صفحه 1 از 1

چه داستان تلخی....

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۵, ۶:۲۰ ب.ظ
توسط susan
چه داستان تلخی اما واقعیت داره

این داستان نمونه کوچیکی از نامردی و بی وفاییه ما آدماست

اکثر ما آدما فقط حرف وفاداری می زنیم همش حرف

پای عمل که می رسه جا می زنیم

دیگه نه قولی یادمون می مونه نه اون حرفایی که قبلا می زدیم

موقع عمل کردن به حرفها و قولها دقیقا بر عکسش عمل می کنیم

چقدر خوب میشد

اگه همه آدما یه ذره فقط و فقط یه ذره به کاراشون،به کرده هاشون فکر کنن

به اینکه چطور می زنن زیر حرفاشون

کی بود که همین دیروز قول می داد

کی بود که می گفت:

من سر حرفم هستم

مَرده و قولش



کو؟



کجاست؟



نمی گم همه این طورند ولی کمتر کسایی رو پیدا می کنیم

که

سر حرفشونو قولاشون بمونن خیلی کم خیلی خیلی کم

دیگه نمی دونم چی بگم

ولی امیدوارم تویی که الان داری این نوشته رو می خونی

اینجوری نباشی

تو پای حرفها و قولهات بمونی



تا آخرش



به امید روزهایی که همه آدما نسبت به هم وفادار باشن

روزهایی که همه پای حرفاشون بایستن

روزهایی که هیچ نامردی وجود نداشته باشه

روزهایی که همه چیز قشنگ باشه

روزهایی که برای خودمون یه دنیایی بسازیم

از آدمای خوب

از صداقت

از پاکی و راستی

از خوب بودن

از وفاداری

از محبت

دنیایی پر از عشق

پر از مهربونی

پر از صفا و صمیمیت

دنیایی بسازیم که انقدر آدما از هم دور نباشن

انقدر با هم بیگانه نباشن

خط فاصله ای رو که بینمون ایجاد کردیم رو برداریم

تا هیچ فاصله ای بینمون نباشه

هیچ فاصله ای

به امید ان روزها.............

ارسال شده: سه‌شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۵, ۶:۲۹ ب.ظ
توسط Farhad3614
susan ممنون. :D

واقعا به اميد آن روز ...
آن روز روزي است که منجي عالم بشريت آقا امام زمان (ع ) ظهور ميکنند...