صفحه 1 از 1

وقتی یک «میگ» توسط «کبری» نصف می شود

ارسال شده: چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۰, ۵:۲۹ ب.ظ
توسط su-47
[External Link Removed for Guests]
به نام خدا

وقتی یک «میگ» توسط «کبری» نصف می شود + عکس

آن چه خواهید خواند یکی از همین تجربیات تاریخی و استثنایی است که توسط یک خلبان الگرد ایرانی انجام گرفته است. جانباز خلبان ،«اسماعیل صحتی» که به دلیل این عملیات ، نامش در تاریخ جنگ های هوایی جهان به ثبت رسیده است

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، برخی حوادث در طول سال های دفاع مقدس ، تنها یک بار اتفاق می افتاد اما وقایعی هم هست که نه تنها در جنگ هشت ساله ، بلکه در تاریخ جنگ های معاصر نیز منحصربفرد به شمار می روند. آن چه خواهید خواند یکی از همین تجربیات تاریخی و استثنایی است که توسط یک خلبان الگرد ایرانی انجام گرفته است. جانباز خلبان ،«اسماعیل صحتی» که به دلیل این عملیات ، نامش در تاریخ جنگ های هوایی جهان به ثبت رسیده است ، واقعه را این گونه نقل می کند. توضیح لازم این که میگ 21، پر تولید ترین هواپیمای جنگنده جت جهان است که تا به حال طراحی و ساخته شده است.میگ 21 هواپیمایی بسیار تاثیر گذار در عرصه هواپیماهای نظامی بوده و از این هواپیما تا کنون بیش از 7.500 فروند ساخته شده که به خدمت بیش از 33 کشور دنیا در آمده اند.

واما اصل ماجرا :

[External Link Removed for Guests]
جانباز خلبان اسماعیل صحتی

در عملیات والفجر 8 که در تاریخ 20 بهمن 1364 در سه محور آبادان، شلمچه و کوشک آغاز شد، مهمترین هدف، تصرف شبه‌جزیره فاو و حرکت از بقیه محورها جنبه پشتیبانی از تک اصلی و به اشتباه انداختن دشمن بود. بچه‌های هوانیروز در این عملیات واقعا یک پشتیبانی آتش بی‌نظیر از واحدهای زمینی انجام دادند. در یکی از ماموریتهای محوله، یکی از بالگردها حین عملیات مورد اصابت قرار گرفته و مجبور می‌شود در همان شبه‌جزیره فاو نزدیک ساحل فرود اضطراری انجام دهد. بلافاصله یک گروه فنی زبده برای راه‌اندازی و عملیاتی کردن کبرای سانحه دیده به منطقه اعزام گردید و نفرات دست به کار شدند. عراقی‌ها با اطلاع از این‌که یک بالگرد در فاو سالم به زمین نشسته و نفرات فنی بر روی آن مشغول به کار هستند وارد عمل شدند. در آن زمان جزیره «بوبیان» ـ که حدود 6 کیلومتر با فاو فاصله داشت و متعلق به کویت بود ـ در اختیار عراق قرار داده شده بود. عراقی‌ها ماموریت از بین بردن نفرات فنی و بالگرد ما را به یک ناوچه جنگی «اوزا» متعلق به نیروی دریایی ارتش بعث واگذار کرده بودند. این ناوچه با لنگر انداختن در ساحل بوبیان بر روی بچه‌های فنی ما آتش مستقیم گشوده بود. ما به صورت تک فروندی عازم ماموریتی در «دریاچه نمک» بودیم که نفرات فنی با توجه به حمله ناوچه عراقی، از ما درخواست کمک کردند. در این طرف میدان من و کمک‌خلبانم جناب «محمد صحرایی» با رسیدن به شبه‌جزیره فاو و مشاهده ناوچه عراقی بلافاصله در موقعیت شلیک قرار گرفته و دو تیرموشک تاو به سمت آنها شلیک کردیم که توقف تیراندازی از جانب عراقی‌ها را به دنبال داشت.

به دنبال شلیک دومین موشک به سمت ناوچه عراقی، من متوجه شدم آب سطح رودخانه «اروندرود» که زیر پای ما بود انگار هر لحظه چندمتر بالا و پایین می‌رود. به کمک‌خلبان گفتم: «محمد! آب چرا این جوری می‌شه؟!» پس از مکثی گفت: «سه تا میگ دارن به سمت ما تیراندازی می‌کنند!!». با مشاهده برخورد موفقیت‌آمیز دومین تاو به هدف، به سرعت گردش کرده و از اینجا تعقیب و گریز سه فروند جنگنده میگ MiG-21 با بالگرد ما آغاز شد.

[External Link Removed for Guests]
تصویری از یک جنگنده mig21

من همچنان با مانورهای مختلف سعی می‌کردم خود را از تیررس میگ‌ها کنار بکشم و به قولی تصمیم داشتم آن‌قدر این کار را تکرار کنم تا آنها خسته شده و دست از سر ما و نفرات فنی مشغول به کار بردارند. خلبانان میگ به ترتیب گردش کرده و با رسیدن به موقعیت، سرعت و زاویه مناسب، از پهلو ـ که احتمال مورد اصابت قرار دادن ما بسیار بیشتر بود ـ به بالگرد ما حمله‌ور شدند. این جنگنده‌ها که برای از بین بردن کبرای زمینگیر آمده بودند و اصلا انتظار نداشتند که ما موی دماغ آنها شویم، در حالی که هیچ موشکی با خود حمل نمی‌کردند، تا می‌توانستند به خود راکت بسته بودند. این کشمکش بین ما ادامه داشت تا این‌که ناگهان متوجه شدم یکی از جنگنده‌های بعثی گردش بسیار تندی انجام داد و شاخ به شاخ از روبه‌رو به سمت ما شیرجه زد. کاملا مشخص بود که تا ثانیه‌هایی دیگر هرچه گلوله و راکت دارد روی سر ما خالی کرده و به چشم به هم زدنی بالگرد ما را خاکستر خواهد کرد. کمتر از چند ثانیه پیش از این‌که در موقعیت شلیک راکت قرار گیرد، من به سرعت سر مسلسل 20 میلیمتری را به طرف جنگنده مزبور گرفته و رگباری از گلوله به سمتش شلیک کردم. صحنه‌ای شگفت‌انگیز رقم خورد! جنگنده عراقی از کمر نصف شد و در حالی که از لاشه دو نیم‌شده‌اش آتش مهیبی زبانه می‌کشید، از روی سر ما رد شد و خلبان نگون‌بخت آن حتی فرصت خروج اضطراری را به دلیل ارتفاع کم پیدا نکرد. در همین حین دومین جنگنده عراقی نیز به وسیله پدافند بچه‌های سپاه منهدم گردید که خلبان آن خروج اضطراری کرد و به اسارت نیروهای خودی درآمد.

میگ سومی با مشاهده وقایع، بلافاصله صحنه را ترک کرد و ما نیز با توجه به کمبود سوخت و این‌که شر مزاحمان را از سر کبرا و نفرات خودی کم کرده بودیم، به پایگاه بازگشتیم.

هنوز از بالگرد پیاده نشده بودیم که دیدیم نفراتی از سپاه به همراه خلبان به اسارت درآمده با تایید این‌که ما با موفقیت توانسته‌ایم یکی از جنگنده‌های دشمن را ساقط کنیم از ما تشکر و سپاسگزاری نمودند. مصاحبه و بازجویی از خلبان اسیر آغاز شد؛ در جواب این سوال ما ‌که «چطور شد دوست خلبانت برخلاف شما ناگهان از روبه‌رو به بالگرد ما حمله کرد؟!» گفت: «با توجه به این‌که بالگرد شما در طول تعقیب و گریز و در تمامی شیرجه‌های هجومی، پرنده‌های ما را ناکام گذاشته بود، آن خلبان در حالی که بسیار عصبانی بود به ما اعلام کرد که این بالگرد خیلی سمج و پرروست و من خودم به خدمتش می‌رسم! لذا شیرجه زد تا علاوه بر توپ، راکتهایش را نیز به سمت بالگرد شما شلیک کند ولی در نهایت خودش مورد اصابت قرار گرفت!»

[External Link Removed for Guests]
پوشش خبری صدا و سیما برای انهدام یک فروند میگ 21 توسط خلبان اسماعیل صحتی (نفر دوم ایستاده از راست) در عملیات والفجر 8. در عکس سرتیپ خلبان محمد انصاری (نفر چهارم از چپ که بعد ها در طول دفاع مقدس به فرماندهی هوانیروز رسیدند) نیز دیده میشوند


[External Link Removed for Guests]

Re: وقتی یک «میگ» توسط «کبری» نصف می شود

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰, ۱:۳۸ ق.ظ
توسط PATAFA...
رشادتهای اون موقع کجا وتیپ رپ ومانتو کوتاه :-? :-? :-? و......کجا

Re: وقتی یک «میگ» توسط «کبری» نصف می شود

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰, ۲:۲۶ ق.ظ
توسط iraniran78
دوست من بهتر نیست ما همون ابا و عمامه اعراب رو تن کنیم تا خیال امثال شما راحت شه ؟
شما اصلا اسماییل صحتی رو تو عمرت دیدی ؟
اگه نه من باهاش بزرگ شدم ، اتفاقا کلی هم ادم با کلاس و به روزیه
مگه رشادت به تیپه؟

Re: وقتی یک «میگ» توسط «کبری» نصف می شود

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰, ۳:۱۰ ق.ظ
توسط mymail
iraniran78 نوشته شده:دوست من بهتر نیست ما همون ابا و عمامه اعراب رو تن کنیم تا خیال امثال شما راحت شه ؟
شما اصلا اسماییل صحتی رو تو عمرت دیدی ؟
اگه نه من باهاش بزرگ شدم ، اتفاقا کلی هم ادم با کلاس و به روزیه
مگه رشادت به تیپه؟


آقای محترم وقتی فرهنگ و لباس و تفکر ما داره از بین میره، چه فرقی میکنه ما لباس اعرابو بپوشیم یا لباس غربیا رو؟؟؟

Re: وقتی یک «میگ» توسط «کبری» نصف می شود

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰, ۳:۴۱ ق.ظ
توسط ASHKAN95
سلام خدمت همه ی دوستان :razz: :razz:

مگه رشادت به تیپه؟؟به روز بودن تو اسلام نیست؟؟همین خلبان هایی که ما بهشون میبالیم در زمان خودشون لباس های به روز نمی پوشیدند؟؟باور کنید از خوش تیپ ترین افراد بودند.
مشکل ما اینه که شهدا برامون یا اونقد نزدیک به نظر میرسند که خودمون رو هم تراز با آنها میدونیم،یا اونقدر دور به نظر میرسند که فکر میکنیم مثل انها شدن غیر ممکنه.
در ضمن درسته ظاهر انسان بیان گر باطنشه،ولی اگر از ظاهر هر شخص،نسبت به اون شخص،قضاوت نکنیم بهتر نیست؟
دلیل پوشیدن ابا و امامه چیه؟این که پیامبر اینگونه لباس میپوشیدند.آیا اگر پیامبر در این دوران و در قرن 21 زندگی میکردند هم باز به این صورت لباس میپوشیدند؟
البته لباس به سلیقه ی هرکس مربوطه و نه به من ربط داره که شما چی میپوشی،نه به شما ربط داره که من چی میپوشم.فقط اگر پوشش نامناسبی داشتیم،قادریم بهم تذکر بدیم که شکر خدا معدود افرادی باقی هستند که پارک محل رو با مجلس عروسی در باغات کرج اشتباه بگیرند. :razz:


(ببخشید که از بحث تاپیک منحرف شدم،اگر باعث ایجاد بی نظمی میباشد لطفا پست منو پاک کنید.از دوستان هم خواهش میکنم بحث رو ادامه ندهند و اگر تمایل به بحث دارند در تاپیک جداگانه مطرح کنند)

در پناه حق

Re: وقتی یک «میگ» توسط «کبری» نصف می شود

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰, ۹:۳۹ ق.ظ
توسط Hiddenway
PATAFA... نوشته شده:رشادتهای اون موقع کجا وتیپ رپ ومانتو کوتاه :-? :-? :-? و......کجا


چه ربطی داشت؟!

Re: وقتی یک «میگ» توسط «کبری» نصف می شود

ارسال شده: یک‌شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰, ۱:۰۶ ب.ظ
توسط GH58
:smile: :smile: :smile:
سلام
چند سال پيش تو يه مجله قديمي خوندم كه درسال 59 يه ميگ در منطقه غرب كشور با شليك رگبار تفنگ ژ3 سرنگون شده
راست ودروغش با نويسنده اما با قدرت بي نظير ژ3 در ميون سلاحهاي انفرادي اگه ميگه در ارتفاع پايين پروازميكرده سرنگونيش قابل قبول به نظر ميرسه