ميرسد، ايران ابتدا بر آن بود كه حملات خود را در آگوست آغاز كند. سپس به اين نتيجه رسيد كه حملات خود را در نوامبر تجديد كند. بعضي از نشانههاي اين پيشرويها در نوامبر مشاهده شد. ايران ادعا كرد يك ميليون زن بسيجي را از ماه سپتامبر سال 1980 تاكنون آموزش داده و 90 پادگان آموزشي براي زنان تاسيس كرده است. ايران همچنين ادعا كرد هزار زن را براي استفاده
انداز آر پي جي و ديگر ماشينهاي جنگي، آموزش داده است. ايران ادعا كرد 5 تيپ از داوطلبان زن، در 30 نوامبر، روبروي ساختمان مجلس در تهران رژه رفتهاند. رفسنجاني در 3 دسامبر جلسهيي را با فرماندهان نظامي برگزار كرد. وي در حضور یکصد هزار پاسدار و بسيجي و 2 هزار روحاني سخنراني كرد و مشخص بود كه ايران براي حمله آماده ميشود. ايران اعلام كرد كه یکصد هزار نيروي بسيجي به سمت جبهه خليج [فارس] حركت كردهاند. اين آمادهسازي همچنان از الگوي سال گذشته پيروي ميكرد. يعني زماني كه نيروهاي داوطلب پس از ريزشهاي ماههاي اكتبر و نوامبر، فراخوانده شدند و زماني كه فراخوان اوليه براي به كارگيري آنها، در زمستان تاثير چنداني بر اقتصاد ايران نگذاشت. در تئوري، با اين زمانبندي در فراخوان نيروهاي بسيج جديد، آنان در 3 ماه آموزشهاي جنگي و تكنيكهاي رزمي را ميآموزند و طي يك دوره 3 تا 6 ماهه وظايف خود را به انجام خواهند رساند. سپس به نيروهاي بسيجي اين اجازه داده ميشد كه دوباره نام نويسي كرده يا به خانههاي خود برگردند.
در نظر گرفتن مجادلات در ميان رهبران ايران، ايران در فراخوان جديد خود منتظر آموزش نيروها نماند. ايران در شب 24 دسامبر، عمليات جديدي را با نام كربلاي 4 آغاز كرد. زمانبندي اين عمليات به گونهيي بود كه به نظر ميرسيد درصدد است كنفرانس سران اسلامي را كه قرار بود در اواخر دسامبر برگزار شود، با نگراني مواجه سازد. حداقل بر اساس يكي از منابع ميتوان گفت، عمليات بدين منظور انجام شد. هرچند اين حمله بخشي از عملياتي گستردهتر براي محاصره بصره بود.
حمله يكي از معدود عملياتهايي بود
وسيله پاسداران رهبري نميشد و نيروهاي ايران در جبههيي 25 مايلي درعرض شط العرب عمل ميكردند. دامنه عمليات از منطقه ابو الخصيب در نزديكي جنوب بصره آغاز ميشد و تا جزيره امالرصاص در نزديكي آبادان ادامه داشت. اين عمليات متوجه نيروهاي لشكر سوم عراق در شرق بصره و نيروهاي لشكر هفتم در منطقهیی نزديك به شبه جزيره فاو بود. اين مناطق از مستحكمترين مواضع دفاعي عراق بودند.
درباره مقياس حمله، آمار بسيار متفاوتي ارايه كردهاند، ايران هم بعدها درباره آن اغراق كرد. به نظر ميرسد حمله با يورش 15هزار نيرو كه از جزاير امالرصاص، ام بابي، قطيه و سهيل محافظت ميكردند، آغاز شد. اين جزاير نوعي «پل» استراتژيك را روي شط بنا ميكردند كه پهناي آن در اين نقطه 480 متر بود. حمله با موج آغازين كماندوها و غواصان كه جزيره بيدفاع ام الرصاص[!!!] و ديگر جزاير نزديك آن را اشغال كردند، آغاز شد و بسيار شبيه به شيوهيي بود كه در فوريه گذشته به كار گرفتند.
ايران عملياتي را در ساعات روز به انجام رساند و مواضع دفاعي جاده شط را در خاك عراق مورد حمله قرار داد. اين حمله توسط سپاه موسوم به «محمد رسولالله صليالله عليه وآله» رهبري شد. اين نامي بود كه ايران به تلاشهاي خود براي بسيج كردن یکصد هزار نفر داوطلب داده بود. «طرح اعزام يكصد هزار نفري سپاه محمد (ص)». در حالي كه نيرو
تجربهيي در اين عمليات شركت داشتند، اما اساس عمليات حول نيروهاي كمتجربه ميگشت. بيش از 60 هزار نيروي پاسدار و بسيجي از شط عبور كرده و به جزيره ام الرصاص و خاك عراق رسيدند.
كه نيروها تلاش كردند در جاده شط به سمت بصره حركت كنند، از طرف نيروهاي ارتش حمايت اندكي را دريافت كردند. اين حمايت شامل آتش توپخانه مستقر در عرض شط بود. بسياري از نيروهاي ارتش ايران در مواضع رو در روي بصره يا جبهه مركزي مقابل بغداد مستقر شده بودند. خصوصيات تاكتيكي اين نيروها در مقابل نيروهايي كه به فاو حمله كردند، بسيار ضعيفتر بود. اين نيروها بايد مواضع مستحكم دفاعي در عقبه ام الرصاص را مورد حمله قرار ميدادند و در ادامه بايد از سيمهاي خاردار و ميدانهاي مين عبور ميكردند و عليه مواضعي ميجنگيدند كه پوشش آتش آنها روي منطقه، بسيار عالي بود.
بندي نيروهاي حمله نيز بسيار ضعيف بود. نيروهاي ايراني از تاكتيكهاي نفوذي مناسبي استفاده نكردند، البته در ابتداي حمله پوشش شبانه را مورد استفاده قرار دادند. فرماندهان ايراني نيروهاي خود را در حملات مستقيم عليه مواضع مستحكم دفاعي عراق به كار گرفتند. در واقع برنامهريزي عمليات كربلاي 4 بسيار ضعيف بود و در مقايسه با عمليات
صدر در آغاز جنگ، عده بيشتري از نيروهاي ايراني را به كشتن داد. اين عمليات به حملات پياده نظام نيروهاي بريتانيا، فرانسه و آلمان عليه مواضع دفاعي مستحكم، در جنگ جهاني اول شبيه بود.
از گذشت يك روز و نيم از حمله، ايران متوجه اشتباه خود در حمله مستقيم به مواضع دفاع عراق شد. نيروهاي ايراني نه تنها در اثر آتش مستقيم كشته ميشدند، بلكه بسياري از آنها مورد حمله بالگردها و جنگندهها واقع شدند و بسياري از نيروهاي آبي- خاكي در طول نبرد غرق شدند. ايرانيها تا كنارههاي شط عقب نشستند و با اينكه متخصصان درباره مقياس عمليات اختلاف دارند، اما بيشتر آنها تعداد كشته و زخمي ايران را بين 9 تا 12 هزار نفر تخمين ميزنند. عراقيها ادعا كردند در مقابل هر عراقي، یکصد ايراني كشته شده است. در نتيجه 60 هزار تا 90 هزار ايراني مجروح و10 هزار نفر نيز كشته شدهاند. در مقابل عراق متحمل هزار تا 2 هزار كشته شد. همچنين ادعاي ايران مبني بر كشته و زخمي شدن 9 هزارو 500
هزار نفر از عراقيها كاملا بياساس است.
«عمليات نهايي» ايران عليه
ايران در كربلاي 4 مانع تلاشهاي ايران براي اشغال عراق نشد. تنها چند هفته پس
4 ايران 2 عمليات جديد را آغاز كرد: نخستين عمليات كربلاي 5 نام داشت و به قصد تصرف بصره انجام شد. دومين عمليات كربلاي 6 نام گرفت و عليه مناطق شمالي بغداد، مناطق ميان قصر شيرين و سومار صورت گرفت. در ميان اين دو عمليات، كربلاي 5 عملياتی مهمتر و همچنين برنامهريزي آن نيز بهتر صورت گرفته بود.
از سال 1985 براي حملهيي گسترده به بصره طرحهاي زيادي را امتحان كرده است. در طول تابستان و پاييز سال 1986 ايران تمرينات زيادي را در سواحل خزر و بندر انزلي انجام داد تا بدين وسيله امكان عمليات در موانع آبي مقابل بصره را بسنجد. در اين تمرينات نيروهاي چند تيپ شركت داشتند. اين يكي از آمادگيهاي جديیي بود كه نيروهاي ايراني پس از شكست در بهار سال 1984، كسب ميكردند.
اوايل ژانويه، ايران 200 هزار نفر از نيروهاي خود را در جبهههاي جنوب مستقر كرد و همين تعداد را نيز عراق به جبهه آورد. اما تعداد نيرويي كه در عمل وارد عمليات شدند بيش از 120 هزار تا 140 هزار نفر نبودند كه بيشتر آنها را نيروهاي پاسدار و بسيج تشكيل ميدادند. 60 هزار نفر از اين نيروها در حمله آغازين از مرز شلمچه كه 20 كيلومتر با بصره فاصله داشت، به سرعت پيشروي كردند. 60 هزار نفر ديگر آماده بودند كه به سرعت جايگزين شوند و 80 هزار نفر ديگر نيز در عقبه آماده انجام وظيفه بودند. 70درصد اين نيروها بسيجي و پاسدار و 30درصد بقيه، نيروي ارتشي بودند.
تاكتيكي كربلاي 5 عبور از مرزهاي نزديك به بصره بود. سپس گذشتن از موانع آبي اطراف اين منطقه در نظر گرفته شده بود. نيروهاي حملهكننده بايد در استحكامات دفاعي بصره نفوذ كرده و بصره و فاو را از عراق جدا ميكردند. اهداف استراتژيك و سياسي ايران در عمليات كربلاي 5 را تنها ميتوان حدس زد.
اهداف در نظر گرفته شده براي ايران اين موارد بودند:
فتح بصره و به وجود آوردن يك «پايتخت» جايگزين حامي خميني در جنوب
نابود كردن ارتش عراق در جبهههاي
ساقط كردن رژيم
حركت به سوي كربلا و نجف در شمال.
حداقل اهداف اين موارد را ميتوان نام برد:
تضعيف ارتش عراق از طريق جنگ
تصرف
متوجه كردن دولتهاي حاشيه خليج (فارس) نسبت به ضعف عراق.
در رسيدن به اين اهداف با مشكلاتي جدي مواجه شد. عراق موانع دفاعي آبي و خاكي محكمي در اطراف بصره بنا كرده بود. تلاشهاي گسترده براي انجام عملياتهاي مهندسي گسترده از سال 1981 آغاز و در سالهاي بعد با جديت پيگيري شد. عراق يك مانع آبي طولاني را به عرض يك كيلومتر در شمال و جنوب بصره به وجود آورد. دقيقا نزديك به «گوشه» - جايي كه 90 درجه به شرق چرخش دارد- عراق با استفاده از موانع خاكي، مانع زهكشي مردابهاي منطقه مرزي شد.
آغاز سال 1982 عراق درياچه بزرگي را به نام درياچه ماهي در عرض شطالعرب در كنار بصره به وجود آورد. اين درياچه در نقطه اتصال ارتش سوم و هفتم عراق قرار داشت. درياچه ماهي پر از رادارهاي مراقبتي، موانع زيرآبي، سيم خاردار و مناطقي بود كه در آنها جريان برق فشار قوي عبور داده شده بود. عراق قادر بود به كمك گذرگاهي كه از نزديكي شلمچه آغاز ميشد و با استفاده از خاكريزهاي كوچكي كه در درياچه قرار داشت، به سمت مواضع دفاعي خود در درياچه حركت كند.
درياچه بزرگ به وسيله كانالها و موانع آبي ديگري كه در هر نقطه ممكن احداث شده بود، تقويت ميشد. نزديك به 200 كيلومتر مربع موانع آبي به دفاع از مواضع نزديك به مرز كمك ميكرد و شطالعرب نيز مانع بزرگ ديگري بود كه دقيقا در پشت اين موانع قرار داشت. عراق با استفاده از مواضع دفاعي مستقر در بصره از موانع آبي خود حمايت ميكرد و اين مواضع هنگام حمله ايران شامل 5 تا 6 حلقه ميشدند. عراق همچنين خاكريزها و موانع دفاعي در مرزهاي شمالي شط ايجاد كرد. اين در حالي بود كه موانع آبي و مردابها مواضع دفاعي مستحكمي را در مقابل ايران به وجود آورده بودند. اما عراق يك سيستم دفاعي اضطراري را در نزديك مرز بنا نكرد. مواضع دفاعي عراق در بخش جنوبي شط به سمت شرق ابوالخصيب نيز مستحكم بود كه در آن يك مجتمع پالايشگاهي در نزديكي «گوشه» و در 10 كيلومتري بصره قرار داشت.
نيروهاي ايراني در بعضي از حملههاي غافلگیرانه خود موفق عمل نميكردند، اين مواضع تاثيرگذارتر ميشدند. دليل اصلي اين غافلگيريها هنوز مشخص نشده است. عراق متوجه آماده شدن ايران براي عمليات كربلاي 5 شد، اما نتوانست زمان و محل آغاز آن را پيشبيني كند. نيروهاي عراقي مستقر در اين منطقه شامل 4 لشكر و 5 تيپ گارد رياستجمهوري بودند.
بايد در آغاز حمله، دفاع محكمي را به كار ميبست. اما زماني كه حمله آغاز شد، تعدادي از يگانهاي دفاعي كليدي، خارج از منطقه بودند. 2 لشكر از نيروهاي عراقي در قسمت غربي شط قرار داشتند تا از بصره دفاع كنند، در نتيجه عراق نيروي كافي براي دفاع از منطقه جبهه خود در اختيار نداشت.
همچنين متوجه تجربيات جنگ در نيزار و شبهجزيره فاو در اوايل سال 1986 نبود. زماني كه نيروهاي ايراني حمله خود را آغاز كردند، نيروهاي ذخيره عراق آماده حركت نبودند، به همين دليل به كندي حركت كردند. عوامل فصلي نيز به نفع ايران بود:
آب در نيزارهاي نزديك به بصره در حد بالاي خود نبود، اما به اندازهيي عمق داشت كه قايقهاي موتوري ايران در آن آزادانه حركت كنند. در مقابل، هرگونه حركت نيروي زرهي عراق غيرممكن بود، در نتيجه ايران در ابتدا به موفقيتهاي چشمگيري دست يافت.
9 ژانويه سال 1987 نيروهاي ايراني به سمت خوسك، 2 نقطه از شمال شرق درياچه ماهي و يك نقطه در شلمچه، پيشروي كردند. اين نيروها ميخواستند درياچه ماهي را محاصره كرده و نيروهايي را كه در شرق شط از بصره دفاع ميكردند، نابود كنند و به نقطهيي در نزديكي ابولهزيب برسند.
هزار نيروي ايراني در حمله آغازين حضور داشتند و پيشروي خود را در شب آغاز كردند. ايران اكنون در استفاده از حملات شبانه كاملا كارآزموده شده بود و بازهم عوامل فصلي به نفع ايران بود؛ شبهاي طولاني و پوشش ابري مناسب.
معمول ايران با استفاده از موج حملات انساني مواضع عراق را مورد حمله قرار داد و يگانهاي انقلابي به دنبال آنها وارد عمل شدند.
پاسدار و ارتش بندرت مجهز به سلاحهاي سنگين بودند و معمولا اهداف به خوبي براي آنها تعريف نشده بود. مديريت جنگي آغازين آنها خوب بود و كادر رهبري حمله شامل فرماندهان، افسران غيرنظامي و نيروهاي با تجربه بود. ميانگين سني نيروهاي بسيجي 14تا 15 سال بود كه دوره كوتاه 45روزهيي را در مراكز آموزش سپري كرده بودند. اين نيرو تنها باعث يك شوك اوليه شده، سپس
تجربهتر وارد عمل ميشدند.
روز اول حمله، نيروهاي ايراني به سرعت شهر مرزي كوچك دوعيجي را تصرف كردند. با وجود اينكه عراق از آتش سنگين، نيروي هوايي و گازهاي سمي براي متوقف كردن نفوذ نيروهاي ايراني استفاده كرد، نيروهاي ايراني چندين موضع مهم ديگر را در مناطق مرزي به دست آوردند. ايران همچنين براي نخستين بار از گاز سمي استفاده كرد، البته احتمال اين هم وجود دارد كه ايران چند خمپاره عراقي را به دست آورده باشد يا خود عراقيها به اشتباه نيروهاي خود را هدف قرار داده باشند. [!!!] به هر حال نيروهاي ايراني، شلمچه، 30 كيلومتر از جنوب بصره و دو خط آغازين خطوط دفاعي عراق در نزديكي كوشك و 40 كيلومتر به سمت شمال را اشغال كردند.
تصرفات پايگاه امني را در نزديكي مرز به ايرانيها بخشيد. نيروهاي ايراني به سمت مناطقي در شرق شطالعرب پيشروي كرده و به 20 كيلومتري جنوب بصره رسيدند.
عراق براي ضد حمله در 10 ژانويه موفقيتآميز نبود. ايران تلاش كرد از خودروهاي آبي خاكي خود استفاده كند، اما اين خودروها امكان حركت در مناطق مرطوب و مردابي را نداشتند و نيروهاي عراقي هم قادر نبودند توسط سلاحهاي سبك، در مقابل نيروي زرهي پياده ايران مقاومت كنند. ايران 6كيلومتر از مناطق ميان درياچه ماهي و شط را در اختيار داشت و پيشرويهاي بيشتري را به سمت جنوب شرق ادامه داد. بعضي نيروهاي ايراني موفق شدند در 2 خط از خطوط دفاعي عراق در اطراف بصره نفوذ كنند. هر دو طرف درباره تلفات طرف مقابل اغراق ميكردند. در يازدهم ژانويه ايران ادعا كرد 14هزار عراقي را كشته يا زخمي كرده است. عراق نيز ادعا كرد 11 تيپ پاسدار و 4 گردان ديگر را كه مجموعا 60هزار نفر نيرو داشتند، نابود كرده است.
زير تحليل آنتوني كردزمن از عمليات در شرق بصره است. اين نوشتار به فاصله 2 يا 3 سال از پايان جنگ تحميلي به رشته تحرير درآمده است. به همين دليل بديهي است كه جنبه عدم تبليغ به نفع ايران و جلوگيري از هژموني نظام انقلابي ايران در آن به دقت رعايت شده است. آمارهاي ارايه شده توسط او عمدتا با تكيه بر اطلاعات ارايه شده توسط سازمانهاي اپوزیسيون جمهوري اسلامي در آن سالها تهيه شده و به همين دليل داراي سطح بالايي از اغراق و بزرگنمايي يا كوچكنمايي میباشد اما نكات نزديك به حقيقت بسياري نيز در آن به چشم ميخورد كه حایز اهميت فراواني است.
كربلاي 4
گزارش فارس، با اينكه ايران بين روزهاي پاياني سپتامبر و اواخر دسامبر، حملات زميني چنداني را انجام نداد، اما به نظر ميرسيد براي حملهيي گسترده، آماده ميشود. همچنين ادعا شد كه در اواسط اكتبر، كردهاي حامي ايران و پاسداران، كركوك را بمباران كردهاند، ادعايي كه با توجه به وضع سياسي ايران مدارك چنداني براي اثبات نداشت. بارانهاي زمستاني هم در اواسط نوامبر، بدون وقفه شروع به بارش كرد. در واقع جر و بحثهاي بسياري بر سر چگونگي ادامه جنگ در ميان رهبران ايراني وجود داشت، اما نميتوان بدرستي مشخص كرد كه چه اتفاقي افتاد. بر اساس برخي از منابع ايراني، ميان عدهيي از فرماندهان با تجربه ارتش و پاسداران و عده ديگري از پاسداران و روحانيون بلند پايه مانند رفسنجاني، بحثهايي در گرفته بود. گروه اول از طرف چهرههايي چون (امام) خميني(ره) حمايت ميشدند و معتقد بودند بايد حملاتي كوچك و دقيق صورت گيرد. در حالي كه دسته دوم اعتقاد داشتند بايد حملات گستردهيي صورت گيرد كه موفقيت آنها بستگي به شور انقلابي و ضعف عراق در مقابل اين حملات دارد.
منابع اعلام كردند كه ميان فرماندهان ارتش مانند صياد شيرازي و فرماندهان پاسدار مانند محسن رضايي، اختلافاتي پيش آمده است. بر اساس گزارشها، نيروهاي ارتش خواستار محاصره برنامهريزي شده بصره از طريق فاو و هويزه بودند. در حالي كه پاسداران خواهان حمله مستقيم از طريق شط بودند. با اين حال، گروه ديگري از منابع ذكر كردهاند كه روابط تسليحاتي ايران با امريكا باعث شد كه رهبراني چون رفسنجاني، علاقه شديدي به عملياتهاي گسترده جديد نشان دهند.
هرحال، به نظر ميرسد، ايران ابتدا بر آن بود كه حملات خود را در آگوست آغاز كند. سپس به اين نتيجه رسيد كه حملات خود را در نوامبر تجديد كند. بعضي از نشانههاي اين پيشرويها در نوامبر مشاهده شد. ايران ادعا كرد يك ميليون زن بسيجي را از ماه سپتامبر سال 1980 تاكنون آموزش داده و 90 پادگان آموزشي براي زنان تاسيس كرده است. ايران همچنين ادعا كرد هزار زن را براي استفاده
انداز آر پي جي و ديگر ماشينهاي جنگي، آموزش داده است. ايران ادعا كرد 5 تيپ از داوطلبان زن، در 30 نوامبر، روبروي ساختمان مجلس در تهران رژه رفتهاند. رفسنجاني در 3 دسامبر جلسهيي را با فرماندهان نظامي برگزار كرد. وي در حضور یکصد هزار پاسدار و بسيجي و 2 هزار روحاني سخنراني كرد و مشخص بود كه ايران براي حمله آماده ميشود. ايران اعلام كرد كه یکصد هزار نيروي بسيجي به سمت جبهه خليج [فارس] حركت كردهاند. اين آمادهسازي همچنان از الگوي سال گذشته پيروي ميكرد. يعني زماني كه نيروهاي داوطلب پس از ريزشهاي ماههاي اكتبر و نوامبر، فراخوانده شدند و زماني كه فراخوان اوليه براي به كارگيري آنها، در زمستان تاثير چنداني بر اقتصاد ايران نگذاشت. در تئوري، با اين زمانبندي در فراخوان نيروهاي بسيج جديد، آنان در 3 ماه آموزشهاي جنگي و تكنيكهاي رزمي را ميآموزند و طي يك دوره 3 تا 6 ماهه وظايف خود را به انجام خواهند رساند. سپس به نيروهاي بسيجي اين اجازه داده ميشد كه دوباره نام نويسي كرده يا به خانههاي خود برگردند.
در نظر گرفتن مجادلات در ميان رهبران ايران، ايران در فراخوان جديد خود منتظر آموزش نيروها نماند. ايران در شب 24 دسامبر، عمليات جديدي را با نام كربلاي 4 آغاز كرد. زمانبندي اين عمليات به گونهيي بود كه به نظر ميرسيد درصدد است كنفرانس سران اسلامي را كه قرار بود در اواخر دسامبر برگزار شود، با نگراني مواجه سازد. حداقل بر اساس يكي از منابع ميتوان گفت، عمليات بدين منظور انجام شد. هرچند اين حمله بخشي از عملياتي گستردهتر براي محاصره بصره بود.
حمله يكي از معدود عملياتهايي بود
وسيله پاسداران رهبري نميشد و نيروهاي ايران در جبههيي 25 مايلي درعرض شط العرب عمل ميكردند. دامنه عمليات از منطقه ابو الخصيب در نزديكي جنوب بصره آغاز ميشد و تا جزيره امالرصاص در نزديكي آبادان ادامه داشت. اين عمليات متوجه نيروهاي لشكر سوم عراق در شرق بصره و نيروهاي لشكر هفتم در منطقهیی نزديك به شبه جزيره فاو بود. اين مناطق از مستحكمترين مواضع دفاعي عراق بودند.
درباره مقياس حمله، آمار بسيار متفاوتي ارايه كردهاند، ايران هم بعدها درباره آن اغراق كرد. به نظر ميرسد حمله با يورش 15هزار نيرو كه از جزاير امالرصاص، ام بابي، قطيه و سهيل محافظت ميكردند، آغاز شد. اين جزاير نوعي «پل» استراتژيك را روي شط بنا ميكردند كه پهناي آن در اين نقطه 480 متر بود. حمله با موج آغازين كماندوها و غواصان كه جزيره بيدفاع ام الرصاص[!!!] و ديگر جزاير نزديك آن را اشغال كردند، آغاز شد و بسيار شبيه به شيوهيي بود كه در فوريه گذشته به كار گرفتند.
ايران عملياتي را در ساعات روز به انجام رساند و مواضع دفاعي جاده شط را در خاك عراق مورد حمله قرار داد. اين حمله توسط سپاه موسوم به «محمد رسولالله صليالله عليه وآله» رهبري شد. اين نامي بود كه ايران به تلاشهاي خود براي بسيج كردن یکصد هزار نفر داوطلب داده بود. «طرح اعزام يكصد هزار نفري سپاه محمد (ص)». در حالي كه نيرو
تجربهيي در اين عمليات شركت داشتند، اما اساس عمليات حول نيروهاي كمتجربه ميگشت. بيش از 60 هزار نيروي پاسدار و بسيجي از شط عبور كرده و به جزيره ام الرصاص و خاك عراق رسيدند.
كه نيروها تلاش كردند در جاده شط به سمت بصره حركت كنند، از طرف نيروهاي ارتش حمايت اندكي را دريافت كردند. اين حمايت شامل آتش توپخانه مستقر در عرض شط بود. بسياري از نيروهاي ارتش ايران در مواضع رو در روي بصره يا جبهه مركزي مقابل بغداد مستقر شده بودند. خصوصيات تاكتيكي اين نيروها در مقابل نيروهايي كه به فاو حمله كردند، بسيار ضعيفتر بود. اين نيروها بايد مواضع مستحكم دفاعي در عقبه ام الرصاص را مورد حمله قرار ميدادند و در ادامه بايد از سيمهاي خاردار و ميدانهاي مين عبور ميكردند و عليه مواضعي ميجنگيدند كه پوشش آتش آنها روي منطقه، بسيار عالي بود.
بندي نيروهاي حمله نيز بسيار ضعيف بود. نيروهاي ايراني از تاكتيكهاي نفوذي مناسبي استفاده نكردند، البته در ابتداي حمله پوشش شبانه را مورد استفاده قرار دادند. فرماندهان ايراني نيروهاي خود را در حملات مستقيم عليه مواضع مستحكم دفاعي عراق به كار گرفتند. در واقع برنامهريزي عمليات كربلاي 4 بسيار ضعيف بود و در مقايسه با عمليات
صدر در آغاز جنگ، عده بيشتري از نيروهاي ايراني را به كشتن داد. اين عمليات به حملات پياده نظام نيروهاي بريتانيا، فرانسه و آلمان عليه مواضع دفاعي مستحكم، در جنگ جهاني اول شبيه بود.
از گذشت يك روز و نيم از حمله، ايران متوجه اشتباه خود در حمله مستقيم به مواضع دفاع عراق شد. نيروهاي ايراني نه تنها در اثر آتش مستقيم كشته ميشدند، بلكه بسياري از آنها مورد حمله بالگردها و جنگندهها واقع شدند و بسياري از نيروهاي آبي- خاكي در طول نبرد غرق شدند. ايرانيها تا كنارههاي شط عقب نشستند و با اينكه متخصصان درباره مقياس عمليات اختلاف دارند، اما بيشتر آنها تعداد كشته و زخمي ايران را بين 9 تا 12 هزار نفر تخمين ميزنند. عراقيها ادعا كردند در مقابل هر عراقي، یکصد ايراني كشته شده است. در نتيجه 60 هزار تا 90 هزار ايراني مجروح و10 هزار نفر نيز كشته شدهاند. در مقابل عراق متحمل هزار تا 2 هزار كشته شد. همچنين ادعاي ايران مبني بر كشته و زخمي شدن 9 هزارو 500
هزار نفر از عراقيها كاملا بياساس است.
«عمليات نهايي» ايران عليه
ايران در كربلاي 4 مانع تلاشهاي ايران براي اشغال عراق نشد. تنها چند هفته پس
4 ايران 2 عمليات جديد را آغاز كرد: نخستين عمليات كربلاي 5 نام داشت و به قصد تصرف بصره انجام شد. دومين عمليات كربلاي 6 نام گرفت و عليه مناطق شمالي بغداد، مناطق ميان قصر شيرين و سومار صورت گرفت. در ميان اين دو عمليات، كربلاي 5 عملياتی مهمتر و همچنين برنامهريزي آن نيز بهتر صورت گرفته بود.
از سال 1985 براي حملهيي گسترده به بصره طرحهاي زيادي را امتحان كرده است. در طول تابستان و پاييز سال 1986 ايران تمرينات زيادي را در سواحل خزر و بندر انزلي انجام داد تا بدين وسيله امكان عمليات در موانع آبي مقابل بصره را بسنجد. در اين تمرينات نيروهاي چند تيپ شركت داشتند. اين يكي از آمادگيهاي جديیي بود كه نيروهاي ايراني پس از شكست در بهار سال 1984، كسب ميكردند.
اوايل ژانويه، ايران 200 هزار نفر از نيروهاي خود را در جبهههاي جنوب مستقر كرد و همين تعداد را نيز عراق به جبهه آورد. اما تعداد نيرويي كه در عمل وارد عمليات شدند بيش از 120 هزار تا 140 هزار نفر نبودند كه بيشتر آنها را نيروهاي پاسدار و بسيج تشكيل ميدادند. 60 هزار نفر از اين نيروها در حمله آغازين از مرز شلمچه كه 20 كيلومتر با بصره فاصله داشت، به سرعت پيشروي كردند. 60 هزار نفر ديگر آماده بودند كه به سرعت جايگزين شوند و 80 هزار نفر ديگر نيز در عقبه آماده انجام وظيفه بودند. 70درصد اين نيروها بسيجي و پاسدار و 30درصد بقيه، نيروي ارتشي بودند.
تاكتيكي كربلاي 5 عبور از مرزهاي نزديك به بصره بود. سپس گذشتن از موانع آبي اطراف اين منطقه در نظر گرفته شده بود. نيروهاي حملهكننده بايد در استحكامات دفاعي بصره نفوذ كرده و بصره و فاو را از عراق جدا ميكردند. اهداف استراتژيك و سياسي ايران در عمليات كربلاي 5 را تنها ميتوان حدس زد.
اهداف در نظر گرفته شده براي ايران اين موارد بودند:
فتح بصره و به وجود آوردن يك «پايتخت» جايگزين حامي خميني در جنوب
نابود كردن ارتش عراق در جبهههاي
ساقط كردن رژيم
حركت به سوي كربلا و نجف در شمال.
حداقل اهداف اين موارد را ميتوان نام برد:
تضعيف ارتش عراق از طريق جنگ
تصرف
متوجه كردن دولتهاي حاشيه خليج (فارس) نسبت به ضعف عراق.
در رسيدن به اين اهداف با مشكلاتي جدي مواجه شد. عراق موانع دفاعي آبي و خاكي محكمي در اطراف بصره بنا كرده بود. تلاشهاي گسترده براي انجام عملياتهاي مهندسي گسترده از سال 1981 آغاز و در سالهاي بعد با جديت پيگيري شد. عراق يك مانع آبي طولاني را به عرض يك كيلومتر در شمال و جنوب بصره به وجود آورد. دقيقا نزديك به «گوشه» - جايي كه 90 درجه به شرق چرخش دارد- عراق با استفاده از موانع خاكي، مانع زهكشي مردابهاي منطقه مرزي شد.
آغاز سال 1982 عراق درياچه بزرگي را به نام درياچه ماهي در عرض شطالعرب در كنار بصره به وجود آورد. اين درياچه در نقطه اتصال ارتش سوم و هفتم عراق قرار داشت. درياچه ماهي پر از رادارهاي مراقبتي، موانع زيرآبي، سيم خاردار و مناطقي بود كه در آنها جريان برق فشار قوي عبور داده شده بود. عراق قادر بود به كمك گذرگاهي كه از نزديكي شلمچه آغاز ميشد و با استفاده از خاكريزهاي كوچكي كه در درياچه قرار داشت، به سمت مواضع دفاعي خود در درياچه حركت كند.
درياچه بزرگ به وسيله كانالها و موانع آبي ديگري كه در هر نقطه ممكن احداث شده بود، تقويت ميشد. نزديك به 200 كيلومتر مربع موانع آبي به دفاع از مواضع نزديك به مرز كمك ميكرد و شطالعرب نيز مانع بزرگ ديگري بود كه دقيقا در پشت اين موانع قرار داشت. عراق با استفاده از مواضع دفاعي مستقر در بصره از موانع آبي خود حمايت ميكرد و اين مواضع هنگام حمله ايران شامل 5 تا 6 حلقه ميشدند. عراق همچنين خاكريزها و موانع دفاعي در مرزهاي شمالي شط ايجاد كرد. اين در حالي بود كه موانع آبي و مردابها مواضع دفاعي مستحكمي را در مقابل ايران به وجود آورده بودند. اما عراق يك سيستم دفاعي اضطراري را در نزديك مرز بنا نكرد. مواضع دفاعي عراق در بخش جنوبي شط به سمت شرق ابوالخصيب نيز مستحكم بود كه در آن يك مجتمع پالايشگاهي در نزديكي «گوشه» و در 10 كيلومتري بصره قرار داشت.
نيروهاي ايراني در بعضي از حملههاي غافلگیرانه خود موفق عمل نميكردند، اين مواضع تاثيرگذارتر ميشدند. دليل اصلي اين غافلگيريها هنوز مشخص نشده است. عراق متوجه آماده شدن ايران براي عمليات كربلاي 5 شد، اما نتوانست زمان و محل آغاز آن را پيشبيني كند. نيروهاي عراقي مستقر در اين منطقه شامل 4 لشكر و 5 تيپ گارد رياستجمهوري بودند.
بايد در آغاز حمله، دفاع محكمي را به كار ميبست. اما زماني كه حمله آغاز شد، تعدادي از يگانهاي دفاعي كليدي، خارج از منطقه بودند. 2 لشكر از نيروهاي عراقي در قسمت غربي شط قرار داشتند تا از بصره دفاع كنند، در نتيجه عراق نيروي كافي براي دفاع از منطقه جبهه خود در اختيار نداشت.
همچنين متوجه تجربيات جنگ در نيزار و شبهجزيره فاو در اوايل سال 1986 نبود. زماني كه نيروهاي ايراني حمله خود را آغاز كردند، نيروهاي ذخيره عراق آماده حركت نبودند، به همين دليل به كندي حركت كردند. عوامل فصلي نيز به نفع ايران بود:
آب در نيزارهاي نزديك به بصره در حد بالاي خود نبود، اما به اندازهيي عمق داشت كه قايقهاي موتوري ايران در آن آزادانه حركت كنند. در مقابل، هرگونه حركت نيروي زرهي عراق غيرممكن بود، در نتيجه ايران در ابتدا به موفقيتهاي چشمگيري دست يافت.
9 ژانويه سال 1987 نيروهاي ايراني به سمت خوسك، 2 نقطه از شمال شرق درياچه ماهي و يك نقطه در شلمچه، پيشروي كردند. اين نيروها ميخواستند درياچه ماهي را محاصره كرده و نيروهايي را كه در شرق شط از بصره دفاع ميكردند، نابود كنند و به نقطهيي در نزديكي ابولهزيب برسند.
هزار نيروي ايراني در حمله آغازين حضور داشتند و پيشروي خود را در شب آغاز كردند. ايران اكنون در استفاده از حملات شبانه كاملا كارآزموده شده بود و بازهم عوامل فصلي به نفع ايران بود؛ شبهاي طولاني و پوشش ابري مناسب.
معمول ايران با استفاده از موج حملات انساني مواضع عراق را مورد حمله قرار داد و يگانهاي انقلابي به دنبال آنها وارد عمل شدند.
پاسدار و ارتش بندرت مجهز به سلاحهاي سنگين بودند و معمولا اهداف به خوبي براي آنها تعريف نشده بود. مديريت جنگي آغازين آنها خوب بود و كادر رهبري حمله شامل فرماندهان، افسران غيرنظامي و نيروهاي با تجربه بود. ميانگين سني نيروهاي بسيجي 14تا 15 سال بود كه دوره كوتاه 45روزهيي را در مراكز آموزش سپري كرده بودند. اين نيرو تنها باعث يك شوك اوليه شده، سپس
تجربهتر وارد عمل ميشدند.
روز اول حمله، نيروهاي ايراني به سرعت شهر مرزي كوچك دوعيجي را تصرف كردند. با وجود اينكه عراق از آتش سنگين، نيروي هوايي و گازهاي سمي براي متوقف كردن نفوذ نيروهاي ايراني استفاده كرد، نيروهاي ايراني چندين موضع مهم ديگر را در مناطق مرزي به دست آوردند. ايران همچنين براي نخستين بار از گاز سمي استفاده كرد، البته احتمال اين هم وجود دارد كه ايران چند خمپاره عراقي را به دست آورده باشد يا خود عراقيها به اشتباه نيروهاي خود را هدف قرار داده باشند. [!!!] به هر حال نيروهاي ايراني، شلمچه، 30 كيلومتر از جنوب بصره و دو خط آغازين خطوط دفاعي عراق در نزديكي كوشك و 40 كيلومتر به سمت شمال را اشغال كردند.
تصرفات پايگاه امني را در نزديكي مرز به ايرانيها بخشيد. نيروهاي ايراني به سمت مناطقي در شرق شطالعرب پيشروي كرده و به 20 كيلومتري جنوب بصره رسيدند.
عراق براي ضد حمله در 10 ژانويه موفقيتآميز نبود. ايران تلاش كرد از خودروهاي آبي خاكي خود استفاده كند، اما اين خودروها امكان حركت در مناطق مرطوب و مردابي را نداشتند و نيروهاي عراقي هم قادر نبودند توسط سلاحهاي سبك، در مقابل نيروي زرهي پياده ايران مقاومت كنند. ايران 6كيلومتر از مناطق ميان درياچه ماهي و شط را در اختيار داشت و پيشرويهاي بيشتري را به سمت جنوب شرق ادامه داد. بعضي نيروهاي ايراني موفق شدند در 2 خط از خطوط دفاعي عراق در اطراف بصره نفوذ كنند. هر دو طرف درباره تلفات طرف مقابل اغراق ميكردند. در يازدهم ژانويه ايران ادعا كرد 14هزار عراقي را كشته يا زخمي كرده است. عراق نيز ادعا كرد 11 تيپ پاسدار و 4 گردان ديگر را كه مجموعا 60هزار نفر نيرو داشتند، نابود كرده است.