آرش
ارسال شده: یکشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۰, ۱۱:۲۴ ب.ظ
در زمان پادشاهی [External Link Removed for Guests] [External Link Removed for Guests]، در جنگی با [External Link Removed for Guests]، [External Link Removed for Guests] سپاهیان [External Link Removed for Guests] را در [External Link Removed for Guests] محاصره میکند. سرانجام منوچهر پیشنهاد صلح میدهد و تورانیان پیشنهاد آشتی را میپذیرند و قرار بر این میگذارند که کمانداری ایرانی برفراز [External Link Removed for Guests] تیری بیاندازد که تیر به هر کجا نشست آنجا مرز ایران و [External Link Removed for Guests] باشد. آرش از پهلوانان ایران داوطلب این کار میشود. به فراز [External Link Removed for Guests] میرود و تیر را پرتاب میکند تیر از صبح تا غروب حرکت کرده و در کنار رود [External Link Removed for Guests] یا [External Link Removed for Guests] بر درخت گردویی فرود میآید. و آنجا مرز [External Link Removed for Guests] و [External Link Removed for Guests] میشود.پس از این تیراندازی آرش از خستگی میمیرد. آرش هستیاش را بر پای تیر میریزد؛ پیکرش پاره پاره شده و در خاک ایران پخش میشود و جانش در تیر دمیده میشود. مطابق با برخی روایتها [External Link Removed for Guests] تیر و کمانی را به آرش داده بود و گفته بود که این تیر خیلی دور میرود ولی هر کسی که از آن استفاده کند، خواهد مرد. با این وجود آرش برای فداکاری حاضر شد که از آن تیر و کمان استفاده کند.
بسیاری آرش را از نمونههای بیهمتا در [External Link Removed for Guests] جهان دانستهاند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است.
بسیاری آرش را از نمونههای بیهمتا در [External Link Removed for Guests] جهان دانستهاند؛ وی نماد جانفشانی در راه میهن است.
